اندیشکده کارنگی: اصطلاح «جنوب جهانی» روبه زوال است
کارشناسان اندیشکده «کارنگی» تاریخ مصرف اصطلاح خنثی و جذاب «جنوب جهانی» را که مترادف با گروه 77 است را در حال انقضاء می دانند.
تشدید رقابت ژئوپلیتیکی بین امریکا و چین، پویایی دوقطبی را احیا کرده است که یادآور جنگ سرد است. در حالیکه بسیاری از کشورها بین دو استعمار شرق و غرب دست به دست می شوند، تجاوز روسیه به اوکراین فشار بر کشورهای در حال توسعه را نیز تشدید کرده است. این کشورها ناگزیر باید از بین امریکا و اروپا در غرب و چین و روسیه در شرق یکی را انتخاب کنند. انتخابی که بسیاری در برابر آن مقاومت می کنند. در همین حال، شوک های متوالی سیستماتیک - از جمله همهگیری ویروس کرونا، پیامدهای اقتصادی جنگ اوکراین و تشدید وضعیت اضطراری آبوهوایی- بر نابرابریهای فاحش در هستهی اقتصاد جهانی و آسیبپذیری کشورهای با درآمد پایین و متوسط در برابر مسائل سیاسی، فشاری مضاعف ایجاد کرده است.
بحران های اقتصادی و اکولوژیکی در سراسر دنیا موجب شده است که استفاده آکادمیک از اصطلاح «جنوب جهانی» افزایش یابد و رهبران سازمان های بین المللی این عبارت را با فراوانی قابل توجهی به کار می برند. آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد، عنوان کرد: «بسیاری از کشورهای جنوب جهانی با بدهیهای هنگفت، فقر و گرسنگی فزاینده و تأثیرات فزاینده بحران آب و هوا مواجه هستند». در نوامبر 2022، جمعیت جهان از مرز 8 میلیارد نفر گذشت. آجی بانگا، رئیس بانک جهانی، مانند جو بایدن، رئیس جمهور امریکا و مقامات ارشد دولت او، از جمله مشاور امنیت ملی و وزیر بازرگانی، از این اصطلاح استفاده کردند. مهمتر از آن، برخی از رهبران همان کشورهایی که مدعی سویه دار بودن این واژه هستند، آن را پذیرفته اند. نارندرا مودی، نخست وزیر هند، در حالیکه در کنفرانس مطبوعاتی کاخ سفید در 22 ژوئن در کنار بایدن ایستاده بود اذعان کرد که "پاسخگویی به اولویت های جنوب جهانی" یکی از اهداف اصلی ریاست هند در گروه 20 است.
این عبارت یک بار دیگر به یک «ایجاز نویسی» مناسب برای گروه وسیعی از کشورها تبدیل شده است که به دنبال اصلاح ساختارهای ناعادلانه اقتصاد جهانی، صیانت از حیاط خلوتهای استراتژیک خود و ترویج ظهور یک سیستم چندقطبیتر هستند اما عاقلانه تر خواهند بود، تحلیلگران و سیاستگذاران از این پس از اصطلاح «جنوب جهان»، برای پرهیز از تعمیم های بی دلیل و همچنین برای دوری از اشتباهات گذشته، با احتیاط بیشتری استفاده کنند.
خاستگاه « جنوب جهانی»
کارل اوگلزبی Carl Ogelsby ، نویسنده آمریکایی و فعال چپ گرا، ظاهراً در سال 1969 اصطلاح « جنوب جهانی» را ابداع کرد. او در مجله کاتولیک Commonweal در اوج جنگ ویتنام، متوجه همگرایی دولتها و نظم اجتماعی کشورهای شمال علیه کشورهای جنوب شد. در آن زمان، اکثر تحلیلگران غربی جهان را به سه جهان تقسیم شده تصور می کردند، همانطور که اولین بار توسط جمعیت شناس فرانسوی آلفرد ساوی در سال 1952 به تصویر کشیده شد. این سه موضوع شامل: «جهان اول» متشکل از ایالات متحده و متحدان غربی آن بود. «جهان دوم» متشکل از اتحاد جماهیر شوروی و اقمار آن در بلوک شرق بود و "جهان سوم" متشکل از کشورهای «در حال توسعه» و اغلب غیر متعهدها، می شد که بسیاری از آنها به تازگی از چتر استعمار خارج شده بودند.
مفهوم «جنوب جهانی» به عنوان مترادف «جهان سوم» از 1970 با حرکت به نظم اقتصادی بین المللی جدید، فراگیر شد، اما با گزارش برانت Brandt در سال 1980 به اوج رسید. این گزارش که توسط یک کمیسیون بین المللی به رهبری ویلی برانت Willy Brandt ، صدراعظم سابق آلمان غربی در سال 1980، تهیه شده بود، بین کشورهایی با تولید ناخالص داخلی بالاتر - که عمدتاً در نیمکره شمالی متمرکز بودند - و کشورهای فقیرتر تمایز قائل شد. اکثریت گروه دوم در جنوب خط برانت قرار گرفتند.
گزارش برانت در درجه اول تاکید می کند که شکاف بزرگی در استاندارد زندگی در امتداد تقسیم شمال-جنوب وجود دارد و بنابراین باید انتقال گسترده منابع از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه صورت گیرد. کشورهای شمال به دلیل تجارت موفق کالاهای تولیدی، بسیار ثروتمند هستند، در حالی که کشورهای جنوب به دلیل تجارت کالاهای واسطه ای و درآمد صادراتی پایین، از فقر رنج می برند. کمیسیون برانت شکل جدیدی از امنیت جهانی را در نظر گرفت. واستدلال های خود را بر اساس دیدگاهی کثرت گرایانه بنا کرد به طوری که خطرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را با خطرات نظامی کلاسیک ترکیب می کند. بیست سال بعد، در سال ۲۰۰۱، گزارش برانت توسط جیمز کویلیگان، که مدیر اطلاعات کمیسیون برانت بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ بود، بهروزرسانی شد. گزارش بهروز شده او «معادله برانت» نام گرفت.
گزارش برانت مرزی خیالی که از ریو گرانده به خلیج مکزیک، از اقیانوس اطلس، از طریق دریای مدیترانه و بر فراز گستره های وسیع آسیای مرکزی می گذرد، ترسیم می کرد. (از دیدگاه جغرافیایی، این خط فاقد اعتبار است چرا که، بسیاری از کشورهایی که به عنوان «جنوب» تعیین شده اند، از جمله هند، به طور کامل در نیمکره شمالی قرار دارند، در حالی که کشورهای دیگر مانند «شمال» استرالیا و نیوزیلند در زیر خط استوا قرار دارند.)
پس از پایان جنگ سرد، اصطلاح «جهان سوم» به تدریج از بین رفت، هم به این دلیل که جهان دوم وجود خود را از دست داده بود و هم اینکه به دلیل اشاره به گروهی از کشورهای فقیر، توسعه نیافته و بی ثبات، تحقیرآمیز به نظر می رسید. در مقایسه، بین این دو، « جنوب جهانی» واژه ای خنثی و جذاب تری ارائه داد.
به این ترتیب، به طور فزاینده ای، «جنوب جهانی» مترادف با گروه 77 شد، مجموعه ای از کشورهای پسااستعماری و در حال توسعه که در سال 1964 متحد شدند تا مشترکاً از منافع اقتصادی جمعی خود دفاع کنند و جایگاه خود را در سازمان ملل تقویت نمایند. امروز اعضای G77 که 134 کشور هستند، مرتباً خود را «جنوب جهانی» می نامند و در سازمان ملل چندین نهاد را، راه اندازی و ابتکاراتی برای پاسخگویی به نیازها و خواست های خود، از جمله دفتر سازمان ملل متحد برای همکاری جنوب-جنوب، تاسیس کرده اند.
سوال کنونی این است که آیا عنوان «جنوب جهانی»، صرف نظر از سابقه کاربرد آن، هنوز منطقی است؟ بارزترین محدودیت آن در عدم انسجام مفهومی آن نهفته است. در استفاده رایج ، این اطلاق به یک گروه بسیار ناهمگون از حدود 130 کشور متفاوت را در هم می آمیزد که شاید دو سوم جمعیت جهان را تشکیل می دهند و در پهنه های وسیعی از آفریقا، غرب آسیا ، آسیا، اقیانوسیه، آمریکای لاتین و کارائیب پراکنده شده اند. اعضای آن از باربادوس تا بوتان، مالاوی تا مالزی، پاکستان تا پرو و سنگال تا سوریه هستند. این مفهوم همچنین قدرت های در حال ظهور، که از جمله متقاضیان کرسی های شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند یعنی برزیل، هند و نیجریه و همچنین کشورهای کوچکی مانند بنین، فیجی و عمان را در بر می گیرد.
برخی از اعضای جنوب جهانی ممکن است منافع مشترکی داشته باشند، اما با توجه به تنوع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، شرایط و ترجیحات ملی منحصر به فرد، اینکه هر یک از این مجموعه گسترده، چه میزان ارتباط سیاستی و رویکردی دارند، مشخص نیست. در واقع مردم در این گروه با خطر تقویت دوگانگیها و کلیشههای نادرست روبرو هستند.
در میان سایر محدودیتها، این گروه بندی نتوانسته رشد چشمگیری را که بسیاری از اعضای آن در دهههای اخیر از آن برخوردار بودهاند، توضیح دهد. از منظر اقتصادی، به نظر می رسد که مالزی با درآمد سرانه 28150 دلار (بر اساس برابری قدرت خرید یا PPP) با زامبیا که درآمد سرانه 3250 دلار (PPP) دارد، یکپارچه در نظر گرفته می شود. همچنین منطق اقتصادی زیادی در گروه بندی کشوری مانند کاستاریکا، که در خط مقدم حفظ محیط زیست و انتقال انرژی پاک بوده است، با یک دولت نفتی مانند نیجریه وجود ندارد. این عنوان (جنوب جهانی) همچنین تنوع رژیم های سیاسی و تفاوت نظام ها در میان اعضای ادعایی خود را نادیده می گیرد. جدیدترین نظرسنجی سالانه موسسه «خانه آزادی» نشان می دهد که از منظر «دسترسی مردم به حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی»، امتیاز کشورهای جنوب جهانی به طور گسترده ای متفاوت است، از رتبه 1 («غیر آزاد») در مورد سودان جنوبی تا رتبه 96 برای اروگوئه.
همچنین عنوان «جنوب جهانی» بینش زیادی در مورد (همسویی) جهت گیری ژئوپلیتیکی اعضای خود ارائه نمی دهد. جنگ در اوکراین یک نمونه است. هنگامی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در فوریه 2022 به قطعنامه ای رای داد که خواستار خروج فوری روسیه از اوکراین بود، آراء جنوب جهانی با بیش از 60 درصد حمایت از اوکراین و تقریباً یک سوم رای ممتنع تقسیم شد. این گروه همچنین در مورد اصلاحات شورای امنیت سازمان ملل متحد به شدت دچار شکاف شده است، به طوری که برخی از ایده افزایش تعداد اعضای دائمی شورای امنیت (از جمله از میان کشورهای در حال توسعه) حمایت می کنند و برخی دیگر به شدت مخالف هستند. در مجموع، عضویت در این گروه به نظر می رسد تصویر ضعیفی از همسویی استراتژیکی ها کشور به دست می دهد.
البته واژگان (برچسبهای) سیاسی ایستا نیستند، بلکه در پاسخ به واقعیتها، بینشها و حساسیتهای در حال تغییر، تکامل مییابند. به عنوان مثال، ایجاد تمایز بین «کشورهای باصطلاح توسعه یافته» و «کشورهای در حال توسعه»، به دلیل تقسیم بندی آنها با اتکای ضمنی یا صریح بر استانداردهای مدل غربی ، مورد انتقاد قرار گرفته است . به همین دلیل، بانک جهانی در سال 2015 اعلام کرد که استفاده از اصطلاح «جهان در حال توسعه» را به تدریج آغاز خواهد کرد و تاکید کرد که اهداف توسعه پایدار، به همه کشورها، صرف نظر از وضعیت درآمدی آنها، قرار است اعمال شود.
قدردانی از تنوع جهانی
هر چند اصطلاح «جنوب جهانی» حداقل در حال حاضر قدرت ماندگاری بیشتری دارد. با این حال، تحلیلگران و سیاست گذاران ترجیح می دهند که با احتیاط و آگاهانه از آن استفاده کنند تا از تعمیم های بی دلیل و کلیشه ای جلوگیری کنند. یکی از فاجعههای جنگ سرد، این موضوع بود که امریکا، به جای اینکه ملت های جهان سوم را بر اساس شرایط خودشان بهعنوان بازیگران حاضر در جنگ در نظر بگیرد، بهعنوان منطقهای عادی برای رقابت ابرقدرتها با یکدیگر در نظر گرفت. در حقیقت فراموش کرد که کشورها بر اساس هویت، علایق و انگیزه های متمایز خود، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند؛ اشتباهی که با پررنگ شدن رقابت جهانی بین چین و آمریکا، در حال تکرار است. سیاستگذاران غربی برای جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته، باید مراقب باشند که «جنوب جهانی» را به عنوان یک موجودیت واحد، تقویت کنند ولی در عین حال استراتژیهای تعامل را با کشورهای خاصی که نقش محوری دارند، تنظیم کنند از جمله با برزیل، هند، اندونزی، آفریقای جنوبی و ترکیه . البته به طور کلیتر، دولتهای غربی باید روابط خود را با کشورهای «جنوب جهانی» که درآمد پایین یا متوسط دارند تعمیق بخشیده و همبستگی خود را با این کشورها بیشتر کند. این کشورها ممکن است عضویت خود را در این گروه به دلایل سیاسی یا رویکردی اعلام کنند.
در نهایت، برای سیاستگذاران و اندیشمندان ممکن است این سوال پیش آید که آیا جذابیت برند «جنوب جهانی»، برای طرفدارانش، اساساً یک اقتصاد جهانی عادلانه تر و فراگیرتر را به همراه دارد و یا فقط به یک سیستم بین المللی چندقطبی تر منجر خواهد شد؟ در هر حال، برای بسیاری از اعضای این گروه، منافع توسعه پایدار و رشد اقتصادی ممکن است اهمیت بیشتری نسبت به مسائل ژئوپلیتیکی نظم آینده جهانی داشته باشد.
نویسندگان : استوارت پاتریک ، الکساندرا هاگینز، 15 آگوست 2023
مترجم : پژوهش های کاربردی برون مرزی (رویا موفق)