در قسمت نهم و آخرین قسمت از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل - اسلام آباد در دوره طالبان؛ نگاه اندیشکده ها به مناسبات افغانستان و پاکستان بررسی می گردد.

مرکز مطالعات ویلسون Wilson Center مستقر در واشنگتن شهریور 1400  (سپتامبر 2021) در مقاله ای با عنوان "دوستی پاکستان با طالبان در حال تغییر است" به قلم مایکل کوگلمن Michael Kugelman،  معتقد است: تسلط طالبان در افغانستان یک پیروزی استراتژیک برای پاکستان به ارمغان آورد و برای اولین بار پس از 20 سال، یک دولت دوست در کابل ایجاد کرد. اما پاکستان ممکن است به زودی متوجه شود که دوستی با طالبان به این راحتی حاصل نخواهد شد. وابستگی طالبان به پاکستان اهرمی را به اسلام آباد داد و آن را قادر ساخت تا بر رفتار طالبان در میدان جنگ تأثیر بگذارد و این گروه را به مذاکره با دولت ایالات متحده بکشاند. پاکستانی ها یک درخواست فوری، اما بلندپروازانه از دولت جدید طالبان دارند: آنها می خواهند طالبان، تحریک طالبان پاکستان را که رهبری آن در افغانستان مستقر است، مهار کند.

اندیشکده آمریکایی رند RAND Corporatioشهریور 1400 (21 سپتامبر 2021)  در مقاله ای با عنوان "چین و پاکستان؛ چشم در چشم طالبان " به قلم دِرِک گروسمن Derek Grossman منتشر کرده است. نویسنده معتقد است: با فتح مجدد افغانستان توسط طالبان، همسایگان منطقه ای در حال تنظیم سیاست های خود در قبال حکومت طالبان هستند تا واقعیت ژئواستراتژیک جدید را در نظر بگیرند. در میان این کشورها، از چین و پاکستان می‌توان به عنوان «برادران آهنین» طالبان نام برد. خبر خوب برای پکن و اسلام آباد این است که سیاست های آنها در مورد افغانستانِ تحت کنترل طالبان، به طور گسترده همسو هستند. اما یکی از حوزه‌های بسیار حساس و مهم، مقابله با تهدیدات امنیتی از سوی تروریست‌ها و جدایی‌طلبان است که می‌تواند به نقطه دردناک قابل توجه در روابط نزدیک چین و پاکستان تبدیل شود.

 چین و پاکستان هر دو از بازگشت طالبان به قدرت استقبال کرده اند؛ چرا که طالبان می تواند چالش هایی برای هند، به عنوان دشمن مشترک چین و پاکستان، ایجاد کند. اهمیت این موضوع در حالی است که از تابستان 1399(2020) چین و هند درگیر بن بست نظامی بر سرمرز مورد مناقشه خود در هیمالیا بوده اند. اعتمادی بین پکن و دهلی نو عملاً وجود ندارد. دولت سابق افغانستان که از سوی ایالات متحده حمایت می شد، دوست خوب هند بود، در حالی که طالبان تحت حمایت پاکستان، به ویژه اگر آنها با چین نیز همسو شوند، احتمالاً به دشمنان هند تبدیل خواهند شد. پاکستان نیز می‌خواهد با طالبان (که دهه‌ها از آن حمایت کرده است) روابط دوستانه را ادامه دهد تا در سراسر مرز خود با افغانستان با یک نماینده وفادار به خود (طالبان) همکاری کند.

عایشه صدیقه Ayesha Siddiqa ، پژوهشگر دپارتمان مطالعات جنگ در کالج لندن The Department of War Studies, King's College London در مصاحبه در 24 در سال 2022 بیان داشته است که: طالبان افغانستان، موجودیت یکپارچه نیست؛ با این حال، پاکستان به حمایت از طالبان ادامه خواهد داد اما کنترل کمی بر طالبان جهت متقاعد کردن آنها برای سرکوب تحریک طالبان پاکستان دارد. تهدید و خطر جدی از جانب تحریک طالبان، پاکستان را تهدید نمی کند؛ چون پاکستان می‌تواند بگوید که تحریک طالبان، بازیگر غیردولتی است و تحت کنترل دولت نیست.

اندیشکده چتم هاووس Chatham House در مقاله ای با عنوان افغانستان، یک سال پس از حکومت طالبان به قلم حمید حکیمی، نویسنده و پژوهشگر پاکستانی خود در مرداد 1401 (آگوست 2022) آورده است: از زمان روی کار آمدن مجدد طالبان در افغانستان، تمرکز اصلی این گروه بر حفظ وحدت داخلی بوده است و بعید است این موضوع در کوتاه مدت تغییر کند. پرداخت حقوق به جنگجویان و سربازان، حفظ هماهنگی بین تندروها و عناصر عملگراتر، و اطمینان از حفظ کنترل اراضی در محوریت حاکمیت طالبان، مهم ترین دغدغه های این گروه را تشکیل می دهد. بازیگران منطقه ای و همسایگان افغانستان نیز تلاش کرده اند با طالبان ارتباط بگیرند. چندین کشور مانند پاکستان، ایران، چین و روسیه، سفارت‌های خود را برای فعال کردن کانال‌های تعامل با رژیم طالبان  بدون اینکه این رژیم را به رسمیت بشناسند، باز نگه داشته‌اند.اما کشتن ایمن الظواهری در کابل توسط آمریکا و ناکامی طالبان در نشان دادن اینکه روابط خود را با القاعده قطع کرده است، کار را برای بازیگران منطقه ای دشوارتر می کند و احتمال تنش بیشتر بین رژیم طالبان و جهان خارج را افزایش خواهد داد. ضمنا تسلط طالبان در افغانستان، بر وضعیت امنیتی همسایگان آن نیز تأثیر  گذاشته است.

اندیشکده آمریکایی بروکینگز Brookings Institution در بهمن 1401 (فوریه 2022) در مقاله ای با عنوان "رویکرد بلندپروازانه پاکستان در قبال شورش مجدد تحریک طالبان پاکستان" به قلم مدیحه افضل، پژوهشگر و صاحبنظر پاکستانی خود  نوشته است: بعید است طالبان اقداماتی برای محدود کردن تحریک طالبان پاکستان انجام دهد. تغییر سیاست‌های اسلام آباد در قبال تحریک طالبان باعث شده است که افکار عمومی این کشور در مورد ماهیت تهدیدی که تحریک طالبان ایجاد می‌کند، اطلاعات کمی داشته باشند. با روی کار آمدن مجدد طالبان در افغانستان، تحریک طالبان احیا شده است و تقاضای اصلی از دولت پاکستان، مذاکره  نکردن با این گروه است. دولت باید رویکردی جسورانه و ثابت در قبال این گروه اتخاذ کند. دولت، در ابتدا باید با شهروندان خود در مورد ریشه های افراط گرایی تحریک طالبان پاکستان شفاف باشد. این ریشه ها محلی هستند که برخاسته از قوانین، سیستم آموزشی و سیاست (آمریکایی) پاکستان می باشند.

اسفندیار میر، صاحبنظر پاکستانی از موسسه آمریکایی صلح United States Institute of Peace در مقاله ای با عنوان "مشکل پاکستان با طالبان دوقلو" که در اردیبهشت 1401 (می 2022 ) منتشر کرد، معتقد است: پاکستان و طالبان افغانستان در آستانه یک بحران بزرگ قرار دارند. طالبان از زمان به قدرت رسیدن، پاکستان را - به عنوان حامی اصلی در جریان جنگ علیه ایالات متحده و دولت سرنگون شده افغانستان - به چالش کشیده است. طالبان این کار را با به چالش کشیدن وضعیت مرز افغانستان و پاکستان و ایجاد پناهگاهی برای گروه شورشی ضد پاکستانی تحریک طالبان پاکستان انجام داده است. طالبان اصرار دارند اسلام آباد با تحریک طالبان، مذاکرات صلح برگزار کند

نوذر شفیعی، کارشناس ایرانی مسائل شبه قاره و استاد دانشگاه معتقد است: پس از حضور مجدد طالبان در قدرت، امنیت در افغانستان، جهت دار و هوشمند شده است و آن بخش از جامعه که باید امنیت داشته باشد، امنیت آن تأمین می شود که مربوط به امنیت یک گروه قومی و یک گروه سیاسی است و سایر قومیت ها و گروه های سیاسی فاقد امنیت هستند. بی تفاوتی یا چراغ سبز طالبان و فعالیت داعش در افغانستان سبب ساز کشته و مجروح شدن تعدادی از شهروندان افغانستانی به خصوص هزاره ها شده است.  اگر این روند ادامه پیدا کند ممکن است بخشی از جامعه افغانستان که احساس می کند نهادی که امنیت آن ها را تأمین کند وجود ندارد، ممکن است برای تأمین امنیت خود سیاست «خودیاری» را در دستور کار قرار دهد یعنی اینکه هر گروهی در محیط ناامن افغانستان ناچار شود که خود تأمین امنیتش را بر عهده بگیرد. اگر چنین اتفاقی بیافتد افغانستان به سمت جزایری از گروه های قومی، مذهبی و مسلح سمت و سو پیدا خواهد کرد که طالبان توان کنترل و مدیریت آن را نخواهد داشت.

 پیرمحمد ملازهی، کارشناس ایرانی مسائل شبه قاره معتقد است: با تسلط طالبان بر روی افغانستان، پاکستان، عربستان سعودی و آمریکا برنده قدرت گیری طالبان در افغانستان شدند. واقعیت این است که در قبال آینده افغانستان معامله‌ای در دوحه میان آمریکا، پاکستان و عربستان سعودی شکل گرفته تا طالبان به قدرت برگردند و امارت اسلامی گزینه‌ای است که از سوی ایالات متحده و نیروهای همسویش در این منطقه انتخاب شده‌ تا به جای نیروهای لیبرال دموکراتی که از سال ۲۰۰۱ در افغانستان مستقر شده‌اند، قرار بگیرند؛ در واقع واشنگتن از نیروهای دموکرات و حقوق بشر در افغانستان عبور کرده است.

  محمدرضا بهرامی، سفیر سابق جمهوری اسلامی در کابل معتقد است: که دوسال از تسلط طالبان بر اداره افغانستان می‌گذرد اما هنوز هیچ دولتی، طالبان را به رسمیت نشناخته است و تعامل غیررسمی و زیرخط شناسایی کماکان توسط همه کشورهای مختلف در مورد طالبان رعایت می‌شود. ماهیت رابطه طالبان با گروه‌های افراطی غیرافغان پدیده‌ای به شدت پیچیده و مناسبات درهم تنیده است. حتی اگر پدیده ساختار موقت طالبان را مبنا قرار دهیم، افغانستان در دوران گذار قرار می‌گیرد. به نظر می رسد اجماعی در مورد آینده افغانستان در بین منطقه و حتی خارج از منطقه وجود ندارد. بحران اوکراین بر تشدید رقابت‌ها و اختلافات افزوده و کمک کننده نبوده است. تعامل کشورهای مختلف با طالبان بر مبنای منافع موضوعی آنها صورت می گیرد. رویداد کشته شدن رهبر القاعده در افغانستان باعث شده فعلا شناسایی طالبان در دستور کار قرار نگیرد.

اسفند ۱۳, ۱۴۰۲ ۱۰:۳۲ Asia/Tehran