اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ (2) پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ برای جمهوری آذربایجان
در مجموعه متون «اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ»، اهداف جمهوری آذربایجان، ترکیه، رژیم صهیونیستی و روسیه در جنگ دوم قراباغ، و نتایج و پیامدهای این جنگ بررسی خواهد شد.
در قسمت دوم مجموعه متون، پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ برای جمهوری آذربایجان بررسی خواهد شد.
از آنجا که بازیگران مختلفی در پروژه جنگ دوم قراباغ تأثیرگذار بودند، نتایج مثبت و منفی متعددی نیز قابل پیش بینی بود. در جنگ دوم قراباغ، جمهوری آذربایجان برعکس جنگ اول توانست با کمک های ترکیه و رژیم صهیونیستی به پیروزی نسبی برسد. با وجود دستاوردهای مهم پروژه جنگ دوم قراباغ، این جنگ، پیامدهایی نیز برای باکو به همراه داشته است. 4 پیامد و نتیجه منفی پروژه جنگ دوم قراباغ برای مردم جمهوری آذربایجان عبارتند از: عدم آزادسازی کامل سرزمین، آواره ساختن ساکنین قراباغ، ایجاد موازنه تنش زا در منطقه و قرارداد آتش بس صعب الوصول. در ادامه برنامه به تک تک این پیامدها می پردازیم.
عدم آزادسازی کامل سرزمین، پیامد اول جنگ دوم قراباغ برای مردم جمهوری آذربایجان بود. با وجود اینکه جمهوری آذربایجان به هفت منطقه در اطراف قراباغ کوهستانی و بخش هایی از قراباغ به خصوص شهر شوشی رسید، خود قراباغ همچنان از کنترل باکو خارج است. تخمین زده می شود که حدود 3000 کیلومتر مربع از این سرزمین در کنترل نیروهای صلح بان روسیه است. ضمن اینکه ارتباط زمینی قراباغ با ارمنستان از طریق دالان لاچین و با حضور صلح بانان روسی براساس توافقنامه آتش بس 9 نوامبر 2020 تثبیت شد موضوعی که مطلوب جمهوری آذربایجان نبود. پاول استوارز (Paweł Stawarz)، استاد دانشگاه ورشوی لهستان، معتقد است: «کریدور لاچین یکی از موارد پیچیده در منطقه قراباغ است. یک نوار 5 کیلومتری از قلمرو جمهوری آذربایجان که به عنوان رابط بین ایروان و استپاناکرت یا همان خان کندی، واقع در قسمت شمالی قراباغ، عمل می کند».
در شرایطی که ترکیه در راستای امیال عثمانی و به امید ایجاد یک دالان جعلی و موهوم بنام دالان تورانی، از دستاوردهای حاصل از جنگ دوم قراباغ راضی به نظر می رسد، مردم جمهوری آذربایجان همچنان در حسرت دستیابی به قراباغ و در نگرانی از سرنوشت حقوقی این منطقه باقی مانده اند. مردم جمهوری آذربایجان دستکم 2783 نفر از جوانان داوطلب و نظامیان خود را به عشق دستیابی به قراباغ کوهستانی فدا کردند.
برهان حشمتی، کارشناس ایرانی مسائل قفقاز معتقد است: «هدف اصلی جمهوری آذربایجان از پروژه جنگ دوم قراباغ، یعنی آزادسازی قراباغ تحقق نیافته، و آزادسازی خود قراباغ دشوارتر و پیچیده تر نیز شده است. شواهدی همچون تشدید جنگ لفظی بین حاکمیت و مخالفان آن پس از آتش بس جنگ 44 روزه نشان می دهد که سرکوب سیاسی و در عین حال واکنش مخالفان حکومت فعلی در جمهوری آذربایجان در سالهای آتی تشدید خواهد شد و این نیز از دیگر تبعات ناخواسته جنگ دوم قراباغ برای جمهوری آذربایجان است».
آواره ساختن ساکنین قراباغ و تلاش برای تغییر در بافت جمعیتی مناطق آزاد شده جمهوری آذربایجان از دیگر پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ است. این جنگ، شمار زیادی از مردم را از قراباغ به ارمنستان فراری داد. همچنین ده ها هزار نفر که در نزدیکی منطقه درگیری زندگی می کردند مجبور به آوارگی در جمهوری آذربایجان کرد. بر اساس گزارش های آژانس پناهندگان سازمان ملل (UNHCR)، در جمهوری آذربایجان، 112000 نفر تحت تأثیر این درگیری قرار گرفتند و از این تعداد 80000 نفر آواره شدند. بخشی از این آوارگان به خانه های خود بازگشته اند، اما حدود 30،000 نفر موفق به بازگشت نشدند، زیرا خانه های آنها یا به شدت آسیب دیده یا به طور کلی ویران شده است. برآوردهای آژانس پناهندگان سازمان ملل نشان می دهد که هنوز 60 هزار نفر از آوارگان که خانه هایشان در جنگ آسیب دیده است به کمکهای بشردوستانه فوری مانند اقلام پزشکی و بهداشتی نیاز دارند. اوضاع نابسامان زندگی آوارگان در کمپ های عمومی جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان میتواند موجب گسترش سریع COVID19 شود.
در کنار واقعیتهای تلخ مربوط به افزایش آوارگان در جریان جنگ دوم قراباغ، برخی گزارش ها از قصد جمهوری آذربایجان و متحدین آن یعنی ترکیه و رژیم صهیونیستی برای تغییرات جمعیت و دموکرافیگ در مناطق آزاد شده خبر می دهد. بافت جمعیتی مناطق آزاد شده جمهوری آذربایجان در طول تاریخ شیعی و حوزه تمدن ایرانی بوده است.
دکتر احمد کاظمی، کارشناس ایرانی مسائل قفقاز، معتقد است که باکو برای تغییر در بافت جمعیتی مناطق آزاد شده در اطراف قراباغ ، از طریق استقرار نیروهای تکفیری و خانواده های آنها و همچنین تحت پوشش اجرای پروژه روستاهای هوشمند تلاش می کند. وی کارشکنی و خلف وعده باکو درمسیر حضور شرکت های ایرانی در مناطق آزاد شده را نیز با این موضوع مرتبط می داند.
در نتیجه جنگ دوم قراباغ، موازانه جدیدی با محوریت حضور توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه قفقاز جنوبی به وجود آمد که موجب چالش های جدی برای باکو خواهد شد. جمهوری آذربایجان، در چند سال گذشته، برای کاهش نقش روسیه در مناقشه قراباغ از هیچ تلاشی فروگذار نبوده است. به عنوان مثال باکو با نزدیک شدنی به ترکیه و رژیم صهیونیستی، تلاش کرد توازنی را که از سال ها پیش توسط روسیه به نفع ارمنستان در قفقاز جنوبی ایجاد شده بود تغییر دهد. البته سیاستهای روسیه در قفقاز از نوع سیاست های تاخیری است، از این رو، تعلل روسیه برای آتش بس زود هنگام نشان داد که این کشور از ابتدا به منافع خود می اندیشید. روسیه با راه انداختن یک بازی ژئوپلیتیکی توانست در کوتاه ترین مدت به اهداف خود دست یابد و کنترل خود بر جمهوری آذربایجان و ارمنستان را بیش از پیش تقویت کند. چنانچه پس از پایان جنگ دوم قراباغ، حضور صلح بانان روسی در قراباغ بار دیگر به تحکیم قدرت روسیه انجامید. ضمن اینکه در صورت تداوم حضور تنش زایانه رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان، موقعیت منطقه ای جمهوری آذربایجان و روابط اش با همسایگان دچار مشکلات جدی خواهد شد. چرا که رژیم صهیونیستی از باکو به عنوان پایگاهی برای اقدامات تنش زایانه علیه ایران و روسیه استفاده می کند.
قرارداد آتش بس صعب الوصول، چهارمین پیامد پروژه جنگ دوم قراباغ برای جمهوری آذربایجان بود. پس از پایان جنگ دوم قراباغ، بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان قرارداد آتش بس در 9 نوامبر 2020 با میانجیگیری روسیه به امضا رسید. این قرارداد آتش بس همچنان دارای ابهاماتی است که می تواند، دستاویزی برای بازگشت به نقطه اولیه و آغاز مجدد درگیری ها باشد. سند امضا شده در 9 نوامبر 2020 توسط روسیه، جمهوری های آذربایجان و ارمنستان یک اعلامیه آتش بس است و نه یک پیمان صلح. با گذشت زمان، طرف بازنده، می تواند قدرت خود را بازسازی کرده و برای انتقام آماده شود، چرا که تکلیف رژیم حقوقی قراباغ در این سند مشخص نشده است.
فیلیپ گاماقلیان (Philip Gamaghelyan) استاد روابط بین الملل دانشگاه سن دیگو (San Diego) معتقد است: «جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان بیش از حد مطمئن بودند که برتری خود را که از طریق ابزار نظامی به دست آمده بود، حفظ کنند. در سال 2020، ارمنستان هزینه این اعتماد بیش از حد خود را پرداخت و در جنگ 44 روزه از جمهوری آذربایجان شکست سنگینی خورد. به نظر میرسد جمهوری آذربایجان پس از سال2020 قرار است همان نقش را انجام دهد».
این موضوع با توجه به اعتراضات گسترده علیه دولت پاشینیان در ارمنستان به دلیل امضای قرارداد آتش بس خیلی دور از ذهن نیست. به دلیل ضعف های قرارداد آتش بس ، احتمال دارد با تغییر حکومت در ارمنستان، این قرارداد آتش بس فرو بپاشد .
باکو در حال حاضر عملا موضوع قراباغ را کنار گذاشته و بر روی اهداف تنش زایانه ترکیه و رژیم اسرائیل تمرکز نموده است. در حال حاضر بنظر می رسد اولویت باکو نه آزادی قراباغ بلکه تحت فشار گذاشتن ارمنستان در راستای منافع ترکیه است تا ایروان روابط خود را با ترکیه عادی سازی کند و از پیگیری موضوع شناسایی کشتار 1915 ارامنه توسط عثمانی ، خودداری کند. ضمن اینکه جمهوری آذربایجان برای ایجاد کریدور جعلی زنگزور یا دالان تورانی در راستای امیال عثمانی گرایی ترکیه تلاش می کند. از سوی دیگر باکو زمینه استقرار رژیم صهیوینستی در نزدیکی مرزهای ایران را تحت پوشش ایجاد روستاهای هوشمند هرچه بیشتر فراهم ساخته است. این در شرایطی است که الزامات ژئوپلیتیکی و حسن همجواری اقتضا می کند که باکو با احتیاط بیشتری گام بردارد و از تبدیل شدن به پایگاهی علیه همسایگان خود جلوگیری نماید. به ویژه اینکه ایران و روسیه از اهداف سوداگرانه باکو مطلع هستند. از این منظر، برگزاری رزمایش فاتحان خیبر، پیام های آشکار به باکو و متحدانش در خصوص خطوط قرمز ایران داشت .