«نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان» (2) نقش کریدور «واخان» در جاده ابریشم و همگرایی ایران ، چین ، افغانستان و پاکستان
در قسمت دوم از مجموعه مقالات «نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان»، نقش کریدور «واخان» در جاده ابریشم و همگرایی ایران ، چین، افغانستان و پاکستان، بررسی می گردد.
در امتداد جاده تاریخی ابریشم، باریکه ای در شرق افغانستان وجود دارد که به نام واخان شناخته می شود. این منطقه، محل تلاقی بین مناطق مهم بازرگانی در غرب چین باستان و مدیترانه بوده و بیش از ۱۷۰۰ سال، از سدۀ چهارم پیش از میلاد تا حملۀ مغول در سدۀ چهاردهم میلادی، تجارت و بازرگانی در این منطقه رونق داشتهاست.دالان «واخان» به لحاظ جغرافیائی در یک منطقه کوهستانی بسیار سخت که در اغلب ماههای سال پوشیده از برف است، قرار گرفته است. باریکه ای که قرار گرفتن آن در اختیار افغانستان، خود حکایتی دارد. واقعیت این است که دولتهای افغانستان تا قبل از حکومت امیرعبدالرحمن خان که خط مرزی مناقشه آمیز «دیوراند» (Durand) را پذیرفت ، تمایل چندانی به حضور در «واخان» از خود نشان نمیدادند و اجازه داده بودند که خانهای محلی که به نام «میر» شهرت داشتند، حکومت مستقل خود را داشته باشند.
سرانجام در دوره حکومت امیرعبدالرحمن خان، مرزبندی بین افغانستان و متصرفات هندی استعمار بریتانیا ضرورت یافت. انگلیسها امیرعبدالرحمن خان پادشاه وقت افغانستان را تحت فشار قرار دادند که «واخان» را تصرف کند تا بخشی از قلمرو ملی افغانستان باشد. علت هم در واقعیت مهمتری نهفته بود. واقعیت این بود که «واخان» در دوران مشهور به «بازی بزرگ» بین دو امپراطوری رقیب هند بریتانیا و امپراطوری تزاری روسیه به عنوان یک باریکه و خط حائل بین دو امپراطوری جایگاه مهمی داشت و از برخورد نظامی آنها میتوانست جلوگیری کند. بر همین مبنا بود که در سال 1880م امیرعبدالرحمن دالان واخان را تصرف کرد و آن را بخشی از خاک افغانستان اعلام نمود. در واقع الحاق واخان به افغانستان در ادامه توافقی بود که بین بریتانیا و امپراطوری تزاری روس در سال 1873م صورت گرفته بود و باریکه «واخان» متصرفات روسیه در آسیای مرکزی و متصرفات بریتانیا در شبه قاره هند را از هم جدا میکرد.
دالان واخان به لحاظ موقعیت جغرافیائی، غرب چین را از طریق افغانستان به ایران، جنوب غربی آسیا و دریای مدیترانه وصل میکرد و مسیر اصلی تاریخی جاده ابریشم قدیم بوده است. نه انگلیس مایل بود حاکمیت واخان در اختیار چین قرار گیرد و نه روسیه مایل به دادن چنین اختیاری برای چین در حوزه نفوذ خودش بود. بنابراین افغانستان تنها گزینه برای مالکیت واخان بود که همین اتفاق هم افتاد. اگر امروز شاهد آن هستیم که خاک افغانستان در عمق کوههای هیمالیا از طریق کریدور واخان ، به طرف چین و ایالت سین کیانگ به طول 350 کیلومتر و عرض 8 تا 40 کیلومتر کشیده شده است، به دلیل ضرورتهائی بوده است که در دوران «بازی بزرگ» روس و انگلستان وجود داشته است.
«واخان» هزاران سال به عنوان گذرگاهی استفاده می شد که شرق آسیا و چین را به غرب آسیا و مدیترانه ارتباط میداد. اما اهمیت تاریخی واخان به عنوان یک گذرگاه تنها به عنوان بخشی از جاده ابریشم قدیم منحصر نبوده است. شاید برجسته ترین نقش تاریخی این باریکه همان باشد که در قرن نوزدهم دو قدرت استعماری بریتانیا و روسیه تزاری را از هم جدا کرد تا برخوردی نظامی بین آنها روی ندهد. نیروهای کمونیستی چین تحت رهبری «مائو» رهبر انقلاب چین در سال ۱۹۴۹ بخشهائی از واخان را برای مدتی به تصرف درآورده و گذرگاه «واخان» را که به مدت 2000 سال در جاده ابریشم ایفای نقش کرده بود، مسدود کرده بودند. این گذرگاه مهمترین گذرگاه ارتباطی شرق آسیا به غرب آسیا بوده است. تحول مهم بعدی مرتبط با واخان در سال 1979 روی داد و آن زمانی بود که اتحاد جماهیر شوروی سابق، افغانستان را تحت اشغال نظامی خود درآورده و منطقه «واخان» را با ایجاد تأسیسات و پایگاه نظامی مورد توجه قرار داد و در واخان سایتهای نظامی ایجاد کرد.
امروزه «واخان» یکبار دیگر در حال احیای نقش تاریخی خود در قالب جاده ابریشم جدید چین است و اکنون در نقش بخشی از اَبَر پروژه یک کمربند- یک جاده چین و تکمیل کننده کریدور اقتصادی پاکستان و چین، ظاهر میشود. راههای ارتباطی زمینی و ریلی در آن مد نظر قرار گرفته و قرار است استانهای غربی چین را به آسیای غربی از طریق افغانستان و ایران متصل می سازد. در واقع قرار است واخان همان نقشی را ایفا می کند که در طول تاریخ به عنوان گذرگاه حیاتی جاده ابریشم قدیم بازی کرده است. در نقش جدید «واخان» تنها منطقه ی حائل میان تاجیکستان و پاکستان نیست، بلکه با توجه به برنامه چین برای توسعه جاده ابریشم جدید یا یک کمربند- یک جاده «واخان» در نقطه اصلی تقاطع این پروژه قرار میگیرد که کریدور اقتصادی چین، پاکستان را میتواند عملیاتی کند.
باریکه «واخان» را همچنین میتوان بخشی از پروژه یک کمربند- یک جاده چین ارزیابی کرد که با احداث جاده و خط ریلی، استانهای غرب چین، به غرب آسیا، جنوب غرب آسیا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا متصل می کند. در حقیقت واخان به لحاظ جغرافیای طبیعی اش از این ظرفیت برخوردار است که یک بار دیگر خاطره جاده قدیم ابریشم در شرایط نوین جهانی را البته با امکاناتی که تکنولوژی نوین دراختیار گذاشته است در اذهان زنده کند. باریکه ای که زمانی دولت وقت افغانستان مایل به مالکیت آن نبود، اکنون به صورت گذرگاهی حیاتی مد نظر است که میتواند افغانستان را با موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک جدیدی روبرو سازد که برای این کشور اعتباری جهانی و منطقه ای در پی داشته باشد. این موقعیت را جغرافیای طبیعی واخان در میانه دو سلسله جبال صعب العبور قره قروم در جنوب «واخان» و سلسله جبال پامیر در شمال «واخان» برای افغانستان به ارمغان آورده است. قطع نظر از تحولات داخلی افغانستان و جابجائی قدرت سیاسی و رژیمهای حاکم، منطقه واخان حائز اهمیت راهبردی است . در حال حاضر ، این باریکه به عنوان بخشی از بازی بزرگ جدید بین دو قدرت شرقی درحال ظهور حول محور چین و روسیه و قدرت غربی به محوریت آمریکا و اتحادیه اروپا محسوب می شود.
پروژه یک کمربند- یک جاده چین در مقابل جاده ابریشم آمریکایی که در قسمت قبل در مورد آن بحث کردیم، اهداف متنوع تری دارد. این پروژه از طریق کریدور اقتصادی پاکستان و چین از یک طرف و موافقتنامه 25 ساله ایران و چین از طرف دیگر و کریدور واخان، کشورهای چین، پاکستان، ایران و افغانستان را در اتحاد راهبردی سیاسی- اقتصادی قرار میدهد. اهمیت دالان واخان در این پروژه بسیار زیاد است. به باور مریم وریج کاظمی از کارشناسان ایرانی در حوزه ی مطالعات آسیا، کریدور واخان با توسعه زیرساختهای جاده ای و ریلی و پیوند با راه آهن افغانستان و ایران، قابلیتهای اقتصادی و امنیتی لازم را برای احیای قدرت شرق نیز تضمین مینماید.
تقویت همکاریهای سیاسی بین کشورهای چین و پاکستان در قالب سی پک، ایران و چین در قالب تفاهمنامه نقشه راه، و چین و افغانستان در کریدور واخان، کل حوزه فرهنگی و تمدنی ایرانی را در تعاملی سازنده قرار میدهد و زمینه توسعه هر کدام از کشورها را مساعد میسازد. همچنین این همکاریها از این جهت که در مقابل طرحهای آمریکا مبنی بر تحریک حرکت های جدائی طلبانه در منطقه، مانع ایجاد می کند، اهمیت دارد.