• رولا غنی بانوی اول و همسر مسيحي اشرف غنی رییس جمهور افغانستان

در قسمت هفتم از مجموعه مقالات فعالیت سمن های غربی (NGO) در افغانستان (7) حوزه های تهاجم فرهنگی سمن ها و نهادهای غربی در افغانستان بررسي خواهد شد.

در قسمت پیشین برنامه به یکی از ویژگی های خطیر برنامه های نهادهای غربی در ترویج فرهنگ غربگرایی و نولیبرالیسم تسلیم طلبانه در جامعه افغانستان، یعنی تاثیرگذاری زیرپوستی وپیامدهای بلندمدت این برنامه ها پرداختیم و گفتیم که برنامه های مذکورعمدتا کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان را هدف قرار داده اند.

با توجه به این ویژگی بیان شد که اگرچه فرهنگ بیگانه ستیز ریشه دار افغان ها با سابقه تاریخی دفع اشغالگری انگلیس و شوروی اکنون نیز سر سازش با مهاجمان و اشغالگران آمریکایی و غربی را ندارد، اما معلوم نیست که این فرهنگ، در صورت طولانی تر شدن حضور این اشغالگران و فعالیت های فرهنگی سلطه جویانه آن ها در افغانستان، در میان نسل های آینده این کشورهم زنده بماند و این یک تهدید راهبردی برای استقلال و یکپارچگی افغانستان است. این همان خطری است که نگرانی مردم و شخصیت های مردمی افغانستان را از طولانی تر شدن حضور نظامی غرب و تداوم فعایت  نهادهای غربی در این کشور دوچندان کرده است.

با درنظرگرفتن تعدد و سابقه طولانی حضور سمن ها و نهادهای غربی ظاهرا غیردولتی در افغانستان از یک سو، و حوزه های فعالیت این نهاد ها از سوی دیگر، نگرانی و احساس خطر مردم این کشور از تاثیرات مخرب آنها را باید کاملا معقول و منطقی دانست. 

مهم­ترین حوزه­ های موردعلاقه  سمن‌های غربی در افغانستان از بدو ورود به این کشور، بخش های آموزش و پرورش و بهداشت و درمان بوده اند که فعالیت در این بخش ها آن ها را در تماس مستقیم با همه افغان ها از هر قشر و قومیت قرار داده است. به این ترتیب، نهادهای غربی که تعداد آنها در افغانستان اکنون به چهارصد نهاد می رسد، امکان تأثیرگذاری عمیق و فرا نسلی بر روند تحولات فکری، فرهنگی و سیاسی جامعه افغانستان را که هدف اصلی، اما اعلام نشده آنها است، یافته اند. این درحالی است که این نهادها رسما تحت عناوین بشردوستانه و خیریه و با اهداف اعلامی نظیر کمک به بازسازی و توسعه  در افغانستان حضور دارند.

در بخش تعلیم و تربیت، آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزان و دانشجویان، در اولویت نهادهای غربی فعال در افغانستان قرار داشته است، به­ طوری که تدریس در دانشگاه آمریکایی کابل به زبان انگلیسی صورت می­گیرد. نهادهای آمریکایی همچنین این سیاست را با بهره گیری از خلاءهای موجود در افغانستان و دخالت در کار تدوین، چاپ و انتشار کتاب ­های درسی، دنبال می‌کنند. برخی کارشناسان مسایل افغانستان معتقدند برنامه های آموزشی نهادهای غربی در افغانستان در راستای دستیابی به دو هدف بلندمدت طراحی شده اند: اول، تغییر ساختار فکری و فرهنگی افغان­ها از طریق آموزش و تربیت نسلی غربگرا از فرزندان آنها؛ دوم، تبدیل افغاانستان به  پایگاهی برای ترویج فرهنگ غربی در منطقه آسیای مرکزی. «محمدشریف پاکرای» رییس آکادمی علوم اسلامی افغانستان از جمله کارشناسانی است که دخالت  در طراحی نظام آموزش و پرورش و محتوای کتاب های درسی را بخش مهمی از تهاجم فرهنگی غرب در افغانستان می­ داند و براین باور است که هدف اصلی غرب از این تهاجم، مسلط کردن فرهنگ لیبرال غربی برشیوه تفکر و سبک زندگی جامعه افغانستان است.

از دیگر منتقدان سرسخت عملکرد نهادهای غربی در افغانستان، رمضان بشردوست، وزیر برنامه‌ریزی افغانستان در دولت حامد کرزی است.  یکی از مهم­ ترین دلایل  کناره­ گیری و خروج بشردوست از دولت کرزی، مخالفت صریح او با عملکرد سمن­ ها  در بخش های مختلف شامل آموزش و به ­طور کلی برنامه­ های غرب در افغانستان بود. آقای بشردوست ضمن متهم کردن سمن­ های غربی به تخریب همه جانبه افغانستان، این تخریب را با تخریب های دوران حاکمیت نظام مارکسیستی  بر این کشور قابل قیاس می داند. به باور وی، آمریکا در نظر دارد با بهره­ گیری از سمن­ های آمریکایی و اروپایی در قالب نهادهای امدادرسان، ساختار ذهنی نسل جوان و نسل­ های بعدی افغانستان را تغییر دهد و آن را با برداشت­ های لیبرالیستی غرب سازگار سازد.

بسیاری دیگر از صاحبنظران مسایل افغانستان همچون آقای بشردوست بر این باورند که آمریکا و متحدان اروپایی­ اش تمامی تلاش خود را روی کودکان و جوانان افغان متمرکز کرده ­اند و امیدوارند بتوانند نسل بعدی افغان ها را با دور کردن از باورهای اسلامی و فرهنگ بیگانه ستیزی غالب، به‌ گونه ­ای تربیت کنند که  با جریان فرهنگی غرب هماهنگ  شود و در مقابل آن ایستادگی نکند.

همانطور که در مقدمه این گفتار اشاره شد، بخش بهداشت و درمان نیز همچون آموزش و پرورش، از مهم­ ترین حوزه های مورد توجه نهادهای غربی فعال در افغانستان بوده است. صرفنظر از برخی تشکل های مردم نهاد که با انگیزه های بشردوستانه به یاری مردم افغانستان شتافته اند، بسیاری از نهادهای نیروهای اشغالگر از امکان ارتباط نزدیک با مردم این کشور در حوزه بهداشت و درمان، برای دستیابی به اهداف دیگر خود نظیر اهداف اطلاعاتی، امنیتی و فرهنگی بهره برداری می کنند. در واقع با توجه به نیازهای پزشکی حیاتی مردم افغانستان که بیشتر در روستاها و مناطق دور دست عشایری زندگی می‌کنند و به دارو و درمان و حتی خدمات اورژانس دسترسی مناسبی ندارند، مؤسسات امدادی غربی در برقراری ارتباط با انها و جلب اعتمادشان مشکل چندانی ندارند. به همین دلیل بسیاری از نهادهای غربی که ماموریت تعریف شده آنها در افغانستان در حوزه بهداشت و درمان هم نیست، بخشی از امکانات خود را به بهداشت و درمان یا «صحت» اختصاص داده اند.

اولویت دادن به اغراض سیاسی و فعالیت های فرهنگی سلطه جویانه و استفاده ابزاری نهادهای غربی از بخشهای آموزش و پرورش و بهداشت و درمان موجب شده است تا علیرغم صرف میلیاردها دلار هزینه طی سالیان متمادی حضور این نهادها در افغانستان، مشکلات ساختاری این بخش ها و موانع بازسازی و توسعه اقتصادی این کشور پابرجا بمانند و در مواردی نظیر تروریسم و تولید و قاچاق مواد مخدر حتی وخیم تر شوند. این اشتباه  فاجعه بار یا انحراف برنامه ریزی شده، واقعیتی است که بسیاری از فعالان غربی در افغانستان نیز به آن اذعان دارند.

از آن جمله، «پیتر بُتر» رییس سازمان خیریه «کارتیاس» آلمان است که از دهه 80 میلادی در پیشاور در کار امدادرسانی فعال بوده و بعد از دخالت نظامی آمریکا و ناتو به همراه نیروهای آلمان در بخش ­های شمالی افغانستان دست­ اندرکار فعالیت های امدادرسانی و بازسازی شده است. وی می گوید: «در زمینه کمک ­های بین­ المللی برای افغانستان اشتباه­ های بزرگ سیاسی رخ داده است و جامعه بین‌المللی به اندازه کافی در بازسازی کشور افغانستان سرمایه­ گذاری نکرده است."

دیگر عرصه مهمی که درپی حمله نظامی و ورود تجاوزکارانه آمریکا و ناتو به افغانستان جایگاه ویژه ای در برنامه های نهادهای غربی در این کشور داشته است، امور زنان بوده است. تاثیرگذاری بر قشر زنان، اهمیتی دوچندان نسبت به اقشار دیگر در برنامه های نهادهای غربی در افغانستان دارد. چراکه اولا، زنان حدود نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند و ثانیا، در جایگاه مادر، نقش تعیین کننده ای در چگونگی شکل گیری هویت نسل آینده این کشور برعهده دارند. در دوران حکومت طالبان بر افغانستان زندگی زنان این کشور تحت فشارها و محدودیت های مبتنی بر برداشت­ های واپسگرایانه خاص این گروه از اسلام قرار داشت. برداشت هایی که، بیشتر در باورها و عادات قبیله ای ریشه دارند. از جمله مهم ترین مشکلات زنان افغان در آن دوران، موانع تحصیل، اشتغال و فعالیت های اجتماعی بود.با آگاهی از این سابقه، زمانی که آمریکا و ناتو وارد افغانستان شدند، در تبلیغات خود برای جلب نظر بانوان افغان به برنامه های خود در ترویج سبک زندگی غربی، توجه زیادی به مسایل آنها نشان دادند.

درهمین راستا، سازمان­ های غیردولتی غربی نیز در چارچوب فعالیت­ های امدادی خود، برنامه هایی را به امور زنان افغانستان اختصاص دادند. از این برنامه ها، گروه هایی از زنان افغان به­ ویژه زنان شهری و تحصیل کرده که از محدودیت های دوران طالبان به شدت نارضایتی داشتند  و در آن دوران مجبور به خانه­ نشینی و از دست دادن مشاغل و درآمدهای بیرون از خانه  شده بودند، استقبال کردند. اما بسیاری از این برنامه ها به دلیل تناسب نداشتن با شرایط فرهنگی و اجتماعی افغانستان، پیامدهای نامطلوبی داشته اند.  یکی از پرحاشیه ­ترین آنها که مخالفت­ های جدی بخش­ های مهمی از جامعه و حتی نهادهای دولتی افغانستان را به دنبال داشته است، تأسیس خانه­ های امن برای اسکان زنانی بوده است که به دلایل مختلف از جمله خشونت و بدرفتاری در محیط خانواده­، از خانه گریخته اند. بر اساس اطلاعات وزارت زنان افغانستان، این خانه­ ها از حمایت های مالی و حقوقی نهادها و سازمان های خیریه­ غربی برخوردارند. اما برخی مقامات افغانستان ازجمله وزیر عدلیه، می گویند که  خانه­ های  مذکور در عمل، به محل فحشا تبدیل شده اند.

تبلیغ و ترویج مسیحیت از دیگر فعالیت های نهادهای غربی در افغانستان است که در سایه حضور نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در این کشور، از طریق فعالیت های تبشیری مخفیانه و تشکیل کلیساهای خانگی دنبال می شود. فعالان این عرصه، مبلغان مسیحی هستند که در پوشش نیروهای امدادگر به افغانستان آمده اند و از حمایت دولت های غربی و نهاد کلیسا در اروپا و آمریکا برخوردارند. از نظر مردم و رهبران دینی و سیاسی افغانستان، فعالیت تبشیری این مبلغان که در تعارض جدی با احکام شرعی و قوانین این کشور قرار دارد، بخشی از استراتژی کشورهای غربی برای نابودی فرهنگ ملی- دینی افغان‌ها به حساب می آید. به همین دلیل، در هر مورد که اقدام یک موسسه خیریه غربی به فعالیت دینی- تبشیری برای مقامات افغانستان مسجل شده است، اقدام به لغو مجوز کار و اخراج  مسئولان آن موسسه از این کشور ­کرده ­اند.

با وجود این، آنگونه که ازبرخی گزارش های رسمی نظیر گزارش امراله صالح رییس پیشین امنیت ملی در جلسه پارلمان یا اظهارات حنیف اتمر وزیر کشور سابق و سرپرست کنونی وزارت امورخارجه افغانستان برمی آید، فعالیت­ های تبشیری مخفیانه نهادهای غربی در این کشور، دامنه­ دار و گسترده است.

اگرچه تاثیر فعالیت های تبشیری بر جامعه افغانستان هنوز چندان جدی ارزیابی نمی شود، اما به هرحال  ترفند های نهادهای غربی نظیر تبلیغ آسان گیری در مسیحیت و ارایه کمک های مالی یا تسهیلات پناهجویی در کشورهای غربی، تاثیراتی هم هرچند سطحی، بویژه در میان جوانان دارد. این در حالی است که حتی خبرهایی از حمایت های  خانواده رییس جمهور افغانستان از تبلیغات تبشیری فاش شده است. از جمله اینکه، خانم " رولا عبدالغنی " همسر اشرف‌غنی احمدزی رئیس جمهور افغانستان در اظهار نظری عجیب در مصاحبه با خبرنگار فارن پالیسی گفته است که اگر مسیحیت برای بانوان افغانستان تشریح شود، نیمی از آن‌ها به دین حضرت عیسی(ع) می‌گروند!  

خانم غنی به عنوان بانوی اول افغانستان در این مصاحبه با تاکید بر مسیحی بودن خود اضافه می نماید: "مسیحی بودن من جرم نیست، اگر چه من از ناحیه مادری به نوعی یهودی محسوب می شوم. من در طول ده سال گذشته از فعالیت برخی گروه های تبلیغی مسیحیت در مناطق مرکزی، شمالی و کابل به صورت غیر مستقیم حمایت هایی داشته ام."

مرداد ۲۵, ۱۳۹۹ ۰۷:۵۳ Asia/Tehran