• تردد پرترافیک روزانه انواع نفت کش های دریایی و کشتی تجاری از تنگه هرمز

در قسمت پنجم از مجموعه مقالات «نقش محوری ایران در امنیت خلیج فارس»، رویکرد آمریکا، روسیه و اروپا درباره امنیت تنگه هرمز، را مورد بررسی قرار می دهیم.

رویکرد کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس درباره امنیت تنگه هرمز در ارتباط تنگاتنگ با سیاست های مداخله گرانه و حضور نظامی آمریکا قرار دارد. این رویکرد در وهله اول بیش از آنکه موجبات امنیت این منطقه را فراهم کند، به ناامنی دامن می زند و در بهترین حالت نیز امنیت وابسته به بیرون توصیف می‌شود. در بررسی رویکرد آمریکا در مورد امنیت تنگه هرمز باید گفت که آمریکا از سال 1971م با خروج انگلیس از منطقه شرق کانال سوئز، نظام امنیتی منطقه خلیج فارس را با تکیه بر رژیم شاه به عنوان ژاندارم منطقه شکل داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا تلاش نمود تا با ایجاد شورای همکاری خلیج فارس یک نظام امنیتی عربی و ضد ایرانی در خلیج فارس روی کار آورد که البته ناکارآمدی این ساختار نیز به سرعت در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران اثبات گردید. لذا آمریکا از نیمه دهه 1980میلادی به بهانه حراست از جریان نفت و حفاظت از نفت‌ کش‌ ها به شکل نظامی وارد خلیج فارس شد و با استقرار پایگاه های نظامی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و راه اندازی جنگ اول خلیج فارس حضور نظامی تنش زایانه خود را در پوشش عامل امنیت‌ ساز تثبیت نمود.

 پس از جنگ اول خلیج فارس تاکنون آمریکا در خلیج فارس در چهره یک مداخله‌ گر تمام عیار ظاهر شده و علیه کشورهای مستقل منطقه بویژه ایران از سیاست ارعاب، تهدید و حمله نظامی استفاده می‌کند. تا قبل از سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق نظام امنیتی امریکا در منطقه با تکیه بر رویکرد مهار دوجانبه استوار بود. اما پس از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا و سقوط رژیم بعثی، رویکرد امریکا عمدتا بر ایران هراسی تکیه داشته است.علیرغم نقش غیر قابل انکار ایران در امنیت خلیج فارس، در سایه رویکرد ایران‌ هراسی امریکا، توجیه لازم برای حفظ پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای عربی ایجاد شده و تجارت تسلیحات و تجهیزات نظامی در منطقه رونق گرفته است. بطوریکه رئیس جمهور امریکا آشکار با ادبیات توهین آمیزبر ناتوانی کشورهای عربی در تامین امنیت خود تاکید و از عربستان سعودی به «گاو شیرده» تعبیر می کند . 

آمریکا در شرایط کنونی سعی در حفظ حضور پررنگ خود در منطقه تنگه هرمز دارد. این مساله چند دلیل اساسی دارد. دلیل نخست کنترل منابع انرژی و نیز واردات نفت از این منطقه است. دلیل دوم آمریکا از حضور پررنگ در این منطقه، کنترل رقبایی همچون چین است. آمریکا یا هر کشور دیگری، می‌تواند از کنترل مسیرهای تراتزیت نفت مانند تنگه هرمز برای کاهش رشد اقتصادی چین یا دیگر کشورهای وابسته به نفت این منطقه استفاده کند. چین به عنوان بزرگ ترین مصرف‌ کننده انرژی، همواره نگران کنترل تنگه هرمز و سایر مسیرهای تراتزیت انرژی توسط آمریکا بوده و به همین خاطر خواهان پایان مداخلات نظامی آمریکا در منطقه و فراهم آمدن شرایط مناسب برای حضور اقتصادی و تجاری فعال پکن در منطقه است. سرمایه‌ گذاری چین در عمان و جیبوتی، در راستای تثبیت حضور فعال در منطقه و تامین منافع سیاسی و اقتصادی آن کشور ارزیابی می‌شود. دلیل سوم مقابله با نفوذ فزاینده ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای در پوشش سیاست ایران‌ هراسی است. آمریکا با تداوم حضور خود در منطقه و ایجاد روابط با دولت‌های همسایه ایران در شمال، جنوب، شرق و غرب، درصدد ایجاد فضایی رعب‌ انگیز و تنش‌زا در روابط این کشورها با ایران است.

برت مک‌ گورک از مقامات ارشد امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرج بوش، باراک اوباما و همچنین دونالد ترامپ و از اساتید معروف دانشگاه استنفورد و عضو اندیشکده کارنگی معتقد است: سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران فاقد اهداف سازگار، یکپارچگی درونی و سنجش کافی، پیش از تصمیم‌ سازی‌های مهم است. چرا که در راهبرد امنیت ملی ترامپ، رقابت بزرگ با روسیه و چین و مقابله با قدرت فزاینده این دو کشور مورد تاکید قرار گرفته بود و شرق آسیا منطقه‌ای بود که در اولویت حضور نظامی و مشارکت‌های آمریکا قرار داشت. اما برغم این چرخش راهبردی، ترامپ اهداف آمریکا در غرب آسیا را گسترش داد و بیشتر از همه بر ایران متمرکز شد. سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران نه تنها در تحقق اهداف اعلام‌ شده‌اش شکست خورده بلکه با ترور سپهبد قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران باعث شده است تا تناقضات سیاست آمریکا به اوج برسد. به دنبال این اقدام بسیاری از دستاوردهای آمریکا در خلیج فارس به مخاطره افتاده است.

  سیاست خارجی روسیه در ارتباط با تنگه هرمز تحت تاثیر متغیرهایی مانند تقابل یا تعامل با آمریکا، همکاری‌ ها و منافع مسکو در ارتباط با کشورهای عربی و نیز مناسبات راهبردی روسیه در ارتباط با تهران قرار دارد. در ارتباط با رویکرد روسیه به کشورهای عربی می توان گفت از طرفی مسکو از سال 2011م با استفاده از راهبرد عدم مداخله مستقیم آمریکا در بحران‌ های منطقه‌ای، جای پایی برای خود در غرب آسیا و حتی در بین متحدین سنتی آمریکا در جهان عرب فراهم کرده است. از طرف دیگر رویکرد اعراب منطقه نیز در چند سال اخیر از رقابت با روسیه فاصله گرفته و به همکاری تمایل پیدا کرده است. پوتین به ویژه از زمان سفر به عربستان سعودی، قطر و امارات متحده در سال ۲۰۰۷م به دنبال همکاری با اعراب خلیج فارس است. در این راستا روسیه در ژوئن 2018م با امارات متحده توافق‌ نامه همکاری استراتژیک امضا کرد. این علاقه به ایجاد پیوندهای رسمی و غیررسمی تا حدی ناشی از آن است که برای نجات اقتصاد لرزان روسیه، مسکو نیازمند سرمایه‌ گذاری این کشورها است.

نکته قابل توجه دیگر در خصوص رفتار روسیه در خلیج فارس، رویکرد موازنه‌ محور مسکو در قبال روابط کشورهای این منطقه با ایران است. بر این اساس رئیس جمهور روسیه نسبت به عواقب اقدام های تنش زایانه و نظامی آمریکا برای منطقه به ویژه پس از هدف قرار گرفتن پهپاد متجاوز آمریکا در آب‌ های داخلی ایران، هشدار داد که اقدام نظامی آمریکا علیه ایران برای منطقه فاجعه بار خواهد بود. سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه نیز به دنبال اعلام خبر انهدام یک فروند پهپاد جاسوسی آمریکا بعد از تجاوز به حریم سرزمینی ایران با اشاره به احتمال افزایش تنش در منطقه، به واشنگتن هشدار داد که به پیامدهای جنگ فکر کنند. وی تاکید کرد: «آمریکا عمدا تنش‌ها در خلیج فارس را تشدید می‌کند و سعی دارد اوضاع این منطقه را تا حد ممکن پیچیده‌ تر کند. ما هیچ تردیدی نداریم که رهبری سیاسی و نظامی آمریکا این اقدامات را متوقف نمی‌کند و هدفش پیچیده کردن حداکثری اوضاع و از همه مهم تر، افزایش فشار بر ایران است». تحولات بعدی منطقه بویژه اقدام تروریستی رژیم امریکا در به شهادت رساندن سپهبد حاج قاسم سلیمانی توسط آمریکا در خاک عراق و متعاقب آن حمله مشروع موشکی ایران به پایگاه نظامی آمریکا در عراق، درستی این پیش بینی را نشان داده است.

 بطور کلی بنظر می رسد سیاست روسیه در ارتباط با امنیت تنگه هرمز منافع محور و مبتنی بر پرهیز از گرایش کامل به یک طرف خاص است.   وزارت خارجه روسیه روز ۲۳ ژوئیه 2019م طرح امنیت گروهی در خلیج فارس را مطرح کرد. این طرح پیشنهاد می‌ کند کنفرانسی بین‌ المللی درباره امنیت و همکاری در خلیج فارس برگزار شود که به تشکیل یک سازمان امنیت و همکاری در منطقه بیانجامد. مسکو همچنین خواستار آن شد که استفاده دائم از نیروهای فرامنطقه‌ ای محدود شود و نیز خطوط قرمزی میان نیروهای نظامی مختلف در منطقه تعریف شود. علیرغم این مسکو به خوبی از ماهیت رویکرد تنش زایانه امریکا در خلیج فارس و تبعات منفی آن بر مسکو آگاه است. به همین دلیل نیروهای دریایی روسیه ، چین و ایران در دسامبر سال 2019 با برگزاری رزمایش مشترکی با نام «کمربند امنیت دریایی» در آبهای ساحلی چابهار، دریای عمان و شمال اقیانوس هند ، پیام روشنی به امریکا دادند. 

انگلیس و فرانسه نیز همانند آمریکا دارای حضور مستقیم در منطقه خلیج فارس و دارای پایگاه در کشورهای عربی اطراف تنگه هرمز می باشند. این کشورها همچنین از خریداران اصلی نفت و گاز کشورهای عربی منطقه هستند. کشورهای اروپایی هر کدام از دریچه منافع و وابستگی خود به امنیت تنگه هرمز می‌نگرند. در میان کشورهای اروپایی، انگلیس و فرانسه قدرت و توان تاثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر دولت‌ های اروپایی در منطقه دارند. فرانسه دارای یک پایگاه نظامی دائمی با عنوان الظفره در ابوظبی است که حدود400 تا 500 پرسنل ارتش، نیروهای دریایی و هوایی فرانسه در  آن مستقر هستند. این پایگاه در فاصله کمتر از ۲۵۰ کیلومتری سواحل جنوبی ایران قرار دارد. فرانسه در سال 2007م برای حمایت و کمک به حراست از مرزهای آبی، هوایی و زمینی عربستان سعودی و امارات متحده قراردادی به ارزش 12 میلیارد دلار را با این 2 کشور امضا کرد. پاریس در سال 2006م برای تقویت مناسبات دوجانبه نظامی خود با کویت نیز توافقنامه‌ای نظامی به امضا رساند که طی آن موظف به تامین امنیت و تجهیزات نظامی برای کویت شد. علاوه بر این، کشورهای عربی منطقه تنگه هرمز نیز از خریداران عمده تسلیحات فرانسوی هستند. 

 انگلیس دارای سابقه طولانی حضور استعماری در منطقه خلیج فارس است. سابقه حضور استعماری انگلیس در تنگه هرمز به اوایل قرن 19 میلادی باز می‌گردد. انگلستان در راه سلطه کامل بر منطقه در سال‌های آخر قرن 19 و اوایل قرن 20میلادی، ضمن حضور نظامی از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» استفاده می‌کرد و با تشدید اختلافات مرزی بین شیخ‌ نشین‌ها، باعث تضعیف هر چه بیشتر آنها می‌شد و اوضاع منطقه را متشنج می‌کرد. انگلستان توانست با استفاده از فرصت فروپاشی امپراطوری عثمانی شیخ‌ نشین‌های قطر، دبی، شارجه، ابوظبی، مسقط و عمان را به زیر سلطه خود درآورد و بحرین را در دوران رژیم شاهنشاهی گذشته از قلمرو ایران جدا کند. امروزه نیز انگلیس مخالف برقراری هرگونه سیستم امنیتی منطقه گرا در خلیج فارس است و همکاریهای امنیتی منطقه ای را خلاف اهداف زیاده خواهانه استعماری خود می داند .   

بهمن ۲۴, ۱۳۹۸ ۰۷:۱۴ Asia/Tehran