نقش "بی پی"در آلوده سازی نفتی خزر (1) / نفت سیاه بجای خاویار
-
تصویری که آژانس فضایی اروپا در 29 مه 1996 از آلودگی نفتی خزر در نزدیکی بندر باکو منتشر کرد
مجموعه مقالات «نقش "بی پی"در آلوده سازی نفتی خزر»، به تعداد 8 قمست از پزوهش «نقش بی.پی و سایر شرکت های غربی در آلودگی نفتی دریای خزر» استخراج و تنظیم شده است.
در دوره قبل از گسترش فعالیت های نفتی در خزر در دهه 1990، تاکید می شد که به علت سرازیر شدن 130 رودخانه به دریای خزر، آلوده بودن آب این رودخانه ها، مهمترین منبع آلودگی خزر است. اما، امروزه تقریبا تردیدی باقی نمانده است که فعالیت های نفتی در خزر، در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین منابع آلودگی این دریا هستند. سهم آلودگی های نفتی نسبت به سایر آلودگی ها در خزر سال به سال در حال افزایش است. البته، هنوز هم به دلیل ورود حجم زیادی از آب های آلوده از طریق رود های ولگا و کورا از روسیه و جمهوری آذربایجان به دریای خزر، این دو کشور بزرگترین آلوده کننده دریای خزر به علت وارد کردن فاضلاب های صنعتی و خانگی هستند. اما، در آلوده سازی نفتی خزر، به علت اینکه شرکت بی پی انگلیس در جمهوری آذربایجان بیشترین برداشت نفت از خزر و بیشترین بی توجهی به استاندارهای زیست محیطی را دارد، این شرکت بزرگترین آلوده ساز نفتی خزر است.
درباره تشدید آلودگی های نفتی در دریای خزر، عبدالرضا کرباسی، عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران می گوید: «در حال حاضر بزرگترین معضل دریای خزر، آلودگی نفتی است، بهطوری که سالانه یک میلیون تن نفت وارد این دریا میشود و این میزان تقریبا معادل کل آلودگی نفتی خلیج فارس است. بخش عمده این آلودگی توسط جمهوری آذربایجان و بخش کوچکی از آن نیز ازطریق چاههای اکتشافی ایجاد میشود.» آلودگی های نفتی خزر حیات جانداران در این دریا را با مخاطره جدی مواجه کرده است و زیان های هنگفتی را به کشورهای ساحلی خزر وارد می کند. آلودگی نفتی آب خزر به قدری بر میزان تولیدمثل ماهیان ارزشمند خاویاری نیز تاثیر گذاشته است که کشورهای ساحلی خزر از سال 2010 ممنوعیت طولانی مدت صید ماهیان خاویاری را در دستور کار خود قرار دادند.
برغم امضای کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای خزردر سال 2003 و نیز تاکیدات فراوان در نشست ها و اسناد مختلف امضاء شده میان کشورهای ساحلی خزر ، توجه اندکی به اجرای دقیق توافقات حاصل شده در زمینه محیط زیست می شود . شرکت های نفتی فعال در خزر و در رأس آنها، شرکت بی پی کمترین توجه را به برتر بودن اهمیت ذخایر آبی و محیط زیستی دریای خزر بر امتیازات و ذخایر نفتی این دریا داشته اند. به نحوی که طی دهه های گذشته، آنچه بیشترین توجهات را به سمت دریای خزر جلب کرده است، افزایش برداشت نفت از این دریا و در نتیجه افزایش آلودگی های نفتی و در مقابل آن، کاهش شدید ذخایر ارزشمندی همچون ماهیان خاویاری و جمعیت فک های خزری بوده است. اگر در قرون گذشته ، خزر بخاطر فراوانی ماهیان خاویاری اش شناخته می شد، اکنون نام خزر بخاطر کاهش ذخایر ماهیان خاویاری و افزایش اکتشافات و استخراج نفت بر سر زبان هاست.
حدود هشت سال پیش از این، رضا پورغلام، رئیس «پژوهشکده اکولوژی دریای خزر» ایران در 10 آوریل 2011 میلادی / بیستم اردیبهشت 1390 در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: «سالانه 122 هزار و 350 تن آلودگی نفتی به دریای خزر وارد می شود. از آن جمله، سالانه به طور نمونه 304 تن کادمیوم و34 سرب تن وارد دریای خزر میشود. شانزده مورد از مشتقات مواد نفتی سرطان زا هستند. ساحل باکو پر از آلودگی نفتی است که از طریق نفتکشها، مبادی و وردی و خروجی نفت، چاههای اکتشاف و استخراج که از فن آوری پیشرفته استفاده نمی کنند، آلودگی را به دریای خزر تحمیل میکنند. 95 درصد آلودگی دریای خزر را کشورهای شمالی و شمال غربی شامل روسیه ، قزاقستان و جمهوری آذربایجان ایجاد می کنند. سهم ایران نیز در این بخش 5 درصد است». میزان این آمار پس از گذشت هشت سال ، بدلیل بی توجهی شرکت های نفتی غربی به استانداردهای زیست محیطی در روند استخراج نفت، افزایش یافته و به سطح هشدار و نگران کننده رسیده است .
در حالی که ایران کمترین سهم را در آلوده کردن دریای خزر دارد، اما بزرگترین قربانی و زیان کننده از آلودگی محسوب می شود. زیرا، جریان آب در خزر در مسیر شمال غربی به جنوب شرقی و در مجموع در مسیر عکس عقربه های ساعت جریان دارد. همین مساله موجب می شود آلودگی هایی که در مناطق شمالی و غربی یعنی از طریق روسیه و جمهوری آذرایجان وارد خزر می شوند به سمت جنوب و به خصوص جنوب شرق که در مجاورت سواحل ایران است، جریان یابند. در نظر کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی ایران درباره تصویب «پروتکل آمادگی، واکنش و همکاری منطقهای در مبارزه با سوانح آلودگی نفتی الحاقی به کنوانسیون چهارچوب حفاظت از محیط زیست دریای خزر» آمده است: «حدود دو دهه است که همواره گزارش هایی در خصوص نگران کننده بودن وضعیت محیط زیست دریای خزر از جمله به دلیل فعالیت های نفتی کشورهای حوزه این دریا، علی الخصوص پس مانده های پالایشگاه باکو، توسط کارشناسان مربوطه منتشر می گردد، تا حدی که برنامه محیط زیست ملل متحد نیز وارد موضوع گردید و تلاش های بسیاری برای متقاعد نمودن کشورهای عضو به همکاری در زمینه حفظ محیط زیست دریایی دریای خزر نمود. تلاش ها برای ایجاد زمینه همکاری در این خصوص، بیشتر از جانب دولت جمهوری اسلامی ایران پیگیری می گردید. اما، امضای هرگونه توافقی با سایر دولت ها که در ایجاد آلودگی سهم بیشتری دارند، به دلایل مختلف از جمله مساله اولویت تعیین نظام حقوقی دریا تا سال 2003 و تصویب کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر به تعویق افتاده بود.»
در دوره شوروی، فعالیت های نفتی در خزر عمدتا محدود به استخراج نفت در باکو بود و گسترش چندانی نداشت. اما، پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان و قزاقستان و ترکمنستان دریای خزر به مرکز توجه شرکت های نفت و گاز غربی و به خصوص «بی.پی» ، شورون و شل تبدیل شد. علیرغم بی توجهی شرکت بی پی به استانداردهای زیست محیطی در خزر و فاجعه زیست محیطی که این شرکت در سال 2010 در خلیج مکزیک ایجاد کرد ، در 14 سپتامبر 2017، توافقنامه جدیدی برای تمدید قرارداد نفتی جمهوری آذربایجان با بی.پی و شرکایش در باکو به امضاء رسید . بر اساس این قرارداد حضور شرکت بی.پی در خزر را تا سال 2050 تمدید شد. الهام علی اف در مراسمی که در هشتم نوامبر 2017 در «مرکز حیدرعلی اف» باکو به مناسبت استخراج دو میلیارد تن نفت از ذخایر نفتی دریای خزر برگزار شده بود، گفت: «تقریبا ۷۰۰ میلیون تن از دو میلیارد تن نفت استخراج شده از خزر، در دوره استقلال (پس از فروپاشی شوروی) برداشت شده است و ۴۶۰ میلیون تن آن نیز توسط کنسرسیوم (کنسرسیوم تحت رهبری شرکت بی پی) تولید شده است».
طبیعی است که شرکت بی.پی و شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان، سوکار به علت اینکه بیشترین سهم را در فعالیت های نفتی در خزر و عدم رعایت استانداردهای زیست محیطی دارند، بیشترین سهم را نیز در ریختن آلودگی های نفتی به این دریا دارند. اما، شرکت بی.پی علیرغم نقض قاعده عرفی «منع استفاده خسارت بار از محیط زیست»، این شعار را سر داده است: «هدف ما به همراه شرکایمان، مدیریت تمامی تاثیرات زیست محیطی و اجتماعی طرح ها و عملیات مان در جمهوری آذربایجان است. مجوز سیستم مدیریت محیط زیست ما از سال 2000 به بعد با استاندارد «ایزو 14001» به ثبت رسمی رسیده است». درسایت اینترنتی شرکت " بی پی آذربایجان" اطلاعات گمراه کننده ای درباره نقش بی پی در حفاظت از محیط زیست دریای خزر بطور گسترده بارگذاری شده است و این تصور را ایجاد می کند که گویا بی پی بیش از آنکه به استخراج و انتقال نفت از خزر اهمیت دهد، به طرح های حفاظت از محیط زیست و پاکسازی خزر می پردازد! به همین علت است که بسیاری از ناظران به کنایه می گویند شاید سیاهی نفت موجب تیره شدن فضا و نامشخص شدن واقعیات مربوط به منابع آلوده کننده خزر می شود و نهایتا همین سیاهی و تیرگی ها، آینده محیط زیست خزر را نیز به تیرگی می کشاند.
مجموعه اقدامات جمهوری آذربایجان، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران درباره خزر نشان می دهد که اولویت هر یک از این کشورها در خزر متفاوت است. در حالی که جمهوری آذربایجان، خزر را همچون یک چاه نفت تلقی می کند و در اولویت بعدی این پهنه آبی را به مثابه مسیر عبور کشتی های باری و نفتکش ها تلقی می کند، روسیه نیز در کنار رویکرد اقتصادی، این دریاچه را عمدتا حوزه ای برای رفتارهای امنیتی خود تلقی می کند. قزاقستان نیز همانند جمهوری آذربایجان دریاچه خزر را منبعی برای کسب درآمدهای نفتی و مسیر حمل و نقل تلقی می کند . ترکمنستان نیز خزر را کمابیش منبعی برای درآمدهای نفت و گاز و نیز مسیری برای اتصال کشورهای آسیای مرکزی به قفقاز تلقی می کند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به خزر به عنوان منبع حیات نگاه می کند و حفظ آبزیان و محیط زیست خزر را اولویت نخست خود در خزر می داند کما اینکه به گزارش سازمان ملل ، بیشترین تلاش برای حفظ ماهیان خاویاری در خزر از سوی ایران انجام گردیده است.