نفت شیل و رویای آمریکا/ (3) اهداف آمریکا از بزرگنمایی نفت شیل
در قسمت سوم از مجموعه مقالات «نفش شیل و رویای آمریکایی» به اهداف آمریکا از بزرگنمایی نفت شیل، می پردازیم
نفت، عامل چرخش اقتصاد جهان است و از همین رو، بهای کالای دیگری بــه اندازه بهـای نفـت دارای اثـر فزاینده جهانی نیست. نفت آنچنان در حوزههای سیاسی و اقتصادی معاصر نهادینه شـده اسـت کـه دولتهای صنعتی بزرگ همان طور که زمانی به دقت مراقب گسترش کـمونیسم بـودند، اکنون بازارهـای نفتـی را از نزدیک تحت نظر دارند. در بین اقتصاددانان و سیاستمداران، واهمۀ فزایندهای به وجـود آمـده است مبنی بر اینکـه در اقتصاد وابسته به رشد و متمرکز بر انرژی، نوسان در قـیمت نـفت میتواند در نابودی، شـکوفایی و ثبـات، حتـی از تروریسم یا جنگ مؤثرتر باشد. جوزف نای نظریهپرداز «قدرت نـرم» میگوید: «برخلاف گذشته که قدرت از لولههای تفنـگ بیـرون میآمد، امـروزه بسیاری معتقدند قدرت از بشکههای نـفت ناشی میشود».
امروزه کنترل سه جریان بـرای قدرتهای بزرگ جهان و به ویـژه نظام سرمایهداری غرب به منظور تأمین و حفظ موقعیت برتر سیاسی و اقتصادی، واجـد اهـمیت است. این سه جریان عبارتند از: جریان اطلاعات، جریان سرمایه و جریان انرژی. از این رو آمریکا در کنار تولید نفت شیل جهت کنترل بازار نفت، رسانه های خود را نیز فعال کرده است و سعی می کند از طریق تبلیغات بر بازار جهانی انرژی اثرگذار باشد. دکتر فرزاد مخلص الائمه، پژوهشگر حوزه آینده پژوهی انرژی در ایران، معتقد است: «عملیات روانی، بخشی حیاتی از فعالیتهای گسترده سیاسی، اطلاعاتی، نـظامی و اقـتصادی دولتها بـه شـمار میرود. امنیت انرژی در شرایط جاری کـشورهای صنعتی، معادل امنیت نفت است و بسیاری از آیندهپژوهان، ادامۀ تمدن فعلی جهان را مستلزم استمرار دسـترسی به منابع هیدروکربوری میدانند».
بر این اساس، در ادامه برنامه، رویکرد و محورهای تبلیغاتی رسانههای آمریکایی در زمینه نفت شیل بررسی می شود. رسانههای آمریکایی سه محور تبلیغاتی را برای نفت شیل در نظر گرفتهاند. اولین محور تبلیغاتی آمریکا در رسانه ها، اطمینان بخشی به بازار نفت از طریق عرضه ارزان قیمت است. دومین محور تبلیغاتی آمریکا عدم توجه به مشکلات نفت شیل به ویژه مخاطرات زیست محیطی آن است. سومین محور تبلیغاتی آمریکا بزرگنمایی آمار ذخایر نفت شیل و منابع کشورهای نفتخیز همسو با امریکا می باشد.
همانگونه که گفته شد اطمینان بخشی به بازار نفت از طریق عرضه ارزان قیمت، اولین محور تبلیغاتی رسانه های آمریکا برای اغراق در ظرفیت ها و کارکردهای نفت شیل است. همواره این عوامل غیرساختاری نظیر عوامل سیاسی و روانی است که بازار نفت را تحتالشعاع خود قرار میدهند، امریکا نیز همواره تلاش کرده است از این ابزار استفاده نماید. توسل واشنگتن به اعلام بهرهبرداری از ذخایر راهبردی نفت خود و تلاش برای بزرگنمایی ذخایر نامتعارف نفت و گاز (شیل) در امریکای شمالی نمونه هایی از این دست هستند.
دکتر مسعود درخشان، از اساتید برجسته اقتصاد در ایران، می گوید: « سیاست کشورهای بزرگ واردکننده نفت و گاز و نهادهای مرتبط بـا آنها همچون سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه، آژانس بینالمللی انرژی و ادارة اطلاعات انرژی امریکا همواره این بوده است که بــا ارائه آمـار و اطـلاعاتی که از مبانی قوی و صحت کارشناسی برخوردار نیست، تصویری گمراهکننده از تـوازن عرضه و تقاضای نفت خام و گاز طـبیعی در اُفـق ٢٠٢٠، ٢٠٣٠ و حتی ٢٠٣٥ ترسیم کنند». در واقع رسانه های آمریکا چالش ها و آسیب های متعدد نفت شیل را نشان نمی دهند بلکه سعی می کنند همواره تصویری دلنشین و مثبت از آن ارائه دهند.
دومین محور نظام رسانه ای آمریکا برای اغراق درباره نفت شیل، عدم توجه به مشکلات نفت شیل به ویژه مخاطرات زیست محیطی آن است. آنچه از جستجو و رصد در اخبار رسانههای آمریکایی مشخص میشود، عدم توجه به مشکلات و خسارات نفت شیل برای انسان و محیط زیست در این رسانه ها است. رسانههای آمریکا با ترویج مصرفگرایی، توجهی به معایب بزرگ استخراج نفت شیل ندارند و استقلال امریکا در انرژی را، مهمتر از هر مسئله دیگر در این زمینه میدانند. البته در سال های اخیر، برخی از اندیشکده های آمریکایی نظیر شورای آتلانتیک به تبعات زیست محیطی استخراج نفت شیل پرداختهاند اما این مطالب در رسانه های آمریکایی عمداً بایکوت شده اند.
سومین محور تبلیغاتی امریکا، بزرگنمایی آمار ذخایر نفت شیل و منابع کشورهای نفتخیز همسو بـا امـریکا است. مـطالعات دکتر هوک (Mikael Höök) پژوهشگر سیستمهای انـرژی جهانی در دانشگاه اوپسالای سوئد (Uppsala University) نشان میدهد که جهان تـا سال ٢٠٣٠ به طور متوسط هر سال حدود ٣ تـا ٧ میلیـون بشکه نفت در روز با کـاهش تولید مواجه است. بـا مـقایسۀ آمار مصرف نفت خام، منتشره از سوی آژانس بینالمللی انرژی این کمبود در سال ٢٠٣٠ به ٥٠ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. برای جبران ایـن کمبود سـالانه بـین 1000 تا ٢٥٠٠ میلیون تن زغالسنگ، معادل ١٠ تا ٢٥ درصد تـولید فعلی زغالسنگ در جهـان، یـا بـیش از ٥ برابر تولید کنونی نفت عربستان سعودی نیاز است که تأمین آن به دلایل مختلف ناممکن است.
برای تأمین امنیت انرژی آمریکا بازوی رسانهای امریکا کمک کرده تا اصطلاح ساختگی «انقلاب نفتی شیل» بین کارشناسان و کشورها جا بیفتد. کاهش جهانی قیمت نفت عمدتاً ناشی از جوّ روانی است که این موضوع به کمک رسانه های غربی در بازار ایجاد شده است باید توجه کرد که علت اصلی کاهش جهانی قیمت نفت در شرایط کنونی مازاد عرضه ورود نفت و گاز حاصل از منابع شیل در آمریکا و سایر مناطق به بازارهای جهانی و یا حداقل جوّ روانی است که این موضوع در بازار ایجاد نموده است. البته کاهش هزینههای صنعت شیل، باعث رقابتپذیرتر شدن آن با منابع متعارف نفت و گاز شده است. تعدادی از کارشناسان معتقدند که در صورت معمول شدن استخراج نفت از معادن شیل و پیشرفت فناوری، کاهش هزینهها و افزایش بهرهبرداری، سطح قیمتی شیل به نفت خام نزدیک و نزدیکتر خواهد شد. در نتیجه از سویی قیمت نهایی نفت و گاز شیل کمتر شده و از سویی دیگر تولید و تولیدکنندگان نفت افزایش خواهند یافت. در این صورت تولیدکنندگان فعلی نفت و گاز جهان در فروش محصولات خود دچار چالش خواهند شد. با وجود این، مسیر طولانی برای رسیدن به این نقطه وجود دارد چرا که منابع نفت شیل محدود، هزینه های استخراج آن زیاد و تبعات زیست محیطی آن فراوان می باشد.
عملیات رسانه ای و روانی آمریکا برای بزرگنمایی نفت شیل در حالی است که تولید کنندگان سنتی نفت مانند ایران و روسیه، نقش و جایگاه ویژه ای برای تأثیرگذاری بر بازار انرژی دارند.موقعیت ایران در جغرافیای انرژی جهان، یک موقعیت کمنظیر اسـت. ایـران در مرکز بیضی استراتژیک انرژی (The Strategic Energy Ellipse) قـرار دارد. بـیضی استراتژیک انرژی منطقهای ژئوپلیتیکی شامل سرزمین ایران و کل خلیجفارس در مرکز؛ شیخنشینهای عربی در جنوب؛ عراق، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و بخشهایی از ترکیه در غرب و شمال غربی؛ مجموعۀ دریای خزر و بخشهایی از جنوب روسیه و قسمتهایی از سرزمین قزاقستان در شمال و بخشهایی از ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان در شمال شرق آن تعریف شده اسـت. قُطـر بزرگ این مـنطقه بیضی شکل، امتداد همان محوری است که دریای خزر را به خلیجفارس متصل میسازد و در سرزمین ایران واقع است. نکتۀ حائز توجه آنکه بیش از ٧٠% از ذخایر اثبات شده نفت و گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد و نیاز جهان به این انرژی و سرمایهگذاری در آن، مشهود است. اما رسانه های آمریکایی با کوچک نمایی تاثیرگذاری مرکز بیضی استراتژیک انرژی و به ویژه قدرت نفتی ایران، درصدد هستند که روایتی غیرواقعی از میزان نفت شیل، هزینه های استخراج آن، کارکردهای آن و به ویژه مضرات آن از جمله مضرات زیست محیطی ارائه بدهند.
واقعیت این است که در حال حاضر نمیتوان با تکنولوژیهای موجود گفت تولید منابع نامتعارف مانند نفت شیل باثبات و پایدار است چرا که ویژگی منابعی مانند نفت شیل این است که با حفاریهای زیاد، چاههای نفت خیلی زود از روند تولید خارج میشوند. تولید روزانه از چاههای شیل در سال نخست تولید، ٧٥ درصد افت می کند که این امـر نشاندهنده کوتاهی عمر این چاهها است، در صورتی که منابع متعـارف چنـین افـت شـدیدی در سالهای اولیه را ندارند و لذا مدت بهرهبرداری از آنها طولانیتر است؛ بنابراین منابع نفت متعارف همچنان مهمترین منبع تأمین انرژی جهان خواهند بود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا در گزارش دورنمای انرژی که هفته دوم اکتبر 2019 م منتشر کرد، پیشبینی خود از میزان تولید نفت تا پایان سال ۲۰۲۰ م را برای چهارمین ماه متوالی کاهش داد که نشانه دیگری از ضعیف شدن دوره رشد سریع نفت شیل است. همچنین دکلهای حفاری نفت آمریکا طی ۱۰ ماه اول سال 2019 م هر ماه، کاهش داشته است. رشد بهرهوری نیز ضعیف شده و حفاری در منطقه نفت شیل پرمین باسین (Permian Basin) که بزرگترین منطقه نفت شیل آمریکا است، در مدت ۹ ماه منتهی به اوت 2019 م به میزان ۱۱ درصد کاهش پیدا کرد.
باید توجه کرد که هرچند بیشترین منابع نفت شیل یا «سنگ سوزان» در امریکای شمالی است ولی مقادیر قابل توجهی از آن در نقاط مختلفی از جهان از جمله ایران، چین و حتی پاکستان نیز وجود دارد. در نتیجه اینگونه نیست که تولید آن در انحصار آمریکا باشد یا اینکه بقیه بازیگران انرژی از سازوکار استخراج آن آگاهی نداشته باشند. واقعیت این است که اقتصادی بودن سرمایهگذاری برای نفت شیل نسبت به دیگر صنایع پایین است. تأمین مالی پروژههای پرهزینه نفت شیل برای بقاء آن بسیار ضروری و هزینهبر است و هزینههای زیادی بر شرکتهای امریکا تحمیل میکند.
نفت شیل به صورت موقت و کوتاهمدت توانسته تا حدودی امنیت انرژی امریکا را تأمین کند ولی این روند با تبعات بالای زیستمحیطی و شرایط خاص تولید آن از جمله هزینه های گزاف بهره برداری، قطعاً در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. حتی اگر طبق ادعای رسانه های آمریکایی، تولید نفت آمریکا به 14 میلیون بشکه در روز در سالهای آینده برسد، این کشور همچنان نیازمند واردات بالای نفت خام از جمله از غرب آسیا خواهد بود. زیرا سیستم فعلی پالایشگاهی این کشور برای تصفیه نفت خام سبک تولیدی طراحی شده و نیاز به واردات نفت متعارف برای این پالایشگاهها دارد.