• سیاه پوستان و اقلیت ها قربانی اصلی نژاد پرستی در آمریکا

در بخش نهم مقاله، استمرار نژاد پرستی در آمریکا بررسی خواهد شد.

پیشینه نژادپرستی در آمریکا به  مهاجرت اروپائیان به این سرزمین و شکل گیری کشور آمریکا باز می­ گردد. سفید پوستان انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی با مهاجرت به این سرزمین مدعی برتری نژاد خود و وحشی بودن بومیان آمریکایی شدند. آنها متمدن­ سازی بومیان را وظیفه مهاجرین سفید پوست خواندند و بدین ترتیب اولین بذرهای نژادپرستی را در آمریکا کاشتند. با اعلام استقلال و شکل­ گیری دولت مستقل آمریکا، در این کشور نژادپرستی نه تنها برچیده نشد، بلکه حتی با  گسترش نظام برده ­داری در قرن هفدهم میلادی، تقویت شد.

اروپاییان مهاجر، ضمن به استثمار کشیدن بومیان قاره آمریکا، سیاه پوستان آفریقایی را نیز برای کار در کشتزارها و معادن جدید، به بردگی بردند. میان سال­ های 1500 تا 1800 میلادی در حدود پانزده میلیون سیاه پوست آفریقایی به قاره آمریکا انتقال یافتند. نگاه نژاد پرستانه و موقعیت مساعد ایالات جنوبی برای کشاورزی، عامل حمایت زمین داران این منطقه از ادامه برده ­داری بود. در مقابل، ایالت­ های شمالی که بیشتر در زمینه صنعت و تجارت فعال بودند به وجود آمدن جامعه ای مصرف گرا و در نتیجه لغو برده­ داری را به سود خود می دانستند. سرانجام با پایان جنگ داخلی آمریکا میان ایالت ­های شمالی و جنوبی واعلام الغای نظام برده داری، جامعه آمریکا وارد دوران جدیدی شد.

اگر چه با اصلاحیه سیزدهم قانون اساسی آمریکا در سال 1865میلادی، نظام برده داری در این کشور پایان یافت، اما نژاد پرستی از جامعه آمریکا رخت بر نبست. بسیاری از سیاه پوستان همچنان در فقر و تنگدستی زندگی می­ کردند و فرزندان آنها حتی اجازه نداشتند در مدارس سفید پوستان تحصیل کنند. سیاه پوستان از بسیاری از حقوق مدنی دیگر نیز محروم بودند. مثلاً حق مالکیت برای سیاه پوستان، محدودیت­ های ویژه­ ای داشت و آنها حق تصدی مقامات سیاسی را نداشتند. خشونت سفید پوستان نژاد پرست علیه سیاه پوستان و عدم امکان پیگیری قضایی و قانونی آن نیز مزید بر علت بود تا امنیت و حقوق شهروندی سیاه پوستان همچنان نقض گردد. وقوع جنگ جهانی دوم و شرکت گسترده سیاه پوستان در مبارزه علیه جبهه متحدین، این امید را در دل این اقلیت نژادی ایجاد کرد که بتوانند به موقعیتی برابر با سفید پوستان دست پیدا کنند. با این حال، این امید نیز سرابی بیش نبود. با تداوم نژادپرستی در جامعه آمریکا، جامعه سیاه پوستان دریافت که برای رفع تبعیض نژادی در این کشور، نیازمند مبارزات مستمر تازه ای است. مبارزاتی که تحت عنوان جنبش حقوق مدنی شکل گرفت.

جنبش حقوق مدنی در سال های 1955 تا 1968میلادی، مرحله مهمی در تاریخ مبارزات سیاه پوستان آمریکا به حساب می آید. این جنبش به رهبری دکتر مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King)، کشیش و مبارز آمریکایی توانست با به تصویب رساندن قانون حقوق مدنی، گام مهمی در رفع تبعیض علیه سیاهپوستان و کسب بخشی از حقوق مدنی آنها بردارد. اما در جریان همین جنبش، نژاد پرستی شدید در جامعه آمریکا باز هم قربانی گرفت. مالکوم ایکس ((Malcolm X مبارز برجسته مسلمان و سیاه پوست جنبش حقوق مدنی در سال 1965میلادی، ترور شد. مارتین لوتر کینگ رهبر این جنبش نیز که به علت فعالیت­ هایش برنده جایزه صلح نوبل شده بود، در سال 1968 میلادی ترور شد. ترور رهبران این جنبش نشان داد که نژادپرستی تا چه اندازه در آمریکا نهادینه شده است. با وجود از میان رفتن تبعیض علیه اقلیت­ ها در قانون حقوق مدنی مصوب سال 1964 میلادی، عملاً انواع تبعیض ها علیه اقلیت ها در جامعه آمریکا همچنان ادامه دارد به عنوان مثال بر اساس گزارش دویچه وله، از سال 1974 تا کنون (2018م ) ، شاهد هستیم که متوسط درآمد سیاه پوستان در سال­ های پس از تصویب این قانون تا به امروز در پایین­ ترین سطح از میان سایر اقلیت­ های جامعه آمریکا قرار دارد.

طبق گزارش اداره زندان­ های ایالات متحده در سال 2011 میلادی، حدود 40 درصد کل زندانی­ های آمریکا، سیاه پوستان بوده اند. این در حالی است که جمعیت این اقلیت بر اساس سرشماری سال 2010 میلادی تنها 12 درصد کل جمعیت آمریکا بوده است. همچنین بر اساس همین گزارش، متوسط درآمد هر فرد آمریکایی سالانه حدود بیست و شش هزار دلار است، درحالی که میانگین درآمد آفریقایی تبارهای آمریکا تنها حدود هفده هزار دلار در سال می ­باشد. تداوم شرایط ناعادلانه سیاسی، اقتصادی و قضایی آمریکا در دهه های اخیر موجب شده است که دست کم پنجاه درصد کودکان سیاه پوست در فقر به سر ببرند. بر اساس آمارهای موجود، نرخ بی­کاری در میان سیاه پوستان بسیار بالاتر از سفید پوستان است و درآمدی که سیاه پوستان به دست  می ­آورند، بسیار کمتر و در برخی موارد نصف درآمد سفید پوستان است. براساس گزارشی که وب سایت امریکایی «پوندیت فکت» PUNDIT FACT در 26 اوت 2014 به قلم کاتیه ساندرز Katie Sanders منتشر شده است در سال 2012 به طور متوسط هر 36 ساعت و در سال 2013 هر 28 ساعت یک سیاهپوست به دست پلیس آمریکا کشته شده اند.  شواهد ذکر شده نشان می­ دهد که آمریکا، علی­رغم ادعاهای بلند بالای خود در زمینه حقوق بشر و کرامت انسانی، همچنان در صدر فهرست کشورهای درگیر مقوله نژادپرستی و ناقض حقوق اقلیت ها قرار دارد.

در آوریل سال 1999میلادی پژوهشی در مرکز پلیس نیوجرسی انجام شد که نتایج آن، نژادپرستی پلیس را تایید می کرد. یکی از دست اندرکاران این پژوهش به صراحت تاکید کرد: «معیار افسران پلیس نیوجرسی برای توقف اتومبیل­ های مشکوک به حمل مواد مخدر و یا کالای قاچاق، با درصد بسیار بالایی، نژاد رانندگان این اتومبیل ها بوده است. بدین ترتیب که سیاه پوستان، زردپوستان و لاتین ­تبارها، بیش از سایر رانندگان، اخطار توقف برای بازرسی خودرویشان را دریافت می­ کنند». در یکی از این بازرسی ها در سال 1998 میلادی، که به یک فاجعه خبرساز در آمریکا تبدیل شد، افسران پلیس در یکی از بزرگراه­ های نیوجرسی، بدون هیچ گونه­ اخطاری از پیش، به یک اتومبیل که دو مرد لاتین تبار و یک سیاه ­پوست در آن بودند، شلیک کردند و هر سه آنان را به شدت زخمی کردند. پس از توقف اتومبیل پی بردند که این سه نفر عازم مسابقات بسکتبال در نیوجرسی بوده­ اند.

 این که فردی بی گناه و غیر مسلح از رنگین ­پوست­ ها و یا سایر اقلیت­ ها توسط پلیس مجروح یا کشته می­ شود، یک سوی ماجراست. سوی دیگر، نوع برخورد قضایی است که با پلیس خاطی صورت می­ گیرد. این قضیه نیز در بررسی خشونت پلیس علیه اقلیت­ ها اهمیت دارد، چرا که برخورد قضایی جانبدارانه با این پدیده و تبرئه نمودن پلیس­ های خاطی در مواردی حتی بدون تشکیل دادگاه، از دیگر عوامل موثر در اشاعه این نوع خشونت به حساب می آید. به عنوان مثال در سال 1999میلادی، چهار پلیس نیویورک با شلیک 41 گلوله آمادو دیالو( (Amadou Diallo یک مهاجر اهل گینه را به قتل رساندند. هر چهار پلیس تبرئه شدند. تبرئه پلیس ­های خاطی و به نوعی قاتلین اقلیت­ های بی­ گناه، راه را برای اقدامات بعدی خشن و تبعیض­ آمیز بعدی در قبال اقلیت­ ها باز می­ گذارد. به نظر می­ رسد، یکی از مشکلات اساسی آمریکا، ضعف در سیستم قضایی آن است که حداقل در قضاوت­ هایی که این دستگاه  در برخورد با پلیس ­های خاطی در علیه اقلیت­ ها داشته است، نمایان است.

 علیرغم اعتراضات، برخورد های تبعض آمیز سیستم قضایی امریکا و حمایت آن از پلیس های خاطی همچنان ادامه دارد . اگر مشابه یکی از این پرونده­ های ضد انسانی خشونت پلیس آمریکا علیه اقلیت ها، در کشوری در حال توسعه رخ دهد، آمریکایی­ ها به سرعت آن را رسانه ای می کنند. حال آن که در موارد بسیاری، بر ضعف و بی عدالتی سیستم قضایی آمریکا در برخورد با پلیس ­های خاطی، به راحتی سرپوش گذاشته می­ شود .  در سال 1973میلادی، یک افسر پلیس نیویورک به نام توماس شی (Thomas Shea)، یک کودک ده ساله سیاه پوست را به قتل رساند. او در دفاع از خود، مدعی شد که این کودک قصد شلیک به او را داشته است. جنبه تاسف­ بار و مشترک همه این نوع وقایع این است که، فرد مقتول، بی گناه و غیر مسلح بوده است. تاسف بار تر اینکه، توماس شی، مدتی قبل از قتل این کودک 10 ساله، به اتهام کشتن یک کودک 14 ساله دیگر، مورد بازجویی قرار گرفته و  پیش از آن نیز به اتهام کشتن یک جوان 22 ساله مظنون به دزدی به دادگاه رفته بود و در همه این موارد به سرعت تبرئه شده و به کار خود بازگشته بود. در همه این موارد، مقتولان، غیرمسلح بودند و هیچ مدرکی نیز به جز ادعاهای «توماس شی» مبنی بر مجرم بودن آنها، وجود نداشت، با این حال در نهایت، دادگاه رای به بی گناهی او داد.

به نظر می ­رسد، پلیس در دادگاه آمریکا برای قضات آمریکایی، به یک سمبل غیرقابل خدشه تبدیل شده است که در هر صورت و حتی با قتل مظنونان بی گناه، باید از هرگونه اتهام تبرئه شود. البته به ندرت مواردی نیز وجود داشته­ است که افرادی در نیروی پلیس، جنایات نژاد پرستانه همکارانشان در قتل اقلیت­ های بی گناه را افشاء کرده ­اند.

آذر ۰۳, ۱۳۹۷ ۱۱:۵۳ Asia/Tehran