هیدروپلیتیک افغانستان (9) سیاست های هیدروپلیتیکی افغانستان با روی کار آمدن طالبان
-
حوضه آبریز هیرمند بین سه کشور افغانستان، ایران و پاکستان مشترک است.
در قسمت نهم از مجموعه مقالات هیدروپلیتیک افغانستان، سیاست های هیدروپلیتیکی افغانستان با روی کار آمدن طالبان بررسی می گردد.
اهمیت منابع آبی مشترک بهویژه حوضه آبریز هیرمند برای ایران و افغانستان در طول تاریخ و به طور خاص پس از انعقاد معاهده پاریس، سبب شکلگیری تعاملات درهمتنیدۀ هیدروپلیتیکی میان دو کشور بر سر بهرهبرداری از این منبع مشترک شده است. حوضه آبریز هیرمند بین سه کشور افغانستان (82 درصد)، ایران (15 درصد) و پاکستان (3 درصد) مشترک است که در کشور افغانستان به نام حوضه آبریز هلمند و در ایران به نام حوضه آبریز هامونِ هیرمند معروف است.
این حوضه 14 ولایت افغانستان و بخشی از دو استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی ایران را دربرگرفته است. آورد کل رودخانههای حوضه آبریز هیرمند که از بالادست و کشور افغانستان سرچشمه میگیرند، حدود 10 میلیارد متر مکعب در سال برآورد شده است که از این میان سهم رودخانه هیرمند در بالادست سد کجکی حدود 6 میلیارد متر مکعب در سال است. بر اساس معاهده سال 1351/1972، میزان حق آبه ایران از آب رودخانه بینالمللی هیرمند در سالهای نرمال و فوق نرمال 820 میلیون متر مکعب در سال تعیین شده است.
افغانستان از پنج حوضه آبریز اصلی تشکیل شده است که عبارتند از حوضه آبریز آمودریا، حوضه آبریز شمالی، حوضه آبریز هریرود-مرغاب، حوضه آبریز هیرمند و حوضه آبریز کابل. از پنج حوضه آبریز اصلی افغانستان، چهار حوضه شامل حوضه آبریز آمودریا، حوضه آبریز هریرود-مرغاب، حوضه آبریز هیرمند و حوضه آبریز کابل، حوضههای آبریز فرامرزی و مشترک با کشورهای همسایه این کشور هستند که آب این حوضهها و رودخانههای آن از افغانستان خارج میشوند و افغانستان در تمامی این حوضهها، از موقعیت بالادستی نسبت به کشورهای همسایه خود برخوردار است. این شرایط اقلیمی و هیدرولوژیکی باعث شده است که استفاده از آب بهعنوان ابزار سیاسی در مواجهه با کشورهای همسایه از جمله کشورهای ایران و پاکستان در دستور کار دولتهای افغانستان قرار گیرد.
موقعیت بالادستی افغانستان در حوضه آبریز هیرمند موقعیت متفاوتی به این کشور بخشیده است. با نگرش به پیشینه چندین دههای برخی از دولت های افغان، در کاهش حجم آب ورودی به ایران با وجود قرارداد حقآبه هامون هرگونه سیاست این کشور در حوزه این رود با حساسیت مردم و دولت ایران همراه بوده است. تلاش برخی از بازیگران برای ایجاد ایرانهراسی و ایرانستیزی در افغانستان که پیش از این خود را در بخشی از سخنان رییس جمهور سابق افغانستان اشرف غنی نشان داد، تجربه ای برای حال حاضر می باشد که هیدروپلیتیک افغانستان نباید در خدمت بیگانگان باشد . علاوه بر اشتراکات تاریخی ، فرهنگی و دینی ، منافع و امنیت دو کشور به شدت و بهگونه فزاینده در هم تنیده است و در پیش گرفتن هرگونه سیاست معارض با منافع و مصالح هر یک از طرفین به ویژه در بلندمدت ناشدنی است.
بر این اساس، ایران مکمل ژئوپلیتیک افغانستان و افغانستان مکمل هیدروپلیتیک ایران است و گریزی هم از این هم تکمیلی نیست. اگر به این رابطه تکمیلی توجه نشود، پیشبینی میشود مناسبات بین ایران و افغانستان از جمله در دوره طالبان بیشتر به سمت تنش پیش برود. هرچند به نظر میرسد با تغییر ساختار حکومت در افغانستان و رویکرد طالبان به همکاری با جمهوری اسلامی ایران، انتظار می رود اختلافات آبی دو کشور کاهش یابد.
روابط میان ایران و افغانستان بهعنوان دو همسایه با مرزهای طولانی، تنها به مسایل آبی محدود نشده و نباید اجازه داد یک پرونده بر مجموعه روابط و حسن همسایگی سایه افکند. در مورد طالبان و رویکرد این گروه به آب هیرمند باید گفت که طالبان در مقطع زمانی 1998 تا 2001 دریچههای سد کجکی را بست و جریان آب را به روی ایران قطع کرد که با یکی از بدترین خشکسالیهای منطقه مصادف بود. اما انتظار می رود در این دوره رویکرد طالبان به مساله آب و نیازهای آبی ایران و هامون تغییرات محسوسی پیدا کند بویژه اینکه مسایل مهم دیگری در مناسبات اقتصادی و سیاسی دو کشور وجود دارد.
همچنین باید توجه کرد که مزارع گسترده خشخاش یکی از دلایلی است که باعث میشود طالبان به آب نیاز داشته باشند. تولید مواد مخدر، یکی از منابع درآمد طالبان بوده است البته طالبان اعلام کردند که اجازه تولید مواد مخدر در افغانستان را نمیدهند، بنابراین این رویکرد طالبان می تواند فرصت جدیدی برای مدیریت بهینه منابع آبی در افغانستان و تامین حقآبه ایران از این کشور ایجاد کند. برخی رسانهها در اخبار تایید نشده ادعا کردند طالبان اجازه داده آب رودخانه هیرمند و دریچههای سد کمالخان به سمت ایران باز شود و در عوض ایران نیز صادرات سوخت به افغانستان را در 23 آگوست 2021 از سر گرفته بوده است! کاملا غیرواقعی بوده و حسب اعلام منابع مسئول در ایران این اخبار صحت نداشته است چرا که موضوع تامین حقآیه ایران از هیرمند هیچ ارتباطی به صادرات سوخت از ایران به افغانستان یا دسترسی کابل به بندر چابهار یا اقامت مهاجران افغان در ایران ندارد.
طالبان به طور لفظی به رعایت حق آبه ایران متعهد شده است؛ اما در عمل هنوز اقدامی را انجام نداده است. اهمیت این موضوع از ان جهت است که از منظر سابقه موضوع، پس از حاکم شدن طالبان بر افغانستان، خشکسالی عظیم در سال 1377/1998 و قطع آب توسط آنها به ایران، عملا رود هیرمند آب را به ایران نرساند و جریان آب آن در سال 1378/1999 به طور کامل خشک شد. لذا دولت طالبان در آن زمان به دلیل تسلط بر افغانستان و ادعای حاکمیت مسئول نقض معاهده هیرمند شناخته شد.اگر در حال حاضر نیز حق آبه ایران از هیرمند به سمت ایران جاری نشود، مسئول نقض معاهده هیرمند شناخته می شود. با وجود این چنانچه اشاره شد رویکرد طالبان و مناسبات ایران با طالبان در حاضر بسیار متفاوت از دوره 1998تا 2001 است و چشم انداز همکاری آبی دو طرف وجود دارد.
دکتر حجت میانآبادی پژوهشگر دیپلماسی آب و استادیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در این زمینه اعتقاد دارد : از آنجا که طالبان قدرت را در افغانستان در دست دارد امکان اخذ تصمیمات جدیتر در قبال مسائل آبی پیشرو را دارد.