در قسمت اول از مجموعه مقالات «بررسی پیامدهای رویکرد غرب گرایی گرجستان»، انقلاب های رنگین با تاکید بر انقلاب گل سرخ در گرجستان، بررسی می گردد.

در سالهای اخیر تحت تاثیر تحولات مهمی که به ویژه در حوزه شوروی سابق به وقوع پیوسته است تعاریف و تعابیر جدیدی وارد ادبیات سیاسی معاصر شده است. انقلاب مخملی یا رنگین از جمله مهمترین آنهاست به نحوی که بخش عمده ای از تحولات سیاسی سالهای اخیر در حوزه شوروی سابق و از جمله در آسیای مرکزی و قفقاز می بایست در چارچوب همین مفاهیم و آثار و پیامدهای آن مورد بررسی قرار گیرد. اصطلاح انقلاب مخملی یا رنگی در سال های بعد از فروپاشی شوروی، خصوصاً‌ در اوایل قرن بیست و یکم به یکی از کلید واژه های تحولات سیاسی در عرصه جهانی تبدیل شود. بنا به تعریف کارشناسان، انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی نوعی دگرگونی و تغییر سیاسی بدون خونریزی و یا برانداری به روش غیر خشونت آمیز یا همان براندازی نرم است.

علی محمد نائینی از صاحبنظران به نام ایرانی، در حوزه ی جنگ نرم در خصوص انقلاب های رنگی می گوید: « انقلاب های مخملی»  یا « انقلاب های رنگی»  از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت همراه با مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این اصطلاح را نخستین بار «واسلاو هاول» رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشورش بود، بکار برد .

البته بعدها در جریان مخالفت های سراسری غرب گرایان با دولت های مرکزی به دلیل آنکه آنها از یک نماد رنگی برای سازمان دهی تجمع های اعتراض آمیز خود استفاده می کردند، این حرکتهای سازمان یافته با پشتیبانی رسانه های غربی به «انقلاب رنگی» معروف شدند. 

ازجمله کشورهایی که در دو دهه اخیر انقلابهای رنگی درآنها اتفاق افتاد، می توان به صربستان در سال (2000)، گرجستان(2003)، اوکراین(2004)، قرقیزستان (2005) اشاره کرد. وجه اشتراک همه این انقلاب های رنگین آن بود که باعث به قدرت رسیدن نیروهای طرفدار آمریکا و غرب دراین کشورها شد. ویژگی مشترک دوم همه این انقلاب ها، نقش تاثیرگذار بازیگران خارجی و رسانه های غربی در طراحی و اجرای پروژه انقلاب های رنگی در این کشورهاست. از جمله آنها، در گرجستان انقلاب گل سرخ، که با نام انقلاب گل رز نیز شناخته می شود، جابجایی و تغییر قدرت در این کشور بود که در نوامبر 2003 اتفاق افتاد. این انقلاب با اعتراضات گسترده در قبال نتایج انتخابات مجلس آغاز شد و با برکناری رئیس جمهور وقت  ادوارد شواردنادزه به اوج خود رسید.

اسم گل سرخ برای انقلاب رنگی در گرجستان به این دلیل انتخاب شد که معترضان درحالی شاخه های گل سرخ در دست داشتند، به پارلمان گرجستان حمله کردند. در آن زمان میخائیل ساکاشویلی که بعدها تابعیت اوکراین را پذیرفت ، رهبری تظاهرکنندگان را برعهده داشت. انقلاب گل سرخ نقطه عطفی در تاریخ  سیاسی  معاصر در گرجستان به شمار می رود که هرچند به دلیل وجود نارضایتی های اجتماعی و اقتصادی، منشا داخلی داشت، اما بدون شک نمی توان نقش و حمایت آمریکا و نیروهای غربی را در آن نادیده گرفت. کناره گیری ادوارد شوارد نادزه رئیس جمهوری وقت گرجستان  پس از 20 روز اعترضات عمومی ( 3 تا 23 نوامبر 2003) باعث برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی جدید در گرجستان شد. در نهایت بار روی کار آمدن میخائیل ساکاشویلی و حزب متبوعش یعنی حزب جنبش اتحاد ملی گرجستان، از آن پس رویکرد سیاست خارجی گرجستان  کاملا به سمت توسعه روابط با اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا تغییر کرد. پیش از آن شوازدنادره به نوعی به دنبال تعادل در مناسبات گرجستان با روسیه و آمریکا بود. 

انقلاب گل سرخ را نمی توان یک رخداد یک شبه و تنها بر اساس دخالت و نفوذ نیروهای غربی دانست. سلسله عواملی برای ایجاد روند انقلاب رنگین دخیل بودند. یکی از مهمترین فاکتورهای بروز این رخداد می تواند ظهور سازمانهای غیردولتی و تکه تکه شدن نخبگان سیاسی گرجستان در قالب احزاب و گروه های متعدد در سال های پیش از بروز انقلاب گل سرخ در گرجستان باشد. در قانون مدنی 1997 گرجستان، ثبت یک سازمان غیردولتی ، نسبتاً آسان شده بود و آنها با محدودیت های بسیار اندکی در گرجستان فعالیت می کردند. بر اساس آمار موجود، تا پایان سال 2000، بیشترین تعداد سازمانهای غیردولتی، در گرجستان به وجود آمد. دو مورد از مهمترین آنها انجمن وکلای جوان گرجستان و موسسه آزادی بنیاد صهیونیستی -آمریکایی سوروس بودند که هر دو با ادعای ارتقا قوانین حقوق بشر قبل از انقلاب گل سرخ در گرجستان ، فعال بودند. 

مشکلات اقتصادی پیش از انقلاب گل سرخ از مهمترین فاکتورهای دیگر بود که مخالفان دولت از آنها بهره بردند و مهمترین منشاء نارضایتی های عمومی میان مردم شد. از سال 1998 ، درآمد ملی خیلی کمتر از پیش بینی ها بود و در سال 1999، دولت گرجستان تنها 70٪ از درآمد پیش بینی شده خود را جمع آوری کرد.  این وضعیت  تا سال 2003 ادامه یافت. برای رفع این مشکل، دولت شروع به استفاده از تکنیکهای تورم زا برای رفع نقص بودجه استفاده کرد. همچنین دولت گرجستان قادر به تأمین استانداردهای صندوق بین المللی پول برای وام های بین المللی نبود و صندوق بین المللی پول نیزدر سال 2002  وام اعطایی برای گرجستان را به حالت تعلیق درآورد. گرجستان  بدون دسترسی به وام های  بین المللی، قادر به بازسازی اقتصاد نابسامان و بازپرداخت بدهی های قابل توجه خود، نبود. بطوریکه در پایان سال 2003 ، بدهی های انباشته شده دولت درقالب  حقوق کارکنان و  بازنشستگی  به 120 میلیون دلار رسید.

همچنین، دولت شواردنادزه در طول حاکمیت هشت ساله خود به زیرساخت های عمومی توجه چندانی نشان نمی داد از جمله ایجاد اشتغال و مقابله با بیکاری روز افزون در عمل کنار گذاشته شده بود. ازجمله، دولت قادر به تامین سرمایه لازم برای ترمیم خرابی ها در زیرساخت های انرژی نبود. از این رو، بیش از نیمی از جمعیت گرجستان خود را زیر خط فقر می دیدند و اوضاع اجتماعی نیز وخیم تر شده بود، در نتیجه نارضایتی بیشتری از دولت شواردنادزه ایجاد شده بود. این وضعیت اقتصادی از سوی دیگر به فساد در میان مقامات ایالتی و پلیس دامن می زد، هرچند فساد اداری در این کشور پدیده ای جدید نبود، اما قطعاً به دلیل کمبود بودجه گرجستان تشدید شد.

از دیگر عوامل مهم در انقلاب گل سرخ باید به رسانه ها اشاره کرد. کانال تلویزیونی روستاوی- 2  یکی از مهمترین ستون های رسانه ای مخالف دولت وقت یعنی ادوارد شواردنادزه بود. این کانال به شدت منتقد ادوارد شواردنادزه بود و علناً از مخالفان دولت وقت حمایت می کرد. بر اساس قانون اطلاعات آزاد گرجستان رسانه ها در انتقاد از دولت مورد حمایت قانون قرار داشتند. با این وجود، دولت شواردنادزه بارها و بارها تلاش کرد تا روستاوی- 2 را تعطیل کند و در مقابل روستاوی- 2 هم سعی داشت که در برنامه های خود شواردنادزه و دولتش را به عنوان یکی از رهبران بلوک شرق سابق معرفی کند. علاوه بر تمام عواملی که باعث بروز انقلاب گل سرخ شد، دو واقعه ی مهم مرتبط با رسانه ها، در سال 2001 باعث اعتراض افکار عمومی علیه دولت شد.

اولین مورد در ماه ژوئیه 2001 اتفاق افتاد، یعنی زمانی که مجری محبوب شبکه روستاوی- 2 ، گئورگی سانایا Giorgi Sanaia، کشته شد. افکار عمومی گرجستان فعالیت های ضد دولتی این مجری تلویزیونی را در مورد درگیری چچن و تحقیقات فساد  دولت را عامل کشته شدنش می دانستند. دومین اتفاق مهم هم در ماه اکتبر 2001 رخ داد، مأموران وزارت امنیت ملی به مقر شبکه ی تلویزیونی روستاوی- 2  حمله کردند و این اتفاق پوشش خبری و تصویری داده شد. بیش از هفت هزار معترض به رهبری دانشجویان، در خارج از مقر این شبکه جمع شدند و خواستار استعفای دولت شواردنادزه بودند که وی  با برکناری کابینه و وزیر امنیت ملی خود به آن واکنش نشان داد. پس از این رخدادها، روستاوی- 2 فعالیت های رسانه ای خود را به صورت منسجم تری ادامه داد تا جایی که یکی از مهمترین مخالفان شواردنادزه به شمار می رفت و تا سال 2003 این روند همچنان ادامه پیدا کرد.

در ژوئیه 2003 ، رئیس جمهور وقت ایالات متحده جورج دبلیو بوش، وزیر خارجه سابق جیمز بیکر را به ملاقات با رهبران مخالف و رئیس جمهور شواردنادزه فرستاد، لزوم انتخابات آزاد کلید واژه ی این سفر و ملاقات ها به شمار می رفت. در3 نوامبر 2003 ناظران محلی و بین المللی ، نتایج انتخابات را به دلیلی دست کاری شدن آرا به نفع حزب طرفدرار شواردنادزه باطل اعلام کردند و در سوی مقابل میخائیل ساکاشویلی یعنی رهبر مخالفان را به عنوان رهبر جنبش ملی متحد، پیبروز انتخابات اعلام کردند. بنابراین باید توجه داشت انقلاب گل سرخ در گرجستان، یک  مسئله با یک جواب ساده نیست، گرجستان کشوری با مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری بود که پس از استقلال با مشکلات ارضی وجدایی طلبی درآبخازی و اوستیای جنوبی  گره خورد و علاوه بر مشکلات تازه اش، مشکلات عدیده ی دوران شوروی را هم به ارث برده بود. باید گفت  انقلاب گل سرخ برآمده از مسائل مختلفی بود که به صورت مدیریت شده توسط آمریکا  و بنیاد سوروس در گرجستان بروز کرد و در سالهای بعد چنان نتایج تلخی بر جای گذاشت که دیگر کمتر می توان از سرخیِ گلِ انقلاب گفت.

دی ۱۴, ۱۴۰۰ ۱۰:۱۷ Asia/Tehran