انتخابات 2020 آمریکا؛ 4 سناریو و 12 ایالت کلیدی برای سنا
اندیشکده روابط بین الملل فرانسه ((Institut Francais des Relations Internationales (IFRI) در مطلبی به قلم لوریس انتون به بررسی سناریوهای مطرح در انتخابات آمریکا و شرایط ایالت های تعیین کننده نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 آمریکا پرداخت
خلاصه
با آغاز کارزار انتخابات نوامبر 2020 آمریکا , همه توجهات به انتخابات ریاست جمهوری این کشور متمرکز شده است. در این میان اسن سؤالات مطرح می شود: دونالد ترامپ رئیس جمهور استثنایی آمریکا بار دیگر در انتخابات پیروز خواهد شد؟ کدام یک از نامزدهای حزب دموکرات انتخاب خواهد شد تا به رویارویی با وی بپردازد؟
علاوه بر این, نتیجه انتخابات سنا که یک سوم کرسی های آن به رای گذاشته می شود هم به همین اندازه اهمیت دارد. در واقع اگرچه کارشناسان معتقدند مجلس نمایندگان قرار است اکثریت دموکرات خود را حفظ کند, مجلس سنا که هم اکنون تحت سلطه جمهوری خواهان است ممکن است تغییراتی کند و کنترل آن هم به دست دموکرات ها بیفتد. اگر هر دو مجلس نمایندگان و سنا از ژانویه سال 2021 در سلطه اکثریت دموکرات باشند , می توانند برای انجام یک کار قانونگذاری بلندپروازانه متعهد شوند. در این صورت یک رئیس جمهور جمهوری خواه می تواند مانع آن شود یا یک رئیس جمهور دموکرات مشوق آن باشد.
لوریس انتون به بررسی چهار احتمال در نتیجه این انتخابات میان یک رئیس جهور دموکرات یا جموری خواه و یک سنای دموکرات یا جمهوری خواه می پردازد. وی در مورد تبعات هر سناریو بر محصول قانونگذاری و به طور کلی فضای سیاسی سالهای 2020-2024 توضیح داده است.
نویسنده این متن برای بررسی امکان تغییر در اکثریت سنا , به بررسی ایالت هایی پرداخته است که کرسی آنها در انتخابات نوامبر 2020 به رای گذاشته می شود. وی 12 ایالتی را شناسایی کرده است که می توانند دموکرات بمانند یا ممکن است به سوی دموکرات ها تغییر جهت دهند. در آلاباما و نیو همپشایر سناتورهای دموکرات بار دیگر نامزد می شوند و از امتیاز سناتور بودن خود بهره مند می شوند.
ویرجینیا , آریزونا, جورجیا و تگزاس هم به نوبه خود درجه های با درجه های متفاوتی از تحول مردم رو به رو هستند. موج جوانان , تحصیل کرده ها و اقلیت ها در کلان شهرها موجب افزایش رای برای دموکرات ها می شود که می تواند پیروزی در انتخابات آتی را محقق کند.
کانزاس و کارولینای شمالی هم ایالت هایی هستند که آرا بسیار متغیری دارند و ممکن است در سال 2020 در آنها دور دموکرات ها رسیده باشد.
مقدمه:
با وجود تردیدهایی که ممکن است تا آخرین لحظه بر انتخابات 3 نوامبر 2020 سنگینی کند , می توان نتیجه را به چهار سناریوی بزرگ محدود کرد. برای این کار باید به معادله ریاست جمهوری , اکثریتی را هم که بر سنا سلطه خواهند یافت و رئیس جمهور دست کم دو سال را باید با آنها سپری کند اضافه کرد.
این جهار سناریو بر اساس پویایی کارزار انتخابات ملی است که ترامپ را رو در روی دموکرات ها قرار می دهد و همچنین بر اساس سناریوهای محلی در قلب ایالت هاست که مبتنی بر تحولات جمعیت شناختی, جامعه شناختی و انتخاباتی هستند.
با توجه به اهمیت قطبش سیاسی جغرافیای آمریکا, ناشناخته ها به طور کلی در مورد شمار ایالت های چرخشی یا ایالت های کلیدی که است که بر خلاف ایالت هایی که انحصارا حامی یکی از دو حزب هستند , نتیجه انتخابات هنوز در آنها مبهم است.
تحولات اجتماعی- جمعیت شناختی و ذائقه های انتخاباتی اخیر در به روز رسانی فهرست ایالت های کلیدی و تنظیم فرضیه های مربوط به نتیجه انتخابات در این ایالت ها در انتخابات سال 2020 سهیم است.
علاوه بر این از آنجایی که هر دو سال یک سوم کرسی های سنا تغییر می کنند , تنها سی ایالت در سال 2020 درگیر انتخابات خواهند بود. البته همه ایالت ها در انتخابات ریاست جمهوری درگیر خواهند بود.
دموکرات ها در حال حاضر 47 سناتور دارند که در واقع 45 سناتور بعلاوه دوسناتور مستقل است که برای آنها رای می دهند. آنها برای آنکه اکثریت کرسی را در اختیار داشته باشند باید چهار سناتور دیگر داشته باشند. یا اینکه سه سناتور دیگر و ریاست سنا را به دست آورند. معاون رئیس سنا با دارا بودن حق رای می تواند تساوی آرا با به 50 -50 بکشاند. از همین رو برای دموکرات ها حیاتی است که در وهله نخست آرا خود را در ایالاتی که پیش از این سناتور دموکرات داشتند به ویژه آلاباما که در سا ل2017 آن را فتح کردند, از دست ندهند. پس از آن , دموکرات ها باید برخی کرسی های جمهوری خواهان را از آنها بگیرند.
بنابراین حقیقتا می توان کرسی های مورد بحث در سنا را به کرسی هایی برای دفاع و کرسی هایی برای فتح کردن تقسیم کرد. در هر دو مورد , حضور یا عدم حضور یک سناتور کنونی به عنوان نامزد مسئله دیگری است که باید مد نظر قرار گیرد.
*سناریوی اول ترامپ بار دیگر پیروز می شود سنا تحت سلطه جمهوری خواهان می ماند همانند سال 2016
*سناریوی دوم ترامپ بار دیگر پیروز می شود سنا تحت سلطه دموکرات ها در می آید همانند سال 2006
*سناریوی سوم یک دموکرات به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود سنا تحت سلطه جمهوری خواهان می ماند همانند سال 1996
*سناریوی چهارم یک دموکرات به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود سنا تحت سلطه دموکرات ها در می آید همانند سال 2008
اگر سنایی که در پی انتخابات نوامبر سال 2020 روی کار می آید دقیقا 50 سناتور از هر حزب داشته باشد, معاون رئیس سنا طبق آنچه در قانون اساسی معین شده است حق رای خواهد داشت که تعیین کننده است. سرنگونی هر یک از طرف ها به طور کامل به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بستگی خواهد داشت. اگر ترامپ بار دیگر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود این سناریو اول است و اگر شکست بخورد سناریوی چهارم است.
چهار سناریوی بزرگ برای انتخابات 2020
سناریوی 1: ترامپ بار دیگر در انتخابات پیروز می شود, سنا تحت سلطه جمهوری خواهان می ماند:
این سناریو, همان وضعیت کنونی است که کابوسی برای دموکرات هاست که تنها اکثریت مجلس نمایندگان را در اختیار دارند. این بدان معنا خواهد بود که مخالفان ترامپ , که چنان قدرتمند کارزار انتخابات میان دوره ای سال 2018 را برگزار کردند , به همان اندازه خوب ظاهر نشوند و اوضاع تغییری نکند و ترامپ سزاوار لقب « تفلون دون » که به وی داده شده است باشد.
ترامپ در موضع خود به عنوان رئیس جمهور پیشین از امتیازاتی برخوردار است. به طور تاریخی در واقع رئیس جمهور پیشین که در نخستین انتخابات با اختلاف آرا نزدیک به پیروزی دست یافته است در دومین دوره انتخاباتی خود با فاصله زیاد به پیروزی می رسد. این همان موردی است که در مورد ریچارد نیکسون در سال 1972 , رونالد ریگان در سال 1984, بیل کلینتون در سال 1996 و جرج بوش در سال 2004 و در فضای پس از حوادث 11 سپتامبر دیده شد. به ندرت پیش می آید که رئیس جمهور پیشین با آرایی با فاصله ناچیز از رقیب در دومین دوره به پیروزی برسد. البته این همان موردی است که در خصوص باراک اوباما در سال 2012 دیده شد.
البته برخی روسای جمهور نیز در تلاش خود برای پیروزی دوباره در انتخابات شکست خوردند. برای مثال جرالد فورد توسط جیمی کارتر در سال 1974 شکست خورد. کارتر نیز به نوبه خود در سال 1980 توسط رونالد ریگان شکست داده شد. رونالد ریگان کارزار انتخاباتی خود را با شعار « عظمت را دوباره به آمریکا برمیگردانیم » برگزار کرد.
جرج بوش پدر در سال 1992 به دلیل نامزدی راس پروت , میلیاردر تگزاسی که میلیون ها رای جمهوری خواهان را به خود جلب کرد( 19.7 میلیون رای و برابر با 18.9 درصد آرا ) شکست خورد.
فراتر از همه پرسی در خصوص ترامپ عوامل بسیار دیگری در مورد نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 تعیین کننده خواهد بود. وضعیت اقتصادی راست گرایان در جریان سال 2020 تعیین کننده خواهد بود. در حال حاضر عمده افتخار دولت ترامپ یک اقتصاد شکوفا با پایین ترین میزان بیکاری در طول تاریخ و بازار بورسی است که به طور مرتب رکورد می زند. با این حال در بسیاری از رسانه ها توضیح داده می شود که در واقعیت اوضاع بسیار پیچیده تر است و آماری که در مورد بیکاری ارائه می شود تنها ظاهر فریبنده دارد زیرا در آن افراد خارج از سرشماری در نظر گرفته نشده است.
علاوه بر این در سال 2018 دونالد ترامپ مسئله جنجالی کاروان های مهاجران از هندوراس را که آماده ورود به آمریکا بودند را بیشتر از بهره مندی از سلامت اقتصاد در اولویت قرار داد و این همان کاریست که رونالد ریگان هم در سال 1984 انجام داد.
در سال 2020 , اگر اقتصاد آمریکا به جهش خود ادامه دهد , ترامپ مدعی خواهد شد که این به لطف اوست. در مقابل اگر اقتصاد نشان های هشدار دهنده از خود بروز دهد ( مانند کاهش رشد اقتصادی و حتی رکورد در بازه سه ماهه , افزایش بیکاری , کاهش میزان اشتغال زایی , اخراج های گسترده و تعطیلی کارخانه ها به ویژه در ایالت های صنعتی اطراف دریاچه های بزرگ –کمربند زنگار- و اقدامات تلافی جویانه چین علیه بخش کشاورزی ایالت های غرب میانه آمریکا ) , انتقال آرا به سوی دموکرات ها , نامزدهای کوچک و حتی عدم شرکت در انتخابات می تواند ترامپ را از هزاران رای لازم برای به دست آوردن اکثریت در برخی ایالت های تعیین کننده محروم کند.
ترامپ همچنین در طول دوره نخست ریاست جمهوری خود یک گنجینه جنگی واقعی جمع آوری کرده است و همچنان نیز به جمع آوری حمایت های مالی ادامه خواهد داد و این در حالیست که دموکرات ها دست کم تا بهار سال 2020 دچار اختلاف نظر خواهند بود. مبالغی که آنها برای بر هم زدن تساوی آرا هزینه خواهند کرد نمی تواند برای تامین مالی بخش دوم کارزار علیه ترامپ مورد استفاده قرار گیرد. به علاوه برعکس کارزار انتخاباتی سال 2015-2016 ترامپ هم اکنون یک تیم انتخاباتی بسیار حرفه ای و غنی دارد و همچنین همه دستگاه های حزب جمهوری خواه را در اختیار دارد و این کاملا بر خلاف کارزار پیشین است. این تغییرات سازمان و مالی به وی مزیتی غیر قابل انکار می بخشد. در نهایت محبوبیت ترامپ , که به طور بی سابقه ای پایین است , از زمان به قدرت رسیدن وی با وجود همه جنجال های پرشماری که در طول دوران ریاست جمهوری وی بروز کرد , ثابت است.
آیا برخی موضوعات کارزار انتخاباتی وی با جای گرفتن در افکار عمومی, حالا خشم و انزجار کمتری را بر می انگیزند؟
در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 2016, آمریکایی هایی که در نظرسنجی ها شرکت می کردند چندان ترامپ را نمی پسندیدند. وی برای اکثر مردم محبوبیتی نداشت و غالب مردم وی را برای رئیس جمهور شدن آماده نمی دانستند و معتقد بودند وی صادق و قابل اعتماد نیست. با این حال به نظر می رسد مخالفان ترامپ به اندازه ای محدود شده انند که توئیتر به آنها اجازه فکر دادن نمی دهد. خارج از این محیط تغییر شکل داده , اکثریت ساکتی وجود دارد که دموکرات های بسیار میانه رو هستند.
از سوی دیگر دموکرات ها هم از یک کارزار ناموفق در امان نیستند. نامزدی که در جناح خود به دلیل بیش از اندازه میانه رو بودن یا برعکس بسیارچپ گرا بودن مقبولیت عام ندارد , ناسازگاری که در همه زمینه ها که از سوی جمهوری خواهان مورد بهره بردای قرار گرفته و ایده های که در افکار عمومی جایی ندارند مانند حذف بیمه درمانی خصوصی و پرداخت غرامت به بازماندگان دوران برده داری, ضعف در مناظره علیه ترامپ از جمله مسائلی هستند که می توانند کارزار انتخاباتی دموکرات را با شکست رو به رو کنند.
در سال 2004 , جان کری در سه مناظره خود در برابر جرج بوش که بسیار متزلزل به نظر می رسید به پیروزی دست یافت اما بسیج گسترده جمهوری خواهان و یک نامزد بدون شور و اشتیاق کافی موجب پیروزی قطعی دوباره جرج بوش شد.
جمع بندی این عوامل گوناگون می تواند به دونالد ترامپ اجازه دهد اکثریت ناچیز خود را در برخی ایالت های کلیدی حفظ کند و در آنجا بخش اعظم رای دهندگان را با خود همراه کند.
ترامپ با بهره مندی از تاثیر عدم توازن آرا سال 2016 , می تواند بار دیگر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود بدون آنکه محبوب باشد. چنین عملکردی می تواند بر نامزدهای جمهوری خواه سنا تاثیرگذار باشد. آنها کرسی هایی را که در اختیار دارند حفظ خواهند کرد و حتی کرسی هایی را که به تازگی در اختیار دموکرات ها در آمده است مانند آریزونا و آلاباما باز پس خواهند گرفت. همچنین حتی با مرز پیروزی باریک برای مثال در تگزاس, جورجیا و کانزاس , حتی در انتخاب هایی با فاصله آرا کم , جمهوری خواهند اکثریت خود را در سنا حفظ خواهند کرد و حتی می توانند آن را افزایش دهند.
این سناریو به همین شمایل کنونی و زورآزمایی میان یک سنای جمهوری خواه و مجلس نمایندگان دموکرات منجر خواهد شد. از همین رو به دلیل نبود توافق دو جانبه و به ویژه تمایل برای مصالحه, تولید قانون نیز نسبتا ضعیف خواهد بود. ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری با قدرت بیشتری پیروز خواهد شد و جمهوری خواهان در سنا هم به پیروزی دست خواهد یافت و همین مسئله ناسازگاری سنا در برابر دموکرات ها در پارلمان را ده برابر خواهد کرد.
همانند دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ , انتصاب قاضی دادگاه عالی و سایر پست های قضایی همچنان به نفع محافظه کاران خواهد بود. اکثریت جمهوری خواه سنا در واقع از هرگونه امکان استیضاح حتی در صورت متهم شدن از سوی پارلمان , جلوگیری خواهند کرد.
یکی از تبعات این سناریو تضعیف حزب دموکرات به ویژه با افزایش تنش میان میانه روها و ترقی خواهان خواهد بود که حزب را به سمت چپ گرایی سوق خواهد داد. این سناریوی شکست خورده , هرچه که هست , در وهله نخست ضربه ناشی از شکست گذشته را رد می کند. مخالفت با ترامپ می تواند بسیار مهلک و خطرناک باشد اما لزوما در نتایج انتخاباتی تاثیرگذار نخواهد بود.
تندرو تر شدن خط مشی ترقی خواهان که مواضع میانه روها را بی اعتبار خواهد کرد , می تواند در صورتی که نامزدهای جمهوری خواه در سطح محلی میانه رو بمانند ,برخی رای دهندگان را به سوی جمهوری خواهان سوق دهد و در صورتی که حاضر نباشند به ترامپ و دنباله روهای وی رای دهند به عدم مشارکت در انتخابات منجر خواهد شد.
هژمونی دو جانبه ناشی از یک انتخابات حائز به اکثریت تک مرحله ای , یک حزب دموکرات سردرگم میان دو حساسیت عمده را از انتخابی مناسب به سوی یک حزب بسیار میانه رو محروم می کند. علاوه بر اینکه جمهوری خواهان از این پس باید با خط مشی تندرویی که از سوی ترامپ و رهبر اکثریت جمهوری خواه در سنا یعنی میچ مک کانل ارائه می شود سازگارشوند و به آن بسنده کنند.
سناریو2: ترامپ در انتخابات پیروز می شود , دموکرات ها کنترل سنا را به دست می گیرند
سناریوی دوم همزیستی میان یک رئیس جمهور جمهوری خواه را که منزوی شده است و کنگره متحد تحت پرچم دموکرات ها را تقویت می کند. اصلی ترین نتیجه آن موازنه دوباره در قدرت خواهد بود. ترامپ توان خود را برای انتصاب قضات به شدت محافظه کار از دست می دهد.
انسداد سنای جمهوری خواه در برابر باراک اوباما در سال 2016 به ویژه در رد انتصاب مریک گارلند , ممکن است دموکرات ها را با همان نیمه پیروزی ( پیروزی در سنا و نه در انتخابات ریاست جمهوری) تشویق کند تا به میزان ممکن هرگونه ابتکار عمل از سوی کاخ سفید را مسدود کنند.
در برابر عدم امکان حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 برای سومین دوره , ترامپ ممکن است خط مشی بسیار میانه رو تری در پیش بگیرد و به حامیان محافظه کار خود که آنها نیز دیگر به وی نیاز نخواهند داشت پشت کند و تنها بر روی ساخت تصویری که از وی پس از ریاست جمهوری برجای می ماند کار کند.
در سطح قانونگذاری, یک کنگره متحد اجازه اجرای فعالیت جدی تر را می دهد که اجرای آن در وهله نخست با وتوی رئیس جمهور رو به رو می شود اما کنگره می تواند وتوی رئیس جمهور را با رای اکثریت یعنی دو سوم هر یک از مجالس دور بزند. بحث بر سر استیضاح هم شدت خود را از دست نخواهد داد . با این حال اگر متهم شدن از سوی مجلس در حال حاضر امکان پذیرباشد , روند استیضاح از سوی سنا نیازمند دو سوم آرا است که حتی اگر دموکرات ها در سنا به اکثریت دست یابند کاملا غیر عملی است. زمانی که صرف آن می شود در واقع زمان قانونگذاری از دست رفته برای نتیجه صفر خواهد بود.احتمالا ترامپ با یک روند استیضاح شکست خورده تقویت می شود.
رئیس جمهور در دوره دوم به طور کلی بیشتر به سیاست خارجی می پردازد. با یک کنگره متخاصم , ترامپ خود از خطر رد تصویب پیمان هایی که امضا می کند از سوی سنا خواهد کاست.وی مجبور خواهد شد به جای پیمان ها, تنها توافق های بین المللی غیر الزام آور را امضا کند و دست کم خط مشی را دنبال کند که برای مثال همانند مسئله حمایت گرایی اقتصادی برای دموکرات ها در سنا قابل قبول باشد.
در نهایت وی در سطح بودجه هم به شدت تحت نظارت کنگره خواهد بود . این همانند شرایط دوران باراک اوباما پس از شکست در انتخابات میان دوره ای 2010 است که می تواند به تعطیلی دولت منجر شود.
سناریوی 3: یک رئیس جمهور دموکرات, سنای همچنان جمهوری خواه
این سناریو یادآور پیکربندی اخیر , در زمانیست که باراک اوباما باید در سالهای 2011 تا 2017 با کنگره ای جمهوری خواه مشارکت می کرد. اصلی ترین اختلاف , اختلاف کنگره با مجلس نمایندگان حامی رئیس جمهور خواهد بود.توازن کنگره غیرقابل تغییر خواهد بود اما به دلیل قطبش دو جبهه و دو مجلس، تولید قانون کاهش می یابد.
اگر دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی دست یابند , همان تسلی پایان یافتن دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ برای شاد کردن دموکرات ها کافی خواهد بود.اما احتمالا این شادی کوتاه مدت خواهد بود. در واقع رئیس جمهور جدید برای اعمال اصلاحات با مشکلات بسیاری رو به رو خواهد بود.
حتی با وجود یک مجلس دموکرات , یک سنای جمهوری خواه به عنوان آخرین سنگر محافظه کاران حکم یک قلعه را دارد.
در این شرایط انسداد اصلی در مورد طرح های توسعه طلبانه تر بسیار محتمل خواهد بود. چندین قانونی که کنگره به آن رای داد نتیجه سازش های تلخ خواهد بود که بر امتیازات قابل توجه و قوانینی کمتر جاه طلبانه در مقایسه با طرح های اولیه دلالت دارد.
بدیهی است که در این پیکربندی انتظار نخواهیم داشت چندان در مورد استیضاح بشنویم اما شاهد مسدود سازی سناریوی پیشین خواهیم بود؛ غیر ممکن بود امضا کردن پیمان ها توسط رئیس جمهور, انتصاب قضات توسعه طلب رد شده ، بودجه کمتر جاه طلبانه در مقایسه با آنچه انتظار می رفت.
نتیجه احتمالا در سطح قانونگذاری کمتر کارامد خواهد بود، برای دموکرات ها ناامید کننده خواهد بود. مقاومت دائم سنا آنها را ناامید خواهد کرد.
احتمالا جو در واشنگتن بیشتر از دوران اوباما صمیمانه نخواهد بود. تنها هیستری رسانه ای –سیاسی ناشی از توئیت بازی رئیس جمهور کنونی کاهش خواهد یافت.
نقطه اشتراک دو سناریوی اخیر همزیستی و البته در روز انتخابات آرا غیر تعیین کننده ( اسپلیت ) است.در یک روز به نامزدهای متعدد در همه سطوح از محلی تا فدرال و حتی ریاست جمهوری رای داده می شود.گاهی اگرچه بسیار نادر است به دلیل هم سویی ایدئولوژیک نامزدها و رای دهندگان, رای دهندگان در همان روز به یک فرماندار جمهوری خواه و یک سناتور دموکرات رای می دهند. برای مثال همین شرایط در سال 2018 در ایالت آریزونا و اوهایو رخ داد.
در سال 2020 رای دهندگان برخی ایالت ها احتملا به طور عمده به نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری رای خواهند داد و یک سناتور جمهوری خواه به دلیل بهره مندی از پیشینه مطلوب بار دیگر انتخاب خواهد شد.
شکل دیگر رای دادن به ترامپ و یک سناتور دموکرات خواهد بود که به نظر می رسد کم تر قابل تصور باشد.
کارولینای شمالی :
این ایالتی ناپایدار و حتی نامطمئن است که در سال 2008 با اکثریت ناچیز به اوباما رای داد و سپس در سال 2012با 50.4 درصد آرا در برابر 48.3درصد آرا جمهوری خواه شد و در سال 2016 نیز با 49.8 درصد آرا در برابر 46.2 درصد آرا جمهوری خواه ماند. تنها با نگاه به انتخابات ریاست جمهوری می توان دریافت که سال 2008 یک استثنا ناشی از هیجان نخستین دور حضور اوباما در انتخابات بود که در سال 2012 تصحیح شد. ترامپ باید بتواند بار دیگر این ایالت را در اختیار بگیرد و این در حالیست که محبوبیت ناچیزی در این ایالت دارد.
انتخابات در سایر سمت ها نیز نشانه های متناقضی به دنبال دارد. در همان سال 2016, رای دهندگان کارولینای شمالی به یک سناتور جمهوری خواه رای دادند که اختلاف رای وی از ترامپ بیشتر بود. اما همزمان به یک فرماندار دموکرات به جای فرماندار جمهوری خواه پیشین رای دادند.در انتخابات فرمانداری اختلاف رای نامزد پیروز بسیار ناچیز و برابر با ده هزار رای از مجموع 4.7 میلیون رای بود.
انتخابات های این ایالت به مطرح شدن اتهامات تقلب انتخاباتی به ویژه در انتخابات هایی که اختلاف آرا ناچیز بود منجر شد. از این جمله می تواند به انتخابات سال 2016 و همچنین 2018 در نهمین حوزه انتخاباتی برای انتخابات مجلس نمایندگان اشاره کرد.
در انتخابات سنا , بار دیگر تام تیلیس نامزد شده است که یک مزیت برای وی محسوب می شود اما در عین حال وی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. به علاوه وی در سال 2014 کرسی کای هاگان سناتور زن دموکرات را از آن خود کرد . هاگان خود جانشین الیزابت دول سناتور جمهوری خواه شده بود. این جایگزینی مکرر سناتورهای دو جناح نشان می دهد که انتخاب دوباره تام تیلیس به طور قطع تضمین شده نیست به ویژه اگر دموکرات ها بتوانند پایگاه خود را به طور موثری بسیج کنند.
سناریوی 4: رئیس جمهور دموکرات , سنای دموکرات
این خوش شانسی است که این بار به نفع دموکرات هاست. همانند سناریوی پیشین , ریاست جمهوری دگرگون می شود زیرا ترامپ نمی تواند در برخی از ایالت های کلیدی یا ایالیت هایی که در سال 2016 در آنها پیروزی شد این بار پیروز شود. این ماهیت استثنایی این انتخابات را تایید می کند. اصلی ترین نمونه آن کمربند زنگار شامل ویسکانسین , میشیگان و پنسیلوانیاست. ترامپ در این سه ایالت با مجموع کمتر از 100 هزار رای به پیروزی دست یافت. بسیج دوباره برخی حوزه های انتخاباتی دموکرات کفایت خواهد کرد. به این ترتیب در وین کانتی در میشیگان در سال 2016 در مقایسه با سال 2012 , 76 هزار رای کمتر و در مقایسه با سال 2008, 140 هزار رای کمتر به دست آوردند. در واقع آنها این ایالت را با 10 هزار رای از دست دادند. در میلواکی ویسکانسین دموکرات ها در سال 2016 در مقایسه با سال 2012,43 هزار رای کمتر به دست آوردند و ایالت را برای 22 هزار رای از دست دادند. در این شهرستان های بسیار پیشرفته که دموکرات ها اختلاف رای قابل توجهی به دست می آورند تلاش برای تجمیع می تواند تفاوت های زیادی ایجاد کند.
در جریان انتخابات میان دوره ای سال 2018, دموکرات ها چهار سناتور با اختلاف آرا مطمئن در چهار ایالت کمربند زنگار به دست آوردند. بهتر آنکه آنها جایگاه فرمانداری را در ویسکانسین و میشیگان از جمهوری خواهان گرفتند و این جایگاه را در پنسیلوانیا برای خود حفظ کردند. واقعیت این است که سلامت اقتصاد بیشتر شامل مشاغل خدماتی می شود تا مشاغل صنعتی و کارخانه ای . تعطیلی کارخانه ای خودروسازی و از دست رفتن مشاغل مربوط به آن, به ویژه در میان تامین کنندگان می تواند به بهای آراء بسیار زیادی در میان مناطقی که تحت تاثیر قرار گرفته اند برای ترامپ تمام شود.
اما اصلی ترین سلاح دموکرات ها همچنان توان آنها برای بسیج رای دهندگانشان چه بر اساس ایده هایشان و چه بر اساس سرمایه گذار گذاری ضد ترامپ به ویژه در میان جوانان, زنان , اقلیت و تحصیلکردگان است. در ایالت هایی که نتایج با چند هزار رای تعیین می شود , بسیج بیشتر این طبقات در میان مردم و بسیج کمتر در مناطق روستایی برای مثال می تواند برای اعطای اکثریت به دموکرات ها کافی باشد. علاوه بر این یک نامزد حزب لیبرترین یا مجموع نامزدهای احزاب کوچک می توانند برای جذب آرا ناراضی در میان رای دهندگان سنتی جمهوری خواه کافی باشند.
قابل توجه ترین انتقال آرا در سالهای 2016 و 2018 در میان رای دهندگانی مشاهده می شود که خود را مستقل می نامند و صراحتا نه دموکرات هستند و نه جمهوری خواه.
در سال 2016, این افراد به جمهوری خواهان رای دادند . در حالی که در سال 2018 اکثریت آنها به دموکرات ها رای دادند. رای دهندگانی که به عنوان دموکرات و جمهوری خواه ثبت نام کرده بودند به همان حزب خود رای دادند, ترقی خواهان به دموکرات ها , محافظه کاران به جمهوری خواهان و میانه روهایی که در سال 2016 به طور عمده به دموکرات ها رای داده بودند , در سال 2018 به تعداد بالاتر به دموکرات ها رای دادند. تقویت یا تداوم این روند در سال 2020 می تواند به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری , شاید هم در انتخابات سنا, به نفع دموکرات ها باشد. در مجلس سنا معیارها محلی تر هستند و ما به آنها خواهیم پرداخت.
آمریکایی در حال جهش: ایالت های کلیدی جدید:
می توان یک نوع شناسی دوگانه برای ایالت های آمریکا تعیین کرد : طبق پتانسیل ایالت ها برای تغییر موضع دادن در نوامبر سال 2020 یا وضعیت آنها در برابر مخالفان دموکرات , ایالت ها بین دو دسته ایالت های طرفدار و ایالت هایی برای فتح به امید به دست آوردن اکثریت در سنا طبقه بندی می شوند.
به طور کلی ایالت ها بر اساس میزان ثباتشان طبقه بندی می شود. در نخستین طبقه ایالت هایی جای می گیرند که به شدت به جمهوری خواهان ( رنگ قرمز) یا دموکرات ها ( رنگ آبی ) متعهد هستند و مستعد تغییر موضع نیستند. پس از آن ایالت هایی متمایز می شوند که یکی از دو حزب بزرگ شانس پیروزی در آن را دارند؛ ایالت های یکه به طور سنتی به یک حزب متعهد هستند اما احتمال پیروزی مخالفان در آنها رد نمی شود. و در نهایت ایالت هایی که کاملا باز هستند و هر یک از دو حزب ممکن است در پایان یک انتخابات.... بسیار نفس گیر به پیروزی دست یابند.
در چارچوب انتخابت 2020, که جمهوری خواهان سنا را کنترل می کنند , تغییر در اکثریت ناشی از ظرفیت دموکرات ها برای پیروزی در ایالت های جدید ضمن حفظ ایالت های قبلی خواهد بود.
در نتیجه نوع شناسی زیر اجازه تعیین جغرافیای سیاسی کنونی در سنا را از دیدگاه دموکرات ها می دهد:
- ایالت های پایدار ( به نفع یکی از احزاب بزرگ)
- ایالت هایی برای دفاع( ایالتی که سناتور پیشین آن دموکرات بود)
- نماینده های کنونی نامزد شده اند ( آلاباما و نیو همپشایر)
-نماینده های کنونی نامزد نشده اند یا تصمیم آنها در این زمینه هنوز نامشخص است ( نیو مکزیکو و ویرجینیا)
- ایالت هایی برای فتح کردن ( ایالت هایی که سناتور پیشین آنها جمهوری خواه بود)
-ایالت های قابل تصرف ( آریزونا, کلرادو, مین در صورتی که سوزان کالینز نامزد نشود)
-ایالت هایی که تصرف آنها چندان آسان نیست ( کارولینای شمالی, کانزاس , جورجیا)
- ایالت هایی که فتح آنها آسان نیست اما هرگونه پیشرف در آنها می تواند برای ادامه راه دلگرم کننده باشد (تگزاس, آیوا )
ایالت های پایدار :
این دسته ایالت هایی هستند که کرسی سناتور آنها در نوامبر 2020 به رای گذاشته می شود اما مستعد تغییر در جبهه آنها وجود نداد.
شش ایالت دموکرات شامل دلاور با حضور کریس کونز , ایلینویز با حضور دیک دوربین , ماساچوست با اد ماسکین, نیوجرسی با کوری بوکری, اورگن با جف مارکلی و رود آیلند با حضور جک رید هستند.
انتخابات 2020 می تواند تایید کند ویرجینیا, نیوهمپشایر و نیوزمکزیک هم از جمله ایالت های پایدار متعلق به دموکرات ها هستند.
13ایالت جمهوری خواه :
آلاسکا با دان سالیوان , آرکانزاس با تام کوتون ؛ آیداهو با جیم ریش, لوئیزیانا با بیل کاسیدی , می سی سی پی با سیندی هاید اسمیت , مونتانا با استیو دینز , نبراسکا با بن ساس,اوکلاهاما با مایک راندز , تنسی با لامار الکساندر , ویرجینیای غربی با شلی مور کپیتو و ویومینگ با مایک انزی از جمله این ایالت ها هستند.
ایالت کنتاکی هم احتمالا باید جمهوری خواه باقی بماند اما میچ مک کانال در این ایالت محبوبیتی ندارد.پیروزی وی محتمل است اما اختلاف رای آن محدود و حتی میزان آرا وی پایین خواهد بود که درس های اجتماعی و جمعیت شناختی بسیاری به همراه دارد.
به ععلاوه تگزاس هم شانس زیادی برای جمهوری خواه ماندن دارد اما شکست بتو اوروک در انتخابات نوامبر 2018 نشان می دهد جامعه شناسی ایالت تغییر کرده است.
ایالت هایی برای دفاع برای دموکرات ها با سناتورهای پیشین دموکرات :
آلاباما, از این پس بسیار غیر محتمل است که در این ایالت جنوبی به شدت جمهوری خواه که از یک سو محل تفکیک و از سوی دیگر محلی برای مبارزه برای حقوق مدنی است , در انتخابات میان دوره ای سنا در سال 2017 داگ جونز نامزد دموکرات ها در برابر روی مور رقیب جنجالی خود به پیروزی دست یافت. وی آخرین سناتور دموکرات این منطقه بود که در سال 1992 در انتخابات پیروز شد و از سال 1994 جمهوری خواه شد. این بدان معناست که پیروزی داگ جونز تاریخی است. با این حال این پیروزی با آرا ناچیزی به دست آمد ( 20هزار و 715 رای از مجموع 1.3 میلیون رای) و به نظر می رسد این پیروزی بیشتر از آنکه به منزله رد کردن ترامپ باشد برای رد کردن مور بود.
بسیج حوزه های انتخاباتی که پیشتر دموکرات بودند به ویژه در مناطقی که تراکم آفریقایی- آمریکایی ها بیشتر است , نتایج خوب نامزدهای دموکرات را توضیح می دهد. میزان مشارکت در انتخابات نوامبر 2020, لزوما بالاتر خواهد بود زیرا این سال انتخابات ریاست جمهوری هم خواهد بود. این انتخابات دو کلید اصلی خواهد داشت ؛ بسیج جمعیت دموکرات که به پیروزی جونز کمک کردند و همچنین بسیج سفید پوست ها به ویژه مسیحیان انجیلی که نفع ترامپ خواهد بود. این یکی از دلایلی است که طبق آن یک نامزد دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری مملو از اختلاف می تواند برای دموکرات ها مهلک باشد.
پیروزی دوباره جونز در انتخابات نوامبر سال 2020, غیر ممکن نیست . وی به همان اندازه که جایگاه سناتور پیشین را دارد اما همچنان پیروزی وی احتمالی در نظر گرفته می شود. ترامپ در آلاباما شخصیتی مورد تایید است ( 61 درصد مردم در ژوئن سال 2019وی را تایید کردند). وی در انتخابات سال 2016,62 درصد آرا این ایالت را به دست آورد. این ایالت فرمانداری جمهوری خواه دارد که در نوامبر سال 2018 با 59.6 درصد آرا به پیروزی دست یافت. به نظر نمی رسد این ایالت در حال تغییر موضع به سوی دموکرات ها به صورت پایدار و دائمی باشد اما یک سناتور دموکرات که پیشتر در این ایالت پیروز شده است می تواند بار دیگر پیروز شود.
نیوهمشایر ؛این ایالت یکی از ایالت های کوچک نیو انگلند است که نسبت به همسایگان جنوبی خود یعنی ماساچوست , کنتیکت و رود آیلند کمتر دموکرات است. احتمالا در نیوهمشایر جین شیهان سناتور دموکرات که در سال 2014 با 51.5 درصد آرا پیروز شد و همچنان در این ایالت محبوب است ( با 54 درصد آرا موافق و 34 درصد آرا مخالف) بار دیگر در انتخابات پیروز خواهد شد.
برعکس ترامپ در این ایالت محبوبیتی ندارد ( 39 درصد آرا موافق و 58 درصد مخالف) . اما وی در انتخابات درون حزبی سال 2016 در این ایالت بیش از جان مک کین و میت رامنی رای آورد.
نیوهمشایر در انتخابات های ریاست جمهوری اخیر به دموکرات ها رای داد اما اختلاف رای آنها با جمهوری خواهان بسیار محدود بود. در این ایالت اوباما با ده درصد آرا بیشتر از جان مک کین پیشی گرفت ( 54.1 درصد آرا در برابر 44.5 درصد آرا برابر با 68 هزار و 292 رای ) و هیلاری کلینتون هم کمتر از یک درصد رای بیش از ترامپ به دست آورد ( 47 درصد در برابر 46.6 درصد برابر با 2هزار و 736 رای).
در همان سال یک سناتور جمهوری خواه کرسی خود را در برابر مگی حسن نامزد دموکرات ها در انتخاباتی بسیار تنگاتنگ از دست داد . حسن از مجموع 739 هزار رای اعلام شده هزار و 17 رای بیشتر به دست آورد.
در سال 2018,کریس سونونو , فرماندار جمهوری خواه نیوهمشایر با 40 هزار و 405 رای بیشتر بار دیگر به عنوان فرماندار انتخاب شد. نیوهمشایر ایالتی است که در آن دموکرات ها می توانند به لطف سناتور دموکرات پیشین در آن پیروز شوند آن هم در شرایطی که یک نامزد دموکرات معتبر می تواند در برابر ترامپی که محبوبیتی ندارد ایفای نقش کند.
کرسی های قابل دفاع برای دموکرات ها, کرسی های باز:
نیو مکزیکو: این ایالت در مرکز مکزیک از سال 1994 , جمعیت سفید پوست در اقلیت دارد. دموکرات ها در این ایالت در آخرین انتخابات های ریاست جمهوری به پیروزی دست یافته اند اما میزان اختلاف آرا بسیار ناچیز بود. در سال های 2014 و 2018 دو سناتور دموکرات در این ایالت به راحتی به پیروزی دست یافتند اما تام اودال تصمیم گرفته است در انتخابات شرکت نکند. غیبت سناتور سابق در انتخابات موجب گشایش بیشتر در انتخابات می شود اما در فضای اجتماعی –جمعیت شناختی و رشد احساسات ضد ترامپ که به شدت به نفع دموکرات هاست , آنها باید این کرسی را به راحتی حفظ کنند. برخلاف آنچه اوضاع جغرافیایی و جمعیت شناختی این ایالت نشان می دهد , در سال 2016 مسائل اقتصادی بسیار مهمتر از مسئله مهاجرت بود( 55 درصد در برابر 11 درصد در افکارسنجی ها) به ویژه آنکه در این ایالت میزان بیکاری 5 درصد بالاتر از متوسط ملی است.
بیش از 80 درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی ها معتقدند وضعیت مهاجران غیرقانونی باید سامان داده شود , 59 درصد مردم با ساخت دیوار مرزی مخالف هستند و 65 درصد آنها نیز معتقدند که مهاجران برای کشور مفید هستند. این موضع گیری ها کاملا بر خلاف مضمون کارزار انتخاباتی ترامپ است.
ویرجینیا: این ایالت یک تحول عمده را تجربه کرده است: ویرجینیا که از جمله ایالات موتلفه آمریکاست و ریچموند به عنوان پایتخت این کنفدراسیون در آن واقع شده است و همچنان تاریخش متمایز است. شارلوت ویل به یک دولت- هسته تبدیل شده است که دموکرات ها باید در آن به پیروزی دست یابند تا بتوانند جهت مجمع انتخاباتی را تغییر دهند. ویرجینیا از این پس به لطف حومه های غربی واشنگتن دی سی که ترامپ در آنجا محبوبیتی ندارد , یک ایالت دموکرات محسوب می شود. البته میزان عدم محبوبیت ترامپ در این منطقه پایین تر از متوسط ملی است. دموکرات ها طی سه انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ویرجینیا پیروز شدند که البته اختلاف آرا آنها ناچیز بود.
در سال 2016 کلینتون با فاصله پنج درصد از ترامپ پیروزی شد ( 49.7 درصد آرا در برابر 44.4 درصد آرا ). در این ایالت در انتخابات سال 2017 یک فرماندار دموکرات با اختلاف رای قابل توجه 9 درصدی به پیروزی دست یافت و در سال 2018 هم یک سناتور دموکرات با اختلاف رای 16 درصدی به پیروزی رسید.
برخی تقسیمات تاریخ جمهوری خواهن در مجلس نمایندگان نیز به سوی دموکرات ها تغییر موضع داد. مارک وارنر سناتور کنونی ویرجینیا هنوز از حضور در انتخابات خبری نداده است. وی که در سال 2008 به آسانی در انتخابات پیروز شد , همان سال که انتخابات ریاست جمهوری آن با پیروزی باراک اوباما همراه بود, وی با 1.1 میلیون رای بیشتر به پیروزی دست یافت. اما وی در سال 2014 تنها با اختلاف 17 هزار 727 رای از مجموع 2.2 میلیون رای پیروز شد. به این ترتیب به نظر می رسد تحولات انتخاباتی در فضای یک انتخابات ریاست جمهوری و دو انتخابات فرمانداری و سنا به نفع دموکرات هاست.
با این حال عدم اطمینان در مورد تصمیم وارنر برای حضور در انتخابات و کاهش قابل توجه اختلاف رای وی در سال 2014 , رای را که باید به طور واضح متعلق به دموکرات ها باشد تعدیل می کند.
کرسی هایی برای فتح دموکرات ها: قابل تصرف
آریزونا: آریزونا یک ایالت به طور قطع جمهوری خواه که مدت ها این چنین بود نیست. این ایالت اخیرا دو سناتور جمهوری خواه داشت اما جان مک کین درگذشت و جف فلیک نیز در انتخابات حضور نخواهد داشت. یکی از رویدادهای انتخابات میان دوره ای سال 2018, پیروزی کریستن سینما دموکرات به عنوان سناتور بود و این در حالی بود که 30 سال از انتخابات آخرین سناتور دموکرات در این ایالت می گذاشت. به علاوه دموکرات ها در دو انتخابات کمتر مشهود شامل انتخابات وزیر مشاور ایالتی و بازرس آموزش برای نخستین بار از سال 1990 پیروز شدند. در سال 2020 رقابت بر سر کرسی جان مک کین خواهد بود.
به صورت کفالتی مارتا مکسلی تصدی امور را به دست گرفت و در ادامه نیز برای ماندن در این جایگاه تلاش خواهد کرد. وی قرار است با مارک کلی فضانورد سابق و همسر گابی گیفوردز رقابت کند. گیفوردز در سال سال 2011 به ضرب گلوله به شدت زخمی شد و چهره ای شناخته شده محسوب می شود.
ترامپ در سال 2016 با 91 هزار رای بیشتر از مجموع 2.5 میلیون رای اعلام شده در آریزونا پیروز شد. در سال 2018 , انتخابات سنا در حوزه انتخابی ماریکوپا شامل فینیکس و حومه های آن اهمیت بسیاری داشت که 4.4 میلیون جمعیت از 7.1 میلیون جمعیت ایالت را در خود جای داده بودند. سینما با 60 هزار اختلاف رای به پیروزی دست یافت که از اختلاف رای ایالتی وی که 55 هزار و 900 رای بود بالاتر بود.
جمعیت بی وقفه رو به افزایش آریزونا این تغییر موضع به سوی نامزدهای دموکرات را توضیح می دهد. علاوه بر جمعیت لاتین تبار ها , موج مستمری بگیران سالهای 1980-2000 به همراه موج کالیفرنیایی هایی که به دنبال مسکن با قیمت ارزان تر هستند جمعیت این منطقه را تشکیل می دهند.
اگرچه ترامپ در انتخابات سال 2016 در آریزونا پیروز شد اما به طور کلی در این منطقه محبوبیتی ندارد که البته این میزان از سطح ملی اندکی پایین تر است. سینما در مقایسه با مکسلی که از مدت کوتاهی پیش کرسی سناتور را در اختیار دارد محبوبیت بیشتری دارد تا به این ترتیب بتواند از مزایای سناتور پیشین بودن استفاده کند.
به نظر می رسد فضا و شرایط به نفع دموکرات هاست و آنها می توانند امیدوار باشند که در حوزه انتخابی ماریکوپا در اکثریت باشد و به این ترتیب دومین کرسی سنا را اشغال کنند و به ویژه از تاثیرات انتخابات ریاست جمهوری در همان روز بهره مند شوند.
با این حال روزی که سینما در سال 2018 به یک پیروزی تاریخی دست یافت , رای دهندگان به دوسی فرماندار جمهوری خواه رای دادند که با 300 هزار رای بیشتر به پیروزی دست یافت که 200 هزار مورد آن مربوط به ماریکوپا کانتی بود. به این ترتیب این ایالت یک حوزه انتخابی تقسیم شده در یک ایالت با آرا تقسیم شده ( رای اسپلیت) از خود به نمایش گذاشت که قادر است در یک روز و در دو انتخابات متفاوت رای اکثریت را هم به دموکرات ها و هم به جمهوری خواهان بدهند. از همین رو این سناریو در این ایالت امکان پذیر است که ترامپ همچنان در راس بماند و به ویژه به کمک آرا ماریکوپا , مارک کلی از مارتا مکسلی پیشی بگیرد. به علاوه این سناریو نیز مطرح است که دموکرات ها در هر دو انتخابات در صدر قرار بگیرند. همچنان که پیروزی جمهوری خواهان در هر دو انتخابات غیر ممکن نیست. تنها مسئله ای که در مورد آن اطمینان وجود دارد این است که رقابت تنگاتنگ خواهد بود و حوزه انتخابی ماریکوپا نقش کلیدی ایفا خواهد کرد.
کلرادو :
کوری گاردنر جمهوری خواه سناتور کنونی, جایگاه بسیار متزلزلی دارد. وی در سال 2014 با 39 هزار و 700 رای اختلاف به پیروزی دست یافت که کمتر از آرا کسب شده توسط نامزد حزب لیبرترین به همراه دو نامزد مستقل است (52هزار و 800 رای ).
از همین رو این اختلاف رای بسیار ناچیز بود. در همان روز جان هایکنلوپر فرماندار دموکرات پیشین با حدود صد هزار رای بیشتر در برابر رقیب جمهوری خواه خود بار دیگر به پیروزی دست یافت. در سال 2018 , هایکنلوپر به پایا ن دو دوره فرمانداری خود رسید و دیگر نتوانست در انتخابات فرمانداری شرکت کند اما باز هم یک دموکرات , جرد پلیس این سمت را برعهده گرفت. مشخصه اصلی وی این است که به وضوح همجسنگراست, آن هم در شرایطی که شمار انتشاراتی هایی که انجیل منتشر می کنند در کلرادو اسپرینگ بسیار زیاد است و همچنین در این ایالت یک قنادی از پخت کیک ازدواج برای یک زوج همجنسگرا امتناع ورزید که موجب شد این پرونده تا دادگاه عالی آمریکا هم کشیده شود.
پیروزی پلیس با 268 هزار رای بیشتر اهمیت نمادین قابل توجهی داشت. آرایی که وی کسب کرد بسیار بالاتر از آرا کسب شده توسط نامزد حزب لیبرترین با 69 هزار رای بود. این نشانه غیر قابل انکار یک انتخابات ترقی خواه است.
در انتخابات ریاست جمهوری ,مردم کلرادو از سال 2008 به دموکرات ها رای داده اند اما اختلاف آرا آنها به دلیل پیشرفت لیبرترین ها رو به کاهش است. در سال 2004 لیبرترین ها 7هزار و 600 رای و در سال 2008 , 10 هزار رای به دست آوردند. در سال 2016 هیلاری کلینتون در کلرادو 136 هزار رای بیشتر از ترامپ به دست آورد و این در حالی بود که گری جانسون نامزد لیبرترین ها 144 هزار رای کسب کرد.د
در سال 2016 مایکل بنت سناتور دموکرات با 155 هزار رای بیشتر از رقیب جمهوری خواه خود پیشی گرفت که اندکی بهتر از نتیجه ای بود که هیلاری کلینتون در برابر ترامپ به دست آورد اما نامزد لیبرترین ها در انتخابات سنا در آن زمان تنها 99 هزار رای به دست آورد.
مشخصات معمول رای دهندگان لیبرترین کلردو به طور کلی به نفع جمهوری خواهان و به ویژه به نفع ترامپ نیست. رای دهنده لیبرترین به طور معمول فردی سفید پوست , مستقل , با سیاست باز در مورد مهاجرت هستند که ترامپ را دوست ندارند و البته علاقه بیشتری هم به هیلاری کلینتون ندارند.
آنها ممکن است به یک نامزد جمهوری رای دهند که مسائل مربوط به مهاجرت را در اولویت قرار ندهد که به این ترتیب به معنای آرای از دست رفته برای دونالد ترامپ خواهد بود که برایش در کلرادو گران تمام خواهد شد.
نظرسنجی صورت گرفته از شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 نشان داد بدگمانی شخصی قابل توجهی در مورد صداقت و صلاحیت ترامپ در کلرادو وجود دارد. نظرات در مورد هیلاری کلینتون هم چندان مثبت نبود اما در مقایسه با ترامپ کمتر منفی بود. احتمال اندکی وجود دارد که نظرات در مورد ترامپ تا نوامبر سال 2020 به شدت تغییر کند و به نظر می رسد وی دست کم به شکستی مشابه شکست سال 2016 در کلرادو محکوم است.
در این شرایط دموکرات ها می توانند کرسی سناتوری که گاردنر خود درسال 2014 از مارک اودال دموکرات به دست آورده بود در اختیار بگیرند. در سال 2004 که سالی برای جمهوری خواهان بود , رای دهندگان کلرادو آرا خود را به دو قسمت تقسیم کردند.
از همین رو محتمل است که دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری و همچنین سنا پیروز شوند زیرا به نظر نمی رسد کوری گاردنر در موضع قدرت باشد و به علاوه جان هایکنلوپر پس از آنکه از انتخابات درون حزبی دموکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری کناره گیری کرد تصمیم گرفت در انتخابات سنا شرکت کند. محبوبیت وی یک امتیاز غیر قابل انکار محسوب می شود.
مین:
در صورتی که سناتور جمهوری خواه سوزان کالینز در انتخابات شرکت نکند. همانند نیوهمشایر , مین هم به عنوان ایالتی در نظر گرفته می شود که استقلال عمل دارد و می تواند نمایندگی از هر دوجناح برگزیند. همان طور که در مورد ایالت های قبلی گفته شد , دموکرات ها در این ایالت در سه انتخابات ریاست جمهوری اخیر اکثریت آرا را به دست آوردند اما تفاوت بین آرا آنها بسیار ناچیز بود ( در سال 2016 , 47.8 در برابر 44.9)
در سال 2018 ایالت مین آنگوس کینگ سناتور مستقل همانند برنی ساندرز به پیروزی دست یافت که همانند برنی ساندرز به عنوان دموکرات رای آورد. مردم این ایالت همچنین به جنت میلز فرماندار دموکرات رای دادند و به این ترتیب پل لپیچ فرماندار جمهوری خواه به کار خود پایان داد.
به نظر می رسد فضا بیشتر به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری به نفع دموکرات هاست. اصلی ترین مسئله مبهم تصمیم سوزان کالینز است که به شدت در میانه جمهوری خواهان به شدت راست راست گرا میانه رو است. اگرچه وی از مزایای سناتور پیشین بهره مند است اما میزان محبوبیت وی در تابستان سال 2019 به شدت کاهش یافته بود. ( از 52 درصد موافق در برابر 39 درصد مخالف به 45 درصد موافق و 48 درصد مخالف تبدیل شد.)
در سال 2014 , وی با 68 درصد آرا به پیروزی دست یافت و وی را به سرعت در موضع قدرت قرار داد اما رای وی به نفع قاضی برت کاوانا در دادگاه عالی , به وضوح در میان مستقلان فراموش نشد. اگر وی بار دیگر نامزد شود , هرچند با اختلاف آرا کم به پیروزی دست خواهد یافت. اما اگر نامزد نشود, راه برای نامزد دموکرات باز خواهد بود و یک نامزد دموکرات می تواند به پیروزی دست یابد. از همین رو در حال حاضر دو سناریو برای این ایالت مطرح است : انتخابات دوباره کالینز در صورت نامزد شدن که امکان پذیر است اما تضمین شده نیست. یا پیروزی یک دموکرات ها در میدانی باز.
کرسی هایی برای فتح از سوی دموکرات ها که تصرف آنها بسیار دشوار است:
کارولینای شمالی :این ایالتی ناپایدار و حتی نامطمئن است که در سال 2008 با اکثریت ناچیز به اوباما رای داد و سپس در سال 2012با 50.4 درصد آرا در برابر 48.3درصد آرا جمهوری خواه شد و در سال 2016 نیز با 49.8 درصد آرا در برابر 46.2 درصد آرا جمهوری خواه ماند. تنها با نگاه به انتخابات ریاست جمهوری می توان دریافت که سال 2008 یک استثنا ناشی از هیجان نخستین دور حضور اوباما در انتخابات بود که در سال 2012 تصحیح شد. ترامپ باید بتواند بار دیگر این ایالت را در اختیار بگیرد و این در حالیست که محبوبیت ناچیزی در این ایالت دارد.
انتخابات در سایر سمت ها نیز نشانه های متناقضی به دنبال دارد. در همان سال 2016, رای دهندگان کارولینای شمالی به یک سناتور جمهوری خواه رای دادند که اختلاف رای وی از ترامپ بیشتر بود. اما همزمان به یک فرماندار دموکرات به جای فرماندار جمهوری خواه پیشین رای دادند.در انتخابات فرمانداری اختلاف رای نامزد پیروز بسیار ناچیز و برابر با ده هزار رای از مجموع 4.7 میلیون رای بود.
انتخابات های این ایالت به مطرح شدن اتهامات تقلب انتخاباتی به ویژه در انتخابات هایی که اختلاف آرا ناچیز بود منجر شد. از این جمله می تواند به انتخابات سال 2016 و همچنین 2018 در نهمین حوزه انتخاباتی برای انتخابات مجلس نمایندگان اشاره کرد.
در انتخابات سنا , بار دیگر تام تیلیس نامزد شده است که یک مزیت برای وی محسوب می شود اما در عین حال وی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. به علاوه وی در سال 2014 کرسی کای هاگان سناتور زن دموکرات را از آن خود کرد . هاگان خود جانشین الیزابت دول سناتور جمهوری خواه شده بود. این جایگزینی مکرر سناتورهای دو جناح نشان می دهد که انتخاب دوباره تام تیلیس به طور قطع تضمین شده نیست به ویژه اگر دموکرات ها بتوانند پایگاه خود را به طور موثری بسیج کنند.
کانزاس :
کانزاس به طور کلی به عنوان یک دولت تحت تصرف جمهوری خواهان و دور از دسترس دموکرات ها در نظر گرفته می شود. ترامپ هم از افکار عمومی نسبتا موافق بهره مند است. جمهوری خواهان در سه انتخابات اخیر ریاست جمهوری در این ایالت پیروز شدند. ترامپ در این ایالت 20واحد از کلینتون پیشی گرفت. اما به نظر می رسد سه فاکتور جدید کانزاس را در اختیار دموکرات ها قرار می دهد. نخست این واقعیت است که پات رابرتس سناتور جمهوری خواه کنونی دوباره نامزد نشده است و این میدان را باز می گذارد. پس از آن درسال 2018, کانزاس رای خود را تقسیم کرد؛ در یک روز رای دهندگان در مراجعه به آرا عمومی به سناتور جمهوری خواه سابق رای دادند که انتظارش نیز می رفت اما همزمان با اختلاف رای زیاد به لارا کلی فرماندار دموکرات رای دادند.
در نهایت در نوامبر سال 2018, حوزه سوم انتخاباتی از چهار منطقه ایالت , شاهد آن بود که شاریس دیویس دموکرات بومی آمریکایی که به طور علنی همجسنگرا بود کوین یادر نماینده جمهوری خواه را که از سال 2010 وارد پارلمان شده بود شکست داد.
با این حال کانزاس به طور مرتب فرماندارانی از هر دو جناح دارد. به این ترتیب کاتلین سبلیوس در سال 2002 به عنوان فرماندار انتخابات شد و در سال 2006نیز با حدود 57.9 درصد آرا بار دیگر در انتخابات پیروز شد. به همین ترتیب حوزه سوم انتخاباتی دنیس مور نامزد دموکرات را در سال های 1999 تا 2011 برگزید.
تغییر اصلی ترکیبی از تغییرات جغرافیایی , جمعیت شناختی و جامعه شناختی در ابعاد تنها یک منطقه یعنی جانسون کانتی در حومه بزرگ کانزاس سیتی است که بخشی از حوزه انتخابیه سوم را پوشش می دهد که لورا کلی در آن 29 درصد آرا خود را به دست آورد.
وزنه بیش از اندازه سنگین و رو به روشد جانسون کانتی با جمعیتی که به طور فزاینده ای تحصیل کرده و میان رو شده اند , می تواند به پیکربندی جدید در انتخابات این ایالت منجر شود که همانند اثر ماریکوپا در آریزونا خواهد بود.
برای مثال در سال 2016 دونالد ترامپ در این ایالت 7هزا رو 600 رای بیشتر از هیلاری کلینتون به دست آورد. در حالی که دو سال بعد , لارا کلی پیروزمندانه از کریس کوباش با 45 هزار و 200 رای بیشتر پیشی گرفت.
به علاوه آرا به دست آمده توسط نامزدهای جمهوری خواه از سال 2004 کاهش یافته است و در مقابل آرا دموکرات ها افزایش یافت.
انتخاب یک فرماندار دموکرات که هم از بومیان آمریکایی و هم همجنسگرا باشد هم به لحاظ آماری و هم به لحاظ نمادین در زمینه تغییرات رای دهندگان , دست کم در جانسون کانتی که در مقایسه با دیگر مناطق کانزاس نقش تعیین کننده تری در میان مدت دارد , بسیار با اهمیت است.
در سال 2020 دموکرات ها با به دست آوردن آرا مطلوب فاصله دارند اما نتایج دو انتخابات حاوی اطلاعات بسیاری برای آینده خواهد بود.
جرجیا:
انتخابات های سال 2020 در جرجیا به عنوان نقطه در مشاهدات تغییرات اجتماعی –جمعیت شناختی در جریان در این ایالت جنوبی به شدت جمهوری خواه در نظر گرفته می شود که ترامپ همچنان در آن محبوب است.
اگرچه اختلاف آرا ترامپ در این ایالت بسیار کمتر از اختلاف آرا میت رامنی بود اما در همه انتخابات های ریاست جمهوری اخیر جمهوری خواهان در این ایالت به پیروزی دست یافتند.
انتخابات میان دوره ای سال 2018فرصتی برای دو رویداد سیاسی عمده بود؛ نخست آنکه استیسی آبرامز نامزد سیاه پوست و دموکرات در انتخابات فرمانداری با اختلاف حدود 50 هزار رای شکست خورد که در مقایسه با انتخابات های پیشین بسیار کمتر بود. در سطحی کاملا محلی , حوزه ششم انتخابی مجلس نمایندگان در حومه آتلانتا , در انتخابات میان دوره ای سال 2017 فرصتی بود تا کارن هاندل جمهوری خواه جان آسف نامزد جوان دموکرات را با 9 هزار رای شکست دهد. در این منطقه در سال 2016 تام پرایس که سپس وزیر ترامپ هم شد با 75 هزار رای بیشتر پیروز شده بود. در سال 2018, کارن هاندل از لوسی مک بث دموکرات با حدود 9هزار اختلا ف رای شکست خورد.این تحولی قابل مقایسه با حوزه سوم انتخاباتی کانزاس است که باید میزان دوام را اندازه گیری کند.
جغرافیای انسانی ایالت که ناشی از تراکم شهر و حومه های شاخکی و متراکم آتلانتاست نکته ای تعیین کننده برای در نظر گرفتن آینده انتخاباتی جورجیاست.
متراکم ترین و توسعه شهری یافته ترین مناطق یعنی فولتون و دکالب کاملا دموکرات هستند اما مهمترین مسئله این است که آنها به جذب جمعیت ادامه می دهند و اینکه در حالی که تعداد آرا جمهوری خواهان کاهش می یابد تعداد آرا دموکرات ها افزایش می یابد.
در برخی مناطق اکسرب (ناحیه ای بیرون ناحیه معمولاً متراکمتر حومه داخلی یک منطقه کلانشهری است، که به منطقه کلانشهری ارتباطات اقتصادی و آمدوشدی دارد، تراکم مسکونی و رشد آن کم است) نامزدهای دموکرات انتخابات ریاست جمهوری در راس هستند. از این میان می توان به داگلاس , راکدال , نیوتاون اشاره کرد. اما شاخص ترین مناطق شهرستان های گوینت و کاب به دلیل جمعیت قابل توجه و فزاینده خود هستند. در واقع در این مناطق است که اختلاف آرا پیروز تعیین می شود. این دو شهرستان درحوالی حومه شهر که به طور تاریخی جمهوی خواه هستند , طی روندی که از سال 2004 جمهوری خواهان آرا خود را از دست دادند و دموکرات ها آرا بیشتری به دست آوردند , در سال 2016 اکثر آرا را به هیلاری کلینتون داد.
از همین رو این تحول تعیین کننده است. انتظار می رود این روند منطقه ای در سال 2020 و بعد از آن نیز ادامه یابد. انتخابات سال 2018, با احساسات ضد ترامپ کاملا سراسری همراه بود که هم نتیجه خوب استیسی آبرامز را توضیح می دهد و هم این تغییر در حوزه ششم انتخاباتی را.
به طور کلی در اقدامی نادر در انتخابات های میان دوره ای آمریکا که معمولا با مشارکت چایین همراه است , استیسی آبرازم در 34 شهرستان آرا بیشتری در مقایسه با هیلاری کلینتون داشت. در پنج مورد از این شهرستان ها , وی دست کم 5هزار رای بیشتر از کلینتون به دست آورد.
در این 34 شهرستان , دموکرات ها در سال 2010 ( انتخابات فرمانداری) دموکرات ها 93 هزار رای کمتر از جمهوری خواهان به دست آورده بودند. در سال 2018 اما دموکرات ها با حدود 300 هزار رای از جمهوری خواهان پیشی گرفتند. این تغییر فوق العاده بود اما برای دادن اکثریت آرا به استیسی آبرامز در سراسر ایالت کافی نبود.
در سال 2018, در 25 شهرستان ایالت جورجیا با جمعیت بالای صد هزار نفر , دموکرات ها 414 هزار رای به دست آوردند. این درحالیست که در 134 شهرستان با جمعیت کمتر از صد هزار نفر , جمهوری خواهان 469 هزار رای به دست آوردند که پیروزی نهایی آنها را توضیح می دهد.
دو تفاوت عمده میان این شهرستان ها وجود دارد؛ شهرستان های دسته اول 7.1 میلیون نفر جمعیت دارند و متوسط رشد اقتصادی آنها از سال 2010 , 10.8 درصد است. دسته دوم 3.4 میلیون جمعیت دارند که متوسط رشد اقتصادی آنها 0.5 درصد است که کاهش جمعیتی آنها را در 73 شهرستان پوشش می دهد.
جرجیا دو چهره دارد ؛ شهرستان های کم جمعیت که جمعیت آنها رو به کاهش است و همچنان حامی جمهوری خواهان هستند و شهرستان های پرجمعیت که همچنان از سایر شهرستان های ایالت, سایر ایالت های کشور و حتی از میان خارجی ها جمعیت جذب می کنند که اغلب تحصیلات عالی دارند.
برخی از این شهرستان ها با رشد اقتصادی بالا , همچنان به جمهوری خواهان رای می دهند که از آن جمله می توان به فورسایت و چروکی اشاره کرد اما با اختلاف آرایی که با شهرهاستان های بسیار زیاد نخستین کمربند آتلانتا یعنی دکالب , کاب و گوینت پاک می شوند. علاوه بر اینها باید شهرستان چاتهام را هم اضافه کرد.
اوانجلیک های سفید پوست منبع قابل توجه آرا برای جمهوری خواهان هستند اما به نظر می رسد این بیش از پیش محدود شده است. زیرا در وهله اول سهم حوزه انتخابیه آنها کاهش یافته است و ا 39 درصد در سال 2014 به 34 درصد در سال 2018 رسید و همچنین به دلیل آنکه اختلاف آرا آنها تحلیل رفته است.
در سال 2016, 92 درصد اوانجلیک های گفتند به ترامپ رای داده اند. در سال 2018 , 88 درصد آنها در انتخابات فرمانداری به جمهوری خواهان رای دادند. همزمان وزنه رای شهری و حومه شهری افزایش یافت در حالی که رای روستایی کاهش یافت و همزمان اختلاف آرا جمهوری خواهان بین سالهای 2016 تا 2018 کاهش یافت.
جذب جمعیت اهل سایر ایالت ها نهادهای نظرسنجی را وادار کرد نه تنها در مورد نوع منطقه سکونت بلکه در مورد مدت زمان اقامت در ایالت هم سوالاتی مطرح کنند. در سال 2018 شهروندان اهل جرجیا به جمهوری خواهان رای دادند در حالی که سایرین به دموکرات ها رای دادند.
تغییر جرجیا به نفع دموکرات ها در کوتاه مدت بسیار شدید به نظر می رسد و سال 2020 سال ی استثنایی خواهد بود زیرا از سک سو سناتور جانی ایزاکسون به دلایل سلامتی استعفا داده است و علاوه بر آن دوره دیوید پردو هم منقضی شده است.
چشم انداز سال 2020 با پایان کار دیوید پردو که با 52.9 درصد آرا در سال 2014 پیروز شد و از محوبیت برخوردار بود و همچنین یک کرسی باز که ایزاکسون در سال 2018 با اختلاف رای قابل توجه به دست آورده بود یک چشم انداز دوگانه خواهد بود. در همان سال 2018 بود که استیسی آبرامز به انتخاب به عنوان فرماندار بسیار نزدیک بود.
اگرچه پردو شانس خوبی برای بهره مندی از موقعیت خود به عنوان سناتور داشت , این مسئله را رد نکرد که استعفای ایزاکسون به یک نامزد دموکرات اجازه می دهد به دلیل توسعه آرا دموکرات ها در شهرستان های متراکم حومه آتلانتا پیروز شود.
از این رو انتخابات 2020 باید موجب موقعیت یابی انتخابات 2018 و پدیده استیسی آبرامز از منظر زمانی طولانی تر شود و تعیین کند آیا این یک استثنا بود یا به یک استاندارد جدید تبدیل شده است.
کرسی هایی که به دست آوردن آنها در آینده برای دموکرات ها امکان پذیر خواهد بود:
تگزاس: همانند جرجیا تگزاس هم تغییر می کند. اگرچه دونالد ترامپ در این ایالت همچنان محبوب است اما در مقایسه با پیشینیان خود در سال 2016 از اختلاف آرا کمتری بهره مند است.
در سال 2020, جان کورنین سناتور جمهوری خواه کنونی بار دیگر نامزد خواهد شد که به وی مزیت بیشتری می دهد , به ویژه آنکه وی از محبوبیت زیادی هم برخوردار است. اما در این ایالت انتخابات میان دوره ای نوامبر سال 2018 بود که سوالاتی را ایجاد کرد. گرگ آبوت فرماندار کنون به راحتی با 55.8 درصد آرا در برابر 42.5 درصد آرا پیروز شد و این همان چیزی بود که انتظارش می رود. این در حالیست که تد کروز سناتور وقت با اختلاف رای بسیار ناچیزی در برابر بتو اورورک ( 50.9 درصد در برابر 48.3 درصد) به پیروزی دست یافت که نتیجه بسیار تعجب آوری بود.
برخلاف آریزونا و اوهایو , رای با اکثریت یکسان و غیر تعیین کننده ( اسپلیت) در کار نیست . اگرچه تنها می توان به تفاوت و اختلافات میان دو انتخابات اشاره کرد که در یک روز و با رای دهندگان یکسان برگزار شد. در برخی مناطق که در آن ابوت , فرماندار جمهوری خواه در راس بود , اروروک بالاتر از کروز جای گذاشت. در این زمینه می توان به تارانت , ویلیامسون و به ویژه فورت بند حومه جنوب غربی هوستون اشاره کرد که یکی از شهرستان های بسیار ثروتمند تگزاس است که جمعیت سفید پوست آن در اقلیت است, جامعه آسیایی قدرتمندی دارد و بالاترین آمار تحصیلکردگان ایالت را دارد که برابر با 40 درصد است.
جغرافیای تگزاس همانند جرجیاست. اقیانوسی از شهرستان های کوچک روستایی سرخ و سه جزیره مرکزی آبی شامل دالاس- فورت ورث , هوستون و آستین سن آنتونیو است که حومه هایشان چالش های حقیقی انتخاباتی هستند.
همانند جرجیا, راه نجات برای دموکرات بسیج گسترده پایگاه هایشان در نواحی شهری است. به طور قطع , این مناطق آبی هستند رنگ آنها در برابر هزاران رایی که می توانند به آرا جنرال بیافزند اهمیتی ندارد . این آرا می تواند ایالت را از یک سو به سوی دیگر بکشاند.
شهرستان های قرمز مانند کالین در حومه شمالی دالاس از سال 1990-2000 شاهد رشد قابل توجه جمعیت خود بود. از همین رو شکست استیسی آبرامز از بتون اورورک مرحله ای قابل توجه در چشم اندازی طولانی محسوب می شود.
اما در برابر جان کورنین که مدت های طولانی محبوب بود , دموکرات های قرار است یک نامزد با تجربه معرفی کنند که قادر است با افزایش قدرت و بسیج پایگاه مستقلان رقابت کند.
اگرچه پیروزی جمهوری خواهان ( ترامپ و کورنین) همچنان محتمل است , برخی نظرسنجی ها نشان می دهد آنها اطمینانی در این باره ندارد و به نظر می رسد این مسئله در تگزاس غیرقابل باور است.
همچنین طبق نظرسنجی کوینیپیاک در ژوئن سال 2019 , جو بایدن در برابر ترامپ پیشتاز خواهد بود و دیگر نامزدهای دموکرات آرا برابر یا اندکی کمتر از ترامپ دارند.
آیووا:
آیووا تحولی کامل متفاوت با ایالت هایی دارد که در بالا مورد بررسی قرار گرفت. این ایالتی است که در آن دموکرات ها طی یک دهه سرزمین های بسیاری را از دست دادند. اوباما در این ایالت دو بار در صدر بود اما ترامپ در ایالت با اختلاف 10 واحد به پیروزی دست یافت.
فرماندار جمهوری خواه این ایالت که در سال 2018 بار دیگر به به عنوان فرماندار انتخاب شد , شاهد کاهش شدید اختلاف آرا خود بود. ( 59 درصد در برابر 37 درصد در سال 2014 و 50.3 درصد در برابر 47.5 درصد در سال 2018) .
اما جانی ارنست سناتور جمهوری خواه کنونی که بار دیگر نامزد شده است در سال 2014 با کسب 52.1 درصد آرا جایگزین سناتور دموکراتی شد که در سال 2008 پیروزی گسترده ای به دست آورد.
اگرچه ترامپ در این ایالت هیچ محبوبیتی ندارد اما به نظر می رسد گرایشات به شدت در حال پیش رفتن به سوی جمهوری خواهان است. یک نامزد دموکرات خوب می تواند به ویژه در برابر یک سناتور با محبوبیت نسبتا پایین تاثیر جاذب داشته باشد. به طور تاریخی در سال 2008 , رای دهندگان آیووا نشان دادند می توانند اختلاف رای قابل توجهی به نامزدهای دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری یا سنا بدهند.
چالش اصلی سال 2020این خواهد بود که ببینیم آیا تمایلات به سوی جمهوری خواهان در ایالت به ویژه در یک سوم شمال شرقی , تایید می شود یا اینکه ما شاهد همان نقشه سال 2008 خواهیم بود که کاملا آبی بود.
نرخ بیکاری بسیار پایین ( 2.4 درصد در آوریل سال 2019) موجب تشویق برای رد ترامپ نمی شود اما اوضاع کشاورزان که در این ایالت پرتعداد هستند می تواند موجب تغییر در سیاست جنگ تجاری وی به ویژه با چین شود.
جمع بندی:
چندین انتخابات که در نوامبر سال 2020 در آمریکا برگزار می شود به همان اندازه که تحت تاثیر عوامل ملی است تحت تاثیر عوامل محلی نیز قرار دارد.
این انتخابات ها محل تقاطع روندهای جمعیت در بلند مدت( جمعیت به شدت متنوع) و تحولات جامعه شناختی و انتخاباتی ( حومه های به طور فزاینده دموکرات) خواهند بود که این تحولات در پی واکنش به سیاست و سب دونالد ترامپ از سال 2016 شتاب گرفته است.
نقطه قوت به نفع دموکرات ها در وهله نخست به تاثیرگذاری کارزارهای بسیج رای دهندگان ( زنان تحصیل کرده,جوانان, اقلبت های قومی ) و ضد بسیج (مسیحیان انجیلی یا همان اوانجلیک ها, کارگران سفید پوست) درهر دو طرف بستگی خواهد داشت.
انتخابات میان دوره ای سال 2018 سابقه جذابی را از آنچه که میتواند گستردگی بسیج ضد ترامپ در سال 2020 باشد نشان داد.
سال 2020 همچنین می تواند با پیروزی دموکرات ها در مناطقی که به عنوان جایگاه اصلی جمهوی خواهان شناخته می شد, نتیجه ای بی سابقه به همراه داشته باشد.
بدیهی است که نتایج انتخاباتی نوامبر سال 2020 کاخ سفید و مجلس سنا در پیشبرد امور کشور در سطح فدرال با قانونگذاری کندتر در پی شرایط همزیستی تعیین کننده خواهد بود.
با این حال سطح فدرال نباید بر دیگر انتخابات در سطح ایالات که اغلب خارج از نظارت ناظران از جمله آمریکایی ها هستند سایه افکند.
به این ترتیب مجلس نمایندگان و فرمانداران نقش تعیین کننده ای در برش تقسیمات کشوری( گاها با سوء استفاده) در مجلس نمایندگان دارند.
سرشماری تقیسمات کشوری هر ده سال انجام می شد و بنابراین دوره بعدی در سال 2020 خواهد بود. موازنه سیاسی ناشی از انتخابات گوناگون نوامبر سال 2020در تمام یک دهه آینده تاثیرات فراوان خواهد داشت.