در قسمت یازدهم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، نقش رژیم صهیونیستی در بحران های سودان بررسی می شود.

سابقه دخالت صهیونیست‌ها در بحران و چالش های جاری در سودان به جدایی ‌طلبی جنوب سودان در دهه 1960 میلادی باز می‌گردد. در سال 1963میلادی بین سران جنبش جدایی‌طلب جنوب سودان با برخی مقامات امنیتی صهیونیستی نخستین دیدار صورت گرفت.  دیدارهای مقامات رژیم صهیونیستی با جدایی طلبان سودانی جنوب سودان با هدف تحت فشار قرار دادن دولت ابراهیم عبود، دولت متمایل به مصر صورت می گرفت . دلیل عمده ی این رویکرد، تمایل نداشتن دولت ابراهیم عبود به روابط با صهیونیست‌ها بود. جوزف لاگو Joseph Lagu، رهبر جدایی ‌طلبان جنوب سودان در دهه 1960م طی مصاحبه‌ای که در ژانویه 2011 با روزنامه اسرائیلی ‌هاآرتص انجام داد،  ابعاد و چگونگی روابط پنهانی جنبش جنوب سودان را با نیروهای امنیتی صهیونیستی در آن زمان آشکار ساخت.

دخالت رژیم صهیونیستی در سودان، به صورت نیابتی و با استفاده از کشورهایی صورت می‌گرفت که به نوعی با این رژیم روابط رسمی یا غیررسمی داشتند. از جمله ی این کشورها می توان اوگاندا، کنیا، اتیوپی، اریتره و حتی در مقاطعی مصر، را نام برد. نفوذ در سودان در پوشش حمایت‌ در قالب برنامه‌های آموزشی، تأمین و ارسال سلاح و تجهیزات، پشتیبانی مالی و تحرکات دیپلماتیک انجام می شد. در این مقطع هدف صهیونیستها تحمیل اراده جنوبی‌ها بر حکومت مرکزی برای مشارکت در قدرت بود. رژیم صهیونیستی از دیرباز برای تقویت نفوذ خود در منطقه ی دره ی رود نیل، توجه ویژه‌ای به برقراری روابط با قبایل و گروه‌های جنوب سودان داشت. این گروهها اغلب شامل قبایل و گروه هایی بودند که با دولت مرکزی درحال جنگ بودند. رژیم اسراییل، روابط سنتی با قبیله دینکا در جنوب سودان داشت و از رهگذر همین روابط، توانست نقش خود را در مسایل سودان به ویژه بحران جنوب، توسعه دهد.

الیعاز رادالشتاینElias Radsteinstein ، استاد علوم سیاسی دانشگاه بارایلان Bar-Ilan University در فلسطین اشغالی، در کتاب خود به نام «سلاح‌های اسراییل در جهان»، اسنادی فاش نموده است که براساس آن موساد در مذاکرات با رهبران جنبش آزادی‌بخش سودان به رهبری جان کارانگ John Garang ، به این نتیجه رسیده بود که رژیم صهیونیستی در قبال دریافت امتیازات از جمله استخراج نفت در جنوب سودان، به این گروه مسلح، تجهیزات و کمک‌های نظامی لجستیکی ارائه دهد. نماینده رژیم صهیونیستی که در آن زمان، ژنرال شاؤول دهان، دبیرکل وزارت جنگ رژیم اسراییل بود، در اکتبر 2001م در مذاکرات خود با رهبران شورشیان جنوب سودان موفق شد امتیازات نفتی در منطقه جنوب سودان را برای شرکت نفتی مشترک رژِیم اسراییل- چین درمقابل فروش اسلحه و تجهیزات به این گروه‌ها به دست آورد.

جان گارانگ رهبر شورشیان جنوب سودان، سه بار به فلسطین اشغالی سفر کرد و بهمراه افرادش، دوره‌های آموزشی را در این رژیم گذراندند. روابط رژیم صهیونیستی با قبیله دینکا در جنوب سودان و رابطه با جان گارانگ رهبر شورشیان جنوب سودان از نوع روابط عمیق و فراتر از تعاملات سطحی بود تا جایی که جان گارانگ اعلام کرد که رژیم صهیونیستی بدون هیچ حد و مرزی از رویکرد جدایی طلبان جنوب سودان حمایت می‌کند. در این رابطه ، افسر بازنشسته اطلاعات رژیم اسرائیل، "موشه فرحی" در کتاب خود با عنوان «اسراییل و جنبش آزادیبخش جنوب سودان»  نوشته است: ارتباط موساد با گارانگ از سال 1983 میلادی آغاز شد و گارانگ طی سفرهای خود به اسرائیل متعهد شده بود در صورتی که اسرائیل بیست هزار نیروی شورشی را در مرزهای شمالی اوگاندا آموزش بدهد، وی منطقه جنوب را از سودان جدا خواهد کرد.

با کودتای جبهه قومی اسلامی به رهبری ترابی- عمرالبشیر در 1989م و روی کار آمدن یک نظام اسلام‌گرا و مخالف جبهه استکبار و رژیم صهیونیستی، تلاش‌های این رژیم در تقویت شورشیان جنوب روند تصاعدی پیدا کرد. در دوران عمر البشیر هم آموزش و هم تجهیز جدایی ‌طلبان جنوب علیه دولت مرکزی توسط دستگاه‌های امنیتی این رژیم پیگیری می‌شد. قاچاق سلاح ‌از رژیم صهیونیستی به سودان جنوبی، این منطقه را به یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق آفریقا تبدیل ساخت. در این مقطع به‌دلیل ناتوانی جنوبی‌ها در تحقق اهداف قبلی، حمایت از شورشیان جنوب با هدف فرسایشی کردن درگیری‌ها با نیروهای حکومت و کشاندن آن به پای میز مذاکره و وادارکردن شان به امضای توافقنامه جدایی، دنبال شد.عملاً این هذف  درتوافق‌نامه صلح فراگیر 2005م درج و در سال 2011 میلادی محقق گردید.

با تحقق جدایی جنوب سودان، برقراری روابط رسمی و دیپلماتیک این کشور باصطلاح تازه استقلال یافته، با رژیم صهیونیستی و هم‌چنین آمریکا و انگلیس در رأس سیاست‌ها و برنامه‌های آنها قرار گرفت. این روابط درحدی است که سودان جنوبی به حیات خلوت رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.  یکی از بسترهای مناسب و حیاتی برای توسعه حضور و نفوذ صهیونیست‌ها در سودان جنوبی؛ تأسیس، سازماندهی و تجهیز سرویس امنیت سودان جنوبی است و از دید کارشناسان افریقا ، این سرویس احتمالا در آینده نقش نیابتی و بلکه شعبه‌ای از سازمان موساد را عهده‌دار می شود.

دخالت‌های رژیم صهیونیستی در سودان، به موارد مذکور خلاصه نمی شود بلکه بخشی از این نفوذ در بحران دارفور بوده است که بسترهای آن به تدریج از سال 2003م و برقراری ارتباط بعضی رهبران شورشی دارفوری با سازمان موساد و با وساطت رهبران جنبش شورشی جنوب سودان صورت گرفت. این ارتباط به تدریج توسعه پیدا کرد، به گونه‌ای که در مقطعی خاص سه گروه مهم شورشی دارفور یعنی «عدل و مساوات»، «جنبش آزادی‌بخش سودان شاخه عبدالواحد محمد نور» و «جنبش آزادی‌بخش سودان» (شاخه مناوی)، روابط تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی داشتند و رهبران این گروه‌ها سفرهای متعددی به تل‌آویو داشته و برای کادرها و عناصر این گروه‌ها دوره‌های آموزشی در خاک فلسطین اشغالی برگزار شد.

مداخلاتی که صهیونیست‌ها در مناطق غربی سودان در جریان تنش‌ها در دارفور به‌ویژه از سال‌ 2006م به این سو دنبال کردند، با هدف فشار بیشتر بر دولت البشیر به همراه بسترسازی برای مهاجرت اقلیت یهودی منطقه به فلسطین اشغالی صورت می‌گرفت. برخلاف مناطق غربی سودان، مداخله در جنوب هرچند با هدف فشار بر دولت البشیر دنبال می‌شد، اما در این منطقه مسئله مهاجرت شهروندان سودانی به فلسطین اشغالی کمتر مورد توجه بود. در جنوب سودان، هدف صهیونیست‌ها ، بیشتر حول ایجاد یک متحد قابل اعتماد بود. در مسئله دارفور، مقامات دولت البشیر بارها صهیونیست‌ها را به مداخله علنی در تشدید تنش‌ها متهم می‌کردند. در جولای 2007 میلادی، عادل رحیم محمد حسین، وزیر دفاع وقت سودان در نشست خبری اعلام کرد که 24 سازمان اسرائیلی در تشدید تنش‌ها و درگیری‌ها درمنطقه دارفور در غرب سودان دست دارند. وزیر دفاع سودان در پاسخ به چگونگی دخالت سازمان‌های صهیونیستی در مناقشات دارفور اضافه کرد که تنش در دارفور که عمدتا میان کشاورزان و چوپانان منطقه بر سر تقسیم منابع آب صورت گرفته از طریق حمایت مالی از برخی گروه‌های شورشی تشدید می‌شود.

تحرکات رژیم صهیونیستی در سودان، سازماندهی تیم‌های جاسوسی و رصد کردن اهدافی مشخص بوده است. از جمله ی این اهداف می توان شناسایی مراکز و تأسیسات مهم دفاعی، رصد تحرکات عناصر پشتیبانی‌کننده از گروه‌های جهادی فلسطین و حتی اخلال در مناسبات دوستانه ایران با سودان را نام برد. انجام چند عملیات نفوذ و بمباران اهداف معین در داخل خاک سودان توسط جنگنده‌های رژیم صهیونیستی در طول سال‌های 2008 تا 2013 ، نمونه بازر این بخش از فعالیت صهیونیست‌ها بوده است. در واقع نگرانی رژیم صهیونیستی از اتحاد ایران و سودان به همراه حمایت سودان از مقاومت فلسطین باعث شد تا این رژیم از سال 2009 میلادی به‌طور مستقیم به دخالت نظامی ‌در سودان روی آورد. رژیم صهیونیستی در ژانویه و فوریه 2009 میلادی، طی دو مرحله، حملات هوایی را به مناطقی از سودان انجام داد. 

در اکتبر 2012 میلادی رژیم صهیونیستی حمله هوایی دیگری را به کارخانه مهمات سازی یرموک در جنوب خارطوم انجام داد. حمله هوایی به کارخانه یرموک منجر به انفجار این کارخانه شد و واکنش خشم‌آلود مقامات سودانی را به همراه داشت. دو سال پس از این حادثه در مارس 2014م، سودان اعلام کرد که یک جاسوس را در ارتباط با حملات جنگنده‌های رژیم اسرائیل به کارخانه یرموک بازداشت کرده است. با این حال این نخستین مورد جاسوسی و اقدامات ضدامنیتی رژیم صهیونیستی در خاک سودان نبود. صهیونیست‌ها مدعی حمایت ایران از گروه‌های مقاومت فلسطینی از طریق سودان بودند و ائتلاف ایران، سودان و حماس را به عنوان مهمترین ائتلاف ضد صهیونیستی در شمال آفریقا می‌شناختند. 

مجموعه اقدامات امنیتی و جاسوسی که از جانب سرویس‌های صهیونیستی در سودان دنبال شده است، مجموعه‌ای از بی ثباتی‌ها و جنگ‌های داخلی را در این کشور به همراه داشته است. علاوه بر این، تجاوز به حریم هوایی در خاک سودان و حملاتی که طی این سال‌ها توسط جنگنده‌های صهیونیستی علیه سودان دنبال شده است، عمدتا برای فشار به عمر البشیر برای تغییر رویکرد خود در قبال مقاومت فلسطین بود.  با توجه به این فشارها بود که در سال 2016 میلادی، نشانه‌هایی از چرخش در روابط تنش‌آلود دولت عمر البشیر و رژیم صهیونیستی مشاهده شد. در این زمان یک روزنامه رژیم صهیونیستی اعلام کرد سودان علاقه‌مند است روابط خود را با این رژیم از سر گیرد. این خبر بر اساس استناد به گفته‌های ابراهیم غندور‎ وزیر خارجه سودان در 14 ژانویه 2016م منتشر شد که گفته بود سودان از هر پیشنهادی برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی به شرط رفع تحریم‌های آمریکا استقبال می‌کند.

در ژانویه 2016م، موضوع عادی‌سازی روابط سودان و رژیم صهیونیستی انکار گردید. برخی کارشناسان این موضع گیری مقامات رسمی ‌سودان را با هدف آماده‌سازی و ارزیابی واکنش افکار عمومی ‌به مسئله عادی‌سازی رابطه سودان و رژیم صهیونیستی عنوان کردند. موضوع عادی‌سازی روابط سودان و رژیم صهیونیستی حتی به سطح رسانه‌های سودانی نیز کشیده شد و خبرگزاری رسمی ‌سودان، با نام سونا، در گزارشی نظرات برخی مخاطبان خود را در ارتباط با عادی‌سازی رابطه سودان و رژیم صهیونیستی به بحث گذاشت. روند انتشار مقالات و تحلیل‌هایی در خصوص لزوم عادی‌سازی روابط سودان با رژیم صهیونیستی نیز طی چند سال گذشته در میان سایت‌های خبری و تحلیل‌گران مخالف دولت نیز به وفور دیده می‌شد.

با اینکه اقدامات چند دهه گذشته نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین بازیگران تنش زا در بحران‌های سودان بوده است اما در فضای اعتراضات دو سال گذشته ، برکناری عمرالبشیر و شکل‌گیری شورای نظامی، رژیم صهیونیستی کوشید دخالت آشکاری در سودان نداشته باشد. رویکرد این رژیم مداخله پنهان بود چرا که در روزها و ماه‌های شکل‌گیری و تثبیت قدرت نظامیان، حضور و یا حمایت رژیم صهیونیستی از این نظامیان، با واکنش‌های تند جامعه سودان مواجه می شد، لذا رژیم صهیونیستی به صورت پنهانی حمایت‌هایی از شکل‌گیری دولت همسو با منافع خود در سودان انجام داد.

مرداد ۰۴, ۱۳۹۹ ۱۴:۱۴ Asia/Tehran