معاملات تسلیحاتی: سوداگری غرب و جنگ طلبی وهابیت (4) تبعات معاملات تسلیحاتی برای منطقه و جهان
در قسمت چهارم مجموعه مقالات «معاملات تسلیحاتی: سوداگری غرب و جنگ طلبی وهابیت» به موضوع تبعات معاملات تسلیحاتی برای منطقه و جهان می پردازیم
معاملات تسلیحاتی اعراب با آمریکا و کشورهای غربی معادلهای یک طرفه است. معامله ای که سود سرشاری را نصیب طرف غربی میکند. اما این معاملات برای کشورهای عربی تبعات مختلف داخلی و خارجی را به همراه دارد. مهمترین تبعات داخلی این موضوع، به غارت رفتن ثروتهای مسلمانان،گسترش افراط گرایی، تقویت گروهای تروریستی وهابی - تکفیری و امنیتی شدن فضای داخلی کشورهای خریدار سلاح است. تبعات خارجی این موضوع نیز به راه افتادن جنگهای نیابتی در منطقه، تشدید وابستگی سیاسی و امنیتی کشورهای مرتجع عربی به امریکا و غرب و نیز پیچیده تر شدن معادلات امنیتی منطقه است. حوزه خلیج فارس و کشورهای نفت خیز آن نظیر ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و امارات حدود 58 درصد منابع نفت دنیا را در اختیار دارند. در بین کشورهای عربی تنها عربستان سعودی با بیش از 266 میلیارد بشکه، بیش از 22 درصد ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد.
ریاض به همراه سایر کشورهای مرتجع عربی در منطقه خلیج فارس، با واردات گسترده تسلیحات غربی، در واقع درآمدهای حاصل از فروش نفت، گاز و مواد خام که مهمترین ثروتهای مادی خدادادی این منطقه هستند را در اختیار کشورهای فروشنده سلاح قرار میدهند. سلاحهای خریداری شده نیز در مسیر منافع امریکا و متحدان غربی اش استفاده میشوند. ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه اسبق عراق در سخنانی در نشست فوقالعاده سران سازمان همکاری اسلامی Organization of Islamic Cooperation که با هدف حمایت از ملت فلسطین در شهر استانبول در سال 2018 برگزار شد،با انتقاد از معاملات تسلیحاتی گفت: «دولت آمریکا اقدامات منفی متعددیعلیه کشورهای منطقه انجام میدهد، از جمله این اقدامات غارت ثروت ملتهای منطقه، زیر پا گذاشتن کرامت آنها و عدم پایبندی واشنگتن به توافقنامههای بینالمللی است. این اقدامات مایه نگرانی واقعی و عامل شعلهور کردن جنگ و در معرض تهدید قرار دادن صلح و امنیت بینالمللی است»
خریدهای گسترده تسلیحاتی و حمایت کشورهایی مانند کویت، امارات متحده و بحرین از تهاجم عربستان سعودی به یمن و نیز همراهی آنها با ایالات متحده در بحرانهای غرب آسیا ، موجب تقویت گروههای افراطی و تروریستی شده است. یکی از مهمترین تبعات خریدهای تسلیحاتی کشورهای عربی، جنگهای نیابتی در منطقه است. از جمله این جنگها، جنگ یمن و بحران سوریه است. استراتژی جنگ نیابتی به ویژه از سال 2008 در سیاست خارجی آمریکا مطرح شد.بعد از تحولات بیداری اسلامی در سال 2011 م، واشنگتن با شدت بیشتری به مقابله با جنبش های مردمی در برابر دولتهای دیکتاتور پرداخت. از این مقطع ، واگذاری نقش نیابتی به عربستان سعودی نیز تشدید یافت. در واقع ریاض علاوه بر تأمین منابع انرژی غرب، در سطح گسترده ای در مقایسه با گذشته، و به نیابت از آمریکا وظیفه مقابله با محور مقاومت را بر عهده گرفت. به عبارت دیگر، عربستان سعودی مانند گذشته با اجتناب از نقش هژمون، نقش همکار هژمون را در مقابله با محور مقاومت ایفا نمود.
یکی از مهمترین جنگهای نیابتی در منطقه، جنگ یمن است که موجب افزایش معاملات تسلیحاتی امریکا و کشورهای غربی با عربستان و متحدان مرتجع اش شده است. عربستان سعودی به ویژه پس از جابجایی قدرت و روی کارآمدن ملک سلمان و تیم جدید رهبری در این کشور، از 15 مارس سال 2015 مداخله نظامی وحشیانه ای در یمن را با عنوان طوفان قاطعیت Operation Decisive Storm آغاز کرده است. جنگی نابرابر که تاکنون ادامه دارد و سودسرشاری را نصیب کمپانی های غربی سازنده تسلیحات کرده است . مهمترین سلاحهای مورد استفاده ریاض و امارات متحده در این تهاجم، جنگندههای اف 15، بالگردهای آپاچی ، موشکهای تاو سنگرشکن و بمب های خوشه ای هستند. هر چند آمار دقیقی از تلفات این جنگ وجود ندارد، اما بین مارس 2015 تا جولای 2018، آمارها از کشته شدن 6500 غیر نظامی یمنی با سلاح های غربی و اسرائیلی حکایت دارد که از این تعداد بیش از 1600 نفر را کودکان تشکیل میدهند. در حالی که عربستان سعودی برای پیروزی در جنگ نیابتی یمن قراردادهای کلان تسلیحاتی با آمریکا امضاء کرده است، محمد بن سلمان ولیعهد این کشور در مصاحبه با نشریه تایمز در آوریل 2018 در پاسخ به سوالی در رابطه نقش آمریکا به ویژه در دوره ترامپ در حمله به یمن، گفت: «ما تقاضای حمایت چندانی از آمریکا در جنگ یمن نکردیم. ما در چارچوب ائتلافی که تشکیل دادهایم، در حال انجام این عملیات هستیم. آمریکاییها تماشا میکنند که چه اتفاقی میافتد» سخنان بن سلمان وزیر جنگ سعودی بنوعی موید عدم تمایل امریکا برای پایان واقعی جنگ در یمن است چرا که دولت ترامپ با نگاه به عربستان سعودی به عنوان «گاو شیرده»، تمایل دارد با تداوم جنگ یمن و طولانی شدن آن، هر چه بیشتر ثروت های نفتی مردم عربستان به جیب کمپانی های اسلحه سازی غربی سرازیر شود.
در بحران سوریه نیز کشورهای مرتجع عربی با محوریت عربستان سعودی حامی اصلی تسلیحاتی گروههای تروریستی بودند. در طول این بحران، سلاح های خریداری شده از امریکا، انگلیس ، فرانسه ،آلمان و رژیم صهیونیستی توسط عربستان سعودی و امارات به گروه های تروریستی از جمله داعش و جبهه النصره منتقل شده اند که ارزش آنها میلیاردها دلار تخمین زده می شود. در واقع غرب و حکام مرتجع عربی با ادعاهای دروغین و ایجاد ایران هراسی و شیعه هراسی، معادله ای با عنوان «معادله نفت در برابر امنیت» ایجاد کرده اند که طی آن باصطلاح غرب با فروش سلاح به امنیت و تداوم حکومت حکام عربی کمک می کند و در مقابل آن ، نفت و درآمدهای نفتی عربستان سعودی و متحدانش به جیب دولت های غربی سرازیر می شود. این در شرایطی است که تهدید واقعی علیه عربستان سعودی و سایر کشورهای مرتجع عربی، نداشتن پایگاه مردمی است و سلاح های غربی نمی توانند در دراز مدت، آنها را از این تهدید محافظت کنند.
معادله امنیت در برابر نفت و به عبارت روشن تر «ایده تجاری سازی امنیت» در دوره دونالد ترامپ ابعاد بیشتری به خود گرفته است . بطوریکه با تشدید وابستگی حکام مرتجع عربی به کاخ سفید ، ترامپ معتقد است که متحدین آمریکا باید سهم بیشتری از هزینهها و مخارج تأمین امنیت خود را بپردازند. در همین راستا بود که ترامپ اصطلاح «گاو شیرده» را در دوران تبلیغات انتخاباتی برای عربستان سعودی به کار برد. وی همچنین در سخنرانی خود در یک نشست انتخاباتی در ایالت میسیسیپی گفت: «ما از عربستان سعودی حفاظت میکنیم. شاید تصور کنید چون آنها ثروتمند هستند؛ ولی من میگویم من عاشق پادشاه هستم و به پادشاه عربستان سعودی گفتم که ما از شما حفاظت میکنیم چون شما بدون حمایت آمریکا، احتمالا دو هفته بیشتر دوام نمیآورید، پس باید هزینه نظامی خود را افزایش دهید».
مضاوی الرشید Madawi al-Rasheed استاد مرکز مطالعات غرب آسیا در کالج اقتصاد لندن در خصوص معادله تامین امنیت اعراب توسط آمریکا می گوید: «از آنجایی که ترامپ از شکنندگی حکومت سعودی آگاه است، پیوسته آسیب پذیری ریاض را به رهبران این کشور گوشزد میکند تا آنها را همیشه در حالت اضطراب و ترس نگه دارد. او میخواهد با این روش، سعودیها را وادار کند تا همیشه در مسیر راضی کردن آمریکا و اجرای خواستههای او قدم بردارند». در هر حال خریدهای تسلیحاتی کشورهای مرتجع عربی و تبدیل آنها به انبار سلاحهای غربی، باعث پیچیدگی معادلات امنیتی منطقه می گردد. در واقع نبود پایگاه مردمی در حکومت های کشورهای مرتجع عربی و تعمد آنها در استمرار رویکرد ساختگی ایران هراسی، باعث تداوم معاملات تسلیحاتی این کشورها با امریکا و غرب شده است که هیچ نفعی برای مردم منطقه ندارد.