بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان(6): نقش ایتالیا در بحران لیبی بعد از تحولات سال 2011
در قسمت ششم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، نقش ایتالیا در بحران لیبی بعد از تحولات سال 2011، بررسی می شود.
لیبی از سال 1911 تا 1943میلادی رسما مستعمره ایتالیا بود و در دوران پادشاهی و جمهوری، طرابلس روابط ویژهای با رم داشت. قذافی پس از آشتی با غرب، امتیازات نفتی و گازی زیادی به ایتالیا داد تا جایی که برخی از پژوهشگران غربی بر این باورند که ایتالیا یکی از بازندگان سقوط قذافی بوده است. رم در مرحله پساقذافی، با نزدیک شدن به سیاست های کاخ سفید و کشورهای ذینفوذ در درون اتحادیه اروپا، تلاش کرده است تا خود را مسئول پرونده لیبی نشان دهد. هدف ایتالیا این بوده است تا از منافع خود در کشور لیبی دفاع کند. مواضع این کشور در قبال بحران لیبی، ریشه در منافع امنیتی و اولویتهای اقتصادی دارد. قابل ذکر است که سواحل ایتالیا نزدیکترین منطقه به سواحل طولانی لیبی است و رم به خاطر بی ثباتی لیبی، متحمل هزینههای کلانی شده است. تنها در سال 2017 میلادی، 491 هزار مهاجر غیر قانونی از طریق آبهای مشترک به سواحل ایتالیا، رسیدهاند.
ایتالیا از معدود کشورهای اروپایی بود که به بهای به دست آوردن قراردادهای هنگفت برای شرکتهای ایتالیایی، تحریمهای چند ساله علیه لیبی را شکسته بود. در واقع، اقتصاد دو کشور لیبی و ایتالیا، به طور فزایندهای درهمتنیده شدهاند. لیبی در بانک «یونی کریدیت UNICREDIT » که بزرگترین بانک ایتالیا به حساب میآید، سهام دارد. همچنین در «فینمــکانیکـا FINMECCANICA» مهمترین کارخانه تولید اسلحه و در شرکت فیات، بزرگترین شرکت تولیدکننده خودرو سهم دارد. لیبی در «یوونتوس تورین» محبوبترین باشگاه فوتبال ایتالیا، 7 درصد سهام دارد. به همین صورت بیش از 100 شرکت ایتالیایی در لیبی مشغول فعالیتاند که میتوان به شرکت عظیم نفت و گاز انی، شرکت حمل و نقل برقی آنسالدو استیاس ANSALDO STS و شرکت ساختمانسازی ایمپرگیلو IMPREGILOاشاره کرد.برلوسکنی نخست وزیراسبق ایتالیا به سبب نزدیک بودن به قذافی، پیمان دفاعی با لیبی امضا کرد و به پدرخوانده دیکتاتوری قذافی تبدیل شده بود. در این پیمان دفاعی ایتالیا و لیبی متعهد شدند که در حفظ امنیت داخلی به یکدیگر کمک کنند به همین سبب، نخستوزیر وقت ایتالیا در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی تأثیرگذار در قاره اروپا، دیر به جمع حامیان انقلابیون لیبی پیوست و آخرین رهبر غربی بود که علیه قذافی موضعگیری نمود.نخستین واکنش برلوسکنی به سرکوبهای صورتگرفته در لیبی این بود: «قذافی سرش بیش از آن شلوغ است که بتواند به تلفن برلوسکنی جواب دهد» در حقیقت، برلوسکنی تا زمانی که از قطعی بودن خروج قذافی از حلقه قدرت در لیبی مطمئن نشد، در اقدام نظامی ناتو علیه وی شرکت نکرد و ابتدا با ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی مخالفت کرد. اما بالاخره به سرعت به تحرکات ناتو به بهانه حمایت از غیرنظامیان در مقابل حملات گردانهای قذافی پیوست.
از طرفی از سال 2012 میلادی به بعد درگیری بین قبیلههای مناطق جنوبی لیبی به درگیریهای نظامی و پخش گسترده اسلحه بین قبایل منجر شد. درگیری های گسترده بین قبایل در سال 2012 در لیبی، بهانه ای برای افزایش دخالت کشورهای خارجی همچون قطر، ایتالیا و فرانسه ایجاد کرد. در دوحه و رم برای آشتی بین قبایل لیبی، چند دور مذاکره و گفتوگو میان قبایل درگیر برگزار شد. همچنین بین فرانسه و ایتالیا بر سر منطقه ی استراتژیک نفتی لیبی، رقابت سنتی و شدیدی وجود دارد. فرانسه به دنبال تقویت نفوذ خود در این منطقه است که با چاد، نیجر و الجزایر که مستعمرات سابق پاریس بودند، همجوار است و پاریس این منطقه را به عنوان عمق راهبردی پایگاههای نظامی خود در منطقه ساحل و صحرا میداند. ایتالیا نیز لیبی را عمق راهبردی و حیاط خلوت خود میداند و خواهان حفظ نفوذ و قدرت خود در مناطق نفتی این منطقه است.نزاعهای قبیله ای و دخالت کشورها در لیبی منجر به نشست بینالمللی «صلح لیبی» در شهر پالرموی ایتالیا، در روزهای 11 و 12 نوامبر 2018م شد. این رخداد، دومین نشست بینالمللی، پس از اجلاس پاریس بود که 30می همان سال برگزار شده است. کنفرانس پالرمو، همچون اجلاس پاریس، در سطوح مختلف، بازتابهای مختلف و متضادی داشت و رسانههای غربی، در تشدید منازعهها و تحریک روند رقابتهای منطقهای و بینالمللی بر سر نفوذ و رقابت اقتصادی در لیبی، همچون گذشته، نقش ایفا کردند. برخی از رسانههای گروهی، این نشست را شکست خورده و نتایج آن را ناامید کننده ارزیابی کرده و گروه دیگری، این کنفرانس را موفقیت آمیز خوانده و آن را ضربه مهلکی به سیاستهای آنکارا و دوحه در لیبی برآورد کرده اند.
اما رسانههای ایتالیایی، نشست پالرمو را موفقیت مهمی برای دولت ایتالیا و دیپلماسی این کشور ارزیابی کردند، زیرا رم موفق شد علاوه بر 38 هیات از 30 کشور جهان و سازمانهای منطقهای و بینالمللی، بازیگران اصلی محلی را نیز به دور یک میز گردهم آورد. گرچه در این نشست هیچ یک از سران اروپا، آمریکا و روسیه، شرکت نکردند، اما از دیدگاه رسانههای ایتالیایی دیدار میان ژنرال حفتر و السراج رئیس دولت وحدت ملی لیبی که با حضور «جوزپه کونته» نخستوزیر ایتالیا صورت گرفت، بسیار مهم خوانده شد. در این مقطع، رسانه ها شایع کردند که، حفتر در این دیدار به السراج، تضمین داد که او میتواند تا زمان برگزاری انتخابات در سمت خود باقی بماند،تحولات بعدی نشان داد که حفتر به تعهد مذکور پایبند نیست. رم در دوران پساقذافی، در ابعاد مختلفی، تلاشهای گوناگونی کرد تا نفوذ و حضور تاریخی و سنتی خود را در لیبی، حفظ کند. هراس راهبردی ایتالیا، تحرکات فرانسه در لیبی می باشد. ایتالیا بهخوبی درک میکند که در سایه مناسبات رم- واشنگتن و با همگرایی سیاست طرفین در منطقه شمال آفریقا، منافعش را در لیبی تأمین خواهد کرد. لذا محور تحرک سیاسی و دیپلماتیک رم همواره در جذب همراهی و حمایت کاخ سفید بوده است. این استراتژی، چه در دوران اوباما و چه در دوره حاکمیت ترامپ، حفظ شده است. برگزاری کنفرانس بینالمللی پالرمو که با چراغ سبز ترامپ همراه بوده معلول عوامل و انگیزههای گوناگونی بود، ازجمله: تلاش برای تشکیل و سازماندهی یک اجماع بینالمللی به رهبری آمریکا در حمایت از حضور ایتالیا در لیبی.
در نشست پالرمو، ایتالیا توانست علاوه بر 38 هیات از 30 کشور جهان، در سطح 10 رئیس کشور از جمله مصر، تونس و 20 وزیر و معاون وزیر، بازیگران اصلی محلی مانند : نمایندگانی از نخبگان شرق، غرب، جنوب، جریان هوادار قذافی و شیوخ قبایل لیبی را نیز به دور یک میز گردهم آورد. شخصیتهای اصلی لیبی که در این اجلاس حضور داشتند، عبارت بودند از: ژنرال حفتر فرمانده ارتش ملی، رئیس پارلمان طبرق یا شرق، رئیس حکومت وفاق ملی لیبی و رئیس شورای عالی دولت یا پارلمان مشورتی غرب. گرچه حفتر در اعتراض به حضور نمایندگان ترکیه و قطر، در نشستهای رسمی پالرمو شرکت نداشت و تنها فعالیتش در حاشیه کنفرانس بود، ولی این نوع حضور و مشارکت برای حکومت ایتالیا مغتنم بود.دیدار میان ژنرال حفتر و السراج رئیس دولت وفاق ملی لیبی که با حضور نخستوزیر ایتالیا انجام گرفت، از سوی برخی از تحلیلگران و پژوهشگران، یک پیروزی برای دیپلماسی رم ارزیابی شد. هدف اصلی برگزاری پالرمو به عقیده برخی تحلیلگران از سوی ایتالیا، ایجاد موازنه قدرت در قبال اجلاس پاریس بوده است. رم در ارزیابی خود از نتایج کنفرانس پالرمو، این باور را ترویج میکند که تلاشهای دیپلماتیک اش در جذب حمایت واشنگتن و مسکو، به ثمره نشسته است. گرچه ژنرال حفتر در طرحهای راهبردی ایتالیا، جایگاهی ندارد ولی حضور او در این کنفرانس، فرصتی برای موفقیت این نشست بوده است. ایتالیا به این دلیل از حکومت وفاق ملی به ریاست السراج، حمایت میکند که اغلب منافع حیاتی و اقتصادی مدنظر رم در غرب لیبی میباشد. ایتالیا بهطور سنتی با نخبگان طرابلس و مصراته ارتباط همه جانبه دارد و لذا سعی دارد فرانسه را از این منطقه دور سازد.
ایتالیا در دوران اوباما و ترامپ سعی داشته است حمایت امریکا را از سیاست توسعهطلبانه خود در لیبی جذب کند و دیپلماسی خود را در این راستا فعال کرده است.در حقیقت تلاش رم در تقویت مناسبات خود با قاهره و ابوظبی که حامیان اصلی ژنرال حفتر هستند به همین دلیل است. رم لیبی را حیات خلوت خود و بیثباتی در سواحل آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود میداند و لذا سهم خود را در اقتصاد و منابع نفتی و گاز لیبی بیش از سایرین میداند و از تحرک پاریس در این عرصه بیمناک است. در این روند آمریکا به عنوان موازنه کننده بازیگران در عرصه لیبی، سعی دارد مدیریت صنعت نفت و گاز لیبی و میزان تولید و صادرت آن را در کنترل داشته باشد تا در عرصه بازار جهانی نفت و همچنین تضعیف جایگاه خلیج فارس در صادرات نفت، نقش آفرینی کند. از طرفی دخالت غرب در لیبی در راستای استراتژی بلند مدت نیز میباشد. ویژگیهایی که لیبی به لحاظ جامعه شناختی و جغرافیایی دارد باعث شده تا غرب اجازه استقلال عمل به لیبی را ندهد. لیبی کشوری است که نگاه ضد امریکایی در جامعه این کشور از عمق بالایی برخوردار است. از طرفی، این کشور به لحاظ درآمدهای نفتی از جایگاه ممتازی برخوردار است و اگر وضعیت لیبی سامان یابد، جهان شاهد یک کشور متمول و پیشرفتهای خواهد بود که سیاستهای مستقل و ضدغربی دارد. از طرفی لیبی پتانسیل حمایت از مقاومت در برابر زیاده خواهیهای غرب و اشغالگری رژیم صهیونیستی را به همراه خواهد داشت. لذا استراتژی «بیثباتی کنترل شده» در لیبی، میتواند مانع از ظهور لیبی قدرتمند مستقل با نگاه ضد غربی در منطقه شود.
دکتر قاسمی پژوهشگر ایرانی در حوزه آفریقا معتقد است: با اینکه غربیها توان آن را دارند که وضعیت امنیتی فعلی در لیبی را متحول کنند اما در حال حاضر اراده ای در غرب برای پیشبرد چنین تحولی وجود ندارد. از این نگاه، غربیها به رغم حضور و نفوذی که هرچند هم چندان مشهود نیست، عمدتاً در تلاش هستند تا ضمن دور ماندن از ناامنی در لیبی، پس از گسترشِ بی حد و حصر ناامنی در لیبی، به صورت قهرمانانه برای نجات این کشور از ورطۀ ناامنی و بی ثباتی وارد عرصه شوند؛ ورودی که طبعاً با استقبال مردم لیبی مواجه خواهد شد به این معنا که، غربیها در حال حاضر به صورت غیرمستقیم جویای ناامن کردنِ لیبی در راستای رسیدن به چنین هدفی هستند. نظر به آنچه تا کنون گفته شد تا زمانی که طمع ورزی غرب و مداخله کشورهایی نظیر عربستان سعودی ،امارات و ترکیه در لیبی ادامه دارد، سیاست هرج و مرج کنترل شده در این کشور نیز ادامه خواهد یافت و راه برون رفت از این وضعیت، وفاق همه گروه های لیبی بر اساس خواست مردم این کشور است.