اندیشکده انگلیسی RUSI در مطلبی با عنوان «خلیج فارس و غزه: ادامه مسیر در میان بحران های تازه» نوشت:

 

با ادامه تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه، کشورهای عربی خلیج فارس به تلاش های فوری خود برای مهار و پایان دادن به خشونت ادامه می دهند. دسامبر2023، قطر میزبان نشست سالانه شورای همکاری خلیج فارس بود، گروهی از کشورهای منطقه که شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی سعودی و امارات متحده عربی است. سران کشورهای عربی به همراه رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، مسئله تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی را در راس مذاکرات قرار دادند. پیام اجلاس کاملا شفاف و صریح بود. شش پادشاهی خلیج فارس خواستار «توقف فوری تهاجم وحشیانه و عملیات نظامی رژیم صهیونیستی به غزه» شدند، خواستار «آزادی گروگان‌ها و بازداشت‌شدگان غیرنظامی» شدند و از تلاش‌ها برای «احیای روند صلح در غرب آسیا» و «تاسیس یک کشور مستقل» حمایت کردند، آنها خواستار کشور فلسطین با پایتختی قدس شرقی بودند.

علاوه بر موافقت‌نامه‌های مختلف برای اتخاذ مواضع مشترک و همکاری در مناطقی فراتر از محدوده جنگ غزه، از -تلاش‌ها برای رفع موانع تجاری و همکاری در زمینه گردشگری، تا تعهدات مشترک برای سرمایه‌گذاری در نفت و گاز و همچنین انرژی‌های تجدیدپذیر - در بیانیه پایانی طولانی 122 ماده ای، در نهایت به نظر می رسید که هدف از این اجلاس، نشان دادن یک چیز مهمتر از همه است: وحدت خلیج فارس.

در واقع، با توجه به اینکه غرب آسیا در بحبوحه بحرانی است که با تهاجم طولانی مدت رژیم صهیونیستی با فلسطینی ها به وجود آمده است، شاید به راحتی بتوان فراموش کرد که تا همین سه سال پیش، شکاف عمیقی بین کشورهای عربی خلیج فارس - به ویژه بین قطر وجود داشت. (با حمایت ترکیه) از یک سو و عربستان سعودی و امارات از سوی دیگر عوامل تعیین کننده بی ثباتی در منطقه بودند. اکنون اوضاع فرق کرده است. عربستان سعودی و قطر در یکی دو سال گذشته بسیار نزدیک شده اند. تفاوت‌ها و رقابت‌های درون خلیج‌فارس، شاید به‌ویژه بین عربستان سعودی و امارات در این روزها، همچنان ادامه دارد، اما فضای کلی در مقابل شرایط جنگی در غزه، یک همسویی عمل‌گرایانه را در بر دارد.

عربستان سعودی آشکارا به­اصطلاح نقش رهبری منطقه ای را به خود گرفته است. این کشور میزبان یک نشست فوق‌العاده عربی-اسلامی در ریاض در نوامبر2023، به ویژه با حضور ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران بود. قطر تلاش‌های میانجی‌گری با حماس را برای تسهیل آزادی اسرا انجام داده است که به عنوان مثال؛ منجر به آتش‌بس هفت روزه در پایان نوامبر2023، شد. امارات متحده عربی - که نزدیکترین روابط با رژیم صهیونیستی را در بین کشورهای خلیج فارس دارد - تا کنون منفعل تر بوده است، اما به نظر می رسد که نقش کلیدی را در زمانی که در نهایت آتش بس دائمی در غزه برقرار شود، ایفا کند، چرا که معتمد ترین کشور عربی از نظر رژیم صهیونیستی به حساب می آید.

از همه مهمتر، ریاض، دوحه و ابوظبی تاکنون با هم کار کرده اند و صریحاً از تلاش های یکدیگر حمایت کرده اند. آنها به جای رقابت با یکدیگر به دنبال اعمال اهرم فشار روابط متفاوت خود با رژیم صهیونیستی و فلسطینی ها و همچنین در سراسر منطقه بوده اند.

آنچه رژیم صهیونیستی از 7 اکتبر انجام داده است، از دیدگاه ریاض، ابوظبی و دوحه - و در کل منطقه – به یک حمله وحشیانه همه جانبه علیه مردم مظلوم و غیر نظامیان فلسطین تبدیل شده است. تلاش جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده برای یکسان دانستن روسیه و حماس به عنوان شروع کنندگان حمله نظامی و رژیم صهیونیستی و اوکراین به عنوان قربانیانی که شایسته حمایت هستند، در خلیج فارس (یا در واقع در هیچ کجای جهان عرب) نه تنها بی فایده بود بلکه اگر رابطه ای بین جنگ اوکراین و غزه از منظر اعراب وجود داشت، این رابطه بین غیرنظامیان اوکراینی و مردم فلسطین تشدید شد.

در نهایت، عربستان سعودی، امارات و قطر در موقعیت‌های بسیار مشابهی قرار دارند و با توجه به بحران کنونی منافع بسیار مشابهی دارند. در حالی که حل و فصل منازعات مربوط به تهاجم رژیم صهیونیستی به غزه هزینه های بسیار معنوی و مادی برای آنها به همراه دارد، ریاض، ابوظبی و دوحه در عزم خود برای حفظ مسیر استراتژیک کلی که قبل از 7 اکتبر2023 در آن قرار داشتند، راسخ هستند.

در عربستان سعودی، چشم انداز 2030 - تحولی ریشه ای بر پایه حکومت پادشاهی این کشور - برای همه تصمیم گیری ها، از جمله در مورد سیاست خارجی است. امارات متحده عربی می خواهد موقعیت خود را به عنوان پویاترین قدرت منطقه ای و به اصطلاح قطبی قابل اعتماد برای حل و فصل امور منطقه ای تثبیت کند. میزبانی این کشور از کنفرانس تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد گویای این موضوع است. در همین حال، قطر پس از برگزاری موفقیت آمیز جام جهانی فوتبال 2022 ، به دنبال حفظ و تثبیت جایگاه خود با اقداماتی از قبیل؛ گسترش ظرفیت تولید گاز خود به عنوان مهمترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در جهان، است .

برای همه این جاه طلبی ها، حفظ اندکی از ثبات در منطقه ضروری است. از بسیاری جهات، جنگ در غزه درست زمانی شروع شد که رهبران خلیج فارس احساس کردند استراتژی منطقه‌ای آنها برای کاهش تنش‌ها، کافی و کارساز است. آن‌ها نه‌تنها مناقشات درون خلیج‌فارس خود را فراموش کرده بودند، بلکه توانسته بودند روابط خود را با ایران بهبود ببخشند. در واقع، در تلاش برای کاهش تنش ها، حداقل از نظر جغرافیایی، مناسبات جدید تهران و ریاض بدون شک اهمیت بسیار زیادی داشته است.

با این وجود، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر همچنان نگران جنایات رژیم صهیونیستی در غزه هستند که بی‌ثباتی منطقه‌ای را دامن می‌زند، حتی اگر به نظر بتوان جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر را کنترل کرد. این در حالی است که خشم عمومی در مورد جنایات رژیم صهیونیستی علیه غزه روزبه روز فزونی گرفته و مدیریت آن را در داخل کشورها، سخت و غیر قابل کنترل می کند این خشم در مورد مصر و اردن - دو کشوری که ثبات آنها را برای منطقه مهم می دانند - ممکن است به زودی به امری غیر ممکن تبدیل شود.

بنابراین، آنها همچنان به ابراز اعتقاد خود مبنی بر اینکه جهان - و منطقه همراه با آن - به سمت نظم چند قطبی در حال حرکت است، ادامه داده اند و هر کاری که می توانند برای تحقق این امر انجام داده اند.

در مجموع، بسیار واضح است که جنگ غزه زندگی را برای کشورهای عربی خلیج فارس سخت‌تر کرده است. رهبران ریاض، ابوظبی و دوحه، خواهان تمرکز بر توسعه کشورهای خود و ادعای جایگاه خود در صحنه جهانی هستند و مصمم هستند که اجازه ندهند یا نوسانات منطقه ای که در آن قرار می گیرند یا محیط بی ثبات جهانی مانع آنها شود. در این زمینه، جنگ غزه می تواند محاسبات استراتژیک در خلیج فارس را تغییر دهد.

 

[1] . The Royal United Services Institute for Defence and Security Studies | RUSI is registered as a charity in England and Wales

 

آذر ۲۹, ۱۴۰۲ ۱۴:۰۰ Asia/Tehran