در این قسمت، کارنامه مناسبات گرجستان با ایران بررسی می شود.

روابط جمهوری گرجستان و جمهوری اسلامی ایران، در مقاطع مختلفی از روابط دو کشور، از زمان استقلال این کشور تاکنون را می توان به چند بخش کلی تقسیم بندی کرد، اولین بخش از روابط دو کشور بر پایه واقعیت های سیاسی و اقتصادی شکل گرفته، صورت می گیرد و روابط دو کشور بدون در نظر گرفتن ساختار بین المللی و بازیگرانش و تنها بر اساس روابط و منافع ملی دو کشور استوار است. دومین بخش روابط دو کشور نیز منطبق با ایدئولوژی حاکم بر سپهر سیاست دو کشور می باشد که عوامل سیاسی و متغیرهای ایدئولوژیک بر آن تاثیر گذار می باشد.

گرجستان به عنوان یکی از کشورهای قفقاز جنوبی در مناطق پیرامونی ایران قرار گرفته است. در دو دهه گذشته، روابط دو کشور تحت تاثیر ساختار نظام بین الملل، رقابت بازیگران مختلف منطقه ای و فرامنطقه ای و همچنین به کارگرفتن سیاسـت هـای متفاوت از سوی دولتهای ایران و گرجستان، با فراز و نشیب های بسیاری رو به رو بوده است. بنظر می رسد سیاسـت خارجی اتخاذ شده از سوی ایران و گرجستان در قفقاز بر اساس سیاستی بلند مدت دنبال نشده است و در دوره های مختلف دچار تغییرات گوناگونی بوده است .

به زبان ساده تر هرگـاه توسـعه روابط دو کشور بر اساس گسترش همکاری های اقتصادی استوار بود، شکل و ساختار روابط گرجستان و ایران موفق به شمار می رفته و روابط به صورت خودکار و اتوماتیک وار در حال افزایش و رشد بوده است. به نحوی که همبستگی و مسیر مشترک روابط اقتصادی دوکشور، روابط را افزایش داده و به دیگر حوزه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سرایت کرده است. اما هنگامی که اولویت های سیاسی و ایدئولوژیک پا به میان می نهند، روند شکل گیری روابط به شکل بسیار محسوسی روندی نزولی به خود گرفته و در پایین ترین سطوح پیگیری شده است. 

بهرام امیر احمدیان استاد دانشگاه تهران، معتقد است: در روابط ایران و گرجستان علاوه بر اشتراکات در فرهنگ و ارزش ها، منافع ملـی و واقعیات منطقـه ای نیز لحاظ می شود. از این رو، روابط سیاسی و اقتصادی ایران و گرجستان را باید بر اساس این دو مولفه ارزیابی کرد و وقتی پای این دو گزینه به میان می آید فراز و نشیب بسیاری قابل مشاهده است .

انقلاب گل سرخ  گرجستان در سال 2003 رخ می دهد و جمهوری اسلامی ایران برای توسعه و تحکیم روابط و به کارگیری سیاست توسعه و تحکیم روابط با کشورهای همسایه، علاوه بر به رسمیت شناختن دولت میخائیل ساکاشویلی توسعه ی روابط را در دستور کار قرار  داد. سفر ساکاشویلی و هیئت همراه به ایران در 2004 و امضای چند سند همکاری بین دو کشور نقطه عطفی در توسعه روابط و نگاه به آینده بود . توافق دو کشـور بـرای تبادل برق بین دو کشور از دیگر گامهایی بود که برداشته شد. در نوامبر 2006 برای انتقال برق ایران به گرجستان از راه ارمنستان بین وزرای سه کشور موافقتنامه ای امضـا شـد. صـدور گـاز ایـران بـه گرجستان در پی انفجار خط لوله گاز روسیه به گرجسـتان و قطـع گـاز در ژانویـه 2006 از دیگر گامهای همکاری ایران با این کشوربوده است. حجم مبادلات تجاری بین دو کشور ایران و گرجستان از 12 میلیون دلار در سال 2000 به حدود 67 میلیون دلار در سال 2011 افزایش یافت که بیشـتر صـادرات جمهوری اسلامی ایران به گرجستان بوده است.

وجود ایرانیهای گرجی تبار در فریدون شهر اصفهان، که از زمـان صـفویه بـه ایـران انتقـال داده شده اند بُعد دیگری از پیوندهای بین ایران و گرجستان است. از زمان روی کار آمدن دولت ساکاشویلی تـلاش زیـادی شد تا از ایرانیهای گرجی تبار به عنوان اقلیت گرجی حمایت های بیشتری شود. ساکاشویلی در سفر سال 2004/ 1384 خود به تهران از منطقه فریدون شهر اصفهان نیز دیدار کرد و از نزدیک با زندگی گرجی تبارهای ایرانـی آشنا شد. بنابراین اینها خود عامل پیوند دو کشور و افزایش روابط بین مردمی شده است. 

به طور کلی هنگامی که از روابط ایران و گرجستان سخن به میان می آید، نمی توان پیشینه ی تاریخی دو کشور را نادیده نگرفت، پیشینه ای که روابط عمیقی در میان دو کشور ایجاد کرده است و اگر دوران شوروی در این میان نبود، پیوستگی هویتی و تمدنی بیشتری میان ایرانیان و گرجی ها وجود داشت. این پیوستگی به دلیل آن است که اساسا گرجی ها به عنوان یکی از اقوام ایرانی شناخته می شوند. در مقاطعی از تاریخ ایران، گرجی های بسیاری در تاریخ ایران نقش آفرینی کردند که می توان به دوران صفویه و قاجار اشاره مستقیم داشت. در تاریخ ایران حاکمان گرجی بسیاری وجود داشته که در دوران قاجاریه بخشی کوچک در ساختار سیاسی حکومت ایران به شمار می آمدند و این موضوع تنها در حوزه ی سیاسی نبود بلکه معماران، هنرمندان و نویسندگان و شاعران بسیاری در تاریخ ایران دارای ریشه های گرجی بوده اند. از سوی دیگر برخی از روشنفکران و نویسندگان گرجی هم این پیوستگی تاریخی دو کشور را دنبال کرده اند که می توان به جمشید گیوناشویلی (Giunashvili)، ایران شناس، زبان شناس و اولین سفیر گرجستان در ایران اشاره کرد.

یکی از تاثیرات مهم این پیوستگی تاریخی و روابط حسنه ای را که از سالهای ابتدائی تاسیس کشور گرجستان ایجاد شد، می توان در احترام و دفاع جمهوری اسلامی ایران از تمامیت ارضی گرجستان دید، با توجه به روابط سیاسی ایران و روسیه به عنوان دو متحد استراتژیک منطقه ای، جمهوری اسلامی ایران در جریان جدایی آبخازیا و اوستیای جنوبی از گرجستان در سال 1991 و همچنین در جنگ گرجستان و روسیه در سال 2008 ، با وجود حمایت تمام قد روسیه از این دو منطقه ی جدا شده، آنها را به رسمیت نشناخت و از تمامیت ارضی گرجستان  دفاع کرد.

از موضوعات مهم دیگر در روابط دو کشور می توان به انتقال گاز از ایران به گرجستان در سال 2006 اشاره کرد و اوج بحران انرژی این کشور اشاره کرد. همچنین روابط ایران گرجستان به حدی رسیده که در دوران پیشا کرونا روادید بین دو کشور به منظور افزایش و توسعه تجاری و گردشگری لغو شد. یک نمونه همکاری دیگر بین دو کشور در سطح اول می توان به همکاری ایران و گرجستان در ایجاد کریدور ترانزیتی خلیج فارس- دریای سیاه اشاره داشت. در کنار اینها حضور گسترده ی ایرانی های برای سفر و تجارت و خرید ملک در گرجستان هم این پیوستگی تاریخی را به نوعی تایید می کند اما در این میان روابط دو کشور را نمی توان جدا از رویکردهای کلان بین المللی و نقش آمریکا و روسیه دانست، به ویژه اینکه به دلیل تحریم های ظالمانه غرب علیه ایران، روابط ایران و گرجستان هم دچار فراز و نشیب های گوناگونی شده است و تحت تاثیر اقدامات دولت ترامپ، روابط دو کشور به کمترین سطح خود رسید. در واقع رویکرد آتلانتیک گرایی گرجستان موجب احتیاط این کشور در مناسبات با ایران به ویژه در حوزه ی اقتصادی و بانکی گردید. این در شرایطی است که توسعه مناسبات با ایران، همواره مورد تاکید و حمایت مردم گرجستان بوده است . 

فروردین ۱۷, ۱۴۰۱ ۰۸:۳۳ Asia/Tehran