هیدروپلیتیک افغانستان (5) مولفه های سیاست هیدروپلیتیکی حامدکرزای و اشرف غنی (بخش دوم)
-
در افغانستان سیاست نفت در برابر آب و مدیریت منابع آبی و سدسازی توامان مبنای استفاده ابزاری از آب علیه ایران است
در قسمت پنجم از مجموعه مقالات هیدروپلیتیک افغانستان، مولفه های سیاست هیدروپلیتیکی حامدکرزای و اشرف غنی (بخش دوم) بررسی می گردد.
راهبرد سدسازی افغانستان در مهار رودهای فرامرزی به کاهش آب ورودی به کشورهای پیرامونی، به ویژه در مناطق شرق و شمال شرقی ایران منجر شده است. به دلیل موقعیت کوهستانی افغانستان که بیشتر رودهای آن رو به کشورهای همسایه دارند، این رودخانه های مرزی به این کشور موقعیت هیدروهژمون بخشیدهاند. افغانستان دو قانون آب دارد. قانون اول در سال 1360/1981 توسط ببرک کامل رییس جمهور وقت افغانستان و قانون دوم آب در 6 اردیبهشت 1388/26 آوریل 2009 توسط حامد کرزی رئیسجمهور وقت ابلاغ شده است. در این دو قانون بیشتر به تعاریف، امور حقوقی تقسیم آب در داخل، مالکیت آب و سایر موارد داخلی پرداخته شده است و در این قوانین خبری از مسائل هیدروپلیتیکی، حق آبه کشورهای همسایه و توجه به حقوق بین الملل نیست.
از زمان سقوط طالبان در سال 2001 تا 2021 ، دولت افغانستان با تحریک آمریکا و به بهانه راهبرد مدیریت منابع آب، کوشیده است با ساخت انواع سد و بند روی رودخانههای این کشور، آب این رودها را مدیریت و از ورود آنها به ایران جلوگیری کند. شدت یافتن مباحث سیاستهای آبی و توسعه عمرانی در این حوزه در کشور افغانستان بدون توجه به حقوق ایران و مسائل زیست محیطی، از دوره اشرف غنی صورت گرفت. در سال 1394/2015 «شورای عالی زمین و آب» به ریاست غنی تاسیس شد و دولت افغانستان روز 4 فروردین / 24 مارس را روز ملی مدیریت آب نامگذاری کرد. در واقع هدف دولت اشرف غنی، استفاده ابزاری از آب بود. پیش از غنی و حتی در دوره کرزای نیز چنین رویکرد ابزارانگارانه در چنین سطحی وجود نداشت. پیش از انقلاب اسلامی ایران، هدف افغانستان از مدیریت آب، تامین آب کشاورزی و برق بود. اما در بیست سال اشغال افغانستان از2001 تا 2021 با تحریک آمریکا، دولت افغانستان با رویکرد سیاسی، استفاده ابزاری از آب در مناسبات با ایران را در دستور کار خود قرار داد که خلاف اصول همسایگی دو کشور بود.
در سال 2021 دولت اشرف غنی در حال تکمیل سد بخشآباد بر روی سرشاخه فراه رود بود. از آنجا که این سد بر روی یکی از مهمترین سرشاخههای هیرمند در حال تکمیل است و این رودخانه و منابع آب آن تحت پوشش معاهده 1351/1972 هیرمند قرار نمیگیرد؛ لذا احداث و تکمیل آن میتواند اثرات و تبعات جدی و نگران کننده ای برای منطقه داشته باشد. زیرا ظرفیت مخزن این سد معادل 98 درصد متوسط جریان سالانه رودخانه اعلام شده است. براساس مطالعات صورت گرفته، احداث این سد و توسعه زمینهای کشاورزی این حوضه میتوانند میزان آب قابل استحصال رودخانه فراه در پاییندست را حداقل تا 51 درصد کاهش خواهد داد.
دکتر حجت میان آبادی عضو هیأت علمی گروه مهندسی منابع آب دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در ایران می گوید: رودخانه 560 کیلومتری فراه رود یکی از مهمترین و موثرترین رودخانهها و سرشاخههای حوضه آبریز هیرمند است که نقش مهمی در حیات پاییندست حوضه بویژه تالابهای بینالمللی هامون دارد. متوسط آورد آب سالانه این رودخانه 1200 میلیون مترمکعب در سال برآورد شده است که بعد از رودخانه هیرمند، دومین سرشاخه مهم و پر آب حوضه آبریز بینالمللی هیرمند است. اگر چه این رودخانه جزء معاهده 1351/1972 نیست و بین دو کشور ایران و افغانستان، قرارداد و معاهدهای بر سر بهره برداری از این رودخانه وجود ندارد اما از آنجا که احداث این سد تاثیر منفی بر حقابه ایران از رودخانه هیرمند می گذارد افغانستان باید قواعد عرفی و لازم الاجرای حقوق بین الملل در این خصوص را در نظر بگیرد تا مانع زیان کشور پایین دست رودخانه هیرمند یعنی ایران شود.
فعالیت دیگری که موجبات نگرانی برای ایران می باشد، سد کمالخان است که در 18 کیلومتری جنوب شهر زرنج واقع در استان نیمروز در مسیر رود هیرمند و در 100 کیلومتری مرز ایران ساخته شده است. این سد طی چند مرحله، به ویژه از اوایل دهه 90 بنا شد. درباره بازتابهای ساخت این سد در استان خشک نیمروز افغانستان، گزارشهای مختلفی ارائه شده است. برای نمونه، آبگیری این سد میتواند بیش از 184 هزار هکتار از زمینهای کشاورزی را آبیاری و بیش از 9 مگاوات برق تولید کند. سد کمالخان با ظرفیت ذخیرهسازی 52 میلیون مترمکعب آب، گنجایش بالایی در مهار و ذخیره سیلابهای موسمی دارد.
در صورتیکه رویکرد سیاسی و ابزاری به مساله آب، کنار گذاشته شود، ساخت سد کمال خان افزون بر اینکه استان نیمروز و جنوب غربی افغانستان را از خشکسالی و کمآبی میرهاند، میتواند از طریق مهار و ذخیره سیلابهای موسمی، میزان 850 میلیون مترمکعب آب رودخانه هیرمند را اندازهگیری شده و نظاممند به ایران بفرستد. بر پایه چنین رویکردی، استان نیمروز در نقش انبار آب هر دو کشور عمل خواهد کرد. رودخانه هیرمند یگانه تامینکننده اصلی آب دریاچه هامون و فراهمکننده آب شهرهای بزرگ استان سیستان و بلوچستان ایران به ویژه زابل و زاهدان است.
رودخانه هریرود از جمله رودخانههای مشترک ایران، افغانستان و ترکمنستان است که از افغانستان سرچشمه میگیرد. این رود مهمترین منبع تأمینکننده آب شمال شرق ایران بوده و سد مشترک دوستی میان ایران و ترکمنستان جهت مدیریت و بهرهبرداری بهتر آب، بر روی آن احداث شده است. همچنین سالانه در حدود 150 میلیون متر مکعب از آب سد دوستی برای تأمین آب شرب شهر مشهد و 278 میلیون مترمکعب برای کشاورزی دشت سرخس تخصیص مییابد. افغانستان در سال 2004 با هدف توسعه کشاورزی خود، تصمیم به احداث سد سلما نمود که مرحله آبگیری آن از سال 2016 شروع شده است. میزان ظرفیت این مخزن برابر 560 میلیون مترمکعب است. احداث این سد باعث میشود تا میزان ورودی سد دوستی به 30 درصد تقلیل یابد.
سد کجکی در شهرستان کجکی ولایت هلمند در جنوب افغانستان در فاصله 180 کیلومتری در شمال شهر لشکرگاه مرکز این ولایت قرار دارد. فاز مطالعاتی و عملیات عمرانی این سد در سال 1946 آغاز و در سال 1953 پایان یافت. فاز دوم پروژه احداث سد برق آبی کجکی، تحریک آمریکا و ترکیه، پس از اشغال افغانستان در سال 2001 با قصد تحت الشعاع قرار دادن منابع آب مصرفی ایران و با ادعای تأمین ٦ درصد از برق مورد نیاز افغانستان به اجرا درآمد. احداث سد برقآبی کجکی، بزرگترین پروژه عمرانی آمریکا در افغانستان است که علیه ایران هدف گذاری شده است. بنا به اعلام وزارت آب و انرژی افغانستان تا قبل از حضور طالبان در کابل در 15 اوت 2021 ، کار اجرایی مرحله دوم سد کجکی روی رودخانه هیرمند ۶۰ درصد پیشرفت داشته است.
در واقع اشغالگران آمریکایی طی دو دهه اشغال افغانستان تلاش کردند که هیدروپلیتیک افغانستان بویژه در دوره اشرف غنی بر مبنای استفاده ابزاری از آب علیه ایران شکل بگیرد، اما واقعیت این است که اشتراکات تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران و افغانستان و اصول حسن همجواری ، این ضرورت را ایجاد می کند که آب به یکی از زمینه های تعامل و پیوند میان ایران و افغانستان تبدیل شود.