«گذار به نظم نوین بین المللی» (7)/ جایگاه و نقش ایران و محور مقاومت در نظم نوین بین الملل
در قسمت هفتم از مجموعه مقالات گذار به نظم نوین بین المللی، جایگاه و نقش ایران و محور مقاومت در نظم نوین بین الملل بررسی می شود.
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با شعار «نه شرقی و نه غربی» و با تشکیل محور مقاومت به دنبال ایجاد گفتمانی جدید در برابر گفتمان مسلط موجود است. گذر زمان و توانایی های جمهوری اسلامی ایران به عنوان رهبر محور مقاومت باعث شد گفتمان مقاومت که برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی بود، کم کم پایگاه خود را در منطقه و نظام بین الملل پیداکند. انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر گفتمان اسلامی و با شعار «نه شرقی، نه غربی» علاوه بر اینکه نظام سلطه به سرکردگی آمریکا را به عنوان بزر گترین دشمن خود معرفی کرد حامل یک جهان بینی نو، یک مجموعه غنی از ارزش های فرهنگی و یک شیوه زیست اجتماعی متفاوت بود که مورد توجه ملت ها قرار گرفت و موجب پیدایش و رشد طیف های جدیدی از مقاومت گردید.
رشد بیداری اسلامی در منطقه غرب آسیا در قالب جنبش های پایداری و ایستادگی در برابر رژیم اسرائیل در فلسطین و لبنان، سقوط دیکتاتوری های حاکم وابسته در اغلب کشورهای منطقه، از جمله جریان هایی است که تحت تأثیر الگوی مبارزاتی ملت ایران در برابر قدرت های استکباری متجلی شد و با اقتداری روزافزون در مقابل قدرت های جهانی قرار گرفت. ظلم ستیزی، بیداری اسلامی و سرنگونی دیکتاتورهای وابسته، تأکید بر اسلام سیاسی و عدالت طلبی دلایل بارزی هستند مبتنی بر تبدیل گفتمان مقاومت به عنوان گفتمانی مشروع در عرصه روابط بین الملل . همانطور که در قسمت پیش توضیح دادیم ، مقاومت اسلامی با الهام بخشی به روند بیداری اسلامی در منطقه، وضعیت نظام بین الملل را کاملاً دگرگون ساخته است. جهان امروز شاهد تغییرات ساختاری، سیستمی و ژئوپلیتیک گسترده ای است. در توصیف این وضعیت جدید آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی تاریخ بشر را بر سر یک «پیچ بزرگ تاریخی» و در آستانه تحولی عظیم برشمرده اند.
نظم سابق مبتنی بر منافع نظام سلطه، به چالش کشیده شده است. تلاش نظام سلطه برای منزوی کردن اعضای محور مقاومت به وسیله تحریم های مختلف همگی ناشی از ظهور هویت و ایدئولوژی جدیدی در عرصه روابط بین الملل است که مهم ترین خطر برای نظام سلطه محسوب می شود. رهبر جمهوری اسلامی ایران، با شناخت دقیق نظام سلطه جهانی، فرموده اند: «سلطه های جهانی جز زور و قدرت هیچ نمی فهمند و در برابر زبان قدرتی که آنان به کار می گیرند با زبان قدرت باید سخن گفت»
جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که «تنهایی استراتژیک» (Strategic Solitude) را در طول سالهای جنگ عراق علیه خویش به خوبی تجربه نموده، به این باور رسیده است که تنها از طریق تفوق قدرت، ائتلاف سازی و افزایش نفوذ می تواند امنیت خود را حفظ کند. این راهبرد، با استفاده از ایجاد و تقویت گروههای وفادار و متعهد به ایدئولوژی و راهبرد ضدصهیونیستی و ضدآمریکایی خود و نیز ایجاد پایگاههای نظامی گروههای مقاومت و تقویت قدرت نظامی آنها و نیز اتحاد با کشورهای همسو، در کنار موازنه درونی قدرت تأمین می شود.
در همین ارتباط توماس فریدمن (Friedman, Thomas) ستون نویس روزنامه تایمز می نویسد: جمهوری اسلامی ایران با حمایت معنوی خود از جنبشهای مردم سالارانه اسلامی در غرب آسیا، ضمن نفی ساختارهای فردگرایانه مرتجع عرب، از میزان نفوذ غرب به ویژه آمریکا، به عنوان متحد و حامی کلیدی این کشورها، بکاهد.
واقعیت هایی که امروزه در عرصه روابط بین الملل رخ داده، نشان می دهد که غرب باقدرت جدیدی به نام مقاومت مواجه هستند؛ که ضمن پاسخگویی به نیازهای بشــری بر اساس باور به معنویت، اندیشــه های سیاسی مبتنی بر سکولاریسم و نظم مبتنی بر منافع غرب را نفی می کند. افزایش قدرت نظامی، نفوذ منطقه ای و عمق استراتژیک نظامی – امنیتی و نیز سیاسی – ایدئولوژیک ایران ناشی از محور مقاومت امکان مقابله و پاسخ به تهدیدات و اقدامات دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای را فراهم نموده است که از جمله نمودهای آن حمله به پایگاه آمریکایی عین الاسد در عراق، هدف قرار دادن پهپاد آمریکایی گلوبال هاوک در 20 ژوئن 2021 و هدف قرار دادن نقاط راهبردی متعلق به رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی در پاسخ به اقدامات خرابکارانه ی این رژیم علیه تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
نظام سیاسی ایران با ویژگی منحصر به فرد، از ظرفیت تأثیرگذاری بر محیط پیرامون برخوردار است. از جمله تأثیرات در سطح منطقه ای، توانمندی در حل منازعات از طریق نیروهای برآمده از میان ملت های منطقه است. در دهه های پیشین، کشورهای منطقه برای حل منازعات و کشــمکش های داخلــی و منطقه ای نیازمند مداخلــه نیروهای فرامنطقــه ای بودند و بدون حضور این نیرو قادر به برطرف ســاختن این منازعات نبودند. مصداق اصلی این نیروهای منطقه ای، محور مقاومت اســت که با بســیج سیاسی-اجتماعی ملت های منطقه ایجاد شــده اســت و در برهه هــای مختلف توانســته توانمندی های خــود را بروز دهد. تفکر مقاومت جایگاهی اساسی در تشــکیل و نقش آفرینی جریان هایی همچون حزب الله لبنان ، حشدالشعبی عراق، بســیج مردمی سوریه و همچنین انصارالله یمن دارد که امروزه به بازوهای اصلی ارتش های این کشورها در آزادســازی بسیاری از مناطق اشغالی از دســت نیروهای دست نشانده و تروریستی تبدیل شده اند.
جمهوری اسلامی ایران در مســیر تحقق نظم منطقه ای مورد نظر خود تلاش کرده با قدرت های چالش گر و ضد هژمونیک وارد تعامل ســازنده شــود. این همکاری بــا توجه به وضعیت نظام بین الملل که در حال گذار به نظم چندقطبی است، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دنبال شــده اســت. در این میان یکی از رویکردهای مطرح در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه های اخیر، سیاست نگاه به شرق بوده است. این رویکرد پس از انقلاب اسلامی ایران و قطع روابط دیپلماتیک ایران با ایالات متحده آمریکا آغاز شــد و در دهه دوم قرن حاضر و پس از خروج آمریکا از برجام و انفعال طرف های اروپایی در انجام تعهدات و نیز تشــدید تحریم های گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران در اولویت سیاست خارجی ایران قرار گرفت. در این راستا جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده تا به منظور تأمین بخشی از آرمان ها و اهداف خود با اتخاذ این رویکرد جدید، از تک قطبی شدن ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد جلوگیری کند.
نظم فعلی که ماحصل جنگ جهانی دوم است در حال پوستاندازی و تغییر اساسی است. پس از فروپاشی شوروی، آمریکاییها خود را یکهتاز نظم نوین جهانی و یگانه ابرقدرت جهان معرفی کردند و طی چند دهه بعد تلاش نمودند با قدرت اقتصادی و به خصوص قدرت نظامی و با تهاجم فرهنگی به ملتها، این ابرقدرتی را تثبیت کنند و قدرت و سلطه خود را افزایش دهند. البته این احساس ابرقدرتی یکهتاز زمان زیادی دوام نیاورد و تحولات جهانی و به خصوص تغییر شرایط در کشورهایی، چون ایران و چین، وضعیت را متحول کرد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که به بیداری ملتهای منطقه انجامید و ماحصل آن، تشکیل جبهه مقاومت در برابر سلطه غرب و در برابر رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه منطقهای غربیها بود اولین خاکریز را در برابر توسعه سلطهجویانه آمریکاییها بنا کرد. بسیاری از نظریهپردازان معتقدند که دوره تک قطبی بودن جهان سپری و جهـان بار دیگر وارد دوران انتقال قدرت به سوی جهان چند قطبی شده است.