هژمونی دلاری آمریکا (7) رویکرد ترامپ به هژمونی دلار
در قسمت هفتم از مجموعه مقالات «هژمونی دلاری آمریکا»، رویکرد ترامپ به هژمونی دلار، را مورد بررسی قرار می دهیم
زمانی که دونالد ترامپ به ریاستجمهوری رسید، با شعار «نخست امریکا» وعده داد تا قدرت را بار دیگر به آمریکا بازگرداند. خیلی زود مشخص شد که روش او برای احیای قدرت بهکارگیری گسترده سلاحهای مالی و اقتصادی با محوریت دلار است. در حال حاضر جهان شاهد جنگ اقتصادی و حتی تروریسم مالی از سوی دولت ترامپ است که ناقض قواعد بینالمللی می باشد. در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، دوستان و دشمنان ایالات متحده به خوبی دریافتهاند که این کشور آماده است برای حفظ منافع ملی از هر نوع سلاح اقتصادی و مالی بهره ببرد. آمریکا از تاکتیکهای جدیدی بهره میبرد و با سوءاستفاده از نقش دلار در اقتصاد جهانی، تبادل آزاد کالا، پول و اطلاعات را با محدودیت مواجه میکند. سوء استفاده ترامپ از سلاح دلار در سیاست خارجی و جنگ تجاری با دیگر کشورها، از سال 2018 م روند روز افزونی به خود گرفته است.
یکی از دیدگاه های افراطی اقتصادی ترامپ این است که همه نوع کسری تجاری در روابط اقتصادی، زیانبار هستند و در این روند دیگران به آمریکا خیانت میکنند. ترامپ، چین را متهم کرده است که نرخ ارز خود را به نفع صادرات بیشتر، عمدا پایین نگه داشته است. وی حتی دوستان آمریکا را نیز از حملات مصون نگاه نداشته است. ترامپ واردات خودروهای اروپایی را تهدید ملی دانسته و بانک مرکزی اروپا را متهم به در پیش گرفتن سیاست های حمایتی میکند و به فدرال رزرو (بانک مرکزی) آمریکا انتقاد میکند که چرا تصمیمات فوری اتخاذ نکرده است. رویکرد افراطی دولت ترامپ در مقایسه با دولت های قبلی در استفاده ابزاری از دلار، موجب واکنش دیگر کشورها شده است . تداوم این روند در دراز مدت اعتماد به دلار را از بین می برد ، کما اینکه منحنی استفاده از دلار به عنوان ارز مرجع در مبادلات جهانی کشورها سیر نزولی گرفته است .
بنظرمی رسد شعار«نخست آمریکا (America first)» یک سیاست حمایت گرایانه تجاری است که منجر به اقدامات متقابل دیگر کشورها شده است. ترامپ و مشاورانش ، به دلیل کسری تجاری آمریکا، نظم جهانی کنونی اقتصاد را در مقابل ایالات متحده می بینند. دولت ترامپ درجنگ تجاری با چین بنوعی تعریف افراطی از ناسیونالیسم اقتصادی را پیگیری میکند. تنها در سال 2018م حدود هزار و پانصد شخص، موسسه و کشتی چینی به لیست تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا اضافه شدند. در جنگ تجاری با چین، ترامپ از جایگاه دلار و تعرفهها به عنوان ابزاری برای به دست آوردن امتیازات اقتصادی بهره میبرد.
با این حال یک دیدگاه متفاوت در مورد رویکرد دونالد ترامپ دراستفاده ابزاری از دلار نیز وجود دارد. مفروض اصلی این دیدگاه آن است که ترامپ برخلاف سایر روسای جمهور آمریکا دلیلی برهژمونی دلار در نظام بینالمللی نمیبیند بلکه خواهان محدودسازی رقبا از طریق کاهش تعهدات دلاری آمریکا در برابر سایر بازیگران و کشورها میباشد.ازاین منظر،دولت ترامپ متوجه بیاعتبار شدن دلار در عرصه بینالمللی بدلیل بدهیهای فزاینده این کشور شده است. در تبیین این مساله می توان گفت آمریکا در هنگام چاپ بدون پشتوانه دلارباید مصالح سایر بازیگران اقتصاد را مدنظر داشته باشد اما واشنگتن به تعهدات بین المللی خود در این خصوص عمل نمی کند و می کوشد هزینه های چاپ بی رویه دلار بر اقتصاد جهانی در سالهای گذشته را متوجه سایر بازیگران اقتصادی بنماید.
نکته بعدی که ترامپ در مورد هژمونی دلار در نظر میگیرد به ذخیره کردن دلار توسط کشورها مربوط میشود. به عنوان نمونه هر موقع کشوری مانند چین که دارای ذخایر دلار است تصمیم بگیرد دلارهای خود را به یوآن تبدیل کند، باعث افزایش عرضه دلار و کاهش ارزش آن میشود. کاهش ارزش دلار باعث از بین رفتن داراییهای امریکاییها میشود. خزانهداری امریکا برای مقابله با آن مجبور خواهد شد تا نرخ بهره را افزایش دهد. اگر این کار در زمان رونق اقتصادی انجام شود، شاید چندان تأثیرگذار نباشد، اما در زمانی که اقتصاد امریکا در رکود است، فدرال رزرو (بانک مرکزی) امکان چندانی برای بالابردن نرخ بهره نخواهد داشت. درنتیجه چینیها ضربه جدی به اقتصاد امریکا وارد خواهند کرد.
رویکرد ترامپ در مورد هژمونی دلار آن است که برای محدودکردن و ممانعت از خروج بیش از اندازه دلار از داخل آمریکا به بیرون، تقاضای دلار در خارج از آمریکا را کاهش دهد. البته تا زمانی که دلار ارز بینالمللی برای مبادلات است و بانکهای مرکزی در دنیا ترجیح میدهند ذخایر ارزی خود را به دلار نگه دارند، تقاضای بالای دلار باعث خواهد شد قیمت آن افزایش یابد و درنتیجه صادرات به امریکا گران شود.
از یک دیدگاه شاید رئیسجمهور امریکا بی تمایل نیست که کشورها ارزهای دیگر را نیز وارد سبد ارزی بانکهای مرکزی خود کنند. چرا که امریکا که صرفا به استفاده ابزاری از دلار پرداخته است، نمیخواهد هزینه ثبات در اقتصاد پرتلاطم جهانی را بهتنهایی بدهد. از این منظر بسیاری از اقدامات ترامپ همچون جنگ تجاری و ارزی، تعرفهگذاری خارج از عرف، اعمال تحریمها و دستکاری در نرخ بهره انعکاس تلاش این کشور برای رویگردانی نسبی سایر کشورها از دلار و توجه به سایر ارزها میباشد. چراکه از این طریق هم مسئله بدهیهای آمریکا وضعیت بهتری خواهند یافت و هم درصد بیشتری از سهم سایر کشورها برای ایفای مسئولیت در اقتصاد جهانی که امریکا سبب تلاطم آن در سالهای اخیر شده است ، مهیا خواهد شد. با این حال، این رویکرد در داخل آمریکا مخالفان بسیار جدی دارد. این افراد با تاکید برهژمونی دلاری آمریکا در سالیان اخیر، اقدامات ترامپ را زمینه ارتقای جایگاه ساختاری بازیگران از جمله چین، اتحادیه اروپا و حتی روسیه و ژاپن میدانند.
دولت ترامپ با اعمال تعرفههای جدید علیه کالاهای وارداتی به آمریکا به طور عینی خط بطلانی بر همه تلاشهای قبلی اقتصاد جهانی در راستای کاهش یا حذف این تعرفهها کشید. این دست از اقدامات موجب شد تا کشورها نسبت به تداوم رویکرد یکجانبهگرایانه آمریکا نگران شوند. در طول سه سال گذشته نقد جدی از سوی کشورهای متحد و رقیب آمریکا به رویکرد یکجانبه واشنگتن در استفاده ابزاری از دلار و ضرورت کنار نهادن این ارز از مناسبات اقتصادی مشاهده شده است. «جوزف نای»، تئوریسین جنگ نرم و دیپلماسی عمومی، می گوید: آینده قدرت آمریکا به شدت مورد چالش است. بحران اقتصادی جهانی سال ۲۰۰۸ را میتوان شروع سقوط آمریکا تفسیر کرد. «شورای اطلاعات ملی» پیشبینی کرده که در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده به عنوان یک قدرت باقی میماند اما سلطه آمریکا از بین خواهد رفت. در قرن حاضر، قدرت آمریکا را میتوان با قدرت انگلستان در قرن گذشته مقایسه و سقوط هژمونی آمریکا را پیشبینی کرد.
تردید بازیگران مطرح در نظام اقتصاد جهانی نسبت به اصلیترین عنصر تنظیمکننده روابط اقتصادیشان یعنی دلار، اولین ضربه را بر پایههای هژمونی دلار وارد خواهد ساخت. چین در حال بررسی جایگزینهایی علیه هژمونی دلاری آمریکا است. نگرانی از بیثباتی دلار باعث شده تا کشورهایی که بیشترین اوراق قرضه را از ایالات متحده خریداری کردهاند، نسبت به کاهش ارزش ذخایر ارزی خود دچار تردید شوند. در این میان سهم چین از سایر کشورها بیشتر است. در سطح جهان تلاشهای زیادی برای حذف و جایگزینی دلار از طریق پیمان های پولی دو یا چند جانبه انجام شده است.
کشورهایی هستند که ظرفیت جایگزینی دلار را داشته و قادرند در آینده پول خود را به ارز رایج جهان تبدیل کنند. کارشناسان چنین ظرفیتی را در اقتصاد چین، به عنوان دومین اقتصاد دنیا میبینند و این احتمال را میدهند که یوان چین روزی جای دلار آمریکا را بگیرد. با وجود این، در سطح ائتلافهای منطقهای نیز چنین امری دور از دسترس نیست. کشورهای روسیه، ترکیه و ایران نیز در صورت تقویت شاخصهای کلان اقتصادی خود میتواننداعتماد بازرگانان را برای استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری بین خودشان جلب کنند و این روند شروع شده است.