هیدروپلیتیک افغانستان (6) مداخله ترکیه و آمریکا در سیاست هیدروپلیتیکی اشرف غنی
-
رویکرد غیر حقوقی اشرف غنی رئیسجمهور پیشین افغانستان در ترویج ذهنیتِ مالکانۀ «آب برای من است» در مورد رودخانه های بین المللی
در قسمت ششم از مجموعه مقالات هیدروپلیتیک افغانستان، مداخله ترکیه و آمریکا در سیاست هیدروپلیتیکی اشرف غنی بررسی می گردد.
ارتباط کنترل منابع آبی با هویت ملی، سبب تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آب و سیاست و به تبع آن، آب و امنیت ملی کشورها با یکدیگر شده است؛ تا جایی که مسائل و چالشهای آبی را نمیتوان جدای از مسائل سیاسی و امنیتی در نظر گرفت. بر این اساس، پیوند «سیاست، امنیت، آب و هویت» یک جنبه مهم و اثرگذار در سیاستگذاری راهبردی و همچنین بهرهبرداری از منابع آبی مشترک است. این پیوند به حدی حائز اهمیت است که ابرقدرتها برای هژمون شدن، احاطه بر مسائل محیطزیستی آب را بهعنوان یک راهبرد اساسی در دستور کار خود قرار دادهاند. این چالشها در حوضههای آبریز فرامرزی و منابع آب بینالمللی، که بین دو و یا بیشتر از دو کشور مشترک هستند، بسیار شدیدتر هست. بر این اساس، اغلب تلاش دولتها برای کنترل و مهار آبهای حوضههای آبریز مشترک یا با هدف کسب قدرت سیاسی برای تأمین منافع سیاسی- اقتصادی که عمدتاٌ توسط کشورهای بالادست صورت می گیرد، می باشد .
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر برداشت آب رودخانه هیرمند در کشور افغانستان نقش سیاستهای کشورهای خارج از حوضه آبریز آن رودخانه، در افزایش انگیزه و توان عملیاتی کشور افغانستان در برداشت آب رودخانه هیرمند است. نقش این عامل در برداشت آب در کشور افغانستان که از آن در ادبیات نوین مدیریت آبهای مرزی تحت عنوان «نقش بازیگر سوم Third parties » نام برده میشود، حائز اهمیت است. یکی از مهمترین کشورهای خارج از حوضه آبی هیرمند، ترکیه است که رویکرد آن به مسائل هیدروپلیتیکی و مدیریت آبهای مرزی، بر رویکرد افغانستان به ویژه در سالهای اخیر تاثیرات زیادی داشته است.
شباهتهای بسیاری در فرآیندهای توسعه منابع آبی کشورهای ترکیه و افغانستان وجود دارد. دو کشور در صدد توسعه بیش از پیش منابع آبی خود و به طور خاص سدسازی برآمدند. عزم افغانستان برای سدسازی با تمرکز بر آبهای مشترک فرامرزی این کشور نشان از شباهت رویکرد کابل و آنکارا در توسعه قدرت ملی با استفاده از منابع آبی دارد. تاریخ نشان داده است که همواره یکی از مهمترین اهداف ساخت سازههای عظیم در طبیعت بهویژه بر سر منابع مشترک، مسأله دولتسازی بوده است. در این میان وعده ساخت سد نیز جایگاه ویژهای در حلقههای سیاسی دولتها داشته و همیشه باعث افتخار دولتمردان بوده است. اهمیت این موضوع تا بدان جا است که سیاستمداران معتقد هستند «ساخت یک سد را قول دهید، یک انتخابات را برنده شوید». احداث سد و سازههای بزرگ و متعدد آبی در ملتسازی نیز نقش به سزایی دارند. به دلیل اهمیت شناخت تاریخ و تحلیل روایتهای منبعث از آن برای سیاستگذاری مناسب در حوزه منابع آب، لازم است به الگو برداری افغانستان از رویکرد ترکیه توجه شود. این امر به دلیل حضور مالی و عمرانی ترکیه در سدسازیهای افغانستان ضرورت بیشتری دارد.
ترکیه در گذشته از تصویر سد آتاتورک بر روی اسکناس یک میلیون لیری خود استفاده میکرد تا به درک و احساس شهروندان خود از مهار آب رودخانۀ بینالمللی و مشترک فرات شکلدهی کند. برای مثال، اظهار نظر تورگوت اوزال، هشتمین رئیسجمهور ترکیه، در خصوص قرارداد آبی ترکیه با سوریه مصداق بارزی از تلاش برای بهکارگیری منابع آبی بهعنوان ابزاری علیه همسایگان است. با وجود آنکه حدود 20 درصد از حوضه آبریز رودخانه فرات در کشور سوریه قرار دارد، اما تورگوت اوزال آب این رودخانه را متعلق به ترکیه میدانست و در زمان تسهیم آب معتقد بود که «آب رودخانه فرات، ارزان فروخته شد». نهمین رئیسجمهور ترکیه، سلیمان دمیرل، نیز در مراسم افتتاحیه سد آتاتورک، ضمن استفاده از عبارت مالکانۀ «آبِ کشورِ ترکیه»، حس مالکیت نسبت به منابع آب فرامرزی موجود در این کشور را یادآور شد.
مطالعه تطبیقی در مورد خط سیر سیاستگذاری توسعه مبتنی بر آب در افغانستان نیز حکایت از روندی مشابه دارد. دولتمردان و سران این کشور، به منظور هویتسازی و ورای آن ملتسازی، بارها و بارها منابع آبی را محور سخنرانیها و فعالیتهای سیاسی و کارنامه دولت خود قرار دادهاند. اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، در موارد متعددی سعی کرده است تا با ایجاد دلبستگی و تشدید عواطف ملی نسبت به آب، ذهنیتِ مالکانۀ «آب برای من است» را در میان مردم کشور خود ایجاد کند. برای نمونه، او در کنفرانس سه روزه ملی آب تحت عنوان «آب و توسعه پایدار» که در سال 2017 در کابل این مسأله را بیان کرد که: «آب، آبروی ما است و حفظ آبرو، هدف ملی ما است». وی همچنین در افتتاح فاز سوم سد کمالخان در سال 2017 اذعان داشت که «آبِ ما سرمایه ما است و دیگر هدر نخواهد رفت».
انگارههای ذهنی عینیت یافته در سخنرانیها و بیانات دولتمردان افغانستان ماهیتی مشابه انگارههای ذهنی دولتمردان ترکیه دارد و در صدد غیریتسازی از منابع آبی میان جوامع بوده و هست تا از این میان حس وطندوستی را میان جوامع خود تشدید نموده و با ملیسازیِ موجودیتی مشترک و فراملی بین جوامع پیرامونی، آبهای مشترک فرامرزی، دست به ملتسازی بزنند. زیرا تشدید عواطف ملی میتواند جوامع را از داشتن نگاه منفی به دولتمردان دور نماید و در نهایت ضریب ایدئولوژی و حس تحمل مشکلات مختلف را در جوامع تحت فشار بالا برد.
تورگوت اوزال در سال 1988 میلادی اظهار کرد: «همانطور که ما به اعراب نمیگوییم با نفت خود چه کاری انجام دهند، هیچ پیشنهادی هم از آنها در خصوص چگونگی استفاده از آبهایمان نمیپذیریم». سلیمان دمیرل رئیسجمهور اسبق ترکیه نیز مدعی بود «آب مانند نفت و سایر منابع طبیعی بوده و همه منابع طبیعی باید با رعایت حقوق طرفین به اشتراک گذاشته شوند. یک بشکه آب معادل یک بشکه نفت است. منابع آب متعلق به ترکیه است؛ منابع نفت متعلق به آنها. ما نمیخواهیم که آنها منابع نفت خود را با ما تقسیم کنند و آنها هم نمیتوانند در منابع آبی ما سهیم باشند». اگر چه مقدمه فرض سخن دمیرل مبتنی بر اصل معروف استفاده منصفانه از منابع طبیعی است اما در عمل نتیجهگیری مبتنی بر دکترین هارمون و اصل حاکمیت مطلق سرزمینی صورت پذیرفته است. رضا تکین، سفیر ترکیه در ایران نیز در سخنرانی کنفرانس ملی گرد و غبار (1396/2017) در تهران اظهار داشت: «امروز یک بطری آب از یک بشکه نفت گرانتر است و ملتها تأکید دارند آب منبعی ملی و حق هر دولت است، حالا که آب از نفت هم گرانتر است، پس چرا نفت را با هم شریک نمیشویم».
اشرف غنی نیز در اسفندماه سال 1397/فوریه 2019 اظهار کرد: «ما برای مهار آب سرمایهگذاری میکنیم زیرا هر قطره آب افغانستان از نفت همسایهها قیمتیتر خواهد بود». در سال 2021 نیز در افتتاحیه سد کمالخان اشرف غنی از تبادل آب مازاد از حق آبه هیرمند با نفت سخن گفت.
در واقع افغانستان دردوره حضور نظامی بیست ساله آمریکا (2001 تا 2021) و به تحریک واشنگتن، همچون ترکیه و بدون درنظر گرفتن حقوق جوامع پاییندست به دنبال استفاده ابزاری از آب رودخانه های مشترک بود. مقایسه آب رودخانه های بین المللی مشترک و فرامرزی با منابع نفتی که در داخل یک کشور قرار دارد و مشترک نمی باشد، از اساس مقایسه ای اشتباه و فاقد استدلالهای منطقی و حقوقی است.
واقعیت این است که دکترین حاکمیت سرزمینی مطلق بر منابع آبی فرامرزی در حقوق بین الملل کاملاً منسوخ شده است اما در سیاستهای اعمالی و اعلانی ترکیه و افغانستانِ دوره اشغال به خوبی قابل مشاهده است. جالب اینکه در شکل دهی هر رویکرد هر دو کشور، نقش آمریکا مشهود است. آمریکا از سیاست سدسازی ترکیه در قالب پروژه گاپ به عنوان ابزار فشار علیه سوریه، عراق و ایران استقبال می کند و در مقابل ترکیه، آب ارزان قیمت از جمله از رودخانه ماناوگات در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می دهد، بطوریکه آنکارا از مهمترین تامین کنندگان آب رژیم صهیونیستی می باشد. در افغانستان نیز آمریکا در حالی از سیاست سدسازی این کشور و نقض توافقات آبی ایران و افغانستان به بهانه توسعه این کشور حمایت می کرد، که طی بیست سال اشغال افغانستان، زیرساختهای این کشور هیچ کدام توسعه نیافتند چرا که اساسا توسعه افغانستان اولویتی برای آمریکا ندارد. امریکا تلاش دارد از آب افغانستان به عنوان ابزاری علیه ایران استفاده شود و از این منظر نیز همراهی دولت اشرف با آمریکا با انتقادات فراوانی در میان مردم افغانساتان مواجه شد .