بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان (10) نقش آمریکا در بحران سودان
در قسمت دهم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، نقش آمریکا در بحران سودان بررسی می شود.
در طول جنگ سرد، روابط آمریکا با سودان با توجه به تغییر دولتها در سودان و نوع نگاه دولتهای حاکم در این کشور نسبت به غرب و شوروی در نوسان بود. پس از روی کار آمدن عمر البشیر در سال 1989، رابطه آمریکا و سودان به سرعت رو به سردی نهاد. برخی اقدامات دولت عمر البشیر موجب نگرانی مقامات آمریکایی می شد. از جمله رفتارهای سیاسی دولت سودان می توان به این موارد اشاره کرد: حمایت عمر البشیر از صدام در جریان حمله به کویت، تأسیس رسمی دفتر حماس و اقامت بن لادن در خارطوم و اتهام حمایت سودان از القاعده و بالاخره روابط راهبردی دولت حاکم در سودان با ایران. بدین ترتیب از زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، امریکا، ضمن قراردادن سودان در لیست کشورهای حامی تروریسم، کمک اقتصادی و سرمایهگذاری در سودان را که زمانی از عمدهترین دریافت کنندههای کمکهای ایالات متحده به شمار میرفت، متوقف نمود و سیاست منزوی ساختن دولت سودان را در پیش گرفت.
از زمان ریاست جمهوری کلینتون در 1993 به بعد روابط دو کشور امریکا و سودان، روزهای خوشی را سپری نکرد و با وجود مذاکرات و گفتگوهای دو جانبه و چند جانبه، دولت آمریکا همچنان سعی در تضعیف دولت حاکم در سودان داشته است. برخوردهای سیاسی خصمانه ی آمریکا در قبال سودان تا آنجا پیش رفت که در نشست اوگاندا در سال 1999میلادی، مادلین آلبرایت Madeleine Albright ، وزیرخارجه وقت آمریکا، در گفتگو با گروههای شورشی و مخالفان دولت مرکزی سودان به آنها قول کمک نظامی را داد. در واقع آمریکا از همان اوائل دهه 90 میلادی به انحاء مختلف از مواضع گروههای شورشی جنوب حمایت کرده است و کمکهای نظامی و غیر نظامی برای آنها را فراهم نموده است.
اعمال فشار بر سودان از سوی استکبار جهانی به علت سابقه گرایشهای اسلامی و ضد غربی در مردم و دولت سودان، و رویکرد ضدصهیونیستی آن بیشتر شد. به خصوص که دولت و ملت سودان، در حمایت از جنبشهای آزادیبخش و اسلامی در منطقه و مخالفت با سیاستهای جبهه استکبار و حمایت از گروههای جهادی فلسطینی و جبهه مقاومت ضد صهیونیستی، فعالانه در میدان حاضر بوده اند. دولت سودان علیرغم مشکلات و کمبودها در مقابل این فشار و تحریمها مقاومت کرد، به گونهای که آمریکا، غرب و متحدان منطقهای آنها را مجبور ساخت تا در مقاطعی رویکردهای خود در قبال سودان را تغییر دهند.
درحوادث بعد از11 سپتامبر 2001 میلادی، ارتباط سودان و آمریکا دچار تحولاتی شد. دلیل تحول در روابط امریکا و سودان بعد از حادثه 11 سپتامبر، همکاری سرویس امنیتی سودان با سازمان سیا در خصوص شناسایی عوامل این حادثه و اخراج بن لادن و عناصر مرتبط با القاعده از سودان، بود. بموازات تحریمها، روابط دو کشور آمریکا و سودان، شاهد جنبههای دیگری مانند مذاکرات مستقیم بود در چنین فرایندی، سفارت آمریکا در سودان بدون سفیر بازگشایی شد که نشانه ی رویکرد جدید ایالات متحده در کنار سیاستهای یکجانبهاش در اعمال تحریمها بود. یکی از مؤلفههای راهبردی آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001م در سودان، ایفاء نقش میانجیگری در منازعه جنوب و شمال بود . در منازعه ی جنوب و شمال در سودان، آمریکا تلاش کرد تا با تشدید ضعفهای حکومت مرکزی، بتواند بهعنوان یکی از حامیان اصلی شورشیان جنوب که پروژه جدایی و استقلال سودان جنوبی را هدف گیری کرده بود، نقش آفرینی کند.
جمال واکیم استاد دانشگاه بیروت معتقد است آمریکا همواره خواهان تجزیه سودان و غارت منابع طبیعی و مالی آن بوده است. سیاست های امریکا باعث شده است سطح معیشتی زندگی مردم تضعیف شده و مردم سودان فقیرتر شوند. وی همچنین افزود عمرالبشیر علی رغم آنکه روابط خوبی با عربستان سعودی داشت، روابط او با ترکیه که عربستان مخالف حضورآن در سودان است، اوضاع را تشدید کرد و مخالفت عربستان سعودی و مصر با حضور او در قدرت را به دنبال داشت.
در جریان حمایت امریکا از جدایی طلبان سودان ، در نهایت سودان، تحت فشار آمریکا ناچار به امضای موافقتنامه نیفاشا Nifasha در سال 2005 میلادی شد که بر اساس آن طی همهپرسی که در سال 2011 برگزار شد جنوب سودان از بخش اصلی سرزمین سودان جدا شد. علاوه بر تاثیرات این جدایی در ابعاد مختلف، جدایی سودان جنوبی تاثیر فوری خود را در کاهش درآمد سودان برجای گذاشت. با تجزیه سودان، این کشور نزدیک به 75 درصد از منابع درآمدی خود را که حاصل از فروش نفت بود، از دست داد. این مساله یکی از اساسیترین عوامل اوجگیری مشکلات اقتصادی و معیشتی برای مردم و در نهایت شروع اعتراضات و برکناری عمرالبشیر از قدرت بود.
علیرغم همه همکاریهای دولت سودان با آمریکا پس از 11 سپتامبر، دولت جرج بوش همچنان بر اعمال فشار بر سودان ادامه داد و حتی تحریمهای گستردهتری علیه دولت سودان وضع کرد. این تحریم ها شامل بلوکه کردن حسابها و داراییهای برخی مقامات دولت مرکزی و ولایتها و همچنین شرکتهای دولتی بود. دولت باراک اوباما نیز با اعمال فشار بر دولت سودان توجه ویژه ای به تحولات این کشور نشان داد. در اکتبر 2009م هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه وقت به همراه با نماینده ویژه رئیس جمهور در امور سودان، استراتژی جدید ایالات متحده در قبال سودان را اعلام کردند. این استراتژی شامل سه اصل اساسی بود: 1- پایان قطعی منازعات، نقض حقوق بشر و نسلکشی در دارفور 2- اجرای توافقنامه جامع و فراگیر صلح شمال و جنوب 3- تضمین اینکه سودان مکان امنی برای تروریستهای بینالمللی نخواهد بود.
با اینکه عمر البشیر با تغییر رویکرد خود در سیاست خارجی در سال 2016 میلادی امیدهای زیادی برای برداشته شدن فشارها و تحریمهای آمریکا داشت اما استمرار این فشارها، عمر البشیر را در معرض اعتراضهای مردمی قرار داد. دولت سودان بهویژه وزیر خارجه اسبق آن، علی کرتی در طول سالهای گذشته تلاشهای بسیاری کرد تا روابط با آمریکا را در یک فضای خوشبینانه تعریف و هدایت کند، اما نه تنها این امید به واقعیت نرسید بلکه تحت فشارهای اقتصادی و معیشتی بر مردم سودان، اعتراضات علیه عمر البشیر شروع و در نهایت منجر به کنارگذاشته شدن در11 آوریل 2019 وی شد. اگرچه واشنگتن در اکتبر 2017م تحریمهای خود را علیه سودان لغو کرده است، اما قرار دادن این کشور در فهرست کشورهای حمایت کننده تروریسم از سال 1993م، سرمایهگذاری غربی را در آن مسدود کرده است به این ترتیب که آمریکا، کشور سودان را از دریافت کمکهای مالی لازم، از جمله معافیت از وامها و یا بخشیدن وامهای صندوق بین المللی پول، محروم نموده است.
گرچه درعلل وعوامل وقوع تغییر و تحولاتی که در سال 2019 و 2020 همزمان در سودان و لیبی رخ داد، تفاوتهایی وجود دارد ولی اشتراکاتی نیز دیده می شود. تحولات سیاسی در کشورهای سودان و لیبی توسط آمریکا و دستنشاندههای آن از جمله ریاض و ابوظبی در راستای منافع راهبردی رژیم صهیونیستی طراحی شده است. در رخدادهای دو کشور سودان و لیبی، نقش ارتش فزونی یافته و ثبات و امنیت این دو کشور همسایه، پیوسته به مخاطره افتاده است. از نظر امریکا، حضور دولت هایی با ساختار نظامی در سودان و لیبی، باعث تسهیل ورود این کشورها به روند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی؛ می شود.
با اجرایی شدن پروژه سپردن قدرت به نظامیان در سودان، شورایی نظامی با عضویت ده ژنرال از ارتش و پلیس به ریاست ژنرال عبدالفتاح برهان که در حکومت البشیر فرمانده نیروی زمینی و مسئول اعزام و فرماندهی نظامیان سودانی در جنگ یمن بود تشکیل شد. نظامیان در سودان در 63 سال پس از استقلال، در مجموع 53 سال حکومت داشتند. در تجربه سودانی، نظامیان با تشکیل حکومتهای مدنی، سالها حاکمیت داشته و همواره قانون اساسی کشور را به سود تداوم بقای خود تغییر دادهاند. آمریکا و متحدان نیز با بهرهبرداری از این تجربه به چیدن مهرههای دلخواه خود میپردازند. در این راستا آمریکا در دوران ترامپ تلاش دارد بدون دخالت مستقیم و پرهزینه، از طریق متحدان منطقهای نظیر عربستان سعودی و امارات ، به تامین منافع خود و رژیم صهیونیستی در سودان بپردازد.