تشدید اسلام هراسی در اروپا (2) امواج اسلام هراسی در اروپا
-
حوادث 11 سپتامبر 2001، دومین موج اسلام هراسی در غرب را رقم زد
در قسمت دوم از مجموعه متون تشدید اسلام هراسی در اروپا، امواج اسلام هراسی در اروپا بررسی می شود.
اسلام هراسی در قرن بیستم دراروپا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشدید شد. از نظر محافل سیاسی غربی، انقلاب اسلامی ایران، با ارزشهای لیبرالیستی مغایرت داشت و به همین دلیل لازم بود با آن مقابله شود. وقوع حملات یازده سپتامبر2001، فرصتی برای گروههای ضداسلامی به وجود آورد تا انگشت اتهام را مستقیما به سمت مسلمانان نشانه روند. به همین دلیل پس از یازده سپتامبر، جبهه جدیدی علیه مسلمانان شکل گرفت و شرایط زندگی فردی و اجتماعی برای آنها در جوامع اروپایی سخت تر شد. این اقدامات سختگیرانه را میتوان به شش موج اصلی اسلام هراسی تقسیم کرد. موج اول اسلام هراسی با انقلاب اسلامی ایران تا فروپاشی شوروی و کمونیسم، آغاز شد. موج دوم، 11 سپتامبر 2001، موج سوم، اشغال عراق توسط آمریکا، موج چهارم، ظهور گروه تروریستی داعش و موج پنجم، تقویت گروهها و جریانهای راست افراطی در اروپا بود. شکل گیری و ظهور مجدد طالبان در افغانستان، موج ششم اسلام هراسی را به همراه داشته است.
موج اول اسلام هراسی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1979 آغاز شد و تا زمان فروپاشی شوروی و کمونیسم ادامه داشت. در آن زمان، موجی رسانهای و سیاسی در جهان ایجاد شد که غرب را از گسترش اندیشه و تفکر اسلامی به شدت میهراساند. در این دوره رسانهها، تلاش کردند تصویری خشن، غیرانسانی و غیرعقلانی از اسلام ارایه دهند تا از این طریق، گفتمان انقلاب اسلامی را تحتالشعاع قرار دهند. از همان زمان، ایران هراسی و در مفهوم کلانتر، اسلام هراسی به یکی از راهبردهای تبلیغاتی رسانههای حامی ارزشهای لیبرالیسم تبدیل شد. درواقع، نگرانی و هراس از بیداری اسلامی مسلمانان و تأثیرات آن در جوامع اروپایی، باعث اتخاذ سیاستهای حمایتی از امواج اسلام ستیزی در اروپا شد. از آن زمان، گروههای ضد اسلامی به شکلی نهادینه و ساختمند، جنبههای فرهنگی، اجتماعی و ارزشی اسلام را هدف قرار دادند. اوج این اقدامات هدفمند و نهادینه شده، انتشار کتاب موهن نویسنده مرتد سلمان رشدی در توهین به چهرههای شاخص اسلام بود. انتشار کاریکاتورهای موهن درباره شخصیتهای مورد احترام مسلمانان در نشریههای مختلف، بعد از حمایت محافل سیاسی و رسانهای از اقدام موهن سلمان رشدی رخ داد. با فروپاشی شوروی و پایان تهدید کمونیسم، اسلام و مسلمانان به عنوان تهدید و دشمن اول غرب در نظر گرفته شد و سیاستهای اسلام هراسی و اسلام ستیزی تشدید یافت.
موج دوم اسلام هراسی، پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 آشکار شد. در رسانه های غربی، این حادثه به نوعی تقابل میان ارزشهای اسلامی و ارزشهای لیبرالی بازنمایی شد. دکتر محمدرضا دهشیری، استاد دانشکده روابط بین الملل در ایران معتقد است: ”تحولات یازده سپتامبر 2001، جنگ سرد جدیدی را با تمرکز بر مباحث فرهنگی و هویتی شکل داد که میتوان از آن بهعنوان «جنگ سرد جدید فرهنگی» تعبیر کرد که دامن زدن به موج اسلامهراسی را رقم زد“. بوش پسر رئیس جمهور وقت آمریکا، علناً از آغاز مجدد جنگهای صلیبی سخن گفت و به جنگ علیه تروریسم، رنگ و بوی مذهبی داد. دو روز بعد از حملات یازده سپتامبر، جان ویکور در روزنامه هرالد تریبیون، رسما حملات یازده سپتامبر را برخورد دو تمدن اسلام و غرب توصیف کرد. بعد از 11 سپتامبر، در غرب نیز حملات لفظی و فیزیکی علیه مسلمانان شدت یافت و تبعیض و محرومیت علیه آنها شدت گرفت.
ناکامی جنگ طلبان آمریکا در برقراری سلطه کامل برعراق، موج سوم اسلام هراسی را به همراه داشت. این موج، از سال 2005 با انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیز به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) توسط رسانههای دانمارک و تسری آن به رسانههای دیگر در اروپا آغاز شد. ساخت فیلم فتنه توسط گرت ویلدرز، نماینده افراطی پارلمان هلند، اظهارات موهن رود پارسلی، کشیش آمریکایی، اظهارات خصمانه پاپ در دانشگاه رگنسبورگ و چاپ مجدد کاریکاتورهای موهن در سایر نشریات غربی، از دیگر نمادهای موج سوم اسلام هراسی در اروپا محسوب میشود. این موج، در مقایسه با دو موج اول، هتاکانه تر و پیچیده تر بود و اقداماتی در اهانت و تحقیر مسلمانان انجام شد که پرتاب گوشت خوک به مساجد، ممانعت از برگزاری نماز جماعت در تعدادی از مساجد و ممنوعیت حجاب برای بانوان مسلمان از نمادهای بارز آن بود.
با ظهور گروه تروریستی و تکفیری داعش در عراق و سوریه ، موج چهارم اسلام هراسی شروع شد. این گروه تروریستی وابسته به سرویس های امنیتی غرب، تلاش کرد، چهره جدیدی از اسلام سیاسی ارائه دهد و آن را همراه با خشونت، ترور، وحشت و نابودی معرفی کند. داعش بر اساس همان آموزش نظامی و رسانه ای سرویسهای جاسوسی غرب، به نام اسلام به کشتار وحشیانه مسلمان و غیرمسلمانان پرداخت. استفاده گسترده داعش از فضای مجازی و انتشار اقدامات وحشیانه وابستگان به این گروه تروریستی، براساس طرحی هدفمند و هوشمندانه انجام گرفت تا افکار عمومی جهان درباره اسلام بدبین شود. همان طور که پیتر نیومن، کارشناس مرکز بینالمللی مطالعه رادیکالیسم تأکید میکند، عملکرد وسایل ارتباط جمعی درباره خشونت، به اندازه خود خشونت مهم است.
موج پنجم اسلام هراسی را میتوان در تقویت جریانهای راست افراطی در اروپا دید. راست گرایی افراطی تاثیرات انکار ناپذیری بر تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورهای اروپایی به جای گذاشته است. بنیانهای فکری راست گرایی افراطی در اروپا در اندیشههای نازیسم و فاشیسم در آلمان، ایتالیا و اسپانیا مشاهده میشود که عامل آغاز جنگ جهانی دوم بود که بعدها ممنوع شد. اما پس از حوادث یازده سپتامبر بار دیگر اوج گرفت؛ دکتر محمدرضا دهشیری، مهمترین مؤلفههای جریان راست را، ملیگرای افراطی، میهن پرستی رفاه طلبانه، ضدیت با مهاجران و بویژه مسلمانان، حمایت از نژاد پرستی، ضد فردگرایی، ضد مساوات طلبی، ضدیکپارچگی اتحادیه اروپا، بیگانه ستیزی و ضد جهانی شدن معرفی میکند. شکست رویکرد چندفرهنگ گرایی و فقدان تمایل اکثریت مسلمانان ساکن اروپا به پذیرش فرهنگ غربی، بیش از پیش احزاب راست افراطی را به سمت ممنوعیت ورود پناهندگان و مهاجران مسلمان سوق داده است.
ظهور مجدد طالبان در افغانستان در سپتامبر 2021، موج ششم اسلام هراسی در اروپا را به همراه داشت. تعریف و برداشت نادرست طالبان از دین از جمله بستن مدارس غیردینی، ممانعت از تحصیل دختران، مخالفت با انتخابات آزاد و قتل مخالفین به اتهام مخالفت با دین به بهرهبرداری رسانههای غربی از این موضوعات برای پیشبرد طرحهای اسلام ستیزی منجر شد. طالبان شاید در حوادث یازده سپتامبر مستقیما مسئول نبود، اما دستگاه های تبلیغاتی و امنیتی امریکا از همان ابتدا برای اقناع افکار عمومی در مبارزه با تروریسم، طالبان و القاعده را هدف قرار داد.
بررسی امواج اسلام هراسی در اروپا نشان می دهد که این پدیده، امری اجتماعی است و ریشه درعملکرد دولت ها، گروهها و سازمان های فعال و بویژه فعالیت های رسانه ای اسلام ستیزانه و نفرت پراکنی دارد. برخی از این حرکت های اسلام هراسانه، ساخت مند و نهادینه متکی به دولت ها، احزاب و گروه ها است. اما برخی دیگر، محصول برخی افراد تندرو است که رفتارهایشان موجب بهره برداری محافل ضد اسلامی شده است تا چهره اسلام را مخدوش کنند. بر همین اساس، ملت های مسلمان، دولت های کشورهای اسلامی و سازمان های رسانه ای اسلامی در این خصوص وظیفه سنگینی دارند و باید اسلام را به شکل واقعی و با جنبه رحمانیت آن ترویج کنند.