بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان (8): نقش عربستان سعودی در بحران لیبی بعد از تحولات 2011
در قسمت هشتم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، نقش عربستان سعودی در بحران لیبی بعد از تحولات 2011، بررسی می شود.
در ارتباط با نقش عربستان سعودی در بحران لیبی لازم است که به سابقه روابط عربستان سعودی و لیبی توجه شود. قبل از قذافی، حکومت پادشاهی در لیبی برقرار بود و عربستان سعودی هم از زمان تشکیل حکومت آلسعود ارتباط خوبی با حکومتهای پادشاهی عربی داشته است. بعد از کودتای قذافی در سال 1969م، روابط دو کشور کاملاً دگرگون شد. قذافی خود را از شاگردان جمال عبدالناصر میدانست و جمال عبدالناصر رابطة متشنجی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس داشت. قذافی بعد از فوت جمال عبدالناصر سردمدار این جریان شد و به نوعی ضدیت با آل سعود و کشورهای حوزه خلیج فارس به حکومت تحت رهبری قذافی در لیبی منتقل شد. قذافی در دوران حکومتش، همانند عربستان سعودی، خود را داعیهدار رهبری جهان اسلام میدانست.
قذافی بدترین اصطلاحات را نسبت به حاکمان خلیج فارس به ویژه سعودیها بهکار میبرد. عربستان سعودی، پس از اینکه معمر قذافی را به دست داشتن در توطئه ترور «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان سعودی در سال 2004 میلادی، متهم کرد، روابط دو جانبه طرابلس و ریاض به تیرگی گرایید. در جریان این روابط تیره، در نهایت دو کشور سفرای خود را فراخواندند. روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در ژوئن 2004م اعلام کرد که لیبی 4 تبعه سعودی را که به نظر میرسد وابسته به شبکه تروریستی القاعده هستند، برای ترور عبدالله بن عبدالعزیز اجیر کرده است. گفتنی است عبدالله بن عبدالعزیز در آن زمان ولیعهد عربستان سعودی بود.
در مورد تحولات عربی و اعتراضات مردمی سال 2011 میلادی در کشورهای شمال افریقا ، عربستان سعودی موافق با این جریان نبود و در جهت مخالف این تحولات حرکت کرد. عربستان سعودی، به بن علی دیکتاتور تونس، پناه داد، در مصر از حسنی مبارک حمایت کرد اما در مورد لیبی موضع متفاوتی از آنچه در مصر، یمن، بحرین و تونس داشت، اتخاذ کرد. این موضع، به دلیل عداوت با قذافی بود. صدور قطعنامه 1973 در شورای امنیت سازمان ملل در خصوص تعیین منطقه پرواز ممنوع و حفاظت از جان غیرنظامیان لیبی با موافقت اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی همراه شد. این دو سازمان به دلیل فشار کشورهای حاشیه خلیج فارس موافقت خود را با این طرح اعلام کردند. عربستان سعودی مدعی بود در عملیات ناتو در لیبی با هواپیماهای آواکس، در حمایت از حریم هوایی لیبی مشارکت داشته است.
علاوه بر همراهی عربستان سعودی در عملیات ناتو، بخش عمدهای از بار مالی این عملیات، مخصوصاً تأمین سوخت، بر عهده ریاض بود. بعد از سقوط قذافی، انتظار میرفت عربستان سعودی از فرصت استفاده کند و روابط مناسبی با طرابلس ایجاد کند. اما عربستان سعودی، به دلیل تعارضات مذهبی با جریانات صوفیگری و اخوانی لیبی که ضد تفکر وهابیت تکفیری هستند، تمایلی به ارتباط با حکومت قانونی لیبی، نشان نداده است. بسیاری از تندرویهایی که توسط سلفیهای افراطی و وهابیها در لیبی صورت گرفت مانند تخریب ضریحها و قبور مقدس با حمایت عربستان سعودی صورت گرفت . مردم لیبی بارها شعار «مرگ بر وهابیون سلفی» و «مرگ بر عربستان» سردادند. در حقیقت با توجه به اسلام متعادل مردم لیبی و تصوف حاکم بر جامعه لیبی که مخالف وهابیت تکفیری است، روایت وهابی از اسلام که مورد حمایت عربستان سعودی است، مورد اقبال مردم لیبی نبوده است.
عربستان سعودی در دوره بن سلمان از سال 2015 میلادی به بعد به دنبال ایجاد حکومتهای سکولار همسو در کشوهایی مثل لیبی و سودان است. نهادهای قدرتمند مذهبی و غیردولتی در عربستان سعودی، بهطور مستقل تلاشهای زیادی در حوزه فکری- فرهنگی و گسترش وهابیت در این کشورها انجام میدهند. این نهادهای در سایه، در اوایل قیام لیبی، اقداماتی را سامان دادند و از زاویه امور فکری و فرهنگی وارد عمل شدند و پولهای کلانی هزینه کردند. اقدامات نهادهای بظاهر غیر دولتی عربستان سعودی، برخی علما و ائمه جماعات لیبی را با آنان همراه کرد به گونه ای که به تبلیغ وهابیت پرداختند. با اینکه بعد از شروع دوران بن سلمان در عربستان سعودی، رویکرد او به سمت سکولاریزه کردن جامعه داخلی و حکومتهای همسو حرکت کرده است. در عین حال در زمان قیام مردم لیبی و چند سال بعد از آن که ملک عبدالله قدرت در عربستان سعودی را در دست داشت تا 2015 میلادی، ریاض سیاستی متفاوت از بن سلمان را دنبال میکرد .
عربستان سعودی در رقابت با قطر تلاش دارد تا یک حکومت اقتدارگرای سکولار که همراهی بیشتری با عربستان سعودی، داشته باشد، در لیبی بر سر قدرت بیاید. با توجه به اینکه جریان اخوان لیبی بیشتر در سمت و سوی دولت طرابلس و وفاق ملی تعریف می شود و ژنرال حفتر نیز یکی از اهداف خود را سرکوب جریان اخوانی در لیبی اعلام کرده است، لذا از سوی عربستان سعودی، حمایت می شود. در واقع، عربستان سعودی، سیاست کاهش و تضعیف جریانات اخوانی را پیگیری میکند و بیشتر موافق شکلگیری شرایطی مانند مصر در لیبی است. جنگ رسانهای نیز از جمله اقدامات دیگر عربستان سعودی، برای دخالت در لیبی است. رسانههای عربی و محلی در این نبرد، صفآرایی کرده و هرکدام، دیگری را مسئول شکست صلح و فروپاشی لیبی، معرفی میکنند. جنگ رسانهای پیرامون نبردهای طرابلس هم اکنون میان «شبکه الجزیره» نماینده ائتلاف قطر- ترکیه و شبکه سعودی «العربیه» نماینده محور عربی محاصره کننده دوحه (مصر، عربستان، امارات و بحرین)، شعلهور است. «العربیه» از ارتش ملی لیبی بهفرماندهی حفتر حمایت میکند که علیه حکومت وفاق ملی که در پایتخت مستقر است، میجنگد.
در این رهگذر، شبکه الجزیره نیز در حمایت از حکومت السراج از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. از دیدگاه تحلیلگران مسایل منطقه مغرب عربی، حمایتهای نظامی و سیاسی از سوی محور سعودی، اماراتی و مصری، عامل اساسی در تقویت حفتر و نیروهای آن در مقابل نیروهای حکومت وفاق ملی بوده است. عربستان سعودی و امارات با ارسال تجهیزات نظامی شامل تانکها و ادوات زرهی و تجهیزات لجستیکی پیشرفته نظامی و نیز هواپیماهای جنگی و کمکهای مالی میلیارد دلاری، ژنرال حفتر را در حمله به پایتخت، تشویق و تحریک کرده اند. ریاض در سیاست مداخله جویانه خود در لیبی به دنبال بستهای از اهداف و اولویتهای راهبردی میباشد، از جمله: ترمیم جایگاه و نقش منطقهای خود.ملک سلمان، پادشاهی را از برادر ناتنی خود به ارث برده و در ابعاد و زمینههای مختلف، دچار تزلزل موقعیت منطقهای و بینالمللی شده است .شکست در جنگ یمن انتقادات زیادی متوجه آل سعود کرده است . لذا جهت ترمیم این شکست راهبردی، گستره سیاست مداخلهجویانه خود را در لیبی با همکاری مصر و امارات عربی، توسعه داده و در حمایت از ژنرال حفتر، نقش اساسی یافته است.
از دیگر اهداف مداخله عربستان سعودی در لیبی می توان به عامل انرژی اشاره کرد. ریاض همواره و طی چند دهه گذشته در تلاش بوده است تا در مدیریت و کنترل قیمت نفت و تولید جهانی آن، نقش برجستهای داشته باشد. حمایت ریاض از حفتر در تسلط بر منطقه هلال نفتی و دیگر منابع انرژی کشور، یکی از اهداف دخالت سعودیها در روند تحولات این کشور است. تقویت جریان سلفیه «مدخلیه» نیز یکی دیگر از اهداف مداخله عربستان سعودی در لیبی است. سلفیه «مدخلیه» در ابعاد مختلفی با وهابیت عربستان سعودی پیوندهای زیادی دارد و ریاض در تقویت این جریان که هم اکنون از متحدان جبهه حفتر میباشد، اهداف راهبردی را پیگیری میکند. به بنوشته روزنامه فرانسوی لیبراسیون سلفی های لیبیایی تحت رهبری«المدخلی» خط مشی سیاسی خود را از عربستان می گیرند و تامین بودجه آنها برعهده امارات است این نیروها مراکز حساس لیبی را در اختیار دارند. مدخلیها ده ها گروه نظامی در اختیار دارند و دشمنان سرسخت اخوانی ها به شمار می روند. با هدایت عربستان سعودی، این گروهها در شرق لیبی با مهمترین گردانهای ارتش تحت امر حفتر ادغام شدند و گردان «صاعقه» را تشکیل دادند
امارات و عربستان سعودی، در ماههای گذشته کوشیدند با حمایتهای مختلف از حفتر، از خلا قدرت در قسمتهای جنوبی لیبی استفاده نمودند و حفتر را بر این مناطق مسلط کنند. مناطق جنوبی لیبی دارای منابع نفتی فراوانی است. سیاست عربستان سعودی این است که حفتر منابع اقتصادی بیشتری را در داخل لیبی بدست آورد تا بتواند با قدرت بیشتری بر عرصه سیاسی لیبی نفوذ کند. روند تحولات لیبی، بهخوبی نشان میدهد که این کشور یکی از عرصههای رقابت عربستان سعودی و امارات عربی با ترکیه و قطر میباشد. این کشورهای عربی پیشگام طرح محاصره و مجازات قذافی در سال 2011م بودند و به حملات ناتو علیه مواضع قذافی، کمکهای فراوانی کردند، اما بعدها بر سر تقسیم میراث قذافی و سهم خواهی در روند دولت و ملتسازی این کشور، اختلاف شدیدی پیدا کردند. تضاد منافع این کشور در لیبی یکی از عوامل پیچیدهتر شدن بحران این کشور شده است.
با توجه به اینکه جامعه بحران زده لیبی پس از هفت سال شدیدا تشنه ثبات و نظم است؛ در واقع عربستان سعودی به دنبال القا این تفکر در لیبی است که یگانه ایجاد کننده نظم و ثبات در لیبی ژنرال حفتر است. عربستان سعودی و امارات با بحران آفرینی در لیبی، سعی در بسط نفوذ سیاسی و نظامی گروههای مورد حمایت خود به رهبری حفتر دارند. این رویکرد عربستان سعودی موجب تشدید درگیری ها در لیبی ، نقض توافقات قبلی توسط حفتر و آسیب دیدن زیرساخت ها و غیر نظامیان در لیبی شده است.
ابراهیم هیبه استاد روابط بینالملل و علوم سیاسی تطبیقی در دانشگاه تگزاس امریکا می گوید: تجربههای گذشته حفتر در عملیات نظامی گرچه نتایج سریعی به دنبال داشته، اما در طولانی مدت خسارتهای مالی و انسانی و توسعهای قابل توجهی به لیبی وارد کرده و آثار بدی ضد ثبات این کشور و پیشبرد روند سیاسی و دموکراتیک در آن داشته است.
سرهنگ «محمد القنیدی» مسئول دستگاه اطلاعات نظامی نیروهای «البنیان المرصوص» وابسته به دولت وفاق ملی به ریاست «فایز السراج» در خصوص حمایتهای عربستان از حفتر میگوید: امارات، عربستان سعودی و مصر از پیشروی نیروهای حفتر به سمت طرابلس با هدف به وجود آوردن «السیسی جدید» در لیبی حمایت میکنند. حفتر از پول و سلاح کافی برای مقابله با نیروهای البنیان المرصوص و ارتش وابسته به دولت وفاق ملی برخوردار نیست و این تحرکات آنها پس از سفر مارس 2019، حفتر به عربستان سعودی آغاز شد. ریاض به حفتر برای پیشروی به سمت طرابلس چراغ سبز اعطا کرده و از او برای سیطره بر این منطقه حمایت مالی به عمل میآورد.