در قسمت دهم از مجموعه متون « نقش محوری ایران در امنیت خلیج فارس»، راهبردهای ایران برای امنیت تنگه هرمز و اجرای طرح صلح هرمز را مورد بررسی قرار می دهیم

راهبرد ایران در طرح صلح هرمز، بر لزوم خروج آمریکا و سایر بازیگران فرامنطقه‌ ای از منطقه تنگه هرمز و ساخت امنیت با همکاری کشورهای درون منطقه ، استوار است. در واقع شروع طرح صلح هرمز، می‌تواند بر مبنای خروج کشورهای فرامنطقه‌ ای در منطقه ی خلیج فارس باشد. طرح مساله ی صلح هرمز، به عنوان موضع رسمی ایران از سوی رییس جمهور ایران در سال 1398 شمسی/ 2019 میلادی، مطرح شده است. دکتر روحانی در سخنرانی خود در سازمان ملل، اعلام کرد که: «تشکیل هرگونه ائتلاف امنیتی، تحت هر عنوان در منطقه، با محوریت و فرماندهی نیروهای خارجی، مصداق بارز مداخله در امور منطقه است. رویکرد امنیتی‌ سازی دریانوردی در تناقض با حق دریانوردی آزاد و حق توسعه و باعث تشدید تنش و پیچیده‌ تر شدن شرایط شده و صلح، امنیت و ثبات منطقه را تهدید می‌نماید. امنیت منطقه با خروج نظامیان آمریکا تامین می‌شود و نه با سلاح و مداخله آنان. آمریکا پس از ۱۸ سال نتوانست اقدامات تروریستی را کاهش دهد، اما جمهوری اسلامی ایران فتنه داعش را به کمک ملت‌ها و دولت‌ های همسایه خاتمه داد.

رییس جمهور ایران، همچنین خطاب به سران کشورهای عربی همسایه ایران افزود: امنیت را نمی‌توان خرید یا توسط دولت‌های خارجی، تامین کرد. صلح و امنیت و استقلال همسایگان ما، صلح و امنیت و استقلال ماست. آمریکا همسایه ما نیست. این جمهوری اسلامی ایران است که همسایه شماست و از دیرباز به ما آموخته‌ اند که اول همسایه؛ آنگاه خانه. در روز واقعه، ما و شما تنها می‌ مانیم. ما با هم همسایه‌ ایم، نه با آمریکا! آمریکا وکیل هیچ ملتی و کفیل هیچ دولتی نیست. هیچ دولتی به دولتِ دیگر، وکالت نمی‌دهد و کفالت خویش را به دیگری نمی‌ سپارد. اگر امروز شعله‌ های آتش یمن، تا حجاز هم زبانه کشیده است، باید آتش‌افروز را جُست و تنبیه کرد، نه اینکه بیگناهان را آماج تهمت‌ ها و کینه‌ ها قرار داد. راه حل صلح در جزیره‌ العرب، امنیت در خلیج فارس و ثبات در غرب آسیا را باید در درون غرب آسیا جستجو کرد و نه در بیرون آن. مسائل منطقه، بزرگ‌ تر و مهم‌ تر از آن است که آمریکا از عهده ی آن برآید. دولتی که نتوانسته مساله افغانستان و عراق و سوریه را حل کند و بانی افراطی‌ گری، طالبانی‌ گری و داعشی‌ گری بوده است؛ هرگز قادر به حل معضلات پیچیده‌ تر نخواهد بود».

 رویکرد ایران در دهه 1990 میلادی، یعنی پس از پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق، تا حال بر اساس گفتگوی درون‌ منطقه‌ ای است و در این راستا به دنبال کشف و تقویت ارزش‌ ها و هنجارهای مشترک و ایجاد یک نظم فرهنگی - اجتماعی متناسب با همگرایی سیاسی، اقتصادی و همکاری‌ های امنیتی می باشد. تجلی این موضوع به صورت پیشنهاد ایجاد فضای امنیتی مشترک برای تامین صلح و ثبات در منطقه بوده است. ایران با حضور نیروهای بیگانه در خلیج فارس مخالفت ورزیده است و خواستار تامین امنیت منطقه از طریق همکاری مشترک کشورهای ساحلی آن است. موضوع دیپلماسی در خارج، اصل پذیرفته شده و هنجاری بین‌المللی محسوب می‌شود که هم‌ راستا با اصول صلح هرمز می‌باشد. دیپلماسی در خارج بدین معنی است که طرفین توسط راه‌ حل مذاکره و رسیدن به راهکارهای مرضی الطرفین مشکلات را در حد ممکن کاهش و در نهایت حل و فصل نمایند.

برای اینکه طرح صلح هرمز بتواند موفقیت‌ آمیز باشد، در سطح بالایی باید از تنش های بین روابط ایران و کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی کاسته شود. تنش‌ زدایی نوعی سیاست اقناعی است. این سیاست مبتنی بر منطق همکاری، وابستگی متقابل و فرایند های سیاسی است. از جمله ی این سیاست ها می توان از دیپلماسی، معاهدات، مذاکرات، چانه‌ زنی، مصالحه، همکاری اقتصادی و رقابت در قالب قواعد پذیرفته شده بین‌المللی نام برد که اصل همزیستی، همگرایی و همکاری را در مرکز ثقل سیاست خارجی قرار می‌دهد. هدف سیاست تنش زدایی، تقویت، توسعه و تثبیت منافع ملی ایران در جهت توسعه سیاسی- اقتصادی و صلح و امنیت بین‌المللی است. در رابطه با شرایط کنونی منطقه و روابط ایران و کشورهای منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، تنش‌زدایی در واقع فرایندی برای کاهش اختلافات، تنش‌ها و مناقشات موجود بین ایران و کشورهای عربی در منطقه به صورت مسالمت‌ آمیز و بدون توسل به زور و خشونت است . 

دولت ایران همواره تمایل خود به تجدید روابط با کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی و تغییر آن در چارچوب احترام و ترتیبات متقابل را سودمند ارزیابی کرده است. به عنوان مثال ایران و عربستان سعودی به دلیل جایگاه‌ شان در منطقه و جهان اسلام، نمی‌توانند در تنش  به سر ببرند و این شرایط به ضرر هر دو کشور است. بروز حوادث ژئوپلیتیکی در منطقه  که به برساختن تصور تهدیدآمیز و امنیتی نزد دو کشور می‌انجامد، باعث شکل‌ گیری خصومت میان عربستان سعودی و ایران است. بنابراین، برای کاهش تنش میان دو کشور در ابتدا باید به حل ریشه تنش یعنی مناقشات منطقه‌ ای پرداخت.  به نظر می‌رسد که پیشنهاد صلح هرمز می‌تواند مقدمه‌ای برای همگرایی ساختاری و صلح‌سازی در منطقه باشد.

با قطع روابط رسمی و دیپلماتیک میان دو کشور ایران و عربستان سعودی، هیچ‌ کدام از دو کشور نیز مایل نیستند برای آغاز این مذاکرات پیش قدم شوند. به نظر می‌رسد در این باره استفاده از ظرفیت برخی کشورها برای میانجی‌ گری جهت شکل‌ گیری این مذاکرات می‌تواند کارساز باشد. از این منظر، شاید عمان مهم‌ ترین و قابل اعتمادترین کشور برای ایران و عربستان سعودی باشد. برخی معتقدند، عمان در ائتلاف عربستان سعودی در جنگ علیه یمن حضور نیافته است تا راهی برای میانجی‌ گری این کشور در این بحران باز باشد. بنابراین، عمان می‌تواند نقش مثبتی در میانجی‌گری میان طرفین درگیر در جنگ یمن داشته باشد. به همین صورت، عمان می‌تواند میان ایران و عربستان سعودی میانجی‌ گری و زمینه را برای مذاکرات بین دو کشور فراهم کند.

عمان بالاخص می‌تواند در کاهش تنش در تنگه هرمز نیز دارای تاثیر باشد. به ویژه اینکه این کشور در تنگه هرمز مرز آبی مشترکی با ایران دارد و فاصله دو کشور در این نقطه به 37 کیلومتر می‌رسد. اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز باعث شده تا دو کشور از دیرباز همکاری‌های امنیتی برای حفظ امنیت حمل و نقل دریایی از این تنگه داشته باشند. از طرفی محل تلاقی ایران و عمان در اقیانوس هند و پس از مدار ده درجه را اصطلاحا مثلث طلایی تجارت جهانی می‌نامند. از این رو، همکاری‌های امنیتی و اقتصادی ایران و عمان در این منطقه، یک فرصت بسیار مناسب اقتصادی و امنیت اقتصادی را برای دو کشور و منطقه فراهم می‌نماید. به ویژه اینکه بخش اعظمی از حجم انرژی جهانی روزانه با عبور از مرزهای آبی ایران و عمان به سمت مقصد حرکت می‌کند.

ایران همواره نقش محوری در امنیت خلیج فارس داشته و دارد و طرح صلح هرمز فرصتی برای کشورهای خلیج فارس برای بازنگری در سیاست های اشتباه و رهایی از وابستگی به امریکا و غرب می باشد. در مجموع، ابتکار صلح هرمز به لحاظ کلی و اصولی، طرحی جامع برای همگرایی است ؛ اما نکته اصلی در جزئیات این طرح و رسیدن به همکاری امنیتی در تنگه هرمز و کل منطقه است که در وهله اول بستگی فراوانی به اراده طرفین در سطوح کارگزاری و ساختاری دارد. طرح صلح هرمز، در صورت واکاوی ابعاد مختلف آن و استقبال کشورهای عربی منطقه می‌تواند از همکاری‌های موردی شروع و به مرحله همگرایی برسد. با این وجود، آنچه سطوح مختلف سیاست در منطقه به ما می‌آموزد این است که حل تنش‌ها و مناقشات منطقه‌ای به عدم تاثیرپذیری از کشورهای بیگانه نیازمند است. نکته ی مهم‌تر این است که کشورها از نگرش و تفکری جهانی برخوردار باشند و از اختلافات کوچک خود چشم بپوشند؛ آن هم در شرایطی که امکان همگرایی در منطقه آسیای جنوب غربی به دلیل حضور قدرت‌های بزرگ، جنگ با تروریسم و تنازعات موجود دشوار است. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در کنفرانس والدای در مسکو در سال 2018 با انتقاد از سیاست‌های تنش زای ایالات متحده در غرب آسیا، گفته است: آمریکا به دنبال انزوای ایران و تسلیم این کشور است. ابتکار عمل ایران برای ایجاد امنیت در خلیج فارس باید مورد توجه قرار گیرد. وی با انتقاد از سیاست های تنش زای ایالات متحده گفت که آمریکا غرب آسیا را به آزمایشگاهی برای اقدامات بی پروای خود تبدیل شده است که این امر باید متوقف شود.

اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۹ ۲۰:۰۵ Asia/Tehran