مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی ؛آینده «منازعات حماس و رژیم اسرائیل» چه خواهد شد؟
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در گزارشی به قلم الکساندر پالمر، محقق پروژه تهدیدهای چندملیتی به موضوع آینده منازعات حماس و (رژیم) اسرائیل پرداخته است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از سایت اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی؛ روز هفتم اکتبر، حماس یک حمله چندجانبه را به جنوب (رژیم) اسرائیل آغاز کرد- که صدها کشته و 199 نفر گروگان روی دست اشغالگران صهیونیست گذاشت. (رژیم) اسرائیل هم از سر عجز با محاصره کامل نوار غزه، اعلان جنگ و البته با حملات هوایی بیامان صدها کشته برجای گذاشت. نتیجه این درگیریها به گفته مقامات صهیونیستی و فلسطینی چند هزار کشته و هزاران زخمی و بیخانمان و آواره در سرزمینهای اشغالی، غزه و کرانه باختری بوده است. این حمله در تاریخ فعالیت های حماس بیسابقه بوده و از این نظر روزهای آینده میتواند نقطه عطفی بالقوه برای آینده (رژیم) اسرائیل، فلسطین و کل منطقه قلمداد شود. در این میان تنها چیزی که در این مرحله واضح است، پاسخ سخت (رژیم) اسرائیل است اما فارغ از شکل دقیق این پاسخ، این نیز مشخص است که این مرحله از درگیریها ممکن است پیامدهایی به دنبال داشته باشد که ابعاد کامل آن به طور واضح در ماهها یا سالهای آینده مشخص خواهد شد. حال پرسش اینجاست؛ این درگیری چه تفاوتی با بحرانهای قبلی دارد؟ در اینجا باید گفت؛ حماس قبلاً هم دست به حملات موشکی، نفوذ در شهرکهای صهیونیست نشین و … زده است، اما مجموع تمام حملات حماس از سال ۲۰۰۷ تا کنون به اندازه این حمله تلفات نداشته است. در حقیقت بیش از 3200 موشکی که نیروهای دفاعی (رژیم) اسرائیل ادعا کردند که حماس در روزهای 7 و 8 اکتبر پرتاب کرده است، از تعداد کل موشکهای شلیکشده در هر یک از سالهایی که حماس کنترل نوار غزه را به دست گرفته، بیشتر است که البته در این میان سالهای 2014 و 2021 را میتوان استثنا در نظر گرفت. در این بین اندازه نفوذ- به ویژه- بیسابقه است. صدها رزمنده فلسطینی در روز هفتم اکتبر از چندین محور وارد مناطق اشغالی شدند، تقریباً 20 شهرک را هدف قرار دادند، کنترل چندین شهرک صهیونیست نشین را به دست گرفتند و حداقل به یک تجمع بزرگ صهیونیستی نیز حمله کردند. نیروهای ارتش (رژیم) اسرائیل در این میان بعد از دو روز جنگ توانستند کنترل شهرکهای صهیونیست نشین نزدیک به غزه را به دست گیرند. حماس قبلاً هم صهیونیستها را به اسارت گرفته بود، اما هیچ وقت به این تعداد اسیر، حدود 199 نفر؛ دست پیدا نکرده بود. مواردی مانند، مبادله بیش از 1000 اسیر فلسطینی در ازای یکی از سربازان ارتش (رژیم) اسرائیل به نام گیلاد شالیت؛ و البته مذاکرات حدوداً ده ساله بر سر دو غیرنظامی صهیونیست و اجساد دو سرباز ارتش که در اختیار حماس هستند، نشان میدهد که (رژیم) اسرائیل به شدت نسبت به اسیر شدن به دست فلسطینیان، حساس است. اسرای صهیونیستی این بار شامل تعدادی از اتباع خارجی نیز میشود که وضعیت را پیچیدهتر کرده است. البته واکنش (رژیم) اسرائیل نیز در پاسخ به حماس گسترده بوده و احتمالاً در روزهای آینده افزایش بیشتری هم خواهد یافت. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل در این زمینه اعلام جنگ کرده و عملیات «شمشیرهای آهنین» را کلید زده؛ وزیر دفاع (رژیم) اسرائیل خواستار «محاصره کامل» غزه شده و ارتش صهیونیستی هم موج بیسابقهای از حملات هوایی را در نوار غزه انجام داده و در عین حال 300000 نیروی ذخیره را نیز بسیج کرده است.پرسش شماره دو: این حملات چرا حالا انجام شدهاند؟!پاسخ شماره دو: حماس دلایل مختلفی برای اقدام علیه (رژیم) اسرائیل داشت. ادعای حماس در زمینه بهرهمندی از مشروعیت سیاسی به ترکیبی از عواملی مانند ارائه خدمات در غزه و مقاومت خشونتآمیز در برابر (رژیم) اسرائیل وابسته است و این دو فاکتور حماس را از تشکیلات خودگردان فلسطین که بر کرانه باختری حکومت میکند، متمایز میکند. حماس خود را کمتر از تشکیلات خودگردان فاسد نشان داده – که البته دستاوردی دشوار نیست- و بر خدمات عمومی مانند جمعآوری زباله و اجرای قانون در غزه نظارت میکند. با این حال، توانایی این گروه برای بهبود زندگی فلسطینیان تا حدی به دلیل فشار اقتصادی صهیونیستها محدود شده است. همچنین نرخ بیکاری و فقر در نوار غزه هنوز و همچنان بالاست و این امر اهمیت مقاومت مسلحانه برای پروژه سیاسی حماس را افزایش میدهد، بهویژه زمانی که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان، بدون جانشین مشخصی پیر میشود.این حمله همچنین به دنبال چندین و چند سال خشونتهای فزاینده و بحرانهای مکرر روی داده است. رشد بیرویه شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری، خشونت شهرکنشینان اسرائیلی علیه غیرنظامیان فلسطینی و همچنین نژادپرستی آشکار برخی از اعضای ائتلاف نتانیاهو باعث نارضایتی و بدبینی فلسطینیان شده است. افزایش تنشها در مسجد الاقصی- یکی از مقدسترین مکانهای اسلام- نیز دیگر دلایلی هستند که حماس صراحتاً بهعنوان انگیزه حملات خود ذکر کرده است.زمانبندی این حملات در راستای ایجاد اختلال در تلاشهای ایالات متحده آمریکا برای عادیسازی روابط عربستان و (رژیم)اسرائیل نیز بوده است.پرسش شماره سه: (رژیم) اسرائیل چگونه نتوانست این حملات را پیشبینی کند؟!پاسخ شماره سه: این که چگونه سرویسهای اطلاعاتی مورد افتخار اسرائیل فریب حماس را خوردند، تا مدتهای مدیدی مورد بحث قرار خواهد گرفت. شکست اطلاعاتی عموماً به این دلیل اتفاق میافتد که سرویسها اطلاعات لازم را جمعآوری نکرده و در دادن هشدار به تصمیمگیرندگان ناکام میمانند. این امر البته به دلیل نقص مفروضات و فرآیندهای تحلیلی تحلیلگران نیز میتواند روی دهد. احتمالاً هر دوی این فاکتورها در شکست اکتبر نقش داشتهاند. (رژیم) اسرائیل ممکن است توانایی حماس را دست کم گرفته باشد. دستگاه امنیتی (رژیم) اسرائیل شاید مهیب باشد، اما دانای کل نیست. توانایی حماس برای برنامهریزی حملهای شامل هزاران جنگجو نشان از تواناییهای این گروه دارد. با این که بیانیه یکی از مقامات ناشناس اطلاعاتی مصر نشان میدهد که سازمان اطلاعاتی مصر این حمله را پیش از اجرا کشف کرده و به (رژیم) اسرائیل اطلاع داده است- که اگر درست باشد، بدین معناست که احتمالاً نمی توان این شکست را به طور کامل پای تلاشهای ضد جاسوسی موفق حماس نوشت.پرسش شماره چهار: چه خواهد شد؟پاسخ شماره چهار: اسرائیل گزینههای خوب زیادی در غزه ندارد. حملات هوایی مداوم هنوز و همچنان یک مداخله زمینی عظیم را به عنوان محتملترین راه عمل باقی میگذارد، اگرچه (رژیم) اسرائیل در گذشته بارها و بارها به دنبال اجتناب از چنین تهاجماتی نشان داده است. چنین تهاجمی برای ارتش (رژیم) اسرائیل دشوار و برای غیرنظامیان فلسطینی ویرانگر خواهد بود. غزه یکی از پرجمعیتترین و پرتراکمترین مکانهای روی زمین است، و حملات شهری یکی از سختترین و مرگبارترین عملیاتهایی است که یک ارتش میتواند انجام دهد. در این میان برای درک آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، بهتر است آخرین تهاجم زمینی بزرگ (رژیم) اسرائیل به غزه را در سال 2014 به یاد آوریم- که بعد از حدود دو هفته منجر به یک نفوذ چند کیلومتری به داخل نوار غزه شد و این در حالی است که این نفوذ ناچیز به قیمت کشته شدن 66 سرباز و شش غیرنظامی اسرائیلی و بیش از 2000 فلسطینی (عمدتا غیرنظامیان و به خصوص کودکان) تمام شد، اگرچه نمیتوان به طور دقیق اعلام کرد که چه تعداد از این افراد در نبردهای زمینی کشته شدهاند و چه تعداد در حملات موشکی فلسطینیها یا هواپیماهای اسرائیلی گذشته از غزه، (رژیم) اسرائیل همچنین باید خطر تشدید تنش را در دو حوزه کلیدی مدیریت کند. اولی مرز شمالی اسرائیل با لبنان و سوریه است که در سال جاری شاهد یک بحران بزرگ بین حزبالله و (رژیم) اسرائیل بوده و در حال حاضر هم وضعیت نامشخص و بیثباتی در مرز حاکم است- و میتواند به سرعت تغییر کند. دومی هم کرانه باختری رود اردن است- که حماس صراحتاً از ستیزهجویان خواسته تا سلاح به دست بگیرند. در حقیقت منطقه آماده یک سری ناآرامیهای بزرگ است. حتی قبل از حملات اخیر حماس هم خشونت در کرانه باختری به حدی افزایش یافته بود که تحلیلگران از انتفاضه سوم صحبت میکردند.اگر (رژیم) اسرائیل بخواهد به زور وارد غزه شود، شاهد یک نقطه عطف تاریخساز خواهیم بود- که بیش از هر چیز در سرنوشت حماس موثر خواهد بود و این گروه را به یک نیروی ضعیف و تحت کنترل یا یک قدرت بااعتماد به نفس تبدیل خواهد کرد. جز این دو، گزینه دیگری پیشروی حماس نیست. در واقع اگر حماس در پایان حمله (رژیم) اسرائیل هنوز حیات داشته باشد، میتواند ادعای یک پیروزی بزرگ استراتژیک علیه (رژیم) اسرائیل را داشته باشد اما اگر شکست بخورد، هیچ گروه میانهرو و معتدلی وجود ندارد که جانشین حماس شود.