در آخرین مقاله «سودای امریکا در ونزوئلا» به بررسی مواضع بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در قبال بحران ونزوئلا می پردازیم.

جمهوری بولیواری ونزوئلا در قرن بیست و یکم، به خصوص در دوره هوگو چاوز، به خوبی نشان داد که اگر اقتصاد این کشور که وابسته به فروش نفت است از ثبات نسبی برخوردار باشد، می تواند بسیاری از کشورهای منطقه را با خود همراه سازد. برای جلوگیری از این روند، در درجه اول پاشنه آشیل ونزوئلا یعنی نفت از سوی امریکا مورد تحریم قرار گرفت؛ هم زمان رسانه های امریکایی و اروپایی با ایجاد هیاهو ، از یک سو برای تشدید اغتشاشات در این کشور و از سوی دیگر برای جلوگیری از حمایت کشورها  از دولت قانونی «نیکولاس مادورو»، رئیس جمهوری منتخب این کشور فضا سازی کردند . ناآرامی‌های سازماندهی شده در ونزوئلا بازخوردهایی را در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای داشت و عملاً سه طیف موافق، مخالف و بی طرف را در سطح بین‌المللی نسبت به این رویدادها ایجاد نمود .

دسته اول کشورهای مخالف دولت قانونی «نیکولاس مادورو»، رئیس جمهوری منتخب این کشور هستند. ایالات متحده آمریکا به همراه برخی از کشورهای اروپایی علیرغم دادن شعارهای دموکراسی، سردمدار مخالفت با مادورو می باشند. آنها کشورهای دارای مبارزات آزادیبخش و همچنین حکومت‌های چپ گرا را دشمن خود می‌دانند. بر همین اساس، از راههای غیرقانونی چون کودتا، عملیات مداخله جویانه نظامی، تحریم های ضد بشری سعی می­ کنند رهبران چپ­گرا را از عرصه قدرت کنار بگذارد و مهره خود را برجای بگذارد، آمریکا به بهانه­ هایی چون حقوق­ بشر، دموکراسی، قاچاق مواد مخدر، آزادای­های مدنی و …. دولت و ملت ونزوئلا را تحت فشار قرار می ­دهد، این در شرایطی که امروز اغلب نظرسنجی ها در اقصی نقاط جهان نشان می هد که افکارعمومی امریکا را بزرگترین تهدید برای امنیت جهان می دانند.  

با چراغ سبز امریکا، خوان گوایدو رهبر مخالفان با ادعای بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ، خود را رئیس جمهور موقت ونزوئلا معرفی کرد. آمریکا با حمایت از گوایدو درصدد است تا وی را به عنوان مهره خود به قدرت برساند. واشنگتن و طیف مخالفان مادورو در اقدامی مغایر با قواعد حقوق بین الملل، خوان گوایدو را به‌عنوان رئیس‌جمهور به رسمیت می‌شناسند، در سال 2019 در قاره امریکا و در سطح منطقه ای ؛کانادا، برزیل، آرژانتین، شیلی، پرو، پاراگوئه، کلمبیا، اکوادور، کاستاریکا، السالوادور حمایت خود را  از گوایدو علام کرده اند. در سطح فرامنطقه‌ای رژیم صهیونیستی، انگلستان، آلمان، دانمارک، سوئیس، گرجستان و کوزوو گوایدو را به رسمیت شناخته اند. همچنین رئیس شورای اروپا و پارلمان اروپا گوایدو را به رسمیت شناختند. امانوئل ماکرون رئیس‌جمهور فرانسه نیز که بر پایان یافتن تظاهرات جلیقه زردها در داخل کشور خود تاکید می کند، از معترضان در ونزوئلا حمایت نموده است.

این در شرایطی است که سازمان ملل ،جنبش عدم تعهد و طیف گسترده ای از کشورها از دولت قانونی مادورو حمایت می کنند. آنها اعتقاد دارند، آمریکا نسخه ای را برای ونزوئلا تجویز می کند که پیش از این بارها در کشورهای آمریکای جنوبی مانند مکزیک، آرژانتین، برزیل، شیلی و سایر کشورهای منطقه آزموده شده است. اینگونه مداخلات امریکا نتیجه ای غیر از ایجاد دولت های غیرمردمی و وابسته و تشدید فاصله طبقاتی سنگین و فقر عمومی نداشته است. عموما دولتهایی نظامی و ژنرالهای کودتاچی مجری این سیاستها بوده اند. دولتهای مردمی به دلیل نیاز به رای مردم نمی توانند از سیاستهای بازار آزاد مدنظر واشنگتن تبعیت کنند یا نفت این کشور را در اختیار امریکا قرار دهند. در سطح منطقه‌ای، موافقان و حامیان نیکلاس مادورو، مکزیک، کوبا، بولیوی، نیکاراگوئه و السالوادورهستند، که حمایت خود را از دولت قانونی کاراکاس اعلام نمودند.

در سطح فرامنطقه‌ای نیز روسیه، چین، ترکیه، ایران ، عراق، لبنان و سوریه حمایت خود را از مادورو اعلام نمودند. بنظر می رسد یکی از دلایل حمایت روسیه از دولت قانونی مادورو مخالفت دولت وی با همسویی سیاست های نفتی ونزوئلا با سیاست های نفتی امریکاست. با توجه به وابستگی رویکردهای نفتی عربستان سعودی به امریکا، در صورتیکه ونزوئلا نیز راهبردهای خود در حوزه نفت و گاز را با امریکا هماهنگ سازد، تاثیر گذاری هژمونیک امریکا بر بازار جهانی نفت بویژه در شرایطی که وضعیت سیاسی غرب آسیا ملتهب است، افزایش پیدا می کند .  ،  در چنین شرایطی روسیه تلاش می کند که با حمایت از دولت قانونی مادورو، مانع تحقق این هدف امریکا شود . «علی بیگدلی» استاد دانشگاه شهید بهشتی ایران معتقد است: «روسیه ناچار است که به دلیل اتحاد استراتژیکی که میراث عصر شوروی بود، متحدان خود را حفظ کند و ونزوئلا یکی از متحدان استراتژیکی روسیه و شوروی سابق است.» به ادعای اندیشکده شورای آتلانتیک، شرکت نفت و گاز روس موسوم به Rosneft  در دور زدن تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ونزوئلا از طریق صادرات فرآورده‌های نفتی به کاراکاس و همچنین بازاریابی برای نفت این کشور، فعالیت می کند. اندیشکده اسپانیایی موسوم به «ال کانو» نیز در مقاله ای به قلم جمعی از نویسندگان این اندیشکده، در مورد ابعاد "ژئوپلتیکی بحران ونزوئلا"  مطلبی را منتشر کرده است. در این مقاله به فعالیت های آمریکا از منظر ژئوپلتیکی نگاه می شود. ایالات متحده که خود را به طور سنتی به صورت یک ارباب برای منطقه آمریکای لاتین می بیند، تحمل حضور قدرت های دیگر مانند چین و روسیه را در حیاط خلوت خود ندارد، لذا از هر طریقی که بتواند راه را برای پکن و مسکو مسدود می کند تا ونزوئلا را برای خود نگاه دارد. 

در کنار کشورهای مخالف و موافق نیکلاس مادورو رئیس جمهوری منتخب مردم ونزوئلا ، برخی از کشورها  و سازمان های منطقه ای از اتخاذ موضع صریح خوددارید و بنوعی رویکرد بی طرفی را اتخاذ کردند. البته مواضع این گونه کشورها و نهاد‌ها اغلب همراه با حمایت ضمنی از دولت قانونی ونزوئلا و تقبیح نافرمانی مدنی بوده است.همچنین «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل در طول بحران، از تمامی گروه‌ها خواست از تنش‌ها کاسته و تمامی اقدامات لازم برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها در منطقه را به کار ببندند. اتحادیه اروپا نیز در واکنش به تحولات ونزوئلا خواستار روندی فوری برای برگزاری «انتخابات آزاد و معتبر» شد. اتحادیه اروپا به رغم آنکه در ظاهر با بسیاری از تصمیم­ های دونالد ترامپ مخالف است، اما در مورد ونزوئلا آمریکا را همراهی می­ کند، چرا که سیاست های مستقل دولت های چاوز و مادورو مانع از حضور شرکت های نفتی اروپایی در صنعت نفت ونزوئلا و اخذ امتیازات ویژه شده است.

نورالدین اکبری کارشناس سیاسی در ایران می نویسد: در کنار آمریکا، کشورهای اروپایی، رهبران راست‌گرای برزیل و کلمبیا نیز به مخالفت با مادورو پرداختند و از مواضع واشنگتن حمایت کردند. از طرف دیگر، برخی از نهادها و سازمان­های بین­ المللی همچون اتحادیه اروپا و صندوق بین­ المللی پول نیز از مواضع آمریکا علیه مادورو حمایت کردند و در این زمینه نیز اتحادیه اروپا تحریم­ هایی را علیه ونزوئلا اعمال نمود. بر همین اساس نوعی همسویی در رویکرد رسانه های امریکایی و اروپایی علیه ونزوئلا دیده می شود. بویژه از سال 2018 م در رسانه­ های کشورهای اروپایی، به ویژه رسانه ­های اسپانیایی زبان، موضوعات مربوط به ونزوئلا در صدر اخبار قرار گرفته اند. رد پای رسانه­ ای امریکایی - اروپایی را به وضوح می ­توان در ابعاد مختلف بحران ونزوئلا در ماههای گذشته مشاهده کرد. فلاکت بار و قحطی زده نشان دادن وضعیت ونزوئلا، قهرمان سازی از شورشیان، برجسته کردن فرار و نافرمانی معدودی از نظامیان ونزوئلا، حمایت از کودتاچیان و مشروعیت دادن به «خوان گوایدو» از جمله محورهای تبلیغی رسانه های امریکا و اروپا در قبال ونزوئلا می باشد. 

حمایت از «خوان گوایدو» رهبر مخالفان به عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا و دخالت­های آمریکا و کشورهای اروپایی در امور داخلی ونزوئلا تاثیر بسزایی در بحران ونزوئلا و دشوار شدن وضعیت معیشتی و رفاهی مردم داشته است. در سال 2019 آمریکا تلاش زیادی داشت که از طرق مختلف دولت مادورو را ساقط نماید. اعمال تحریم‏ های گسترده و ضد انسانی علیه این کشور، تلاش برای ایجاد شکاف در ارتش ونزوئلا، برنامه ریزی اجرای کودتا در ونزوئلا، حمایت از گروههای اپوزیسیون، حمایت از خوان گوایدو به عنوان رهبر مخالفان مادورو، خرابکاری در برخی از تاسیسات زیربنایی ونزوئلا نظیر تاسیسات برق و نفت از مهمترین اقدامات مداخله جویانه آمریکا برای سرنگونی دولت قانونی مادورو می باشند. 

 در حالیکه امریکایی ها امیدوار بودند که در همان هفته های اول دولت قانونی نیکلاس مادورو را ساقط نمایند، اما به دلیل حمایت های مردمی از مادورو و وفاداری ارتش به دولت قانونی، سال 2019 در حالی به پایان رسید که از دامنه اعتراضات در ونزوئلا کاسته شده است. حتی تهدیدات امریکا مبنی بر مداخله نظامی برای حمایت از گوایدو نتوانست خللی در حمایت مردم از دولت مادورو ایجاد نماید. در قسمت آخر از مجموعه مقالات «سودای آمریکا در ونزوئلا» رسیدیم. در این سری مقالات تلاش کردیم ضمین نگاهی به جایگاه ونزوئلا در امریکای لاتین، به ریشه یابی علل بحران و اهداف امریکا از مداخله جویی در این کشور و تبعات آن یپردازیم. همچنین رویکرد کشورها و نیز ارتباط تحولات سال 2019 بولیوی با بحران ونزوئلا را تشریح کردیم.

دی ۱۷, ۱۳۹۸ ۱۵:۵۵ Asia/Tehran