• تقابل فزاینده ترکیه و ارمنستان

در مجموعه متون «اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ»، اهداف جمهوری آذربایجان، ترکیه، رژیم صهیونیستی و روسیه در جنگ دوم قراباغ، و نتایج و پیامدهای این جنگ بررسی خواهد شد.

در قسمت دوم مجموعه متون، اهداف ترکیه از پروژه جنگ دوم قراباغ بررسی خواهد شد. 

از زمان آغاز درگیری میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سال 1991، حمایت ­ترکیه از جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان در رسانه های این کشورآشکار بود، البته درعمل در جنگ اول قراباغ، ترکیه اقدامی علیه ارمنستان انجام نداد. ترکیه طی سه دهه اخیر به دلیل اختلافات تاریخی که باارمنستان بر سر موضوع کشتار 1915 ارامنه و مساله «ارمنستان غربی» دارد، همواره کوشیده است از مناقشه قراباغ به عنوان یک ابزار فشار علیه ارمنستان استفاده کند. این موضوع در جنگ دوم قراباغ نمود بیشتری پیدا کرد. این حمایت در پروژه جنگ دوم قراباغ در 2020، شدت بیشتری پیدا کرد. ترکیه بی دلیل از جمهوری آذربایجان پشتیبانی نکرده و اهداف پشت پرده ترکیه قابل تامل است. ترکیه حداقل 5 هدف اصلی از پشتیبانی جمهوری آذربایجان دارد که عبارتند از: فروش تسلیحات، تامین انرژی ارزان تر از جمهوری آذربایجان ، محصورسازی و منفعل سازی رقبای منطقه ای، تحقق آمال رویایی پان ترکیسم و یکپارچه نمودن باصطلاح دنیای ترک و تهدیدآفرینی در منطقه با  استفاده از ابزار سلفیسم تکفیری. در ادامه برنامه به تک تک این اهداف می پردازیم.

فروش تسلحیات به جمهوری آذربایجان هدف اول و آشکار ترکیه بود. ترکیه، تسلیحاتی همچون خودروهای گشتی زرهی، موشک، موشک اندازهای TRG-300 و پهپادهای Bayraktar-TB2 را با مبالغ گزافی به دولتمردان باکو فروخت. برهان حشمتی، کارشناس مسائل جمهوری آذربایجان در ایران می گوید: «ترکیه با این ژست که حامی نظامی اصلی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قراباغ است، امتیازات نظامی و امنیتی زیادی از باکو گرفت. ترکیه قصد دارد به نخستین صادر کننده تسلیحات و مهمات به جمهوری آذربایجان تبدیل شود و جای روسیه و رژیم صهیونیستی را در فروش تسلیحات به باکو بگیرد. البته، این هدف امکان پذیر به نظر نمی ­رسد».

هدف و نیاز دوم ترکیه، تأمین انرژی ارزان تر از جمهوری آذربایجان بود. به همین دلیل ترکیه به شدت نگران ناامنی­ هایی بود که در منطقه طاووس جمهوری آذربایجان اتفاق افتاد. منطقه ای که کریدور اصلی انرژی محسوب می­ شود. ژئوپلیتیک گاز، از چند جنبه برای ترکیه دارای اهمیت است. علاوه بر مصرف داخلی، تلاش برای تبدیل شدن به هاب گازی و واقع شدن در مسیر ترانزیتی گاز به اروپا و تلاش برای کاهش وابستگی به گاز روسیه، تامین امنیت گاز را برای ترکیه ضروری کرده است.ترکیه در قبال حمایت از باکو در مناقشه قراباغ، خواهان امتیازات بیشتر از جمهوری آذربایجان در حوزه انرژی شده است. 

امیل آودلیانی، مدیر مطالعات غرب آسیا در اندیشکده گرجی Geocase، می گوید: با افزایش دامنه اختلافات ترکیه با روسیه بر سر لیبی و سوریه، آنکارا به دنبال راه های جایگزین برای کاهش وابستگی خود به گاز روسیه بود. این یک فرصت مناسب برای جمهوری آذربایجان ایجاد کرد تا با استفاده از این موقعیت خود را به عنوان تامین کننده اصلی گاز منطقه تبدیل بکند و از حمایت بیشتری در درگیری جنگ دوم قراباغ برخوردار شود. ترکیه، خواهان جریان گاز از جمهوری آذربایجان بدون مانع است و مایل است در صورت لزوم از این زنجیره تأمین به صورت سیاسی و حتی با استفاده از نیروی نظامی محدود دفاع کند.

تلاش برای محصورسازی و منفعل سازی رقبای منطقه ای، هدف سوم ترکیه از پروژه جنگ دوم قراباغ بود. دکتر داریا ایساچنکو (Daria Isachenko) پژوهشگر روابط ترکیه و روسیه می گوید: «ترکیه، با جانبداری از جمهوری آذربایجان در درگیری بر سر قراباغ کوهستانی، در درجه اول به دنبال تضعیف وضع موجود این منطقه و اقدام علیه روسیه بود».

در تصورات ژئوپلیتیکی ترکیه، سه کشور ایران، روسیه و ارمنستان مانع یکپارچگی باصطلاح دنیای ترک هستند. به همین دلیل، محصور نمودن آنها از طریق احداث کریدور جعلی زنگزور یا همان دالان موهوم تورانی، بخشی از سیاست­های منطقه ­ای ترکیه است. دکتر مجید کریمی کارشناس ایرانی حوزه قفقاز با تاکید بر نقش کریدور جعلی زنگزور می­گوید: «مهم ترین هدف ترکیه در جنگ دوم قراباغ باز کردن کریدور جعلی وموهوم تورانی زنگزور بود. روزنامه متمایل به اردوغان، ینی­ شفق در این جنگ دوبار شادی خود را نمایان کرد. یکی زمانی بود که نیروهای باکو به زنگیلان و مرز ارمنستان رسیدند و ابراهیم کاراگول سردبیر آن رسما گفت که ما ارتباط ایران را با قراباغ قطع کردیم. این یک پیام به ایران بود. دیگری، زمانی بود که توافق 9 نوامبر 2020 نوشته شد و دوباره روزنامه ینی ­شفق نوشت که ترکیه با ایجاد کریدور نخجوان، ایران را از منطقه قفقاز کنار زد. ترکیه این جنگ را راه انداخت. چون کنترل نفت و گاز قفقاز را می‌خواست».

تحقق آمال موهوم  پان ترکیسم و یکپارچه نمودن باصطلاح دنیای ترک هدف چهارم ترکیه از پروژه جنگ دوم قراباغ بود. مداخله ترکیه در جنگ دوم قراباغ محدود به حمایت از منافع جمهوری آذربایجان نبود، بلکه اهداف ژئواستراتژیک بسیار گسترده­ ای در راستای ایدئولوژی پان ­ترکیسم و تورانیسم را دربرمی گرفت. ترکیه خود را به عنوان رهبر کشورهای باصطلاح ترک زبان، با آرمان ­های نئوعثمانی می ­بیند. استان سیونیک ارمنستان به عنوان حایلی برای تداوم جغرافیایی جهان ترک تلقی می­ شوند. دکتر احمد کاظمی، کارشناس ایرانی مسایل قفقاز، می گوید: جمهوری آذربایجان و ترکیه به دنبال این بودند که با نقض منشور سازمان ملل و اشغال جنوب ارمنستان، اتصال جغرافیایی «پان ترکیسم» را از طریق استان سیونیک در قالب دالان موهوم تورانی فراهم کنند اما با هوشمندی ایران در رسیدن به این هدف تنش زایانه ناکام ماندند. دالان تورانی یا همان کریدور جعلی زنگزور، متناسب با طرح‌ها و اهدافی است که برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند آمریکا و انگلستان دنبال می‌کنند. چنین طرحی طبیعتا علیه روسیه، چین و ایران است؛ زیرا از دید آمریکا و انگلستان، اتصال خط جغرافیایی پان ­ترکیسم پروژه‌ای است که می‌تواند برای چندین دهه نه تنها علیه برخی کشورهای منطقه، بلکه برای مهار روسیه به خاطر داشتن مناطق ترک‌نشین و تاتارنشین و همچنین چین به دلیل داشتن مناطق اویغورنشین استفاده شود و ناتو را مستقیما به مرزهای آنها برساند.

تهدیدآفرینی با سلفیسم تکفیری، هدف دیگر ترکیه از پروژه جنگ دوم قراباغ بود. اعزام جنگجویان تکفیری به منطقه قفقاز از سوی ترکیه نشان داد که ترکیه برای رسیدن به اهداف ژئوپلیتیک خود از آنها به عنوان ابزار استفاده کرده است. این گروه ها، نه تنها تبدیل به یک تهدید برای کشورهای همجوار جمهوری آذربایجان شدند، بلکه باعث واکنش برخی کشورهای اروپایی همچون فرانسه شدند. به نظر می رسد که این اقدامات ترکیه برای تحت فشار قرار دادن روس ها انجام گرفت.

حضور مزدوران تکفیری ترکیه در منطقه قفقاز جنوبی علاوه بر روسیه برای مردم جمهوری آذربایجان، ایران و حتی اتحادیه اروپا تهدیدی جدی محسوب می شود. این تهدید خزنده، در صورت تداوم در آینده نه چندان دور جمهوری آذربایجان شیعه مذهب را با آسیب های جبران ناپذیری مواجه می کند. چرا که ترکیه به دنبال تغییر بافت شیعی مناطق آزاد شده جمهوری آذربایجان است . 

رولاند بندیکتر (Roland Benedikter)، رئیس مرکز مطالعات پیشرفته (Center for Advanced Studies) مستقر در ایتالیا می گوید: «اردوغان جمهوری آذربایجان را به عنوان حوزه طبیعی نفوذ خود می ­بیند. وی از سالها پیش سیاست قدرت بزرگ را از قفقاز تا سوریه و لیبی دنبال می­ کند. به همین دلیل است که برخی تصور می­ کنند این جنگ پایان یک جمهوری آذربایجان مستقل است، زیرا این کشور از لحاظ استراتژیک بخشی از حوزه نفوذ ترکیه شده است».

تحت تاثیر همین رویکرد ترکیه برای استفاده ابزاری از جمهوری آذربایجان در مقابل ارمنستان، اکنون در حالی بیش از یک سال از جنگ 44 روزه قراباغ می گذرد که منطقه قراباغ آزاد نشده و دورنمای روشنی هم در این خصوص وجود ندارد . این در شرایطی است که ترکیه روند عادی سازی مناسبات خود با ارمنستان را آغاز کرده است. 

اسفند ۱۴, ۱۴۰۰ ۰۹:۱۶ Asia/Tehran