اندیشکده امریکن کانسروتیو در مقاله ای به قلم اندرو کاکبرن به بررسی قراردادهای کلان تسلیحاتی آمریکا با عربستان سعودی پرداخت

اندیشکده امریکن کانسروتیو در مقاله ای به قلم اندرو کاکبرن نوشت شرکت های آمریکایی که در خصوص قراردادهای تسلیحاتی عربستان سعودی به مقامات این کشور مشاوره می دهند، به هیچ وجه منفعت ریاض را در نظر ندارند. برای مثال سامانه دفاع موشکی تاد، سامانه ای بسیار پرهزینه است. ظاهرا این سامانه به عنوان دفاعی در برابر موشک های بالستیک ایران، به عربستان سعودی فروخته شده است، اما برای این منظور کاملا بی استفاده است. شرکت هایی که به رژیم عربستان سعودی در خصوص قراردادهای تسلیحاتی مشاوره می دهند، مبالغ عمده ای را از رهگذر این قرارداد ها به دست می آورند و تمایل چندانی ندارند جزئیات مربوط به عملکرد ناموفق سامانه های تسلیحاتی آنها، منتشر شود. بالاخره تسلیحاتی وجود دارد که عده ای آنها را می فروشند و عده ای آنها را خریداری می کنند، و مهمترین نکته نیز همین است.

در این مقاله آمده است این گزاره قدیمی که "دولت آمریکا برای خرید تسلیحات در داخل و فروش تسلیحات در خارج به وجود آمده است" هرگز به اندازه امروز، مصداق نداشته است. بودجه دفاعی ما اکنون به شکلی بی سابقه در حال افزایش است، و قراردادهای تسلیحاتی خارجی آمریکا نیز ارقام بی سابقه ای را به ثبت رسانده است.

در واقع، صنعت فروش تسلیحات آنچنان ماهیت چند جانبه ای پیدا کرده است که در حالی که برخی شرکت های آمریکایی در حال فروش تسلیحات هستند، دیگر شرکت های آمریکایی بابت نمایندگی به نیابت از خریداران، پول به جیب می زنند. یک تیم از کارشناسان شرکت های لاکهید مارتین و ریتئان که اخیرا به ریاض اعزام شده بود تا درباره نکات قرارداد 15 میلیاردی در خصوص فروش هفت واحد آتش بار موشکی سامانه تاد (سامانه دفاع منطقه ای در ارتفاع بالا) مذاکره کند، مشاهده کرد که آن سوی میز مذاکره، سعودی ها حضور ندارند، بلکه گروهی از مدیران اجرایی شرکت «گروه مشاوره بوستون»‌ در آن سوی میز حاضر هستند. این سامانه موشکی به صورت مشترک توسط این دو شرکت تولید می شود. این شرکت مشاوره عظیم، که درآمد سالانه جهانی آن به رقم هفت میلیارد و 500 میلیون دلار بالغ می شود، تنها یکی از شرکت هایی است که در خدمت محمد بن سلمان "اره استخوان بر" و سلطه شرارت آمیز او بر قدرت در عربستان است.

«گروه مشاوره بوستون» منابع درآمد سرشار و مختلفی دارد، که از جمله آنها می توان به قرارداد ایجاد تغییرات کلی در خرید تسلیحات وزارت جنگ آمریکا اشاره کرد؛ وظیفه ای که با توجه به تسلیحات سفارش داده شده توسط محمد بن سلمان که ارزش آنها به میلیاردها دلار می رسد، وظیفه ای چالش برانگیز است.

از دیدگاه دلالان تسلیحاتی که در عربستان سعودی مشغول به فعالیت هستند، مشهود ترین اقدامی که تا به امروز صورت گرفته است، سلطه بر خریدهای تسلیحاتی عربستان سعودی، و همه شاخه های نیروهای مسلح است که همگی در دست شخص محمد بن سلمان قرار دارد.

تا پیش از این، سلطه بر این حوزه ها میان جناح های مختلف خاندان حاکم بر عربستان تقسیم شده بود، و بدین ترتیب اجازه می داد هر یک از آنها از مزایای مالی سنتی ناشی از چنین قراردادهایی بهره مند شوند. اما محمد بن سلمان، به معنای واقعی کلمه، قطع دسترسی واسطه های رقیب و بالقوه را در دستور کار قرار داده است و این اقدام را از طریق متمرکز کردن کسب و کار دفاعی عربستان سعودی تحت چتر «اداره عمومی صنایع نظامی» انجام داده است. وی همچنین مدیریت این اداره را در اختیار بستگان نزدیک و قابل اعتماد خود، و همچنین افرادی مورد اعتمادی مانند مطلق بن حمد قرار داده است. وی فارغ التحصیل دانشگاه پرینستون و مهندس هسته ای است که مسئولیت توسعه برنامه هسته ای عربستان سعودی را به عهده دارد.

«گروه بوستون» به واسطه مشاوره دادن به دولت های خارجی در خصوص خرید تسلیحات، و ارتقا و ترویج مجتمع های نظامی- صنعتی، بازار پرسودی را برای خود ایجاد کرده است. آن گونه که مدیران اجرایی «گروه بوستون» در اسناد راهبرد 2018 خود اعلام کردند: "بر خلاف شیوه انجام کسب و کارها در گذشته، امروز خریداران از پیمانکاران دفاعی می خواهند تا در زیرساخت های کشور آنها سرمایه گذاری کنند، به توسعه توانمندی های دفاعی داخلی آنها کمک و اقتصاد آنها را گوناگون کنند."

این قرارداد ها که موسوم به "جبران کننده" هستند، از مدتها پیش یکی از ویژگی های قراردادهای عمده صادرات تسلیحات شمرده می شدند که در آن، صادر کنندگان متعهد می شوند قراردادهای فرعی را با موضوع سامانه های تسلیحاتی در کشورهای خریدار تقبل کنند، یا به نوعی، از طریق انتقال کسب و کارها یا فناوری ها به کشور خریدار، در صدد جبران این قراردادها بر آیند.

البته، اگر دفتر «گروه مشاوره بوستون» که در ریاض مستقر است، حقیقتا منفعت عربستان سعودی را پیگیری می کرد، قرارداد فروش سامانه تاد را کنار می گذاشت. سامانه تاد به داشتن هزینه بسیار گزاف (بیش از یک میلیارد دلار در ازای هر واحد آتش بار متشکل از شش پرتاب کننده) معروف است. این سامانه همچنین برای سعودی ها کاملا بی استفاده است. ظاهرا سامانه تاد به عنوان دفاعی در برابر موشک های بالستیک، که همانند موشک های اسکاد اتحاد جماهیر شوروی است، و دیگر نسخه های ارتقا یافته آن، به عربستان سعودی فروخته شده است.

همانطور که نام سامانه تاد نشان می دهد، هدف آن رهگیری موشک های بالستیک کوتاه برد یا میان بردی است که ارتفاع قوس شلیک آنها حداکثر 25 تا 90 مایل در اتمسفر، و فاصله شلیک آنها کمتر از 125 مایل است. بنابراین رادار سامانه تاد باید بتواند کلاهک واقعی موشک را از قطعات جدا شدن از آن، یا موشک های فریبنده ای که عمدا همزمان با آن شلیک می شوند، تشخیص دهد. این رادار باید سپس مسیر پرواز موشک را تشخیص دهد و مسیر آینده کلاهک آن را پیش بینی کند، و قطعات همراه موشک را با کلاهک آن اشتباه نگیرد. با توجه به پیش بینی های صورت گرفته توسط رادار، موشک رهگیر تاد پس از شلیک باید سریعا به سرعت هشت ماخ برسد، و با دقت بسیار زیاد، و همانند یک گلوله، مستقیما کلاهک موشک را هدف قرار دهد. اگر این برخورد به شکلی غیر از این صورت بگیرد، بی فایده خواهد بود.

پس از مجموعه ای از شکست های اولیه و افتضاح آمیز، وزارت جنگ آمریکا اکنون اعلام کرده است از مجموع 15 شلیک موشک های تاد، هر 15 مورد موفقیت آمیز بوده است. لازم به گفتن نیست که هیچ یک از این آزمایش ها علیه موشک های بالستیکی صورت نگرفت که تقویت کننده موشک یا اجزای جدا شده از موشک، یا موشک های فریبنده، آن را همراهی کنند.

همین دلیل به تنهایی کافی است تا سعودی ها این قرارداد را کنار بگذارند. اما اگر این سامانه موشکی همانند تبلیغات صورت گرفته بتواند کارآمد باشد، به هیچ وجه برای دفاع در برابر حملاتی که حوثی ها در تاریخ چهاردهم سپتامبر علیه بقیق و خریص انجام دادند مفید نیست. پهپادها و موشک های کروز که در این حمله مورد استفاده قرار گرفت، به وضوح در ارتفاع پایین حرکت کرد. این درحالی است که سامانه تاد به منظور مقابله با اهدافی ساخته شده است که در ارتفاع بالا قرار دارند. واحدهای آتش بار موشک های پاتریوت و هاک، که در عربستان مستقر شده اند، به هیچ وجه عملکرد بهتری در مقابله با تهدیدهای ارتفاع کم ندارند؛ تهدیدهایی که بالاجبار، اختلالات امواج زمینی رادار باعث پنهان شدن آنها می شود.

حتی اگر حمله کنندگان، مایل بودند از موشک های بالستیک با مسیر شلیک ارتفاع بالا استفاده کنند، سامانه تاد چندان مفید فایده نمی بود، زیرا جستجوگر های فرو سرخ (مادون قرمز) آن، نمی تواند میان کلاهک های واقعی و فریبنده، تفاوتی قایل شود. همچنین سامانه های روسی اس – 400 که در پی این حملات، پوتین آنها را پیشنهاد داد، به دلایل بسیار مشابه نمی توانند عملکرد بهتری داشته باشند.

این واقعیت ها بازتاب بسیار اندکی در اظهار نظرهای مطرح شده در خصوص این حملات داشته است. همچنین توجه بسیار اندکی به شواهدی شده است که به آسانی می توان آنها را دید. برای مثال، تصاویر منتشر شده از آسیب های وارده به بقیق به خوبی نشان می دهد شماری از مخازن ذخیره گاز مایع طبیعی در این منطقه، در بخش غربی سوراخ شده اند. «پیر اسپری» تحلیلگر پیشین پنتاگون در این باره گفت این تصاویر به وضوح نشان می دهد بر خلاف ادعاهای مطرح شده در بسیاری از گزارش های رسانه ای، این حملات از ناحیه غرب صورت گرفته است، و نه از شمال. دقت منسجمی که در نقاط اصابت مشاهده می شود، نشان می دهد عامل هدایتگر نهایی، سامانه موقعیت یاب جهانی (جی پی اس) نبوده است، بلکه پهپادهای کنترل شده توسط عامل انسانی بوده است که به صورت دستی و غیر خودکار، پهپادهای کم سرعت را از طریق تصاویر ویدیویی، به سمت هدف هدایت کردند.

ما به جای مشاهده چنین تحلیل های منطقی و شفافی، شاهد گزارش های عربستان سعودی در خصوص "شواهدی" بوده ایم که بر اساس آن به صورت بی پایه ادعا می شود این حملات مستقیما از ایران صورت گرفته است.

شرکت «گروه بوستون» و دیگر شرکت هایی که به رژیم عربستان سعودی مشاوره می دهند، به واسطه مبالغ عمده پولی که از رهگذر قراردادهای تسلیحاتی با عربستان به دست می آورند، انگیزه پیدا می کنند و به همین دلیل، نباید تمایل چندانی به جلب نظر به این گونه جزئیات ملال آور داشته باشند. بالاخره تسلیحاتی وجود دارد که فروخته و خریده می شود، و مهمترین نکته نیز همین است. این شرایط یادآوری کننده همان مثل قدیمی است که "دولت آمریکا برای خرید تسلیحات در داخل و فروش تسلیحات در خارج به وجود آمده است"؛ مثلی که باید با نگاهی دقیق تر و از زاویه ای دیگر به آن نگریست.

 

مهر ۰۹, ۱۳۹۸ ۱۶:۰۶ Asia/Tehran