قسمت پایانی مجموعه مقالات گذار به نظم نوین بین المللی، نظم نوین بین الملل از منظر اندیشکده های بین المللی
در قسمت پایانی از مجموعه مقالات گذار به نظم نوین بین المللی، نظم نوین بین الملل از منظر اندیشکده های بین المللی بررسی می شود
با قسمت هشتم و آخرین قسمت از مجموعه مقالات «گذار به نظم نوین بین المللی» در خدمت شما هستیم. در این مجموعه مقاله سعی کردیم، ضمن معرفی نظم بین المللی کنونی جهان، ویژگی های نظـم جدیـد بین المللی که در حال شکل گیری است و همزمان است با افول و انزوای آمریکا را بررسی کنیم. در قسمت آخر از این مجموعه، نظم نوین بین الملل از منظر اندیشکده های بین المللی، بررسی می شود.
جهان امروز دربرگیرنده هزاران اندیشکده، مؤسسه مطالعات راهبردی و هیئت های اندیشه ورزی است که کارشناسان و تحلیل گران راهبردی را در خود گرد آورده اند و با انتشار گزارش های راهبردی بر افکار سیاستمداران، بخش خصوصی، رسانه ها و جوامع تأثیر می گذارند. بسیاری از تحلیل گران، محققان و اندیشکده های غربی بر این نکته اتفاق نظر دارند که افول نظم لیبرال غربی، واقعیتی است که در نظام بین الملل در حال وقوع است و با افول این نظم، قدرت آمریکا نیز به عنوان رهبر آن افول خواهد یافت. بر اساس پیش بینی ها، قدرت و نفوذ غرب به رهبری آمریکا طی سال های آتی افول و دوران پساآمریکایی یا پسا عصر غرب، آغاز خواهد شد . سالهاست که گزاره افول جهان تک قطبی و رنگ باختن سلطه غرب و نظم جهانی پس از جنگ جهانی در محافل آکادمیک، اندیشکده ها و رسانه ها مطرح است و هر از گاهی موضع گیری هایی از سوی شخصیت هایی که به عنوان دولتمرد و سیاستمدار نقش ویژه ای در تحکیم هژمونی غرب بر جهان ایفای نقش کرده اند، منتشر می شود. آنان معتقدند نظم جهانی مبتنی بر قدرت آمریکا در حال فروپاشی و سقوط بوده و شاهد شکلگیری نظم جدید در جهان هستیم.
واحد تحقیقات پنتاگون در گزارشی اعلام کرده است آمریکا در سال 2035، دیگر ابرقدرت جهان نخواهد بود. آمریکا احتمالاً خود را در محیطی مییابد که روسیه یا چین با این کشور برابری میکنند یا حتی در برخی زمینههای اقتصادی و نظامی از غرب پیشی گرفتهاند. آمریکا و متحدان این کشور در 20 سال آینده در جهانی زندگی میکنند که شکلدهی نظم جهانی در آن به شیوهای که از زمان پایان جنگ سرد مرسوم بوده است بسیار دشوار خواهد بود. شکست و افول نظم لیبرال غربی، واقعیتی است که در نظام بینالملل در حال وقوع است. آمریکا به عنوان رهبر این نظم، خود نیز دچار ضعف شده و مولفههای قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک آن رو به سقوط است.
همچنین براساس تحلیل روندهای جهانی 2030 از سوی شورای اطلاعات ملی آمریکاریال واشنگتن در سال 2030 جایگاه ابرقدرتی خود را از دست خواهد داد، شبکه های جهانی و ائتلاف ها از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند و با توجه به اینکه هیچ کشوری به جایگاه ابرقدرتی دست نخواهد یافت، جهان به سوی نظام چندقطبی گرایش پیدا خواهد کرد. خیزش سایر قدرتهای بزرگ مانند چین، هند، برزیل، روسیه و اتحادیه اروپا و محور مقاومت علاوه بر اینکه کاهش رهبری جهانی آمریکا را در پی دارد، دنیا را به سوی چندقطبی گرایی پیش خواهد برد.
«اندیشکده بروکینگز» در زمینه افول قدرت آمریکا معتقد است: برخی افراد از جمله خود آمریکاییها بر این باورند «سقوط برگشتناپذیر» در ایالات متحده آمریکا شروع شده و جهان در حال ورود به عصر پساآمریکا است. همچنین براساس یافتههای «دانشکده تجارت هاروارد»، نظام سیاسی آمریکا شکست خورده و اقتصاد آن هم در حال سقوط بوده و دست و پا میزند. رشد و رفاه اقتصادی آمریکا 20 سال پیش به پایان رسید. رویای آمریکایی و ارزشهای مورد ادعای لیبرالیسم، در معرض خطر است. آمریکاییها به رهبران سیاسی اعتماد ندارند و قطببندی سیاسی به طرز چشمگیری افزایش یافته است.
اندیشکده کارنگی در تحلیلی با عنوان «نظم جهانی در سال 2050» بیان میکند که در دهه های آینده، کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین به نیروهای قدرتمند در اقتصاد و سیاست جهانی تبدیل میشوند. آمریکا تبدیل به بازیگر منطقهای میشود و قدرت نسبی به چین منتقل میشود. برآوردهای مربوط به شاخص قدرت ملی نشان میدهد چین در سال 2025 در سطحی یکسان با آمریکا خواهد بود و در 2050 کاملا از آن جلو خواهد افتاد.
جان میرشایمر را می توان نماد رئالیست ها در روابط بین الملل دانست. جان مرشایمر در کتاب تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ، از منظر یک رئالیست تهاجمی به ظهور هژمون های منطقه ای می پردازد و این دیدگاه را ارایه کرده است که قدرتهای بزرگ در درجه اول محیط پیرامونی شان را مطابق نیازهای امنیتی خویش شکل می دهند و هژمون ها، دیگر قدرتها را ناگزیر از ترک منطقه مجاورشان می کنند. سپس استراتژی هایی را برای ممانعت از ظهور یک هژمون رقیب در دیگر مناطق بکار می گیرند. در همین راستا «جان ایکنبری» (John Ikenberry)، نظریهپرداز روابط بینالملل و سیاست خارجی آمریکا و استاد علوم سیاسی دانشگاه پرینستون آمریکا، سال 2014 در مقالهای با عنوان «آینده نظم جهانی لیبرال» که توسط مجله «فارین افرز» منتشر شد، به تغییر قدرت جهانی اشاره میکند. وی معتقد است تغییر قدرت جهانی و افول قدرت آمریکا و تغییر نظام تکقطبی در جریان است. عصر آمریکا در حال پایان است و نظم جهانی شرقی جایگزین نظم جهانی غربی شده است. اتفاقی که در غرب آسیا با محوریت روسیه ، چین و محور مقاومت در حال روی دادن است.
«میشل کاکس» (Michael Cox) استاد روابط بینالملل در انگلستان به این موضوع میپردازد که در اوایل قرن 21، ما شاهد حقیقتی جدید به نام «تغییر قدرت» هستیم. در این فرآیند، آمریکا و غرب در حال سقوط بوده و نظم جدید بینالمللی توسط بهاصطلاح بریکس، شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین در حال شکلگیری است. در حقیقت، جهان شاهد مقاومت تحمل ناپذیری برای تغییر و کاهش قدرت غرب و ایالات متحده خواهد بود. مشابه این عقیده را فرید ذکریا دارد. «فرید زکریا»، نظریهپرداز نئورئالیست، متفکر و نویسندۀ هندی آمریکایی، در کتاب «جهان پساآمریکایی» جهانی را به تصویر می کشد که در آن آمریکا نه رهبری اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن را بر عهده خواهد داشت و نه بر فرهنگ آن چیره خواهد بود. او «خیزش دیگران» به معنای رشد کشورهایی چون چین، هند، برزیل، روسیه و بسیاری دیگر را تحول بزرگی می داند که جهان را در قالبی نو خواهد ریخت. وی از این تحولات با عنوان «جابه جایی بزرگ» یاد می کند.
آلفرد مککوی اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه و ﻣﻮرخ آﻣﺮیکایی ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮگ اﯾﺎلات ﻣﺘﺤﺪه اﻣﺮﯾکا ﺑﻪﻋﻨﻮان اﺑﺮﻗﺪرت ﺟﻬﺎﻧﯽ به ﻣﺮاﺗﺐ ﺳﺮیع ﺗﺮ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ تصور می کند. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ او ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺳﺎل ﭘﺎﯾﺎن و ﻣﺮگ اﯾﻦ اﺑﺮﻗﺪرت 2040 تا 2050 باشد اﻣﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرت واقع ﮔﺮاﯾﺎنه ای اﯾﻦ ﻣﺮگ ﺗﺎ سال 2025 ﮐﺎﻣﻞ می ﺷﻮد و ﺟﻬﺎن اﻧﺘﻘﺎل ﺛﺮوت و ﻗﺪرت اﻗﺘﺼﺎدی را از ﻏﺮب ﺑﻪ ﺷﺮق ﺷﺎﻫﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. وی ﺑﺰرگﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺳﻘﻮط اﻣﺮﯾﮑا را نظامی گری در جهان می داند.
ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، نیز معتقد است جهان آینده، جهان بیقطبی است، جهانی که شاخصه آن وجود کانونهای متعدد قدرت است و جهانی شدن این عصر بی قطبی را تقویت می کند.
ﺑﺮرﺳﯽ آرای اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان و اندیشکده ها، ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ اﺟﻤﺎﻋﯽ جدی ﺑﺮ ﺳﺮ اﻓﻮل ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﯾﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه در ﻧﻈﺎم ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻞ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳـﺖ، اﻣـﺎ ﭘﺮﺳـﺶ ﮐﻠﯿـﺪی آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﯾﺎ ﺑﺎزﯾﮕﺮاﻧﯽ از ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ اﯾﻦ ﮐﺸﻮر ﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﺑﻬﺘﺮ اﯾﻔﺎی ﻧﻘـﺶ در ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ روﻧﺪ اﻧﺘﻘﺎل ﻗﺪرت ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ؟ این اندیشکده ها با تاکید بر گذار به نظام چند قطبی، در پاسخ به این سوال معتقدند که کشورهایی مانند چین ، روسیه ، ایران به عنوان رهبر محور مقاومت ، هند و برزیل و اقتصادهای نوظهور نقش کانونی در نظم نوین جهانی ایفاء خواهند کرد .