آمریکا و جنون اعتیاد به تحریم (3) بررسی تحریم به مثابه ابزار تغییر رفتار و بازدارندگی
در قسمت سوم از مجموعه مقالات آمریکا و جنون اعتیاد به تحریم، وضعیت تحریم به مثابه ابزار تغییر رفتار و بازدارندگی بررسی می گردد.
منشور سازمان ملل، برای تغییر رفتار کشورهایی که اصول منشور را رعایت نکنند، مجموعهای از اقدامات اقتصادی و غیراقتصادی را برای تغییر رفتار آنها اعمال میکند. با جهانی شدن اقتصاد، تحریمهای اقتصادی میتوانند جایگزین راهبردهای بازدارندگی نظامی شوند. به علاوه چنانچه رفتارهای سیاسی و تحریم های ظالمانه آمریکا علیه کشورهای مختلف نشان می دهد گاه هدف از تحریم ها، ایجاد بازدارندگی علیه کشور یا مجموعهای از کشورها می باشد.
با توجه به هزینههای جنگ، «بازدارندگی (Deterrence)» همواره بهعنوان یکی از مهمترین راهبردها مورد توجه کشورها بوده است. بازدارندگی را به طور کلی میتوان «استفاده یک طرف از مجموعهای از تهدیدها برای قانع کردن طرف دیگر به عدمانجام یک عمل نامطلوب» و «باز داشتن حریف از دست زدن به انجام یک رفتار، با تهدید به این که در صورت انجام آن دچار خسارت غیر قابل قبولی خواهد شد»، تعریف کرد. بازدارندگی نوعی راهبرد برای حفظ وضع موجود است و رقیب را به محاسبهگری سود و زیان ترغیب میکند. راهبرد بازدارندگی بیشتر در حوزه نظامی مطرح شده است.
قدرتهای بزرگ بهویژه آمریکا، طی دهههای اخیر از ابزار تحریم اقتصادی برای بازدارندگی علیه کشورهای مستقل یا منتقد استفاده کرده اند. به این دلیل مفهوم «بازدارندگی اقتصادی (Economic Deterrence)» نیز به ادبیات اقتصاد سیاسی بینالمللی اضافه شده است. در دو دهه اخیر از بازدارندگی اقتصادی، در رژیم تحریمهای آمریکا بسیار استفاده شده است که به راهبردی برای تنبیه مخالفان نظم مورد نظر آمریکا و مهار رقبا تبدیل شده است. این رویکرد، نوعی تغییر در ماهیت ابزار تحریم محسوب میشود. به اعتقاد طراحان این راهبرد، بازدارندگی اقتصادی مانند بازدارندگی نظامی بر تصمیم دولت رقیب براساس اصل هزینه- فایده تأثیر میگذارد.
حامیان تحریم در آمریکا معتقدند تحریم اقتصادی اهرمی است که کشور مخالف را به این نتیجه میرساند که هزینة پذیرش خواست کشور تحریم کننده، کمتر از هزینه تحمل تحریم اقتصادی است. بازدارندگی نظامی، رایج ترین راهبرد آمریکا در مقابل بلوک شرق بود که در پرتو دکترینهای نظامی مختلف اعمال میشد اما بازدارندگی اقتصادی، موضوع جدیدتری است. راهبردهای سه گانه بازدارندگی اقتصادی عبارتند از: بازدارندگی اقتصادی با تنبیه، بازدارندگی اقتصادی با انکار و بازدارندگی اقتصادی با کاهش یا تقلیل.
در بخش عمده سیاست خارجی آمریکا در دوره جنگ سرد، ابزار اقتصاد مکمل ابزار نظامی در مقابله برای گسترش نفوذ شوروی بود. مهمترین راهبرد آمریکا علیه شوروی، «سیاست سد نفوذ» بود. به موجب این سیاست، چند پیمان دفاعی زنجیرهای از اروپا تا آسیای جنوب شرقی در اطراف شوروی ایجاد شد. «اصل چهار ترومن» در مورد شوروی اجرا شد. به موجب این اصل، که ترومن در سال 1949 ارائه کرد، کمکهای اقتصادی، سیاسی و مهمتر از همه نظامی به دولت هایی اعطا میشد که در معرض خطر نفوذ شوروی قرار داشتند.
پروفسور استیفن امبروز، در کتاب روند سلطهگری، نوشته است: ترومن معتقد بود که کمونیسم در شرایط فقر رشد میکند و روش مقابله با آن اعطای کمکهای اقتصادی است. وی توانست حمایت کنگره آمریکا را برای تصویب کمکها به دست آورد.
آمریکا، پس از فروپاشی شوروی، سیاست بازدارندگی خود را علیه برخی کشورها بازتعریف کرد. در این رابطه بود که سیاست «مهار دوجانبه بیل کلینتون» مطرح شد. هدف اصلی این سیاست، جلوگیری از برقراری مناسبات عادی تجاری و سیاسی ایران با کشورهای دیگر بود تا ایران رویکرد مستقل خود را تغییر دهد. در راهبرد بازدارندگی اقتصادی برای ایجاد تغییررفتار در کشورهای مورد تحریم، آمریکا سال 1995 با قانون «داماتو» گام مهمی برای تقویت رژیم بینالمللی تحریمها برداشت و در سال 1996 قانونی علیه ایران و لیبی تصویب نمود که به قانون ایلسا معروف شد. در دوره جرج بوش پسر نیز راهبرد بازدارندگی در قبال برخی کشورها از جمله ایران تداوم یافت.
با آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما، بازدارندگی اقتصادی، به راهبرد اصلی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد. این راهبرد به ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران و روسیه اعمال شد. در اسناد بالادستی که در دوره اوباما منتشر شد، به خوبی میتوان جایگاه باصطلاح بازدارنده تحریم های ظالمانه را مشاهده کرد. برخی مقامات دولت اوباما کوشیدهاند استفاده ابزاری آمریکا از تحریمها برای بازدارندگی و تغییر رفتار دولتهای هدف را، نظریهمند کنند. ریچارد نفیو Richard Nephew یکی از شاخصترین آنهاست. کتاب وی با عنوان « هنر تحریم» یکی از مهمترین متون مربوط به تحریم در ادبیات بینالمللی شناخته میشود و او از جمله معماران و مجریان اعمال تحریمهای ظالمانه علیه مردم ایران محسوب میشود. نفیو در کتاب خود پس از بررسی تحریمهای آمریکا علیه عراق، توصیههای راهبردی در تحریم ایران مطرح میکند و سپس آن را بهعنوان یک راهبرد جهانی در سیاست خارجی آمریکا تجویز میکند. مهمترین بحث نفیو در ذیل تحریم بهمثابه ابزار بازدارندگی و تغییر رفتار کشورهای هدف، «ایجاد رنج» است. به نظر وی هدف از اعمال تحریمها ایجاد مشقت ، درد و ناکامی است، به نوعی که کشور هدف تحریمها، رفتار خود را تغییر دهد.
بعد ریاست جمهوری اوباما، دونالد ترامپ معتقد بود که راهبرد اوباما در قبال برنامه هسته ای و کنشگری منطقه ای ایران کارآمد نبوده است. وی با خروج یکجانبه از برجام، تحریم های شدید اقتصادی را با هدف کاهش منابع مالی برای بازگرداندن ایران به پای میز مذاکره برای توافق بهتر اعمال کرد. منظور وی از توافق بهتر، توافقی بود که همه مفاد آن، مورد نظر ترامپ باشد. راهبرد فشار حداکثری ترامپ به گونهای اعمال شد که به تعبیر مشاور امنیت ملی وی هیچ تحریم دیگر باقی نمانده بود که علیه ایران اعمال شود.
استفاده از ابزار اقتصادی در دولت ترامپ فقط علیه ایران نبود بلکه ترامپ تحریم های گسترده ای نیز علیه چین اعمال کرد. از وقتی که چین با رشد اقتصادی مستمر و خیره کننده، بهعنوان یک قدرت بزرگ جهانی مطرح شد، بازدارندگی اقتصادی برای مهار آن از طریق تحریم مطرح شده است. در عین حال ، بخشی از نظام سیاستگذاری خارجی آمریکا کوشیده است در پرتو «مشارکت»، با دادن مشوقهای اقتصادی، چین را به بخشی از رژیم بینالمللی خود تبدیل کنند و بخشی دیگر، همواره بهدنبال محدودسازی چین بودهاند که ترامپ در رأس آنها قرار داشت.
اگرچه جو بایدن با انتقاد از سیاست های ترامپ، به قدرت رسید اما بخش عمده سیاست های وی به ویژه در زمینه استفاده ابزاری از تحریم را ادامه داد و حتی در مقابل روسیه، میزان تحریم ها را به حدی افزایش داد که این کشور، در صدر لیست کشورهای تحریم شده، قرار گرفت. برجستهترین تحریمهای اقتصادی در دوره دو سال نخست ریاست جمهوری بایدن، علیه روسیه اعمال شد تا از یک طرف رفتار این کشور در قبال حمله به اوکراین را تغییر دهد و از طرف دیگر اقدامی بازدارنده برای حملات آتی احتمالی روسیه به باصطلاح شرکای غرب و نیز بازداشتن چین از حمله احتمالی به تایوان باشد.
آمریکا برخلاف دوره ترامپ کوشید در قالب تحریم های چندجانبه، روسیه را مهار کند. البته تنها دلیل تحریم روسیه حمله به اوکراین نبود بلکه پیش از آن موارد دیگری از تحریم ها به بهانه دخالت روسیه در انتخابات قبلی ریاست جمهوری آمریکا و مسموم کردن مخالفین پوتین، در دستور کار آمریکا قرار گرفته بود.
مشخص است که هدف تحریم های تحمیلی، سیاسی و خارج از منشور سازمان ملل، متوقف کردن پیشرفت کشوری مانند ایران در زمینه های علمی، فنی و دفاعی است. با وجود این ، اندیشکده های غربی اذعان دارند که ایران با اتخاذ رویکرد اقتصاد مقاومتی در داخل و همکاری با قدرت های بزرگ نظیر چین و روسیه و دیگر کشورها، تسلیم تحریم های ظالمانه امریکا نشد. در واقع رویکرد واشنگتن برای استفاده ابزاری از تحریم ها به عنوان ابزاری برای تغییر رفتار ایران، به شکست انجامیده است.