چشم انداز مناسبات کابل- اسلام آباد در دوره حکومت طالبان (7) تاثیر مناسبات افغانستان و پاکستان بر روابط با چین و هند
در قسمت هفتم از مجموعه برنامه چشم انداز مناسبات کابل - اسلام آباد در دوره طالبان؛ تاثیر مناسبات افغانستان و پاکستان بر روابط با چین و هند بررسی می گردد.
چین معتقد است پکن باید تمرکز خود را معطوف به گسترش نفوذ و تعامل اش در آسیای مرکزی کند، جایی که بتواند از رقابت های شدید ژئوپلیتیکی با ایالات متحده رها شود. در همین راستا، افغانستان نقش مهمی داشته و در واقع، بستری برای دسترسی چین به آسیای مرکزی بزرگتر خواهد بود.
به نظر می رسد که رویکرد چین در قبال افغانستان نیز چندان متفاوت از این مقوله نمی باشد. با توجه به مخاطرات بالای امنیتی و حضور شبه نظامیان اویغور مورد حمایت ترکیه در افغانستان، می شد انتظار داشت که ماه های پس از سلطه طالبان بر افغانستان، به یک مطالعه موردی درباره تغییر رفتار پکن و درگیر شدن بیشتر آن با همسایه غربی اش بدل شود. اما پکن در عوض، همچنان به رویکرد سنتی خود در قبال مسئله تعاملات بین المللی و سیاست حل مناقشه متعهد مانده است. مثل سیاست اعلامی از سوی پکن درباره اصل عدم مداخله، مذاکره با همه طرف ها و تلاش برای تقویت ثبات از طریق تعاملات اقتصادی. در واقع، چین قبلا همه این اقدامات را در سایر کشورها نیز انجام داده است. لذا به نظر می رسد که تمرکز مداوم روی مسئله پیوند افغانستان - چین، بیشتر مبتنی بر پتانسیل های تحقق نیافته این رابطه باشد تا واقعیت.
خروج آمریکا از افغانستان فرصتی را به دست چین می دهد تا با گسترش نفوذ خود و ایفای نقشی شبیه به ایالات متحده، ایده رهبری خود را به نمایش بگذارد. اما به رغم همه اینها، باید گفت که پکن همچنان تمایلی ندارد تا تبدیل به یک رهبر در افغانستان شود. عملکرد گذشته چین حکایت از آن دارد که این کشور ترجیح می دهد تا مسئولیت را به بازیگران محلی محول کرده و هر جا بتواند، از راهبرد "متوازن کننده" استفاده کند. براساس این رویکرد، می توان نحوه تعامل چین را با افغانستان در آینده پیش بینی کرد، چه طالبان در قدرت باشد و چه نباشد. نحوه تعامل چین را می توان نوعی تعامل گزینشی دانست. این کشور طی دو دهه گذشته با طالبان تعامل داشته است و در عین حال، جایگاه اقتصادی خود را نیز در افغانستان در سایه دولت های کرزی و اشرف غنی ارتقا داد. با این حال، چینی ها همچنان از حمایت آشکار از طالبان اجتناب کرده و می کنند و به احتمال زیاد، مراقب نحوه ارسال دارایی های خود به افغانستان در آینده نزدیک خواهند بود.
طالبان روابط نزدیکی با چین دارد و پس از خروج نیروهای آمریکایی و ناتو، نزدیکی میان چین و طالبان بیشتر شده است. طالبان به چین به عنوان یک همسایه قوی می نگرد که علاقمند سرمایه گذاری های بزرگ در افغانستان است. به همین دلیل، وزارت خارجه طالبان با انتشار بیانیه ای در رابطه به سفر نانسی پلوسی، رئیس مجلس آمریکا به تایوان در سال 2022 و تیره شدن روابط چین و آمریکا، بدون اشاره مستقیم به آمریکا گفت که کشورها از اقدامات تحریک آمیز پرهیز کنند. سخنگوی وزارت خارجه طالبان در توئیتی بر سیاست "اصل چین واحد" تأکید کرد و از همه کشورها خواست از اقداماتی که نقض حاکمیت ملی کشورها تلقی می شود و زمینه اقدامات تحریک آمیز بعدی را فراهم می کند، پرهیز کنند.
طالبان از چین خواسته است تا همکاری اقتصادی و سیاسی خود را در افغانستان گسترش دهد، به نحوی که حتی رهبری طالبان، پکن را شریک اصلی خود دانسته است. این نشان می دهد که این فرصت وجود دارد تا پکن بتواند بدون ایجاد تغییر خاصی در رویکرد خود، اهدافش را در افغانستان محقق کند. اگر فضای امنیتی افغانستانِ تحت اداره و مدیریت طالبان آن طوری که چین توقع دارد مطلوب باشد، فرصت بزرگی برای چین فراهم شده است. چینی ها ضمن اینکه می توانند پروژه های قرار داد شده ولی توقف یافته خود در زمینه استخراج معادن را از سر بگیرند، می توانند با افزایش ضریب حضور اقتصادی خود در بخش های دیگر اقتصاد افغانستان، این کشور را در مدار اقتصادی خود نیز قرار دهند. برای همین است که مشتاقانه آمادگی خود را در سهیم ساختن افغانستان در پروژه بزرگ کریدور اقتصادی چین - پاکستان (سی پک) ابراز داشتند.
چین اعلام کرد از مشارکت فعال افغانستان در ساخت مشترک یک کمربند - یک جاده جمهوری خلق چین استقبال می کند و آماده است تا کریدور اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد و از این رهگذر تجارب موفق تری را به نمایش گذاشته و افغانستان را با قدرت جغرافیایی به عنوان قلب آسیا، به پلی برای اتصال منطقه ای تبدیل کنند. می توان گفت که چین از اتصال افغانستان به کریدور (سی پک)، دو منفعت کلان به دست می آورد:
- نخست؛ اتصال افغانستان به چین،
- دوم؛ یکپارچه شدن افغانستان با پاکستان که خود بتواند از این یکپارچگی همسویی سیاسی سه جانبه چین - پاکستان - افغانستان را افزایش دهد.
دیدگاه اقتصادی چین به افغانستان، هنوز مانند گذشته است اما با این توضیح که پکن از ناحیه افغانستان نگران است. این نگرانی عمدتاً به حضور باصطلاح داعش خراسان در افغانستان برمی گردد که می تواند امنیت چین را از ناحیه ایالت سین کیانگ خراب کند. از سال 2022، باصطلاح داعش خراسان، به شکل فعالی شروع به جذب شبه نظامیان اویغور کرده و تبلیغات خود را روی چین متمرکز کرده است. چین نسبت به استقرار یک نظام اسلامی در افغانستان نیز دغدغه های خود را دارد، زیرا تصور می کند که با این اقدام، اویغورهای مورد حمایت ترکیه برای جدایی طلبی انگیزه پیدا کنند. این موارد دست به دست هم داده است تا چین طالبان را به رسمیت نشناسد.
پکن به طور فزاینده ای روابط امنیتی خود را با کشورهای آسیای مرکزی به ضرر دهلی نو مستحکم کرده است. همسویی سیاست بین چین و پاکستان در افغانستان، تقویت زیرساخت ها و ارتباطات اقتصادی بین چین و پاکستان و افغانستان است. و محدود کردن هند توسط سیاست چین در افغانستان است. اسلام آباد می داند روابط دوستانه چین و افغانستان، پیامدهای مهمی برای منافع اقتصادی و امنیتی هند در آسیای مرکزی خواهد داشت. در این منطقه، چین در حال حاضر از نظر اقتصادی تسلط دارد و به تدریج در آنجا نیز از نظر نظامی، جایگزین روسیه (شریک قدیمی هند) خواهد شد. طالبان نیز با اولویت گسترش روابط اقتصادی با پکن و نیز تلاش برای شناسایی رسمی توسط چین، به دنبال تعمیق روابط با اژدهای زرد می باشد.
پاکستان معتقد است، هدف سیاست هند در افغانستان، به لحاظ تاریخی، اصطلاحا "پاکستان محور" بوده است، که بر اساس ماهیت رابطه پاکستان با افغانستان رشد کرده است. به جز حمله شوروی به افغانستان و صعود طالبان، تاریخ روابط پاکستان با همسایه غربی خود در بی اعتمادی غرق شده است. در چنین وضعیتی، هند می تواند پاکستان را تحت فشار قرار دهد. به زعم پاکستانی ها، هند طی سال های پس از روی کار آمدن دولت کرزی و اشرف غنی در افغانستان، تحت پوشش کمک های عمرانی، شبکه ای جاسوسی در امتداد مرز پاکستان و افغانستان ایجاد کرده بود و افغانستانی هایی که با پاکستان در ارتباط بودند، را فریب داده و جذب می کرد. محافل رسمی در پاکستان مشکوک هستند که هند تلاش می کند تا این شبکه ها را احیا نماید تا از آن طریق در پاکستان اغتشاش ایجاد کند.
تابستان سال 1400 (2021) زمانی که طالبان وارد کابل شدند، هند مجبور شد دوباره این کشور را ترک کند. هند پس از ده ماه وقفه، پس از روی کار آمدن مجدد طالبان در افغانستان، سفارت خود را در کابل بازگشایی کرد. وزیر امور خارجه هند نیز اظهار داشت: "هند رابطه تاریخی و تمدنی با مردم افغانستان دارد. به منظور نظارت دقیق و هماهنگی اقدام های ذینفعان مختلف جهت ارسال کمک های بشردوستانه و تداوم تعامل هند با مردم افغانستان، یک تیم فنی هندی به کابل اعزام و در سفارت این کشور مستقر شده است. در همین راستا هند برای جذب بیشتر افغانستان 50 هزار تن گندم به افغانستان اهدا کرده که نیمی از آن از طریق پاکستان ارسال شده بود".
تصمیم هند برای بازگشایی سفارت خود در کابل کاملاً واقع گرایانه بود. از منظر منطقه ای، همسایگان نزدیک افغانستان و روسیه اگر چه رژیم طالبان را به رسمیت نشناختند، اما هرگز سفارت خود را تعطیل نکردند. در حالی که موضوع به رسمیت شناخته شدن برای طالبان حیاتی است، اما قدرت های بزرگی که با افغانستان در ارتباط هستند، چشم به ایالات متحده دوخته اند. هیچ کشوری نمی خواهد به خاطر طالبان به روابط خود با آمریکا آسیب برساند. این در حالی است که ایالات متحده پس از انعقاد قرارداد با طالبان، از افغانستان خارج شد. سرمایه گذاری هند به ارزش ادعایی 3 میلیارد دلار در افغانستان می تواند یکی دیگر از دلایل بازگشایی سفارت این کشور در کابل باشد. در حال حاضر، برای هند راحت تر است که فعالیت های دیپلماتیک خود را بدون به رسمیت شناختن رژیم طالبان از سر گیرد.
اسلام آباد می گوید: هند از خاک افغانستان به عنوان سکوی پرتابی برای اقدام علیه پاکستان استفاده می کند. کنسولگری های این کشور در قندهار و جلال آباد به عنوان پایگاهی برای جاسوسی هند فعالیت می کردند. پروژه های عمرانی هند در نزدیکی مرزهای پاکستان به مراکز جاسوسی تبدیل شده و مشکلاتی را در مناطق قبیله ای پاکستان ایجاد نموده است. استفاده از خاک افغانستان، گزینه ای آسان و اقتصادی برای سیاست گذاران هندی بوده تا پاکستان را سرگرم افغانستان کنند، منابع نظامی خود را به امتداد مرز افغانستان انتقال دهند و همزمان از خاک افغانستان برای ایجاد بی ثباتی در بلوچستان و مناطق قبیله ای استفاده کنند. به زعم پاکستان، هند از طریق خرابکاری های نرم، به ناآرامی در پاکستان ادامه خواهد داد تا پاکستان را مجبور کند که رویکرد خود را در مورد کشمیر اصلاح نماید. اسلام آباد حتی کمک های بشردوستانه هند به افغانستان را بهانه ای بزرگ برای توجیه حضور هند در افغانستان تعبیر می کند لذا قاعدتا بازگشایی سفارت هند در کابل را با سوءظن و دقت تمام، زیر نظر خواهد گرفت. اما هند همیشه چنین اتهام هایی را رد کرده و آن را دلیلی بر ناخشنودی پاکستان از گسترش روابط هند و افغانستان تلقی می کند. هندی ها معتقدند گسترش همکاری های هند و افغانستان از میزان نفوذ و مداخله پاکستان در افغانستان می کاهد.
دِرِک گروسمن Derek Grossman پژوهشگر اندیشکده آمریکایی رند RAND در مقاله ای با عنوان "چین و پاکستان؛ چشم در چشم طالبان " که در در شهریور 1400 (21 سپتامبر 2021) منتشر کرده معتقد است: با فتح مجدد افغانستان توسط طالبان، همسایگان منطقه ای در حال تنظیم سیاست های خود در قبال حکومت طالبان هستند تا واقعیت ژئواستراتژیک جدید را در نظر بگیرند. در میان این کشورها، از چین و پاکستان میتوان به عنوان «برادران آهنین» طالبان نام برد. خبر خوب برای پکن و اسلام آباد این است که سیاست های آنها در مورد افغانستانِ تحت کنترل طالبان، به طور گسترده همسو هستند. اما یکی از حوزههای بسیار حساس و مهم، مقابله با تهدیدات امنیتی از سوی تروریستها و جداییطلبان است که میتواند به نقطه دردناک قابل توجه در روابط نزدیک چین و پاکستان تبدیل شود. در واقع، اگر طالبان از وعدههای مکرر خود مبنی بر اینکه اجازه ندهند افغانستان بار دیگر بهعنوان سکوی تروریسم بینالمللی تبدیل شود، دست بکشد، «مشارکت همهجانبه» چندین دهه ای چین و پاکستان در افغانستان، بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده خواهد شد.
طالبان امیدوارند، هندی ها عرضه گندم خود را به افغانستان افزایش دهند. هند، مراکز بهداشتی و درمانی بسیاری در افغانستان ساخته است. به نظر می رسد طالبان در میان مدت، علاقمند به احیای پروژه های توسعه ای هند در افغانستان باشند. طالبان، اکنون یک دولت است و باید هزینه خدمات عمومی، معیشت و درآمد ملی را از طریق رونق اقتصادی فراهم کند. امکانات و ظرفیت های داخلی افغانستان پاسخگوی تأمین هزینه های ملی افغانستان نیست بنابراین طالبان ناگزیر است با کشورهای همسایه و منطقه از جمله هند، تعامل مؤثر داشته باشند تا بتواند نیازهای اقتصادی خود را تأمین کند.