اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ (1)/ اهداف جمهوری آذربایجان از پروژه جنگ دوم قراباغ
-
مناطق برون گان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در داخل خاک یکدیگر
در مجموعه متون «اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ»، اهداف جمهوری آذربایجان، ترکیه، رژیم صهیونیستی و روسیه در جنگ دوم قراباغ، و نتایج و پیامدهای این جنگ بررسی خواهد شد.
در قسمت اول مجموعه متون اهداف و پیامدهای پروژه جنگ دوم قراباغ، اهداف جمهوری آذربایجان از پروژه جنگ دوم قراباغ بررسی می شود.
بحران قراباغ، یکی از قدیمی ترین نا آرامی های به جای مانده از سرزمین های اتحاد جماهیر شوروی است. منطقه قرا باغ کوهستانی که بین کوه های قفقاز صغیر و سرزمین های پست اطراف رودخانهای ارس و کورا واقع شده است، در حدود 4400 کیلومتر مربع مساحت دارد. این منطقه، بخشی از جغرافیای تاریخی ایران بوده است. مرکز این ولایت، استپاناکرت است که آذری ها آن را به نام خـان کنـدی مـی شناسند. در این ولایت تاریخی، آذری ها در اقلیت و ارامنه در اکثریت بسر می برند. جرقه های جنگ اول قراباغ، در فوریه 1988 میلادی زده شد و با قرارداد آتش بس در مارس 1994 به پایان رسید. در جنگ اول قراباغ، علاوه بر قراباغ کوهستانی، هفت بخش اطراف آن به تصرف ارمنستان و نیروهای جدایی طلب قراباغ در آمد.
جنگ اول قراباغ نزدیک به سه دهه «وضعیت نه جنگ و نه صلح» را در قفقاز جنوبی حاکم کرد. اما در پاییز 2020، آتش مناقشه قراباغ در قالب پروژه مشترک رژیم صهیونیستی و ترکیه از زیر خاکستر شعله ور شد. در نتیجه، جنگ دوم قراباغ از 27 سپتامبر 2020 بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان آغاز شد و به مدت 44 روز ادامه داشت. نهایتاً با وساطت روسیه بین طرفین، توافق آتش بس امضاء شد. جمهوری آذربایجان، در جنگ دوم قراباغ اهداف خاصی را مد نظر داشت. هدف ظاهری و اصلی این کشور به بازپس گیری سرزمین های از دست رفته بر میگردد. اما اقدامات و اظهارات مقامات جمهوری آذربایجان نشان میدهد که آنها با تعریف این جنگ در قالب یک پروژه، اهداف و مطامع پنهانی دیگری را نیز در سر داشته اند.
همانگونه که گفته شد، هدف اولیه و آشکار جمهوری آذربایجان، اعاده تمامیت سرزمینی خود بود. جنگ دوم قراباغ، منجر به کنترل و نظارت جمهوری آذربایجان بر سرزمین هایی که طی جنگ اول قراباغ به نیروهای ارمنی و قراباغ کوهستانی واگذار گردیده بود، شد. همچنین بخشی از قراباغ کوهستانی، به خصوص شهر استراتژیک شوشی به کنترل باکو درآمد. البته ارامنه قراباغ کنترل باقیمانده منطقه قراباغ کوهستانی از جمله شهر استپاناکرت یا خان کندی را حفظ کردند.
جمهوری آذربایجان علاوه بر هدف کنترل قراباغ، اهداف ثانویه و پنهانی داشت. اهداف پنهانی جمهوری آذربایجان 4 مورد بود که عبارتند از: ارتقاء امنیت انتقال انرژی، برقراری توازن منطقه ای بر ضد روسیه ، غلبه بر تنگنای سرزمینی و محاصره قراباغ، تغییر بافت جمعیتی مناطق آزاد شده. در ادامه برنامه به تک تک این چهار مورد پرداخته می شود.
هدف اول جمهوری آذربایجان از پروژه جنگ دوم قراباغ، ارتقاء امنیت انرژی بود. حمله ارمنستان به منطقه طاووس نه تنها باعث نگرانی شدید جمهوری آذربایجان، بلکه مصرف کنندگان انرژی نیز شد. منطقه ترانزیت انرژی طاووس جمهوری آذربایجان، مسیر عبور خطوط لوله جمهوری آذربایجان به اروپاست. در نتیجه، هر گونه تحرک نظامی در پیرامون منطقه طاووس، امنیت انتقال انرژی جمهوری آذربایجان را به خطر می اندازد. در صورت برقراری ثبات در منطقه قفقاز جنوبی و حل شدن بحران قراباغ، نه تنها موقعیت و ظرفیت ترانزیتی جمهوری آذربایجان برای انتقال انرژی به ترکیه افزایش مییابد، بلکه امید تولیدکننده های آسیای مرکزی برای پیوستن به بازار مصرف اتحادیه اروپا فزونی می یابد. این در شرایطی است که جنگ دوم قراباغ موجب حل اختلافات ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر قراباغ نشده است بلکه این اختلافات را پیچیده تر ساخته است، بنابراین تاثیر منفی بر امنیت انتقال انرژی در قفقاز گذاشته است .
هدف دوم پنهانی جمهوری آذربایجان، برقراری توازن منطقه ای است. درگیری قراباغ کوهستانی، جدای از بحران انسانی و نقض حقوق بشر، رقابتی جغرافیایی-استراتژیک و ژئوپلیتیکی بین قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای ایجاد کرده است. در میان قدرت های منطقه ای ترکیه و روسیه، و در میان قدرت های فرامنطقه ای برخی از کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی خواهان بهرهبرداری از وضعیت آن بودند. جمهوری آذربایجان، توانست در لوای همراهی با اهداف استراتژیک نسبتاً متفاوت ترکیه و رژیم صهیونیستی، ائتلافی را تشکیل دهد که باعث پیروزی آن در مقابل ائتلاف ارمنستان- روسیه شود، اما این پیروزی با استقرار نیروهای صلح بان روسی در قراباغ و دالان لاچین به طور کامل محقق نشد.
هدف سوم جمهوری آذربایجان در پروژه جنگ دوم قراباغ، غلبه بر تنگنای سرزمینی خودش بود. جمهوری آذربایجان، دارای چندین تنگنای سرزمینی مرتبط با ارمنستان میباشد. به عنوان مثال جمهوری خود مختار نخجوان از سوی استان سیونیک ارمنستان، از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا شده است. استان سیونیک به طور قانونی متعلق به ارمنستان می باشد، اما باکو با شانتاژ روانی تلاش دارد که یک کریدور در داخل آن برای دسترسی زمینی به نخجوان بدست آورد، این در شرایطی است که در توافق آتش بس نهم نوامبر 2020 چنین کریدوری پیش بینی نشده است. دولت باکو برای ایجاد «کریدور جعلی زنگزور» در جنگ 44 روزه سعی داشت عملیاتی تجاوزکارانه در داخل خاک ارمنستان و در منطقه مقری انجام دهد که تهدیدات روسیه مانع از این کار شد چرا که قراین متعددی وجود دارد که جمهوری آذربایجان در این روند تبدیل به بازیچه ای در دست ترکیه شده است که هدف آن ایجاد یک دالان تورانی است که ترکیه و ناتو را به آسیای مرکزی وصل کند و کانون جدید ناامنی علیه روسیه، چین و ایران ایجاد نماید.
محاصره ژئوپلیتیکی قراباغ کوهستانی نیز در کانون توجه دولتمردان باکو قرار دارد. سرزمین قراباغ کوهستانی، کاملا در درون خاک جمهوری آذربایجان واقع شده است و با هیچ کشور خارجی حتی با خود ارمنستان نیز ارتباط سرزمینی ندارد. تصرف سرزمین های مجاور آن در جریان جنگ اول قراباغ باعث شده بود که این بخش با ارمنستان و ایران هم مرز شود. لذا جمهوری آذربایجان با بازپس گیری سرزمین های قانونی خود، کوشید باعث انزوای قراباغ و تضعیف آن شود، اما استقرار صلح بانان روسی در دالان لاچین و برقراری ارتباط قراباغ با ارمنستان از طریق این دالان، باکو را در این هدف اش ناکام گذاشته است.
علاوه بر مسئله حل نشده قراباغ، نحوه تعیین خطوط و سرزمین های مرزی بین طرفین نیز از دیگر عوامل نگرانی زا بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان می باشد. نحوه تعیین خطوط مرزی در نواحی آزاد شده، می تواند چالش برانگیز باشد؛ چرا که سرزمین های محصور یا باصطلاح برون گان در داخل خاک ارمنستان یا جمهوری آذربایجان مشاهده می شود که متعلق به کشور همسایه می باشند. جمهوری آذربایجان دارای سه تا از این برون گان ها در داخل ارمنستان می باشد و ارمنستان نیز در مقابل دارای یک برون گان می باشد.
هدف چهارم جمهوری آذربایجان از پروژه جنگ دوم قراباغ، تغییر بافت جمعیتی مناطق آزاد شده می باشد. جمهوری آذربایجان طی حدود سه دهه اخیر ادعا می کرد که یکی از مهم ترین دغدغه هایش مشکل آوارگان داخلی می باشد که قسمت اعظم آنها حاصل شکست در جنگ نخست قراباغ می باشد. جمهوری آذربایجان پس از اشغال بیست درصد از اراضی خود در جریان جنگ اول قراباغ، و آواره شدن نزدیک به یک میلیون نفر از دو طرف جنگ، به عنوان یکی از کشورهایی که دارای بیشترین شمار آوارگان داخلی است، شناخته می شود. علیرغم این با گذشت بیش از یک سال از اتمام جنگ دوم قراباغ آشکار شده است که دولت باکو عزم جدی برای بازگشت آوارگان به مناطق آزاد شده ندارد بلکه تلاش می کند همسو با علایق عثمانی گرایی دولت ترکیه و با استقرار خانواده های نیروهای تکفیری در این مناطق، بافت مذهبی این مناطق که در طول تاریخی شیعی بوده است، تغییر دهد.
در مجموع باید گفت بررسی اهداف آشکار و پنهان باکو در جنگ دوم قراباغ نشان می دهد که این جنگ یک پروژه بوده است که اهدافی فراتر از ادعای آزادی اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان را دنبال می کرد. در این راستا رولاند بندیکتر (Roland Benedikter)، رئیس مرکز مطالعات پیشرفته (Center for Advanced Studies) واقع در بولزانو (Bolzano) در شمال ایتالیا می گوید: جنگ قراباغ در سال 2020، یک «جنگ نیابتی» بود. هر دو قدرت جنگ نیابتی، روسیه و ترکیه، توانستند از این درگیری سود ببرند. در واقع هر دو قدرت، برای تقویت حضورشان در قفقاز از درگیری جنگ قراباغ در سال 2020 به عنوان اهرم استفاده کردند و با کمک به یکدیگر توانستند حضور شان را در قفقاز تقویت کنند و «به صورت دیالکتیکی» قدرت سرزمینی خود را به سبک قرن 19 گسترش دهند.