نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان» (9) موانع و چالش های طرح یک کمربند - یک جاده و سی پک
در قسمت نهم از مجموعه مقالات نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان، موانع و چالش های طرح یک کمربند - یک جاده و سی پک، بررسی می گردد.
چین با سرعت در حال پیشرفت در عرصه های مختلف است و این وضعیت فضای جدیدی برای بحث قدرت و هژمون جهانی ایجاد کرده است. در این مقطع تاریخی که چین در حال کسب تمامی شاخص های قدرت هژمون در سطح جهانی است، آمریکا نشانه های افول قدرت خود را بروز می دهد. در این چالش رقابت آمیز، غرب و جنوب آسیا از اهمیت ویژه ای برخوردار شده اند. به طوریکه می توان گفت بعد از شرق آسیا؛ منطقه غرب و جنوب آسیا و حوزه اقیانوس هند دومین منطقه استراتژیک جهان است و آمریکا در نظر دارد از طریق ائتلاف سازی، قدرت رو به تزاید چین را به چالش بکشد.
آمریکا برای تحقق یارگیری در منطقه شرق آسیا و در چارچوب ایده «ایندیا پاسفیک»، در پی ایجاد یک ائتلاف بزرگ از دریای مدیترانه، حوزه جنوبی خلیج فارس و اقیانوس هند است. این ائتلاف در چارچوب عادی سازی روابط رژیم تل آویو با برخی از کشورهای عربی سازشکار در قالب پروژه «آبراهام» پیگیری می شود و تداوم آن از دریای مدیترانه و جنوب خلیج فارس به اقیانوس هند با محوریت کشور هند برنامه ریزی شده است. امریکا تلاش دارد از طریق این ائتلاف، با عبور از تنگه مالاکا به دریای جنوبی و شرقی چین و حوزة اقیانوس آرام برسد و محاصره چین را تشدید سازد. در این ائتلاف تعدادی از کشورها از جمله ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و زلاندنو حضور دارند.
در چنین شرایطی، چین در رقابت با آمریکا، طرح پروژه بزرگ یک کمربند- یک جاده را ارایه کرده تا خود را از محاصره خشکی و دریا آمریکا خارج کند. بخشی از این پروژه ی عظیم، تفاهمنامه همکاری چین و ایران است که می تواند نقش آفرینی چین را در منطقه ی غرب آسیا و حوزه ی انرژی خلیج فارس افزایش دهد و موقعیت این کشور را در رقابت با آمریکا، در غرب آسیا ، ارتقاء دهد. امری که آمریکا مایل به تحقق آن نخواهد بود. در آمریکا نوعی اجماع در میان سیاستمداران و کارشناسان این کشور وجود دارد که چین را اصلی ترین رقیب آمریکا ارزیابی می کنند. رهبران چین روی این مطلب تأکید ویژه ای دارند که برداشت آمریکا از چین بر اساس ذهنیت های نادرستی قرار دارد و با اهداف و استراتژی چین که منافع اقتصادی و تجاری خود را از مجاری صلح آمیز دنبال می کند، هم خوانی ندارد. رقابت چین و آمریکا در موضوع های مختلف به شدت ادامه دارد. در همین راستا تلاش چین برای متنوع ساختن دسترسی اش به حوزه های نفت و گاز به ویژه در دو حوزه خلیج فارس و دریای خزر در جنوب و شمال ایران قرار دارد و دقیقاً به همین دلیل است که تفاهمنامه 25 ساله ایران و چین باعث نگرانی آمریکا شده است.
البته در راه عملیاتی شدن طرح های چین از جمله طرح یک کمربند - یک جاده بویژه در غرب آسیا موانع و چالش های مهم وجود دارد که بیشتر منطقه ای است از جمله می توان به گروه های افراطی مذهبی اشاره کرد. گروه های تندرو و تروریستی نظیر داعش و گروه تحریک طالبان در پاکستان، چالشی برای کریدور اقتصادی چین و پاکستان محسوب می شوند. آمریکا در نظر دارد پروژه یک کمربند- یک جاده ی چین را از طریق جریان تروریستی با مانع روبرو کند. از منظر آمریکا وجود جریان های رادیکال مذهبی در کشورهائی که پروژه یک کمربند- یک جاده و یا زیرمجموعه های آن نظیر کریدور اقتصادی چین و پاکستان از مسیر آنها عبور می کند، یک فرصت برای غرب محسوب می شود. در همین راستا ناامن ساختن ایالت سین کیانگ چین و ایالت بلوچستان پاکستان از اهمیت ویژه ای برای آمریکا برخوردار است .
همچنین موانع و چالش های بیرونی پروژه ی جاده ی ابریشم، چالش هایی هستند که نمی توان آنها را نادیده گرفت. رقابت های هند و پاکستان در حوزه ی راهبردی، استراتژیک و سرزمینی، یکی از این چالش های بیرونی است. گذشته از مناقشه کشمیر؛ پاکستان و هندوستان در کشور افغانستان هم وارد چالش شده اند. پاکستان حضور هند در افغانستان را بر نمی تابد و احساس محاصره شدگی در شرق و شمال شرق می کند. اما هندوستان در دهه های اخیر همواره سعی کرده است با حاکمیت های مرکزی افغانستان که با پاکستان مشکل داشته اند نزدیک شود و همین امر رقابت های هندوستان و پاکستان را به افغانستان کشانده است.
اختلاف افغانستان و پاکستان، عامل مهمی در نزدیک شدن هندوستان به افغانستان بوده و باعث نگرانی امنیتی پاکستان شده است. این تصور در مقامات سیاسی و حزبی و نیز ژنرال های ارتش پاکستان وجود دارد که هندوستان از گروه های جدائی طلب قومی در ایالت بلوچستان حمایت می کند. البته هندوستان این گونه حمایت ها را تکذیب می کند و در مقابل، پاکستان را متهم به حمایت از گروه های رادیکال جهادی کشمیری می کند نظیر حزب المجاهدین و جیش محمد که از نظر هندوستان، گروه های رادیکال جهادی هستند که هدف آنها تجزیه کشمیر هند و الحاق آن به پاکستان است. اینگونه اختلاف که توسط امریکا به آنها دامن زده می شود، تاثیر منفی بر پروژه های چین در منطقه می گذارد.
آن چه که در ارتباط با تأثیرگذاری رقابت های هندوستان و پاکستان بر پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان حائز اهمیت است، تشدید رقابت ها در افغانستان، است. جایی که بخشی از خط ارتباطی «سی پک» از باریکه واخان در افغانستان و یا جاده قره قروم از منطقه مورد مناقشه هندوستان و پاکستان در کشمیر عبور می کند. هندوستان به شدت نگران عبور کریدور اقتصادی چین و پاکستان از منطقة کشمیر است و آن را نقض حاکمیت ملی خود در کشمیر می داند. هرچند که محل عبور کریدور اقتصادی چین و پاکستان از منطقه گلگت - بلتستان (Gilgit-Baltistan) کشمیر است که تحت حاکمیت پاکستان قرار دارند اما هندوستان مدعی مالکیت این مناطق است و مدعی است که «سی پک» تنها یک پروژة اقتصادی نیست، بلکه اهدافی فراتر از توسعة اقتصادی دارد.
گذشته از شدت رقابت های هندوستان و پاکستان در کشمیر؛ افغانستان و منطقه آسیای مرکزی و چگونگی نفوذ در این منطقه نیز محل رقابت دو کشور است. پاکستان امیدوار است با سیطره طالبان در افغانستان، از این طریق به نقش و نفوذ هند در افغانستان پایان داده شود و راه تجاری خود را از طریق افغانستان به آسیای مرکزی بگشاید. این در حالی است که هندوستان با سرمایه گذاری در چابهار ایران و توافق سه جانبه بین هند، ایران و افغانستان خواهان آن است که بتواند مناسبات تجاری خود را با کشورهای آسیای مرکزی سازماندهی کند.
از آنجا که پایانه کریدور اقتصادی چین و پاکستان یعنی بندر گوادر در نزدیکی چابهار است که چین در آن مشغول سرمایه گذاری است. هندوستان نگران نفوذ چین در بندر چابهار و عقب زدن این کشور است. بنابراین رقابت های منطقه ای در حوزه دریای عمان و خلیج فارس در حال تشدید است و بخشی از این رقابت، حول محور چابهار در ایران تمرکز یافته است. لذا نقش ایران به عنوان عاملی در همگرایی در این قضیه بسیار مهم است.از منظر ایران بنادر گوادر و چابهار نه رقیب هم، بلکه مکمل یکدیگر برای توسعه اقتصادی منطقه محسوب می شوند و ایران از سرمایه گذاری همه کشورها در بندر چابهاربرای تقویت همگرایی منطقه ای استقبال می کند.