بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان(5) حمایت امریکا از ژنرال حفتر و نقش رژیم صهیونیستی در بحران لیبی
در قسمت پنجم از مجموعه مقالات بحران سازی دولتهای مداخله گر در لیبی و سودان، حمایت امریکا از ژنرال حفتر و نقش رژیم صهیونیستی در بحران لیبی، بررسی می شود.
از زمان سرنگونی رژیم «معمر قذافی» دیکتاتور معدوم لیبی در سال 2011 میلادی، لیبی بر اثر اختلافات میان احزاب و گروهها، دارای دو پارلمان موازی؛ یعنی پارلمان طبرق در شرق و پارلمان طرابلس، در غرب و دو ارتش است. ژنرال بازنشسته ارتش لیبی، خلیفه حفتر که کنترل شرق کشور را بر عهده دارد، مورد حمایت برخی طرفهای منطقهای و بینالمللی از جمله عربستان سعودی، مصر و فرانسه است. خلیفه بالقاسم حفتر" در سال ۱۹۴۳ میلادی در اجدابیای شرقی به دنیا آمده و فارغ التحصیل دانشگاه نظامی بنغازی است. گفته میشود او یکی از عناصر اصلی کودتایی است که در سال ۱۹۶۹ میلادی، منجر به سرنگونی " ملک ادریس" پادشاه سابق لیبی و روی کار آمدن معمر قذافی شد. این نظامی لیبیایی تا سالیان سال به قذافی وفادار ماند و در نهایت خلیفه حفتر در اواخر دهه هشتاد میلادی به صورت کامل از حاکمیت لیبی جدا شد و به آمریکا رفت.
با آغاز اعتراضات 2011 در لیبی، حفتر در ابتدا دوشادوش گروههای اسلامگردر مقابل ارتش وفادار به قذافی که دشمن واحدشان شناخته میشد جنگید. با این حال ژنرال حفتر به محض کشته شدن قذافی راه خود را از آنها جدا کرد و در فوریه ۲۰۱۴ میلادی طرح خود را موسوم به «نقشه نجات لیبی» مطرح کرد. ژنرال حفتر با حمایت امریکا و با وجود برگزاری انتخابات پارلمانی و به رسمیت شناختن دولت لیبی به ریاست " فایز السراج" از سوی نهادهای بین المللی،سازمان ملل و اغلب کشورهای دنیا ، این پارلمان را به رسمیت نشناخت و در مقابل به حمایت از دولتی خودخوانده در شرق لیبی پرداخت. حفتر بارها تلاش کرده است از طریق لشکرکشی و قدرت نمایی نظامی، طرابلس را به سیطره خود درآورد. این تلاش ها در ماههای اخیر شدت گرفته است . این در حالی است که حملات حفتر تاکنون نتیجهای به جز کشته شدن شهروندان لیبی و آواره شدن هزاران نفر از آنها نداشته است. در مقابل حفتر، دولت وفاق ملی قرار دارد که از سوی کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده است. دولت وفاق ملی، تحت ریاست «فائز السراج» عمل کرده و کنترل غرب لیبی را در دست دارد. نیروهای دولت وفاق ملی، با حملات حفتر مقابله کردهاند. در درگیری های بین دولت وفاق ملی و نیروهای حفتر ،شواهد و خبرها گویای حمایت واشنگتن از خلیفه حفتر بوده است.
مقامات آمریکایی اعلام کرده اند که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا از حمله به طرابلس برای سرنگونی دولت وفاق ملی لیبی حمایت می کند. بنا بر گزارش خبرگزاری بلومبرگ، سه دیپلمات آمریکایی، گفتهاند «یک گفتوگوی تلفنی پیش از تلفن ترامپ نیز از جانب «جان بولتون» مشاور وقت امنیت ملی کاخ سفید صورت گرفته بود که ضمن آن، آمریکا برای انجام حمله به طرابلس چراغ سبز نشان داده بود». بلومبرگ در ادامه نوشت: «این مسئله که رئیسجمهور آمریکا به طور ضمنی حفتر را به عنوان رهبر لیبی به رسمیت شناخته، عملا تضعیف دولت فایز السراج است که به طور بینالمللی به رسمیت شناخته شده بود». بر اساس گزارش بلومبرگ، گفتوگوی ترامپ با حفتر پس از دیدار ترامپ با «عبدالفتاح السیسی» رئیسجمهور مصر در تاریخ 9 آوریل 2019م انجام گرفته بود. دو نفر از مقامات آمریکایی گفتهاند که السیسی در این دیدار از ترامپ خواسته تا از حفتر حمایت کند. علاوه بر این، ترامپ با «محمد بن زاید آل نهیان» ولیعهد ابوظبی نیز درست یک روز قبل از انتشار بیانیه کاخ سفید درباره گفتوگوی تلفنی رئیسجمهور آمریکا با حفتر دیدار کرد. بن زاید نیز از حامیان حفتر است».
در ادامه سیاست حمایت از حفتر، هیات آمریکا در سازمان ملل به دستور کاخ سفید از قطعنامه مورد حمایت انگلیس که خواستار پایان حملات حفتر میشد، پشتیبانی نکرد. کریم مزران Karim Mezran، تحلیلگر اندیشکده شورای آتلانتیک معتقد است «در دولت آمریکا کسانی وجود دارند که به ایده «یک مرد قدرتمند در لیبی» اعتقاد دارند، هرچند که وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی امریکا چندان با این دیدگاه موافق نیستند». به گفته مزران، «حفتر که تابعیت آمریکا را دارد و دو سال هم در ویرجینیا زندگی کرده، در سالهای گذشته به اروپاییها و بهخصوص فرانسه نزدیک بوده است و امریکاییها نیز در سالهای گذشته از او دور بودهاند. با این حال، رفتار امریکا در جریان حمله حفتر به طرابلس میتواند نشاندهنده نزدیک شدن مجدد آنها به حفتر باشد». روزنامه آلمانی «دویچه وله» نیز پیش از این گزارش داده بود که خلیفه حفتر با سازمان «سیا» آمریکا مرتبط است.
با اینکه واشنگتن در اعلامیههای رسمی، عنوان کرده است که خواستار یک لیبی باثبات، متحد و دموکراتیک است، اما حمایت از گروهی که مورد حمایت سازمان ملل و جامعه جهانی نیست، گویای تفاوت سیاست اعلامی و اعمالی واشنگتن در بحران لیبی است. قدرتهای جهانی در ظاهر از حفتر میخواهند از درگیریهای نظامی اجتناب کند، اما پشت پرده و از طریق شرکای منطقهای خود نظیر مصر، امارات و عربستان سعودی، از حفتر حمایت مالی تسلیحاتی میکنند. موضوع مهم در روند تحولات نظامی در لیبی این است که بیشتر قدرتهای غربی، جهت تعقیب منافع خاص خود در این کشور آفریقایی، به حفتر برای یورش به طرابلس چراغ سبز نشان دادند. احمد مسماری، سخنگوی طیف ارتش ملی لیبی نیز در مصاحبهای با بخش عربی شبکه خبری اسکای نیوز گفته بود: «سخنان دونالد ترامپ نشان میدهد، آمریکا نقش ارتش ملی لیبی به رهبری حفتر را در مبارزه با تروریسم، به رسمیت میشناسد».
در این روند مناسبات حفتر با رژیم صهیونیستی نیز قابل توجه است. روابط میان رژیم صهیونیستی و خلیفه حفتر، حداقل به سال ٢٠١٥م باز میگردد زمانی که وی به تازگی به عنوان وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش دولت طبرق منصوب شده بود، در خلال دیداری رسمی در شهر امان به طور سری و با میانجیگری امارات با رهبران موساد ملاقات کرده بود. در آن دیدار حفتر از تل آویو درخواست تسلیحات و حمایت نظامی نموده بود تا با شبه نظامیان اسلام گرا به مقابله بپردازد و جایگاه خود را در برابر دولت رسمی لیبی یعنی طرابلس تقویت نماید. این توافق چند هفته بعد پس از اعطای سلاح سبک پیشرفته و دوربینهای دید در شب محقق گردید. به گفته یوسی میلمان تحلیلگر روزنامه معاریو رژیم اسرائیل، حفتر با موساد نیز ارتباط نزدیک دارد. صالح النعامی، نویسنده فلسطینی در توضیح اظهارات میلمان اعلام کرد که حفتر علاوه بر موساد با فرانسه، مصر و امارات متحده عربی نیز ارتباط دارد. پروفسور دکتر احمد اویسال رئیس مرکز تحقیقات غرب آسیا در آنکارا نیز همکاری حفتر با موساد را امر عجیبی ندانسته و می گوید: «بدون تردید رژیم اسرائیل در هرج و مرج غرب آسیا نقش دارد. رژیم اسرائیل به عنوان شاخه غرب ،خواهان وجود کشور قدرتمندی در منطقه نیست. غرب با تجلی قدرت مردم منطقه از طریق دموکراسی مخالف است. امارات متحده عربی نیز به نیابت از رژیم اسرائیل و غرب این سیاست را دنبال میکند. هیچ کشوری اسرائیل و امارات متحده عربی را به خاطر اقدامات ضد دموکراتیک مواخذه نمیکند. کسی به حفتر بابت کشتار و نقض حقوق بشر اعتراضی ندارد. او با آمریکا و رژیم اسرائیل همکاری نزدیکی دارد»
سایت آمریکایی «کنسرتیوم نیوز» در مطلبی به قلم «جورجیو کافیرو» مدیر اجرایی مؤسسه «گلف استایت آنالیتیکس» به این موضوع میپردازد که رژیم صهیونیستی چگونه در کنار برخی از قدرتهای منطقهای غرب آسیا، در جنگ لیبی از «خلیفه حفتر» حمایت میکند. جورجیو کافیرو مینویسد: «تل آویو در کنار قاهره، پاریس، «ریاض» و «ابوظبی» به حمایت از «حفتر» میپردازد». یک منبع نظامی به روزنامه «العربی الجدید» خبر داده است که رژیم صهیونیستی در این مدت، ارتش ملی لیبی را به تک تیرانداز و تجهیزات دید در شب مجهز ساخته است. این منبع نظامی گفته است: پس از آنکه «حفتر» عملیات «کرامت» را در سال 2014 میلادی آغاز کرد، ارتش رژیم صهیونیستی با هماهنگی ارتش ملی لیبی، حملات هوایی به این کشور را آغاز کرد. «حفتر» جهت «تعمیق هماهنگی امنیتی با رژیم صهیونیستی» نشستی در «عمان» برگزار کرد و کوشیده است تا حضور رژیم صهیونیستی در جنوب لیبی را تقویت کند؛ این تلاشها در راستای خنثیسازی کوششهای ایتالیا جهت گسترش نفوذ در «فزان Fezzan» است». جورجیو کافیرو، نویسنده و پژوهشگر، خاطرنشان کرده که مداخله رژیم صهیونیستی در جنگ داخلی لیبی و جانبداری از حفتر دارای دلایل متعددی است .
کافیرو برای جانبداری رژیم صهیونیستی از حفتر 4 دلیل ذکر می کند. اول اینکه، زمانی که از هماهنگی با طرفهای مؤثر در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا صحبت میشود، روشن است که رژیم صهیونیستی کسی با ایدئولوژی مورد تایید خود را ترجیح میدهد. همان گونه که «حسنی مبارک» و «عبدالفتاح السیسی» را در مصر و ملک «عبدالله دوم» را در «اردن» ترجیح داد. ممکن است که «حفتر» فرمانده عربیای باشد که امکان همکاری اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی را فراهم میسازد. دوم اینکه حمایت اسرائیل از «حفتر» بنا به واقعیت موجود، آن را به ائتلافی بزرگتر با کشورهای عربی سنی وارد میسازد که سالها از فرمانده شرق لیبی حمایت میکردند؛ در میان این ائتلاف، به صورت مشخص میتوان به مصر، امارات و عربستان سعودی اشاره کرد. «تل آویو» با حمایت از «حفتر» میتواند نقش خود در این ائتلاف سنی را تقویت کند.دلیل سوم کافیرو برای حمایت رژیم صهیونیستی از حفتر این است که رژیم صهیونیستی، حمایت از «حفتر» را بر اساس قراردادهای خرید و فروش اسلحه تحلیل میکند. این رژیم به عنوان سوداگر برجسته سلاح، با فروش سلاح و اعزام مستشاران نظامی اسرائیلی به کشورهای مختلف آفریقایی درگیر تنش مانند دولت «جنوب سودان»، میلیاردها دلار سود به دست آورده است. نهایتا آنچه که رژیم صهیونیستی را به مداخله در جنگ لیبی و حمایت از «حفتر» وادار می کند، منابع طبیعی غنی این کشور است. این رژیم در جستجوی مداومِ هم پیمانان نفتی که آمادگی فروش نفت به تل آویو را دارند، می باشد و انتظار دارد حمایت اسرائیل از «حفتر»، زمینه نفوذ به ثروت نفتی این کشور را فراهم سازد.
از آنجا که نیروهای «حفتر» تقریبا سیطره خود بر تمامی چاههای نفت را تثبیت کردهاند، احتمال میرود که رژیم صهیونیستی، ائتلافی ضمنی با «حفتر» ایجاد کند که نیازهایش به انرژی را مورد توجه قرار دهد.به لحاظ معادلات بینالمللی حمایت مستقیم رژیم صهیونیستی از ژنرال حفتر از تقویت محوری میان رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی نظیر امارات و عربستان سعودی حکایت دارد. برخی از تحلیلگران معتقدند تل آویو خلیفه حفتر را از نوع رهبرانی در منطقه تشخیص داده که تقویت قدرت او میتواند جای پای رژیم صهیونیستی را در غرب آسیا و شمال آفریقا محکم کند، بهویژه آنکه مورد حمایت سران کشورهای عربی نظیر مصر است که موجودیت رژیم صهیونیستی را پذیرفتهاند؛ از مصر و اردن گرفته تا عربستان سعودی. او دوست دوستان و دشمن دشمنان رژیم صهیونیستی است.با توجه به آنچه گفته شد، می توان در کرد که چرا امریکا و متحدانش به نقض حقوق بشر و بشردوستانه بین المللی در حملات نیروهای حفتر به مناطق غیر نظامی لیبی که با حمایت امارات و عربستان سعودی صورت می گیرد ،سکوت کرده اند.