هیدروپلیتیک افغانستان (1) تاریخچه سیاست گذاری آب در افغانستان
-
نقشه مسیر رودخانه مرزی هیرمند از افغانستان به ایران
در اولين برنامه مجموعه متون «هیدروپلیتیک افغانستان»، تاریخچه سیاست گذاری آب در افغانستان بررسی خواهد شد.
کمبود آب و تقاضا برای آن بهعنوان مسألهای حیاتی، زمینۀ بحرانهای اجتماعی است که میتواند با پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود، بقا و ثبات یک دولت و ساکنان آن را بهعنوان یک نظام در داخل و خارج تهدید کند. امروزه مسائل زیستمحیطی، بهویژه تقسیم آب و بحران منابع آبی در صدر اولویت سیاستهای داخلی و خارجی کشورهای درگیر در بحران آب قرار گرفته است. تعداد زیادی از رودخانهها در فضای سرزمینی بیش از یک کشور جریان دارند که همین امر موجب اختلافات بین کشورهای حوضه آبریز این رودخانهها میشود. بنابراین تاثیرات هیدروپلیتیک یا سیاست های آبی کشورها تنها محدود به داخل آن کشورها نیست بلکه می تواند تبعاتی علیه همسایگان آن کشورایجاد و موجب بروز اختلافات گردد.
نگاهی به نقشه کشورها نشان می دهد که بسیاری از کشورها دارای منابع آبی مشترک یا رودخانه های فرامرزی هستند. شکلگیری ادعاهای حاکمیتی بر منابع آبی مشترک در گذر زمان و بر اثر رویدادهای تاریخی، باعث شده است تا حکمرانی بر این آبهای فرامرزی به مراتب دشوارتر از آبهای ملی باشد. زیرا جنبههای سیاسی و امنیتی پیرامون حاکمیت این منابع و نحوه تقسیم آن، بسیار پررنگتر از منابع داخلی است. به همین علت، آب بهعنوان عاملی مهم در روابط سیاسی کشورها نقشآفرینی کرده و احتمال وقوع منازعه و درگیری بر سر آن بویژه با افزایش خشکسالی تشدید شده است. از این جهت رودخانههای مرزی و بینالمللی، در مواردی محل منازعه بین دولت ها شده اند. در هر کشوری هیدروپلیتیک و سیاستهای آبی به راهبردها و برنامههای مربوط به منابع آب آن کشور برمیگردد اما این راهبردها نباید با قواعد حقوق بین الملل محیط زیست و کنوانسیون مربوط به بهره برداری از رودخانه های فرامرزی مغایرت داشته باشد.
ایران و افغانستان از جمله همسایگانی هستند که دارای رودخانه های مشترک یا فرامرزی می باشند. اهمیت آب برای مردمان افغانستان و ایران، به دلیل ماهیت کشاورزی محور اقتصاد آنها، بسیار زیاد است. از ابتدای جدایی افغانستان از ایران، مساله مدیریت آبهای مرزی و لزوم بهبود وضعیت مدیریت آنها برای افزایش تولید ملی در بخش کشاورزی، دغدغه مردم دو کشور بوده است. با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه جنوب آسیا و افغانستان برای قدرتهای جهانی و کمبود شدید منابع آب در جهان و منطقه و وجود رودخانه های بینالمللی، لزوم توجه به شیوه های تامین و مدیریت منابع آب از جمله بهرهبرداری از رودخانههای فرامرزی از جنبه های بسیاری اهمیت دارد. یکی از این جنبه های مهم، توجه به بعد امنیت انسانی این مساله است. زیرا امروزه بحران جهانی آب مفهوم امنیت ملی را نیز دستخوش تحول و حتی امنیت جهان را نیز تهدید نموده است.
امروزه با بروز تنش های داخلی، منطقه ای و بین المللی به دلیل بحران کمبود آب، این منابع طبیعی به یک عامل مهم در مناسبات درون دولت ها و بین دولت ها در سطح منطقه و جهان تبدیل شده اند. این مساله در مناطق خشک و نیمه خشک همواره به شکل جدی تری مطرح بوده است.این امر تا به آن جا مطرح است که تحلیلگران مسائل زیست محیطی، سال های 1950 تا 2030 میلادی را به یک دوره اقتصادی ( از سال 1990 تا 1950) و یک دوره زیست محیطی ( از سال 2030 تا 1990) تقسیم کرده اند. نکته حائز اهمیت در این تقسیم بندی آن است که در دوره 1990-1950، امنیت ملی عمدتا ماهیت ایدئولوژیک و نظامی داشت و شاخصه آن جنگ سرد بود. حال آن که در دوره 2030-1990، امنیت ملی بیشتر تحت تأثیر امنیت غذایی و شغلی و مسائل زیست محیطی خواهد بود. در واقع در این دوره، نگاه حقوق بشری به مسایل زیست محیطی بیش از هر دوره ای تقویت شده است. از این منظر، سیاست آبی یا هیدروپلیتیک کشورها نباید ناقض تعهدات بین المللی حقوق بشری کشورها باشد.
حوضه آبریز هریرود یکی از مهمترین حوضههای آبریز مشترک بین ایران و افغانستان است. شرق و شمال شرقی ایران برای توسعه به منابع آب فرامرزی این حوضه وابسته است. قرار گرفتن ایران در کمربند خشک و نیمهخشک جهان سبب شده از نظر شاخص تنش آب و نسبت آب شیرین تجدید شونده به جمعیت، ایران به سوی تنش و کمبود آب حرکت کند. استان خراسان رضوی که حوضه آبریز هریرود بخشی از فضای جغرافیایی آن را در بر میگیرد،براساس سطحبندی استانهای کشور براساس شاخص «درصد برداشت آب نسبت به منابع تجدیدشونده» در سال های اخیر در وضعیت بحران بسیار شدید قرار گرفته است. خلف وعده های دولت های افغانستان در دوره حامد کرزای و اشرف غنی و عدم پایبندی آنها به توافقات دوجانبه از جمله عوامل این موضوع بوده است.
پس از اجلاس بن در سال 2001 و روی کارآمدن دولت های حامد کرزای و اشرف غنی، وضعیت هیدروپلیتیکی افغانستان با رویکردی ضد ایرانی تغییر یافت. احداث سدهای مختلف از جمله با تحریکات کشورهای نظیر ترکیه و سیاستهای یکجانبه مدیریت منابع آبی، بدون توجه به لزوم اجرای مفاد توافقنامه های دوجانبه، برامنیت آبی ایران تاثیر منفی گذاشت. به دلایل مختلف کابل تلاش می کرد در موضوع آب از منظر استفاده ابزاری با ایران برخورد کند. در چنین شرایطی بی اعتمادی ایران به افغانستان افزونتر شد و ایران نیز در مقابل تلاش می کرد در حوزههای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و سیاسی در برابر دولت افغانستان واکنش نشان دهد تا بتواند دولت افغانستان را راضی کند تا در موضوع آب به حقآبه ایران از رودهای فرامرزیاش توجه کند. با توجه به اینکه افغانستان، مکمل منابع آبی ایران است ، هرگونه ساختوساز و کنترل آب توسط افغانستان بر روی رودهایی که به سمت ایران میآید، عملاً امنیت آبی شمال شرق و شرق ایران را تحت تأثیر خود قرار می دهد .
هیدروپلیتکی افغانستان پس از سقوط دولت اشرف غنی دچار تغییر شده است . با استقرار طالبان در افغانستان در ۲۴ مرداد ماه 1400 برابر 15 اوت 2021 و ورود طالبان به کابل بارقه های امیدبخشی از چگونگی تقسیم حق آبه بین ایران و افغانستان شاهد هستیم. به طوری که بعد از چندسال ممانعت از ورود آب به ایران، دولت جدید طالبان در تاریخ 28 دیماه 1400 برابر 18 ژانویه 2022 از باز کردن دریچههای سد کمالخان توسط افغانستان و جاری شدن آب به سمت مرزهای شرقی ایران به سمت دریاچه هامون سیستان خبر داد. .گرچه بعضی معتقدند بدلیل افزایش نزولات جوی و سرریز شدن سدکمال خان ، دولت طالبان چاره ای جز باز کردن دریچه سد را نداشت. زیرا ممکن بود در اثر فشار اب پشت سد، در عمل تخریب شود اما مقامات طالبان در مواضع خود نیز بر پایبندی شان به توافقنامه های آبی ایران و افغانستان تاکید کرده اند . .
سید حسن مرتضوی معاون سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل معتقد است: بیشک مشکلات اساسی آبی ایران با این مقدار از باز شدن دریچههای سد کمال خان حل نمیشود و در هفتههای آتی مذاکرات مفصلی با حکومت مستقر در کابل برای رفع کامل مشکلات پیش آمده توسط حکومت سابق افغانستان برای آبهای مرزی مشترک، انجام خواهد شد.
براساس معاهده هیرمند، سهم ایران از آب رودخانه هیرمند معادل ۸۲۰ میلیون متر مکعب در سال و در حدود ۲۶ متر مکعب در ثانیه است که البته در ماهها و فصول مختلف تفاوت میکند. از آنجا که این رودخانه از مناطق خشک و کم آب منطقه سیستان میگذرد برای جنوب شرقی ایران در بحث تامین آب آشامیدنی، کشاورزی و صنعتی مهم است.