در قسمت پنجم به عواقب و پیامدهای گسترش تروریسم در جهان می پردازیم.

واضح ترین و نخستین پیامد تروریسم ستاندن جان و حقوق انسان ها و از بین بردن امنیت انسانی در جهان امروز ماست. تروریسم اثرات مشخصی بر بهره مندی از اساسی ترین حق بشر یعنی، حق زندگی  دارد. اگرچه برخی تروریسم را یکسری اقدامات غافلگیرانه برای جلب توجه عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت می دانند که پیامدهای آن بیش از آسیب رساندن به قربانیان واقعی است. هویت قربانیان گاهی برای افراد تروریست اهمیت چندانی ندارد زیرا هدف اقدام خشونت آمیز آن ها، افراد تماشاگر است. تروریسم باعث از بین بردن حقوق بشر، آزادی های سیاسی و حاکمیت قانون در جوامع و مناطقی می شود که اقدامات تروریستی در آن اتفاق می افتد. در این جوامع تروریسم تمام جنبه های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، همانند : حق برابری، آزادی از تبعیض، حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی، آزادی از بردگی و آزادی از شکنجه و رفتار تحقیرآمیز را تحت تاثیر قرارداده و تقریباً همه حوزه های زندگی بشر را، خواه اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی، مورد هدف قرار می دهد.

علاوه بر آنچه ذکر کردیم، تروریسم میتواند منجر به بی ثباتی حکومتها و تضعیف جامعه مدنی گردد و صلح و امنیت را به خطر اندازد و تهدیدی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی به حساب آید. این پدیده همچنین می تواند منجر به انحراف سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، کاهش جریان سرمایه، تخریب زیرساخت‌ها، محدود کردن تجارت خارجی، اختلال در بازارهای مالی، تأثیر منفی بر برخی بخش‌های اقتصادی و در نهایت مانع از رشد اقتصادی جوامع شود لذا در حالی که هزینه های انسانی تروریسم ویرانگر است، تأثیر اقتصادی آن ممکن است بزرگتر از آن چیزی باشد که اکثر افراد تصور می کنند.

تأثیر تروریسم همیشه بر اقتصاد منفی است و تخریب فیزیکی دلیل بزرگی بر این امر است. تروریست‌ها کارخانه‌ها، ماشین‌ها، سیستم‌های حمل‌ونقل، کارگران و سایر منابع اقتصادی موجود را نابود می‌کنند. بازارهایی که در معرض حملات تروریستی قرار می گیرند، اعتماد سرمایه‌گذاران را از بین می برد و به زمان قابل توجه و تلاش‌های هماهنگ بسیاری برای بازگشت به وضع اولیه نیاز دارند. همچنین از آنجایی که قیمت سهام منعکس کننده دستاوردهای آینده مورد انتظار یک شرکت است، یک اقدام تروریستی بر قیمت سهام تأثیر منفی می گذارد و در نتیجه با افزایش اقدامات امنیتی، سود مورد انتظار کاهش می یابد و هزینه های تولید و تجارت افزایش می یابد و سرمایه گذاران را از کشور خارج و به سمت کشورهای امن تر سوق می دهد. اما شاید بزرگترین اثر اقتصادی تروریسم بر اقتصاد، افزایش هزینه های امنیتی و دفاعی و تأثیر بر زنجیره تأمین افزایش امنیت در زمین، دریا و گذرگاه های مرزی باشد. موضوعی که کشورها را ناچار می سازد بخش عمده ای از بودجه خویش را در این بخش هزینه کنند و ناچاراً از هزینه کردن در سایر بخش ها بکاهند.

اثر مهم دیگر، ارتباط بین تروریسم با گردشگری و جریان های مهاجرت است. کشورهایی که در معرض حمله تروریستی یا حتی احتمال و خطر حمله تروریستی قرار می گیرند، ضمن آنکه دیگر به عنوان مقصد گردشگری انتخاب نمی شوند، با جریان گسترده مهاجرت و خالی شدن کشور خود از نیروی انسانی مواجه می شوند. این کشورها احتمالاً با فرار مغزها مواجه می شوند، زیرا افراد با استعداد به دنبال اقامت در مکان های امن تر هستند.

تروریست‌ها علاوه بر تلفات و ویرانی‌های فیزیکی که مستقیماً در اثر حملاتشان ایجاد می‌شود، به دنبال وارد کردن آسیب‌های روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گسترده‌تر به جوامعی هستند که هدفشان قرار می‌گیرد. اثرات امنیتی- اجتماعی تروریسم می‌تواند شامل جراحت، مرگ و آسیب‌های روانی باشد. برای کسانی که در کشورهای متاثر از تروریسم زندگی می کنند، زندگی روزمره با عدم اطمینان ناشی از عدم اطلاع از ایمن بودن همراه است. این امر آثار روانی برای مقابله با این تهدید و سطح بالای خطر ایجاد می کند. به طور کلی، پس از اقدامات تروریستی، افراد از اختلالات استرس پس از سانحه، اضطراب و افسردگی شدید رنج می برند. بعلاوه، بازماندگان حملات تروریستی در برابر مسائل سوء مصرف مواد و علائم روان پریشانه پس از حمله آسیب پذیرتر هستند.

تروریسم صنایع فرهنگی و آزادی هنری و میراث فرهنگی جوامع را تحت تأثیر قرار داده و به آنها آسیب می رساند. طبق توصیه یونسکو در سال 1980، آزادی بیان یک پیش نیاز ضروری برای همه فعالیت های هنری است و تروریست ها به عنوان حاملان افراط گرایی و برخی ایدئولوژی های متعصب، از بیان هنر و آزادی بیان جلوگیری می کنند. تروریست ها همچنین میراث بشری را نابود می کنند تا جهان را شوکه کنند چرا که اثرات تصاویر تخریب مکان های فرهنگی می تواند وحشتناک تر از تصاویر انسان های در حال مرگ باشد، زیرا آنها از نابودی کل یک شهر، یک جامعه، یک ملت، یک تمدن و یک سبک زندگی صحبت می کنند. این تخریب، نه تنها نشان دهنده نابودی کسانی است که در کنار این بناهای تاریخی زندگی می کنند، بلکه نابودی تمام نسل های مربوط به آن تمدن را نشان می دهد.

برای نشان دادن دهشت آفرینی و ناامنی فرهنگی متأثر از این پیامد تروریستی کافیست دو سه نمونه از مهم ترین این اقدامات را در ذهن مجسم کنیم؛ پالمیرا، شهری باستانی در استان حُمص سوریه است که زمانی در جهان باستان یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی جهان بود، این شهر تبلور هنر و معماری قرن‌های نخست و دوم به‌شمار می‌رفت که در آن تکنیک‌های یونانی و رومی با سنت‌های محلی و نفوذ ایران باستان در هم آمیخته بود که متأسفانه به دست داعش نابود شد. مورد دیگر، تخریب مجسمه‌های بوداهای بامیان در افغانستان توسط طالبان در سال 2001 است. نمونه دیگر را در موزه موصل در عراق می توان دید در این مثال ها، ارزش آنچه از بین رفته  در برخی موارد می تواند از ارزش پولی بسیاری از واحدهای اقتصادی بیشتر باشد و به از دست دادن کل ارزش معنوی برای تمدن بشری گسترش می یابد.

نتیجه اینکه، تروریسم تهدیدی است که کرامت و امنیت انسانها را در همه جا تهدید میکند جامعه مدنی را تضعیف می کند، پایه های دموکراتیک جامعه را هدف قرار می دهد و حکومت های قانونی را بی ثبات میکنند. تروریسم در پیوند خود با جرایم سازمان یافته فراملی، قاچاق مواد مخدر، پول شویی، قاچاق اسلحه و حتی انتقال غیرقانونی مواد اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی دخالت دارد. تروریسم هم چنین جرائم مهمی همچون قتل، اخاذی، آدم ربایی، تجاوز، گروگاگیری و سرقت را در جوامع و جهان تحت تأثی قرار می دهد و پیامدهای نامطلوبی بر امنیت و توسعه اقتصادی - اجتماعی جوامع دارد، روابط دوستانه میان دولت ها را به خطر می اندازد و تاثیر زیانباری بر همکاری های مربوط به امنیت و توسعه دارد.

داود آقایی، پژوهشگر علوم سیاسی در خصوص پدیده تروریسم اعتقاد دارد: «به نظر می رسد تروریسم به عنوان مهم ترین و اساسی ترین چالش امنیتی دنیای جهانی شده ما در قرن بیست و یکم باقی خواهد ماند اما از دیدگاه امنیتی، آنچه که تروریسم را به عنوان یک تهدید جدی مطرح می سازد، میزان تخریب، ارعاب یا مسائل دیگر تروریسم نیست، بلکه نحوه پاسخگویی و واکنش به تروریسم به عنوان یک تهدید مطرح می باشد. عدم تناسب و مطابقت استراتژی های طراحی شده نظامی برای مقابله و پاسخگویی به تروریسم در این جایگاه بسیار اساسی و حیاتی است. بر این اساس اگر انطباق و سازگاری میان چالش ها و واکنش وجود نداشته باشد، فروپاشی تمدن از سوی تروریست ها حتمی و قطعی است و این مهم ضرورت تدوین استراتژی جهانی مناسب و متناسب را مضاعف می نماید.»

ایران، طی چند دهه اخیر از جمله کشورهای اصلی مبارزه با تروریسم بویژه مبارزه با تروریسم داعش بوده است. این کشور با مسئولیت پذیری در مقابل جامعه جهانی بار مبارزه با تروریسم را لااقل در غرب آسیا به تنهایی بر دوش کشیده و با هدایت فرماندهانی همچون سردار سلیمانی سهم عمده ای در این مبارزه بی امان داشته و دارد. ایران اگر چه در این مسیر با ناملایمات فراوانی از جمله تحریم های ظالمانه آمریکا و متحدانش رو به رو بوده است، اما هیچ گاه جبهه مبارزه را بر اساس اعتقاد و مسئولیت دینی، ملی و جهانی خود رها نکرده است. تنها بودن کشورهایی همچون ایران در مبارزه با تروریسم، مصداق بارز و عملی بکارگیری «استاندارد دوگانه» و حاکی از دروغگویی مدعیان مبارزه با تروریسم است.

مرداد ۲۸, ۱۴۰۲ ۰۹:۵۱ Asia/Tehran