قسمت پایانی آمریکا و جنون اعتیاد به تحریم، تحریم های آمریکا از منظر اندیشکده ها و صاحبنظران
در قسمت پایانی مجموعه مقالات آمریکا و جنون اعتیاد به تحریم، تحریم های آمریکا از منظر اندیشکده ها و صاحبنظران؛ بررسی می گردد.
اندیشکدهها و صاحب نظران با محافل سیاستگذاری در ارتباط هستند و پل ارتباطی بین مراکز علمی و اجرایی محسوب می شوند،براین اساس می توان گفت گزارشهای راهبردی و نظرات آنها در راستای تحریم ها یا علیه تحریمها موثرند و گزارشهای تحلیلی آنها، سنجه مناسبی در مورد کارکرد تحریمهاست . در اینجا، به اختصار نظرات و گزارشهای چند اندیشکده مهم بررسی میشود.
بطور معمول در سیاستگذاری خارجی در جهان امروز، بخشهای مختلفی از جمله اندیشکدهها و صاحبنظران فکری در آنها، ایفای نقش میکنند. این موضوع به ویژه در حوزه تحریمها، بسیار قابل توجه است. سابقه برخی از این مراکز در آمریکا به حدود یک قرن میرسد بطوریکه در آمریکت در سال ۲۰۲۰ ، بیش از دوهزار اندیشکده در حوزه های مختلف در ایالات متحده آمریکا فعالیت میکردند
اندیشکده بروکینگز گزارشهای راهبردی مختلفی درباره تحریمهای آمریکا تهیه کرده است. اندیشکده بروکینگز در ارزیابی استفاده دولت دونالد ترامپ از ابزار تحریم علیه کشورهای مختلف، در تحلیلی مفصلی به ارزیابی این راهبرد در قبال ایران، کره شمالی و ونزوئلا پرداخته که در بخشی از آن آمده است: «دولت ترامپ کوشیده است خواسته های خود از دیگر کشورها را با فشار اقتصادی به ثمر برساند؛ اما این سیاست با موانع و مشکلات جدی مواجه است. آمریکا به دنبال آن است که سیاست هسته ای و موشکی کره شمالی را تغییر دهد. دولت آمریکا در ونزوئلا، خواستار تغییر رژیم است؛ آمریکا در قبال ایران، لیستی از مطالبات را مطرح کرده که در حقیقت تسلیم بیقید و شرط جمهوری اسلامی ایران است. هدف فشار حداکثری اقتصادی، گرفتن امتیازات بیشتر از رقبا نیست بلکه هدف آن تضعیف دائمی دشمنان آمریکاست. در نتیجه این راهبرد باعث تشدید خطرات میشود. ایران، کره شمالی و ونزوئلا در واکنش به تحریم ها، رفتارهایی را که هزینههای آمریکا را میافزاید، تشدید می کنند.
یکی از واکنش های کشورها به رفتارهای تحریمی آمریکا ، شکل گیری فرایند دلارزدایی از تجارت جهانی است . امریکا به جنون اعتیاد تحریم در سیاست خارجی خود دچار شده است و از دلار به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست های تحریمی استفاده می کند، موضوعی که موجب ناخرسندی کشورها و تمایل آنها به جایگزینی دلار با ارزهای ملی شده است.
دانیل درزنر (Daniel W. Drezner) استاد علوم سیاسی در دانشگاه تافتس Tufts امریکا در این رابطه معتقد است: یکجانبه گرایی رفتار ترامپ در قبال ایران مشکلات بیشتری را ایجاد کرده است. روسیه و چین در حال پیگیری طرح هایی برای انجام معامله بدون دلار هستند. هند و اتحادیه اروپا نیز می کوشند برای فرار از تحریمهای ثانویه اقدامات مهمی انجام دهند.
اندیشکده آمریکایی کیتو (The Cato Institute)، ویژه نامه ای تحت عنوان «تجریه و تحلیل سیاستی» درباره وجوه مختلف راهبرد اعمال تحریم توسط آمریکا علیه کشورهای دیگر منتشر کرده است. در بخشی از این مقاله آمده است که تحریمهای آمریکا حدود ده ها کشور را هدف قرار میدهد و برخی از کشورها تقریباً به طور کامل ذیل تحریمهای اقتصادی قرار دارند. چرا این سیاستها در حال اجرا هستند، چه اثراتی دارند و آنها در رسیدن به اهداف ژئوپلیتیکی، چقدر موفق هستند؟ تحریمها، هزینه های سنگین بشردوستانه ای دارند و نه تنها ناکارآمد بلکه به احتمال زیاد غیرسازنده نیز هستند. چنین سیاستهایی میتواند عملکرد اقتصادی کشور هدف را کاهش داده، سلامت عمومی را تضعیف کند و شدیدترین تحریم ها، موجب مرگ دهها هزار نفر در سال شوند.
ریچارد هانانیا (Richard Hanania) از پژوهشگران اندیشکده کیتو معتقد است: هنگامی که هدف تحریم ها، تغییر رژیم یا تغییر رفتارهای مهم دولتهای هدف باشد. تحریم ها حتی می توانند به آتش افروزی منجر شوند و قتل عام و سرکوب را به احتمال زیاد افزایش دهند. در حالیکه احتمال دموکراتیک شدن را کاهش می دهند. با این وصف، تحریم ها توسط آمریکا همواره اعمال میشود. معمولا آمریکا و متحدان آن با اتحادیه اروپا، کانادا و ژاپن همکاری میکنند و بهطور موثری می توانند کشورهای فقیر را از داشتن روابط اقتصادی معنی دار با جهان توسعه یافته منع کنند.
همچنین یوهان گالتونگ (Johan Galtung) جامعه شناس نروژی و بنیانگذار مطالعات منازعات و صلح، یکی از مهمترین اندیشمندانی است که با به کارگیری تحریم در عرصه بینالمللی مخالفت کردهاست. وی می گوید: از منظر نظری ، هدف اصلی تحریم این است که هرچه درد اقتصادی ناشی از تحریمها بیشتر باشد، احتمال تغییر رفتار سیاسی کشور تحریم شونده و تبعیت سیاسی بازیگر تحت تحریم از طرف تحریم کننده بیشتر می شود . بر این اساس، جمعیت کشور هدف، درد تحریمها را به سمت رهبران سیاسی هدایت میکند که تغییر سیاست را ناگزیر می سازد. گالتونگ در عین حال بر این باور است که در عمل آثار اقتصادی تحریم ها لزوماً به تأثیر سیاسی منجر نمیشود، زیرا سازوکاری برای انتقال مستقیم آنها وجود ندارد و تحریمهای اقتصادی تنها، وضعیت بشردوستانه جامعه هدف را به وخامت می کشاند و بیش از همه، ضعیفترین اقشار را تنبیه می کند.
استفان والت (Stephen M. Walt)، استاد امور بین الملل در دانشگاه هاروارد و از صاحبنظران مشهور روابط بینالملل، بارها درباره تحریمها اظهار نظر کرده است. بخش عمده دیدگاههای وی، به افول موقعیت آمریکا در نظام بینالملل اختصاص دارد. والت در مقاله ای همراه با یکی دیگر از صاحبنظران آمریکایی در فصلنامه فارن افرز از نظم جهانی جدید سخن می گوید: «نظم جهانی، در برابر چشمان ما آشفته میشود. افول نسبی قدرت آمریکا و برآمدنِ همزمان چین، نظم نصفه نیمه لیبرال و قاعده مندی را که زمانی تحت اشراف آمریکا و متحدانش بود، فرسوده کرده است. بحران های مالی مکرر، افزایش نابرابری، همه گیری کووید19 و اتکای فزاینده بر تحریم های اقتصادی، فرایند جهانی شدگی پرشتاب دوران پساجنگ سرد را پایان داده است.»والت با انتقاد از رژیم بین المللی تحریم که آمریکا طی دهههای گذشته ایجاد کرده بود، در نظم پیشنهادی جدید خود می افزاید: فرض بر این است که ما هنوز هم در جهان تک قطبی ساکن هستیم و تنها چیزی که اهمیت دارد، خواست و اراده ایالات متحده در استفاده از قدرت در هر زمان و برای هر هدفی است که می خواهد. شواهد به طور فزاینده از غلط بودن این سیاست حکایت دارند. دلایل قویتری وجود دارد که نشان می دهند چرا این رویکرد قلدرمآبانه تاکنون هیچ موفقیت عمدهای در سیاست خارجی به همراه نداشته و بعید است در آینده نیز موفقیت چشمگیری از آن حاصل شود.
مطالعات راهبردی درباره تحریمها، تنها به اندیشکدههای آمریکایی و اروپایی اختصاص ندارد بلکه در روسیه نیز اندیشکده ها در این خصوص تحلیل های متفاوتی منتشر کرده اند. یکی از معروفترین اندیشکدههای روسی، اندیشکده شورای روسی امور بینالملل (The Russian International Affairs Council (RIAC)) است. در سایت اینترنتی این اندیشکده، تحلیلها و گزارشهای راهبردی فراوانی وجود دارد. در یکی از جامع ترین گزارشهای اندیشکده مذکور، رژیم بینالمللی تحریمهای مورد نظر غرب با مفهوم «جارلیگ» مقایسه شده است. در گزارش مذکور آمده است که جارلیگها، دستورات یا مجوزهایی بود که توسط خان مغول برای دستنشاندگانش صادر میشد.
در یک جمعبندی کلی می توان گفت: مخرج مشترک دیدگاهها و گزارشهای منتشر شده در مورد تحریم ها نشان میدهد که رژیم بینالمللی تحریمها، راهبردی غیرحقوقی ، سیاسی و در عین حال دارای تبعات منفی بر جوامع بشری است که به کرات توسط امریکا استفاده می شود . این راهبرد، با توجه به موقعیت نزولی آمریکا در سیاست بینالملل و ورود قدرتهای بزرگی چون چین و روسیه به جرگه تحریم شوندگان و مخالفان تحریم، در حال تضعیف است. کارشناسان خبره آمریکایی، پیگیری و اجرای تحریمها را برای منافع این کشور غیر مفید میدانند. یکی دیگر از وجوه مشترک گزارش اغلب اندیشکده های امریکایی، ناکارآمدی کارزار فشار حداکثری آمریکا علیه ایران در دسترسی به اهداف مورد نظر آن از راهبرد تحریم است.در حالیکه برخی از صاحبنظران و اندیشکدهها توجیهگر تحریم هستند. اندیشکدههایی که علمیتر و واقع بینانه، موضوع تحریمها را بررسی میکنند، به تناقض اعمال تحریم ها با شعارهای حقوق بشری، هزینهمند بودن آنها و نیز ناکامی در دسترسی به اهداف طراحی شده، اشاره میکنند.