• حق آبه ایران از رودخانه هیرمند در سال نرمال آبی به طور متوسط 820 میلیون متر مکعب در نظر گرفته شده است

در قسمت دوم از مجموعه مقالات هیدروپلیتیک افغانستان، روابط هیدروپلیتیکی ایران و افغانستان (حکمیت گلداسمیت) بررسی می گردد.

جمهوری اسلامی ایران از آن دست کشورهای منطقه است که با وجود پهناوری جزء کشورهای خشک و نیمه‌خشک به شمار می‌رود و طی چند دهه گذشته، درگیر ناامنی آبی شده است. رودهای ورودی با خاستگاه برون‌مرزی، کمتر از هفت درصد آب‌های مصرفی ایران را تشکیل می‌دهند. این رودها عمدتا در مناطق شرقی ایران واقع هستند که حیات و مدنیت بسیاری از سکونتگاه‌های آن به همین آب‌های مرزی وابسته است. قوانین مدیریت آب در افغانستان، همواره به گونه‌ای است که ابتدا باید نیاز مردم افغانستان را تامین کند. این ملی‌گرایی در حوزه آب، در زمان پس از حمله آمریکا به افغانستان و تحریک افغانستان از سال 2001 بدین سو تشدید گشته و در نتیجه افغانستان در زمان حامد کرزای و اشرف غنی، ساخت سدهای متعددی را آغاز کرد تا باصطلاح اقتصاد مبتنی بر کشاورزی خود را سامان داده و بتوانند با مطرح کردن شعار آب در برابر نفت در حوزه‌های انرژی از ایران امتیاز بگیرد.

با توجه به پیامدهای محیط‌ زیستی، امنیتی و جمعیتی ساخت سد روی هیرمند، بررسی معاهده دوجانبه بین ایران و افغانستان در مورد تقسیم آب هیرمند بسیار اهمیت دارد. رودخانه هیرمند با حوضه آبریزی به وسعت حدود  350 هزار کیلومتر مربع، بزرگ ترین رود افغانستان و فلات ایران است. این رود با طول قریب به 1100 کیلومتر طولانی‌ترین رود در جنوب آسیا بین رودهای سند، دجله و فرات محسوب می‌شود و از ارتفاعات کوه‌ های بابایغما در شمال غرب کابل در منطقه هزاره‌ جات در مناطق مرکزی افغانستان سرچشمه می گیرد. سپس از ولایات قندهار، هلمند و نیمروز می‌گذرد و به مرز مشترک ایران و افغانستان می‌رسد، و بالاخره وارد تالاب بین‌المللی هامون و دریاچه‌ آن می‌شود. پس از جدایی افغانستان از ایران در سال 1235/ 1857 میلادی، تلاش زیادی برای تعیین خط مرزی بین دو کشور صورت گرفت، اما مهم تر از حکمیت برای تعیین خط مرزی، نحوه استفاده از منابع آب مشترک دو کشور به‌ ویژه در دشت سیستان و رودخانه مرزی هیرمند بود. به همین دلیل از بدو استقلال افغانستان،‌ در همه حکمیت‌ها آب و حق آبه  از رودخانه هیرمند بین دو کشور دوست و برادر مطرح بوده است. 

از جمله حکمیت‌های مذکور می‌توان به حکمیت گلداسمیت (1872)، مک ماهون (1905) و نیز کمیسیون دلتا (1951) اشاره نمود. همچنین توافقاتی بین دو کشور برای استفاده از آب رودخانه هیرمند صورت گرفت (مانند توافقنامه 1316/1937) که با وجود امضا از جانب مقامات دو کشور، بنا به‌ دلایلی عملیاتی نشد. سرانجام در سال 1351/ 1972 «معاهده نحوه استفاده از آب رودخانه مرزی هیرمند» بین دو کشور امضاء و مبادله شد که در حال حاضر نیز مورد استناد و پذیرش هر دو کشور قرار دارد. بر مبنای این قرارداد حق آبه ایران از رودخانه هیرمند در سال نرمال آبی به طور متوسط 820 میلیون متر مکعب برای یک سال در نظر گرفته شده و این آب به تالاب هامون در سیستان می‌ریزد.

رودخانه هیرمند نقش بسزایی در حیات انسانی، توسعه و دسترسی مردم منطقه سیستان به آب دارد. نوسان جریان این رودخانه و کاهش آب جاری به سمت ایران همواره در طول صد سال گذشته بر روابط سیاسی ایران و افغانستان تاثیر منفی داشته است. 

شیب جنوبی ارتفاعات افغانستان واقع در بخش‌های نیمه مرکزی و جنوبی این کشور، منبع اصلی تأمین آب رودخانه هیرمند در طول سال است که در دو شاخه اصلی آن، هیرمند و ارغنداب جاری است. دو سد مخزنی عمده افغانستان، ارغنداب و کجکی در همین ناحیه احداث شده است که حوضه آبریزی وسیعتر از 50.000 کیلومتر مربع دارند. رود هیرمند در قسمتی از مسیر خود پس از سد کوهک، مرز میان ایران و افغانستان را تشکیل می‌دهد. هیرمند پس از طی مسافتی حدود 1400 کیلومتر به دوشاخه تقسیم می‌شود که یک شاخه آن به‌ طرف شمال و شاخه دیگر آن به‌ طرف شمال غرب جریان می‌یابد. شاخه شمالی آن که قسمتی از مرز میان افغانستان و ایران را تشکیل می‌دهد پس از آنکه ولایت نیمروز افغانستان را آبیاری می کند به دریاچه هامون می‌ریزد و شاخه دوم آن که به‌ طرف شمال غرب جریان دارد، وارد ایران شده و در چاه‌ نیمه‌های سیستان ذخیره می‌شود. 

در واقع اختلاف بر سر استفاده از آب رودخانه هیرمند بین ایران و افغانستان از زمان شکل‌ گیری دخالت انگلستان درمرزهای شرقی ایران آغاز شد. 

با شکست ناپلئون از روسیه، انگلستان برای جلوگیری از حمله احتمالی روسیه به هندوستان، درصدد برآمد تا بخش‌هایی از شرق ایران را با هدف ایجاد منطقه امن در مرزهای هند جدا کند. انگلیس برای اجرای این سیاست ابتدا با انعقاد معاهده پاریس (13 اسفند 1235/ 4 مارس 1857) افغانستان را از ایران جدا کرد و پس از آن اختلافات آبی شروع شد.

دو کشور بر اساس معاهدات جداگانه‌ای که با انگلستان داشتند، حل اختلافات آبی را به حکمیت دولت بریتانیا سپردند. دولت بریتانیا در سال ۱۸۷۱، ژنرال فردریک گلداسمیت Frederic John Goldsmid را مأمور رسیدگی به این مسأله کرد. او نیز ضمن تقسیم سیستان به دو بخش مختلف، در نهایت با قراردادن مرز دو کشور روی قسمتی از مسیر رودخانه هیرمند، رودخانه را بر اساس کنوانسیون وین، به رودخانه بین‌المللی تبدیل کرد. این مامور انگلیسی، در مورد تقسیم آب هیرمند صرفاً دو طرف را از انجام عملیاتی روی رودخانه که موجب کسر آب طرف مقابل شود، منع کرد و در مورد جزییات تقسیم آب نظری نداد و همین امر موجبات اختلافات فعلی شده است.

ژنرال گلداسمیت به‌عنوان حکم در مورد مرزهای سیستان در سال 1872  سیستان را به دو قسمت اصلی و خارجی تقسیم کرد، سیستان اصلی از نیزار واقع در شمال آن ایالت تا ملک سیاه کوه یعنی ناحیه‌ای که در غرب رود هیرمند قرار دارد به ایران واگذار شد؛ و سیستان خارجی یعنی ناحیه‌ای که در شرق هیرمند واقع است به افغانستان واگذار شد. فارغ از جزییات مرزی و ارضی این توافق، آن چیزی که در این خط مرزی به آب و منابع آبی ارتباط داشت این نکته بود که گلداسمیت به صراحت گفته بود: «هیچ نوع عملیاتی از جانب طرفین نباید در آب زراعت زمین‌های دو طرف رود هیرمند، دخل و تصرف کند».

اسمیت در ابتدا با تاکید بر مساله حق آبیاری و زراعت سیستان در استفاده از هیرمند، برای ایران حق تقدم شناخت و هرگونه اقدام در بالادست هیرمند را منوط به رضایت ایران نمود. دادن حق تقدم به کشاورزی منطقه و جلب رضایت دولت پایین‌دست، از قواعد شناخته شده حقوق بین‌الملل است. علیرغم این، به دلیل علامت‌گذاری نشدن مرز و وجود تفسیر متناقض درباره حق آبه ایران، رای اسمیت نتوانست به طور قطعی، اختلافات را حل کند. یکی از دلایل این موضوع آن است که گلداسمیت بعدها با رویکرد سیاسی و نه حقوقی، رای خودش را طوری تفسیر کرد که با اصل موضوع مغایرت داشت. 

به همین دلیل است محمود فروغی، دیپلمات وقت در دوره پهلوی، از قرارداد گُلداسمیت به‌عنوان «استخوان لای زخم» یاد می‌کند و می‌گوید که این اصطلاح را همه دیپلمات‌های ایرانی و غیرایرانی برای خط‌ کشی‌های مرزی و استعماری گلداسمیت مورد استفاده قرار می‌دهند. این اصطلاح از آن رو استفاده می‌شد که بعد از ارائه نظر گلداسمیت، افغانستان  از وزیرخارجه انگلستان تقاضا کرد نظر وی را طوری تفسیر کند که افغانستان بتواند با حفر کانال جدید و تعمیر کانال‌های متروک، میزان آب بیشتری از هیرمند استفاده کند. این مساله، یعنی نزدیکی سیاسی افغانستان و انگلستان، در حکمیت بعدی بین ایران و افغانستان یعنی حکمیت مک‌ ماهون خود را نشان داد.

اسفند ۱۵, ۱۴۰۰ ۱۴:۰۱ Asia/Tehran