در قسمت پنجم از مجموعه مقالات اهداف و پیامدهای جنگ دوم قراباغ، اهداف رژیم صهیونیستی از پروژه جنگ دوم قراباغ بررسی می گردد.

یکی از بازیگران پروژه جنگ دوم قراباغ رژیم صهیونیستی می باشد . حمید خوش آیند، کارشناس ایرانی تحولات بین المللی می گوید: «بر اساس شواهد، مدارک و مستندات معتبر میدانی، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی، رژیم صهیونیستی یکی از بازیگران مهم و ذینفع در منازعه قراباغ بود که توانست به صورت «غیرمستقیم» به این منازعه ورود کند».

رژیم صهیونیستی از کمک به جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ دو هدف کلی را دنبال می ­کرد: 1- اهداف استراتژیک 2- اهداف تجاری مانند فروش اسلحه و دریافت انرژی. در ادامه برنامه امروز اهداف استراتژیک و در برنامه بعدی اهداف تجاری رژیم صهیونیستی را از مداخله در جنگ دوم قراباغ بررسی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

جمهوری آذربایجان به لحاظ جغرافیایی و استراتژیکی برای رژیم صهیونیستی جاذبه زیادی دارد. به طور کلی، اهداف استراتژیک رژیم صهیونیستی از همکاری با جمهوری آذربایجان را می توان در 4 محور دانست. این 4 موضوع عبارتند از: 1- توطئه چینی علیه ایران 2- همراهی با آمریکا و تحت فشار قرار دادن روسیه 3- نفوذ و یارگیری در درون جهان اسلام و 4- کنترل ترکیه. در ادامه برنامه 4 هدف رژیم صهیونیستی را بررسی خواهیم کرد.  

رژیم صهیونیستی با درک اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی قفقاز جنوبی خصوصا به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و مجاورت این منطقه با جمهوری اسلامی ایران تمرکز بیشتری را بر حضور خود در قفقاز جنوبی گذاشته است. بر این اساس، مهمترین هدف استراتژیک رژیم اسرائیل از همکاری با جمهوری آذربایجان، تبدیل این کشور به پایگاهی برای تهدید ایران است. رژیم صهیونیستی سعی دارد از سویی با گسترش نفوذ خود در بین همسایگان ایران، دامنه فشار و تهدیدات را علیه ایران بیشتر کند و ازسوی دیگر، مانع از گسترش سبک زندگی دینی در جمهوری آذربایجان شود. به همین دلیل، رژیم صهیونیستی، از گسترش گروه­های اسلامی اصیل در قفقاز جنوبی احساس ناامنی و خطر می کند.

دکتر شایل بن افرایم (Shaiel Ben-Ephraim)، کارشناس روابط بین الملل معتقد است: «اسرائیل تا زمانی که جمهوری آذربایجان برای مبارزه با ایران برای رژیم اسرائیل مفید باشد، به حمایت مادی از باکو ادامه می­دهد. گزارش شده است که سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی، برای ایجاد پست­های شنیداری و جمع‌آوری اطلاعات مهم امنیتی ایران، از زیرساخت­ های جمهوری آذربایجان استفاده کرده است. بر اساس اطلاعات فاش شده، باکو به رژیم صهیونیستی اجازه داده است در حمله به اهداف هسته ­ای در ایران از فرودگاه­های جمهوری آذربایجان استفاده کند. این اقدامات، باکو را در معرض خطر شدید تلافی ­جویانه ایران قرار می ­دهد».

دومین هدف رژیم صهیونیستی، همراهی با آمریکا و تحت فشار قرار دادن روسیه است. واشنگتن و تل آویو، از گذشته های دور برای نزدیک شدن به مرزهای روسیه و ایران و مداخله در مسایل این دو کشور قدرتمند، تلاش زیادی کرده اند. امیل آودلیانی، مدیر مطالعات غرب آسیا در اندیشکده گرجی Geocase، می گوید: «روابط نزدیک رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان با چشم­اندازی که ایالات متحده در قفقاز جنوبی علیه روسیه پیش بینی کرده است، همخوانی دارد. در اوایل دهه 1990، واشنگتن یک روابط مثلثی بین ترکیه، جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی را ترسیم نمود. پس از مدتی گرجستان نیز به جمع آنها پیوست. گرجستان نیز نقش ترانزیتی در روابط مثلثی بین ترکیه، جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی ایفا می­ کند».

سومین هدف رژیم صهیونیستی از حمایت جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ، نفوذ و کسب مشروعیت در درون جهان اسلام است. رژیم صهیونیستی در بین اکثریت کشورهای اسلامی رژیمی مطرود می ­باشد. این رژیم جعلی، مدام در تکاپو هست تا با هر وسیله ممکن با هر کدام از کشورهای اسلامی که امکان پذیر باشد، رابطه برقرار کند. لذا رژیم اسرائیل در قالب دکترین اتحاد پیرامونی بن گورین، با حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ خواست از فرصت پیش آمده برای خروج از انزوا در میان کشورهای اسلامی بپردازد.

چهارمین هدف استراتژیک رژیم صهیونیستی از حمایت جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ، تعدیل و تغییر سیاست های ترکیه است. روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه، دارای فراز و فرود فراوان بوده است. از این منظر، روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه از چند منظر می­ تواند، آشکارا روابط تل آویو و آنکارا را تحت تأثیر قرار دهد. در حالت اول، در صورت وجود رابطه مستحکم بین ترکیه و رژیم صهیونیستی، جمهوری آذربایجان می ­تواند به عنوان ضلع سوم این مثلث به جمع آنها بپیوند. در حالت دوم، اگر روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه به سردی گرایید، جمهوری آذربایجان می تواند برای بهبود روابط دو طرف ، نقش آفرینی نماید. 

در یک جمع بندی کلی می توان گفت در جنگ 44 روزه قراباغ در سال 2020، رژیم صهیونیستی در قبال اجماع سازی در غرب برای حمایت از باکو یا سکوت در این جنگ و همچنین ارایه تسلیحات و اعزام افسران صهیونیستی، بدنبال امتیازاتی از باکو است. اخذ پایگاه های غیررسمی برای دپو سلاح های دوربرد، ایجاد پایگاه های پهپادی، توسعه مراکز اطلاعاتی ، شنود و جاسوسی، استقرار در اراضی آزاد شده جمهوری آذربایجان در پوشش روستاهای هوشمند و کیبوتس سازی (مزارع اشتراکی)، تغییر بافت شیعی این مناطق و دامن زدن به قوم گرایی و افراطی گرایی از جمله امتیازات درخواستی رژیم صهیونیستی از باکو می باشد. ضمن اینکه رژیم صهونیستی در چارچوب سیاست سلاح در برابر انرژی ، تلاش دارد جمهوری آذربایجان با قیمت ارزان تری سرمایه ملی مردم این کشور یعنی نفت و گاز را در اختیار این رژیم قراردهد. 

تحرکات تنش زایانه رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان در شرایطی است که به دنبال جنگ اوکراین و شناسایی اعلام استقلال لوهانسک و دونتسک توسط روسیه، محافل سیاسی شاهد حرکت ناگهانی باکو به توسعه مناسبات با مسکو در قالب امضای اعلامیه «تعامل متحدین» شدند. در واقع بنظر می رسد با گذشت زمان مشخص شد که تحرکات رژیم صهیونیستی در جنگ 44 روزه نه تنها به آزادی قراباغ و بازگشت آن به باکو منجر نشد بلکه وضعیت حقوقی آن را پیچیده ساخت و مقامات باکو اکنون بشدت نگران تقویت جمهوری خودخوانده قراباغ هستند. در واقع  پیوند باکو با تل آویو در جریان جنگ دوم قراباغ ، کمکی به بازگشت قراباغ به جمهوری آذربایجان نکرده است . 

اسفند ۱۹, ۱۴۰۰ ۰۹:۰۸ Asia/Tehran