• سد کمال خان افغانستان عامل خشکسالی سیستان و دریاچه هامون ایران

در قسمت چهارم از مجموعه مقالات هیدروپلیتیک افغانستان، مولفه های سیاست هیدروپلیتیکی حامدکرزای و اشرف غنی (بخش اول) بررسی می گردد.

افغانستان بعد از رای حکمیت (داوری) مک ماهون و قبل از تصمیم کمیسیون هیرمند در سال 1331/1952، در دو مرحله به ایجاد تاسیسات مهمی بر روی رود هیرمند اقدام کرد. در مرحله اول، حفر نهرهای سراج و بغرا و در مرحله دوم، ایجاد سدهای کجکی و ارغنداب بود که باعث کاهش آب ورودی به ایران و نگرانی این کشور شد. این روند بعد از سال 1952 نیز ادامه یافت. نهر بغرا با فاصله زیاد از ناحیه کرشک شروع و تا دشت مرجا به طول 98 کیلومتر امتداد یافت و ساختمان این نهر با تجهیزات ارایه شده از سوی آمریکا تکمیل شد. مجموع این پروژه‌های عمرانی با عنوان «پروژه‌های رودخانه هیرمند» یکی از بزرگترین طرح‌های منطقه بعد از جنگ جهانی دوم است که توسط آمریکا تکمیل شده است.

افغانستان از منظر روان‌آب‌های سطحی به چهار حوزه آمودریا، کابل، هریرود و هیرمند-ارغنداب تقسیم می‌شود. که در این میان، شیب زمین دو حوضه آبریز هریرود و هیرمند به سوی ایران است که در امنیت آبی شرق ایران نقش بنیادی دارد. قرارگیری شیب رودخانه‌های یاد شده به سمت ایران، فرصت راهبردی کم نظیری برای توسعه نواحی مرزی دو کشور و تبدیل آب به یک عنصر پایدار در مناسبات ایران و افغانستان ایجاد کرده است. در فاصله سقوط طالبان در سال 2001 تا روی کارآمدن مجدد آن در سال 2021 ، به بهانه راهبرد مدیریت منابع آب، دولت های افغانستان کوشیدند با ساخت انواع سد و بند روی رودخانه‌های این کشور آب این رودها را مدیریت و از ورود آنها به ایران و کشورهای پایین‌ دست جلوگیری کند. آمریکا هم که در هیچ حوزه اقتصادی یا فنی در افغانستان حاضر به سرمایه گذاری نبود، در حوزه آبی از ایجاد سدها و آب بندها توسط دولت های افغانستان حمایت کرد تا از این موضوع به عنوان ابزار فشار علیه ایران استفاده و میان دو کشور دارای اشتراکات تاریخی و فرهنگی شکاف وایجاد نماید.

در سال 2001 ایران نزد سازمان ملل از عدم رهاسازی آب سد کجکی توسط افغانستان، شکایت کرد. استناد ایران به معاهده هیرمند نشان می‌دهد که ایرانیان معتقدند این معاهده معتبر و لازم‌الاجرا است. با وجود انعقاد معاهده هیرمند، حق آبه‌ای برای دریاچه هامون در نظر گرفته نشده است. موضعِ ایران در زمان انعقاد معاهده صرفاً تلاش برای دستیابی به آب معین و تضمین شده برای مصرف کشاورزی اهالی سیستان بوده و شرایط آن دوره، ایران را مجاب به پذیرش این معاهده کرد. این مهم نمایان‌گر آن است که هیچ یک از دو کشور در آن دوره به مسأله تأمین آب زیست‌ محیطی‌ دریاچه هامون توجهی نداشته‌اند و حق آبه زیست‌ محیطی و دریاچه هامون‌ مسکوت باقی مانده است.

 اشغال افغانستان توسط آمریکا در سال 2001 نقطه عطف در سیاست‌های هیدروپلیتیکی افغانستان نبود، بلکه صرفا در این دوره، پول، فناوری و حمایت اشغالگران به گسترش آن سیاست‌ها کمک کرد. علیرغم اینکه در دوره اشغال افغانستان، مسئولان در بسیاری از بخش ها، هر شش ماه تغییر می‌کردند، پرونده هیرمند در این دوره  در اختیار مدیران ثابتی بودند که اوامر آمریکایی ها را اجرا می کردند.

 در مورد کم‌تر شدن ورود آب هیرمند به ایران در دوره اشغال افغانستان توسط آمریکا باید تاکید کرد که این موضوع لزوما ارتباط مستقیمی با کم شدن بارش ها نداشت. بلکه باید به امتیازگیری سیاسی دولت های وقت کابل بویژه در دوره اشرف غنی از تهران در این زمینه اشاره کرد. در واقع، آمریکایی در این مقطع سعی کردند سدها و مدیریت آب در افغانستان ، به اهرم فشارعلیه ایران تبدیل شود.

با پایان حکومت طالبان در سال 2001، حامد کرزای، رئیس دولت موقت افغانستان، در سال 2002 به ایران سفر کرد و مقامات دو کشور، سند همکاری امضا کردند. در این سند رؤسای جمهور دو کشور اجرای قرارداد 1973/1351 درباره تقسیم آب هیرمند را خواستار شدند؛ بدین ترتیب، باید سالانه 820 میلیون متر مکعب آب از هیرمند وارد سیستان ایران شود که البته در مواقع سیلابی، اندکی بیشتر و در مواقع خشکسالی، اندکی کمتر از این میزان به ایران وارد شده است. نخستین بار تغییر در موضع حامد کرزای در مورد آب‌های مرزی در پایان سال 2012 علنی شد. وی در ژانویه 2013 در کنفرانس ملی آب در کابل، سخنرانی کرد و در آن نخستین بار موضوع «حقوق آبی همسایگان» را مطرح کرد. البته وی اصرار داشت که سعی خواهد کرد همسایگان افغانستان را راضی کند تا صرفا به منابع آب خود اکتفا کنند.

نکته مهم دیگر در رویکرد آبی یکجانبه افغانستان تغییر سیاست این کشور حتی در مورد شرکت در کنفرانس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط با آب‌های فرامرزی است. این تغییر تا جایی پیش رفت که افغانستان به واژه «آب‌های مرزی و فرامرزی» نیز حساس شده بود.

با تحریکات آمریکا، شدت یافتن مباحث سیاست‌های آبی و نگاه ابزاری به آب  در افغانستان بدون توجه به حقوق ایران و مسائل زیست‌ محیطی، از دوره ریاست جمهوری اشرف غنی افزایش یافت. در سال 1394/2015 «شورای عالی زمین و آب» به ریاست غنی تاسیس شد و دولت افغانستان روز 4 فروردین / 24 مارس را روز ملی مدیریت آب نام‌گذاری کرد. در واقع اراده غنی، استفاده ابزاری از آب علیه ایران برای امتیاز گیری همسو با خواست آمریکایی ها بود. پیش از اشرف غنی و حتی در دوره کرزای نیز این نوع نگاه  وجود نداشت. سخنان اشرف غنی رئیس‌جمهور وقت این کشور در گشایش سد کمال‌خان (چهارشنبه 4 فروردین 1400 برابر 24 مارس 2021) در نزدیکی مرز ایران در برگیرنده سویه‌ها و سوگیری‌هایی بود که با نگرش به پیشینه مناسبات هیدروپلیتیک این کشور بازتاب بدبینانه‌ای در ایران یافت.

پیش از اشغال افغانستان توسط آمریکایی ها، هدف افغانستان از مدیریت آب، تامین آب کشاورزی و برق بود. اما در سال‌های اخیر، این هدف، سیاسی و تبدیل به امتیازگیری از ایران شده بود که انتظار می رود با روی کارآمدن طالبان تغییرات جدی در این رویکرد مخرب صورت گیرد. 

 دکتر حجت میان آبادی استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تربیت مدرس ایران می گوید: طبق مطالعات صورت گرفته تاکنون بیش از 19 طرح سازه‌ای و بهره‌ برداری شامل سد، بند انحرافی و کانال انتقال آب در حوضه آبریز هیرمند احداث شده است که در حال بهره‌ برداری هستند. برخی از سازه‌ها و طرح‌های اصلی احداث شده بر روی حوضه‌ آبریز هیرمند در کشور افغانستان عبارتند از: سد کجکی بر روی رودخانه هیرمند، سد مخزنی ارغنداب بر روی ارغنداب و در شمال قندهار، سد چخانسور در منطقه چخانسور، کانال سراج و کانال بغرا. در دوره اشرف غنی نیز سد کمال‌ خان بر روی رودخانه‌ هیرمند تکمیل و افتتاح گردید. نکته مهم و قابل توجه در حوزه مسائل هیدروپلیتیک حوضه آبریز هیرمند آن است که افغانستان علاوه‌ بر سدسازی‌های گسترده بر روی رودخانه فرامرزی هیرمند نظیر سد کمال‌ خان و فاز تکمیلی سد کجکی، در حال احداث سدهای جدید بر روی سایر سرشاخه‌های حوضه آبریز هیرمند از جمله خاش‌رود است که تاثیر منفی بر حیات سیستان و تالاب‌های هامون دارد.

اسفند ۲۵, ۱۴۰۰ ۱۷:۴۷ Asia/Tehran