بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان(9) اهمیت استراتژیک سودان و مطامع رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی
در قسمت نهم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، اهمیت استراتژیک سودان و مطامع رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی بررسی می شود.
سودان در ساحل غربی دریای سرخ و بین سه منطقه حساس و حیاتی شمال آفریقا که حوزه ظهور تحولات عربی سال 2011م بود، واقع شده است. سودان مرکز آفریقا ست و منابع راهبردی انرژی و معدنی فراوانی دارد بهطوری که تقریبا در تمام معادلات منطقهای به نحوی سودان حضور و نقش دارد. سودان به لحاظ امنیتی، اقتصادی و به ویژه قرار گرفتن در سواحل دریای سرخ و نزدیکی به حوزه امنیتی رژیم صهیونیستی و عظیم ترین بنادر و چاههای نفتی عربستان سعودی جایگاه بسیار مهمی دارد. این کشور دارای 853 کیلومتر مرز ساحلی با دریای سرخ میباشد.
نظام حاکم بر سودان تا آوریل سال 2019 م که عمر البشیر رییس جمهور بود، نظامى ایدئولوژیک و تاثیر گذار بر سایر کشورها از پاکستان تا ترکیه و افغانستان بود. سودان از حامیان جنبشهاى آزادیبخش، مخالفان سیاستهاى امپریالیستى و نیز روند بهاصطلاح صلح خاورمیانه بوده است. در این میان مسئله فلسطین از جمله مسائل مورد توجه در سیاست خارجی سودان به شمار میرود. برجستهترین مواضع سیاست خارجی سودان در قبال مسئله فلسطین در دوران حکومت عمر البشیر نمود مییابد. در سند معرفی سیاست خارجی سودان که در وب سایت وزارت خارجه جمهوری سودان منتشر شده، در کنار توجه به اهداف و چشم انداز سیاست خارجی سودان به این موضوع تاکید شده است که سودان قاطعانه از حل مسائل جهان عرب حمایت میکند که حل این مسائل تنها در چارچوب حل مسئله فلسطین صورت خواهد گرفت. تاکید بر حل مساله فلسطین به عنوان پیش شرطی برای حل مسائل جهان عرب اولویت فلسطین را در سیاست خارجی سودان در جهان عرب میرساند.
مهمترین و عمدهترین پیوند سیاسی دولت البشیر در سودان با جنبش مقاومت اسلامی حماس در نوار غزه بوده است. این پیوند در عین حال تنها براساس رویکردها و جهت گیریهای حماس نسبت به مسئله فلسطین و مقاومت نبوده است، بلکه آن چه نزدیکی و اتحاد دولت البشیر را با جنبش حماس در مقایسه با دیگر جنبشها و احزاب فلسطینی رقم زده بود فراتر از مواضع سیاسی بود. این پیوند واتحاد، ریشه در گرایشات اخوانی مشترک هر دو طرف داشته است. حمایت عمر البشیر از مساله مقاومت فلسطین، در تلاش غرب و کشورهاى متحد آن همچون رژیم صهیونیستی براى بحرانى کردن این کشور مؤثر میباشد. در واقع فشار علیه سودان بخشی از یک طرح خارجی بوده است که با هدف تضمین امنیت رژیم صهیونیستی و تضعیف کشورهای عربی انجام میشود. در این راستا حتی غرب در پیامهای خود پیشنهاد کرده بود چنانچه سودان، رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد تحریمهای این کشور که از سوی غرب در سال 1997م به اجرا درآمد، لغو میشود و کمکهای خارجی به سوی سودان سرازیر خواهد شد.
به طور معمول در کشورهای اسلامی که در آن دولتها مواضع خود را در ارتباط با فلسطین، به جریانهای مقاومت و ضدسازش نزدیک میکنند، میتوان شاهد قرابت بیشتری در نگرش عمومی به فلسطین میان مردم و دولت بود. این بدان خاطر است که بهطور طبیعی نگرش افکار عمومی و تودههای جهان عرب به مسئله مقاومت در فلسطین، دارای فراگیری و قابل پذیرشتر از سایر رویکردهای سازشپذیرانه بوده است. سودان نیز از این قاعده کلی مستثنی نمیباشد و در این کشور جریانهای نزدیک به مقاومت از مقبولیت قابل توجهی برخوردار هستند؛ اساسا یکی از علل دخالت عربستان سعودی در سودان، تلاش برای زدودن فرهنگ حمایت از مقاومت فلسطین در میان مردم، به منظور خنثی نمودن افکار عمومی سودان در قبال تحولات جهان اسلام میباشد.
تسلط بر آبهای رودخانه نیل که از مصر به سودان میریزد عامل دیگری برای زورگویی و تسلط بر سودان به شمار میرود . در گزارش امنیتی رژیم صهیونیستی به اهمیت ژئواستراتژیک کشورهای اتیوپی، کنیا و سودان برای این رژیم از حیث سیطره این کشورها بر آبهای بینالمللی و نزدیکی آنها به مصر، یمن و عربستان سعودی اشاره شده است. در این گزارش آمده است که موضوعات امنیتی دلیل کافی برای دخالت عناصر موساد و ارتش صهیونیستی در امور داخلی کشورهای آفریقایی است.. لذا از سالها پیش این رژیم نقشه تقسیم سودان را در سر داشت. نفوذ در سودان و تقسیم آن، این امکان را به رژیم اسرائیل میدهد که به منبع آب شیرین نیل سیطره یابد.
دخالت در کشورهای اسلامی بمنظور تجزیه این کشورها ، ناشی از استراتژی کلان رژیم صهیونیستی در کشورهای حامی فلسطین میباشد. اسناد موجود اشاره دارد که «بن گوریون» در نشست هیات وزیران رژیم صهیونیستی در سال 1949 میلادی گفته بود، که لازم است «رژیم اسرائیل روابط خاص با عناصر تشکیل دهنده موزائیک انسانی در غرب آسیا داشته باشد». منظور وی داشتن روابط با طوایف مختلف قومی و مذهبی تشکیل دهنده کشورهای غرب آسیا برای فعال کردن جدایی طلبی و مشغول کردن این کشورها به امور داخلی و در نتیجه تضعیف نیروی آنها در مقابله با رژیم صهیونیستی است.
در خصوص سودان، آوی دیچتر Avi Dichter وزیر اسبق امنیت رژیم اسرائیل در سمیناری که برخی مفاد آن در روزنامههای عبری در نوامبر 2008 منتشر شد، گفت: «تئوری اسرائیل در مورد سودان از زمان استقلال این کشور این بوده است که نگذارد سودان به جمع کشورهای عربی ثروتمند بپیوندد؛ زیرا منابع این کشور در سایه ثبات داخلی میتواند آن را به قدرتی منطقهای قابل ملاحظه تبدیل کند، لذا اسرائیل باید دائما به سودان توجه داشته باشد و برای دامن زدن به بحرانهای داخلی آن بکوشد و بحرانهای جدید برای آن خلق نماید. به حدی که کشور برای حل کردن این بحرانهای داخلی دشواریهای زیادی را متحمل شده و نتواند یک کشور هماهنگ و متحد و یکپارچه و قوی به لحاظ نظامی و اقتصادی شود. زیرا سودان به لحاظ منابع فراوان و وسعت و جمعیت زیاد قابلیت این را دارد که یک کشور قوی در منطقه و تهدید کننده اسرائیل باشد».
آوی دیچتر معتقد است که دخالت در سودان امری ضروری و حیاتی برای رژیم صهیونیستی است تا اینکه سودان قادر نباشد فرصتی برای ثبات داخلی بیابد و به قدرتی بزرگ تبدیل شود. این گونه موارد برخی سرفصلهای استراتژی رژیم صهیونیستی درباره سودان از زمان استقلال آن بوده است. غرب و خصوصا آمریکا با اجرای این توطئه ها موافق اند و در بسیاری موارد در اجرای نقشه های پلید استعماری ، خصوصا در زمینه نظامی و اطلاعاتی، رژیم صهیونیستی را حمایت و پشتیبانی کرده است. اگر یک بار دیگر به آنچه که بن گوریون در باره موزاییک انسانی در غرب آسیا گفته است توجه نماییم، باید به دنبال رد پای رژیم اسرائیل در همه مشکلاتی که اختلافات مذهبی و طایفهای در بسیاری از کشورهای عربی دارند، باشیم.
در کنار رژیم صهیونیستی ، یکی از اهداف عربستان سعودی از دخالت در سودان، فشار بر این کشور به منظور دوری از ایران و محور مقاومت و همراه شدن با سیاستهای ریاض در منطقه بوده است. سودان قبل از تغییر رویکرد نسبت به جمهوری اسلامی ایران، همواره به ناوهای ایرانی اجازه پهلو گرفتن و استفاده از بنادر خود را در دریای سرخ میداد که این مساله و سایر همکاریهای نظامی دو طرف همواره نگرانیهای سعودیها و آمریکاییها را به همراه داشت. عربستان سعودی با ارایه مشوقهای مالی چشمگیر توانست علاوه بر ترغیب این کشور به قطع روابط با ایران، از نیروی نظامی خارطوم در قالب ائتلاف سعودی علیه یمن استفاده کند. بدین منظور سودان را که متحد دیرینه ایران بود با مشوق مالی در قالب پنج میلیارد دلار کمک نظامی زیر سیطره سیاستهای بلند پروازانه خود درآورد.این اقدام ریاض در راستای خدمت به منافع رژیم صهیونیستی و خیانت به آرمان فلسطین صورت گرفت.
بنا بر آنچه گفتیم سودان از زمان روی کار آمدن دولت اخوانی عمرالشیر در این کشور تحت انواع فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفت. تحمیل یک جنگ 20 ساله و در نهایت جدا نمودن بخشی از سرزمین سودان در سال 2011م، باعث کاهش درآمدهای سودان شد. دولت برای مدیریت امور، اقدام به گران نمودن برخی از کالاها و خدمات نمود. از طرفی با اینکه دولت عمر البشیر تحت فشارهای اقتصادی بود و به امید دریافت کمکهای مالی، با تغییر رویکرد در سیاست خارجی از جمهوری اسلامی ایران فاصله گرفت و به عربستان سعودی نزدیک شد، اما نتوانست در حوزه معیشتی مطالبات مردم را پاسخ دهد. لذا اعتراضاتی در سودان شکل گرفت. جدایی جنوب سودان و محروم شدن این کشور از درآمد نفتی جنوب، نقش اساسی در ضعف بنیه مالی و اقتصادی خارطوم داشته است.
تورم در این کشور در اکتبر 2018م به بیش از 60 درصد رسیده و پوند سودانی یا پول ملی کشور در همین زمان در برابر دلار بخش زیادی از ارزش خود را از دست داد. شکست روند گفتوگوهای معارضه و دولت البشیر و انسداد سیاسی در کشور، فضا را برای ایجاد اعتراضات مردمیو موج سواری عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی مهیا کرد. این اعتراضات در نهایت منجر به برکناری عمر البشیر از قدرت شد. پس از برکناری وی از قدرت، شورای عالی نظامی بهریاست ژنرال عبدالفتاح برهان و عضویت ده ژنرال دیگر، تشکیل شد و اداره کشور را در این مرحله به عهده گرفت.
نقش عربستان سعودی و امارات در ایحاد بحران در سودان، برکناری عمر البشیر از قدرت و حمایت از شورای نظامی کاملا آشکار است. از مولفه های دخالت عربستان سعودی و امارات در سودان پس از سقوط البشیر می توان به این موارد اشاره کرد: تضمین مشارکت سودان در در تجاوز وحشیانه ائتلاف سعودی علیه یمن، به حداکثر رساندن غارت منابع اقتصادی سودان برای تامین هزینه های سیاست تنش زایانه عربستان سعودی و امارت در غرب آسیا و کنترل جنبش های مردمی در سودان در جهت تضمین منافع امنیتی رژیم صهیونیستی .دخالت های عربستان سعودی و امارات در سودان همچنین در چهارچوب یک رقابت بزرگ اقتصادی برای جلوگیری از نفوذ قطر و متحد اصلی آن، ترکیه در شمال و شرق آفریقا نیز مهم است. یعنی همان جایی که آنها دهها میلیارد دلار در بنادر جدید، جاده ها و زمینهای کشاورزی آن سرمایهگذاری شده است.
هرچند طی سالهای گذشته عمر البشیر به دلیل تنگناهای اقتصادی با تغییر رویکرد خود در سیاست خارجی، از جمهوری اسلامی و مقاومت فاصله گرفته و به عربستان سعودی نزدیک شد، اما تردیدی نیست که اندیشه سیاسی حزب عمر البشیر با وهابیت تکفیری در عربستان سعودی فاصله و تمایز قابل ملاحظه دارد. با اینکه تغییر رویکرد سودان در سیاست خارجی و فاصله گرفتن از گروههای مقاومت و کشورهای محور مقاومت خوشایند غرب و عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی بود، اما سیاستهای آمریکا نشان داده است تا زمانی که کشوری مانند سودان را تبدیل به یک کشور بیهویت نکند و این کشور تابع محض سیاستهای غرب نباشد، فشارها به بهانههای مختلف بر سودان ادامه خواهد یافت و پروندههای جدیدی را برای ادامه فشار بر سودان باز خواهند کرد.