• ژئوپولیتیک منحصر به فرد ایران در ایجاد ارتباط بین آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و اروپا

در بخش پنجم و پایانی مقاله، جایگاه و نقش منحصر به فرد ایران در طرح راه ابریشم چین و سایر کریدورهای ترانزیتی در منطقه بررسی شده است.

ایران برای قرون متمادی بخش بسیار مهمی از راه تاریخی موسوم به راه ابریشم بوده است. چین و ایران روابط تاریخی و ریشه‌ داری با یکدیگر دارند. علاوه بر این، سیاست موازنه قوا در نظام بین‌الملل با عبارت «رقابت شرق و غرب» از یک‌سو و «نفوذ ژئواستراتژیک به مناطق دور از دسترس زمینی» یعنی خلیج فارس از سوی‌ دیگر، ایران را یکی از کانون های مورد توجه چین تبدیل کرده است. در میان کشورهای واقع‌ شده در مسیر راه ابریشم جدید چین، ایران یکی از کشورهایی است که بوساطه مزیت ژئوپلیتیکی، توانایی ایفای نقش مثبت و سازنده ای در توسعه ارتباطات و مناسبات میان کشورهای آسیایی دارد. هرچند با زوال نسبی جادۀ ابریشم قدیم بسیاری از کشورهای مستقر در مسیر این راه به حاشیه رانده شدند، اما ایران همچنان نقش مهم ژئوپلیتیک خود را ایفا کرده است. می توان گفت ایران محور مرکزی در کمربند اقتصادی جاده ابریشم چین است.

ایران با توجه به مزیت‌هایی مانند داشتن کوتاه‌ ترین مسیر به‌ سوی اروپا، می‌تواند نقش مهمی در ترانزیت کالا پس از احیا و تکمیل جاده ابریشم، ایفا کند. فروپاشی شوروی و به‌ تبع آن، استقلال کشورهای آسیای مرکزی، جایگاه ایران را در احیای راه ابریشم پررنگ کرده است. اهمیت چنین جایگاهی به محصور بودن منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در خشکی و مطرح شدن ایران به‌عنوان تنها گزینه موجود برای دسترسی به خلیج فارس و آب‌های آزاد برای کشورهای این منطقه مربوط می‌شود. موقعیت جغرافیایی ایران، اهمیت ویژه ­ای به این کشور به لحاظ جا به جایی کالا و عبور خطوط لوله های نفت و گاز در اقتصاد جهانی بخشیده است. ایران با بهره­ گیری از این مزیت می­ تواند منافع بسیاری را برای کشورهای واقع در طرح راه ابریشم چین ایجاد کند.

افزایش همکاری‌های ایران و چین و گسترش فعالیت شرکت‌های چینی در زمینه‌های گوناگون در بازارهای تولیدی و تجاری تا آنجا پیش رفته است که چین به بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران تبدیل شده است. در همین راستا، ایران سومین ﺗﺄمین‌کننده نفت خام چین محسوب می‌شود و بخشی از نیازهای این کشور در زمینه انرژی را ﺗﺄمین می‌کند. روند تجارت دو طرفه از سال 2000 درحال افزایش است، تا جایی‌ که در سال 2014 حجم تجارت میان دو کشور به مبلغ 52 میلیارد دلار رسید که نسبت به سال 2013 حدود دوازده میلیارد دلار افزایش را نشان می‌دهد. هدف گذاری چین و ایران برای میزان مبادلات تجاری و اقتصادی در سال 2019، بالای 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. وجود این میزان از مبادلات تجاری میان چین و ایران، بستر مناسبی برای همکاری های راهبردی دو کشور در احیای مسیر ابریشم فراهم می کند.

اما با وجود اینکه مقامات چینی به اهمیت جایگاه ایران در طرح راه ابریشم تاکید می کنند، «جایگاه نامشخص ایران در سند راه ابریشم چین» از جمله ابهامات مهمی است که سوالات زیادی درباره میزان موفقیت این طرح در محافل اقتصادی و سیاسی ایجاد کرده است.  در متن سندی که تحت عنوان "دیدگاه ها و اقدامات مرتبط با ساخت مشترک کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی قرن ٢١" (Vision and Actions on Jointly Building Silk Road Economic Belt and 21st-Century Maritime Silk Road) که از سوی "کمیسیون اصلاح و توسعه ملی" (National Development and Reform Commission) وابسته به وزارت امورخارجه چین در مارس ٢٠١٥ میلادی منتشر شده است، نامی از ایران به میان نیامده است. در صفحه سوم این سند نیز در تشریح مسیرهای کمربند اقتصادی راه ابریشم اینگونه آمده است: «کمربند اقتصادی راه ابریشم بر یکپارچه ­سازی چین، آسیای مرکزی، روسیه و اروپا و برقرار ساختن ارتباط چین با خلیج فارس و دریای مدیترانه از طریق آسیای مرکزی و آسیای غربی و نیز مرتبط ساختن چین با آسیای جنوب شرقی، جنوب آسیا و اقیانوس هند تمرکز می­ کند». با این وجود، در توضیح مسیرهای زمینی و دریایی یاد شده، نامی از ایران به میان نیامده و همین امر نوعی ابهام را ایجاد نموده است.

در سند «راه ابریشم چین» (ابتکار یک کمربند- یک راه) جایگاه کشورهای ذینفع تبیین و طرح هایی که در این راستا در کشورهای مذکور باید انجام گیرد، تشریح شده اند . بعنوان مثال جایگاه پاکستان در طرح احیای راه ابریشم به صورت کاملاً شفاف از سوی طرف چینی مشخص و بودجه ای نیز در این خصوص تخمین زده شده است. این در شرایطی است که جایگاه ایران در طرح راه ابریشم چین در کلیات باقی مانده است. عبور از کلیات و ترسیم نقشه دقیق و مشخص از جایگاه ایران در مسیرهای زمینی و دریایی راه ابریشم و نیز اعتبار تخصیص یافته برای هریک از طرح ­ها، موجب انگیزه بخشی برای نقش آفرینی و سرمایه گذاری بیشتر کشورها در احیای جاده ابریشم خواهد بود. چرا که حضور ایران، موجب افزایش بازدهی اقتصادی طرح راه ابریشم چین خواهد شد و اهمیت دارد مقامات چینی به این موضوع بیش از پیش توجه کنند. علیرغم تمایل امریکا به حذف ایران از طرح های احیای جاده ابریشم، بر اساس الزامات ژئوپلیتیکی و معیارهای اقتصادی، نمی توان نقش ایران را در اتصال اضلاع مختلف طرح جاده ابریشم جدید چین نادیده گرفت.

موقعیت جغرافیایی منحصربه فرد ایران علاوه بر طرح راه ابریشم جدید چین برای طرح های ترانزیتی دیگر نیز مناسب است. این موقعیت ویژه به ایران این اجازه را می دهد که در صورت طولانی شدن مراحل عملیاتی طرح راه ابریشم جدید چین و یا کمرنگ شدن نقش ایران، طرح های ترانزیتی دیگر را در اولویت قرار دهد. مثلاً ویژگی های منحصر به فرد ایران در «کریدور شمال- جنوب» (North South Transport Corridor (NSTC)) بسیار برجسته است. دکتر عنایت الله یزدانی، دانشیار روابط بین الملل دانشگاه اصفهان معتقد است: «قرار گرفتن بندر چابهار در مسیر کریدورهای ترانزیتی شمال- جنوب و در نتیجه برقراری ارتباط ترانزیتی کشورهای روسیه، اروپای شرقی، مرکزی، شمالی، آسیای مرکزی و قفقاز از یک سو و آسیای جنوب شرقی، خاور دور، اقیانوسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان یک مزیت برجسته برای حضور ایران قلمداد می ­شود. به دلیل کوتاه شدن مسیر ترانزیت کالا از طریق کریدور شمال- جنوب، آماده شدن زیرساخت­ ها امکانات گسترده در بخش های مختلف حمل و نقلی، مسیر ایران از جذابیت های فراوانی برای ترانزیت کالا برخوردار باشد».

دکتر بهرام امیراحمدیان، عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، می گوید: «مهم­ترین کریدور حمل و نقل بین­ المللی که در زمینه ترانزیت کالا بین کشورهای آسیایی و اروپایی تاکنون به وجود آمده، کریدور شمال- جنوب است. این کریدور، ارتباط ترانزیتی کشورهای شمال اروپا، اسکاندیناوی و روسیه را از طریق ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس، حوزه اقیانوس هند و جنوب شرقی آسیا برقرار می­ سازد. این کریدور ترانزیتی که بخش مهمی از آن از خاک ایران می­ گذرد. در حال حاضر یکی از کوتاه ­ترین، کم هزینه ترین و سریع­ ترین مسیرهای ترانزیت کالا بین آسیا و اروپا به شمار می ­رود». علاوه بر ایران، روسیه و هند نیز دو ضلع اصلی کریدور شمال – جنوب هستند. این مسیر ترانزیتی در مقایسه با کانال سوئز، زمان انتقال کالا را از بمبئی به مسکو به 20 روز کاهش می‌دهد. ظرفیت تخمینی این مسیر، مبادله کالا به مقدار 20 تا 30 میلیون تن کالا در سال است.

علاوه بر طرح راه ابریشم چین و کریدور شمال- جنوب که ایران محور مرکزی آنها محسوب می شود، تهران در راستای تکمیل و گسترش راه های ارتباطی خود با کشورهای منطقه، طرح هایی را در دست اجرا دارد . یکی از این طرح ها، خط آهن چابهار – ­سرخس است که از جنوب شرق ایران یعنی از بندر اقیانوسی چابهار، تا سرخس در شمال شرق در مرز ترکمنستان کشیده می شود و آسیای مرکزی را به آب های اقیانوس هند متصل می­ کند. در میانه این راه، راه آهن خواف-هرات، افغانستان را از نزدیک ترین فاصله ریلی به اقیانوس هند متصل می کند. هندوستان به همراه افغانستان علاقه­ مند به احداث این کریدور هستند که می تواند مسیر جنوبی جاده ابریشم به دریا نیز باشد. احداث خط آهن چابهار- سرخس موجب ترانزیت کالا  در سریع ترین زمان با هزینه کمتر و ایمنی بیشتر خواهد شد. علاوه بر دو طرح «کریدور شمال- جنوب» و «خط آهن چابهار- سرخس»، ایران در دو طرح ترانزیتی دیگر نیز مشارکت فعال دارد. یکی از این طرح ها، بازسازی «راه آهن تفتان - کویته» در پاکستان برای اتصال شبکه­ های راه آهن ایران و پاکستان است که اروپا و آسیا را به هم پیوند می ­دهد. طرح دیگر، طرح اتصال ریلی ایران و جمهوری آذربایجان از طریق راه ­آهن قزوین- رشت-انزلی-آستارا می باشد که عملیات آن در حال انجام است. با تحقق  این طرح، ارتباط ریلی ایران با روسیه نیز فراهم خواهد شد..

با توجه به مطالب این بخش از مقاله و 4 بخش پیشین می توان گفت ایران همچون چهارراه تاریخی در تمامی طرح های ترانزیتی منطقه ای و فرامنطقه ای که با هدف اتصال آسیا و اروپا و خلیج فارس مطرح شده اند، جایگاه محوری دارد و رویکرد های سیاسی برخی از کشورها نمی تواند تاثیر منفی بر این مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران بگذارد. نقش ایران در احیای جاده ابریشم جدید چین و همچنین سایر طرح های ترانزیتی که قصد ایجاد ارتباط بین آسیای مرکزی، قفقاز، آسیای جنوبی، غرب آسیا، سواحل خلیج فارس و اروپا را دارند، ویژه و منحصر به فرد است. جایگاه ایران در طرح های ترانزیتی منطقه به دلیل موقعیت ویژه ژئوپلیتیک، ثبات و امنیت، جایگاه تاریخی، نفوذ تمدنی و فرهنگی، دارا بودن منابع سرشار انرژی و نیروی انسانی جوان غیرقابل انکار است. 

 

اسفند ۱۴, ۱۳۹۷ ۱۶:۴۰ Asia/Tehran