در قسمت اول از مجموعه مقالات «نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان»، طرح های احیای جاده ابریشم و تعارض منافع چین و آمریکا، بررسی می گردد.

کریدور اقتصادی پاکستان و چین موسوم به «سی پک» و «تفاهمنامه 25 ساله همکاری ایران و چین» به عنوان بخشی از پروژه بزرگ از طرح «یک کمربند - یک جاده چین» محسوب می شود . این طرح حدود 56 کشور را در قاره آسیا، آفریقا و اروپا در بر خواهد گرفت.  این پروژه به احتمال زیاد بخشی از رقابت بین چین و آمریکا بر سرتعیین قدرت هژمون در قرن 21 خواهد بود و می تواند رقابت های این دوکشور را به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس بکشاند. منطقه ای که مهم ترین حوزه انرژی نفت و گاز در آن تمرکز دارد و از طریق تنگه هرمز و عبور از دریای عرب و مکران، راه خود را به بازار مصرف شرق و غرب باز می کند.  در قسمت اول مجموعه مقاله ی «نقش ایران در همگرایی منطقه ای پاکستان، چین و افغانستان» به طور اجمالی طرح های احیای جاده ابریشم و تعارض منافع چین وآمریکا، تبیین می شود.

رقابت واقعی بین آمریکا، به عنوان قدرت در حال افول و چین،  به عنوان قدرت در حال صعود، که از مدت­ها قبل شکل گرفته بود، به تدریج در حال ورود به مراحل حساس­تر و در همان حال تعیین­ کننده تر خود می باشد. یکی از مصادیق مهم رقابت دو قدرت، رقابت آنها در ایجاد طرح های بین المللی ترانزیتی هست. کانون این رقابت، ایجاد جاده ابریشم جدید است که هم از سوی چین مطرح شده است و هم از سوی امریکا مطرح شده است. پروژه یک کمربند- یک جاده که در زبان انگلیسی از آن به نام «one belt one Road» یاد می­شود در واقع یک اَبَرپروژه است که توسط چین مطرح شده است و اهداف متنوعی را در نظر دارد. این پروژه در سال 2013م و به هنگام سفر «شی جین پینگ» رییس­ جمهوری چین به قزاقستان در آستانه، پایتخت این کشور به صورت رسمی مطرح شد. 

در مقابل طرح یک کمربند - یک جاده چین، پروژه جاده ابریشم جدید توسط امریکا مطرح شده است. نخستین بار بحث جاده ابریشم جدید را خانم هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه آمریکا در سال 2011م در سفر به هندوستان بر سر زبانها انداخت. جاده ابریشم آمریکایی در واقع در نظر دارد ابتکار عمل را از رقبای آمریکا، خارج کند و زمینه تداوم قدرت هژمون آمریکا در قرن 21م را مساعد سازد. در نگاه آمریکایی پروژه راه ابریشم جدید از اروپای شرقی و مرکزی شروع و از حوزه قفقازراه خود را با دور زدن ایران و فدراسیون روسیه از طریق دریای خزر به طرف ترکمنستان، افغانستان و شبه قاره هند ادامه می دهد.

پروژه راه ابریشم جدید حول دو محور اصلی تمرکز داشت. محور اول احداث و تکمیل خطوط ریلی و جاده ای که اروپا را از مسیر تعیین شده به جنوب آسیا می­رساند و کشورهای آسیای مرکزی را پوشش می­داد. محور دوم نیز شامل احداث و تکمیل خطوط لولة انرژی است که انرژی حوزة دریای خزر را به جنوب آسیا می­رساند که خط لوله تاپی ( خط لوله ترکمنستان به پاکستان و هند) در محور این طرح قرار می­گرفت. در واقع جاده ابریشم جدید مورد نظر آمریکا برای بعد از پایان تحولات افغانستان و قراردادن آن در کریدورهای تجاری شمال- جنوب طراحی شده است، خانم کلینتون در هندوستان مدعی شد که آمریکا بعد از خروج از افغانستان، منافعش را در این کشور حفظ خواهد کرد و حفظ منافع از طریق «راه ابریشم جدید»  پیگیری خواهد شد. 

دکتر امیراحمدیان پژوهشگر ایرانی حوزه ی مطالعات آسیا، معتقد است: هدف اعلامی طرح راه ابریشم آمریکایی، بهبود و افزایش سطح رفاه و ثبات در منطقه و تسهیل همکاری­های منطقه ­ای در حوزه تجارت، انرژی و حمل و نقل مطرح شده است. طرح آمریکایی «جاده ابریشم جدید» قرار است زیرساخت­ها، جاده ­ها، خطوط آهن و خطوط انتقال انرژی را به کشورهای آسیای مرکزی و پس از آن به افغانستان، پاکستان و هند متصل کند. در پشت این طرح اهداف سیاسی امریکا علیه چین و روسیه نیز وجود دارد.

پس از اعلام طرح آمریکایی «جاده ابریشم جدید» رییس­ جمهوری چین طرح خود را تحت عنوان «یک کمربند- یک جاده» در دو مسیر خشکی و دریایی در میان گذاشت. طرح چینی جاده ابریشم جدید در حقیقت از متن تاریخ تمدن و فرهنگ تاریخی چین از 2000 سال قبل و دوره سلسله­ های «هان» استخراج شده و از آن الهام گرفته است. این پروژه، چین را به جنوب شرقی آسیا، آسیای میانه، روسیه و اروپا از طریق زمین پیوند می­دهد.

بخش دوم و تکمیل ­کننده جاده ابریشم خشکی، جاده دریایی قرن 21 م است که مناطق ساحلی چین را به هم متصل می­کند و اتصال چین را به جنوب شرق، جنوب آسیا، اقیانوس آرام جنوبی، جنوب غربی آسیا، آفریقای شرقی تا اروپا فراهم می­ سازد. پروژه یک کمربند- یک جاده در بخش خشکی دارای سه مسیر اصلی است. اولین مسیر، مسیر شمالی است که از چین شروع می­شود و از قزاقستان و جنوب روسیه و اوکراین و بلاروس عبور کرده و پس از گذشتن از لهستان در نهایت به آلمان می­رسد. دومین مسیر که مسیر میانی است، از چین شروع می شود و از قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان عبور کرده و از راه ایران و ترکیه به اروپا می­رسد. سومین مسیر، مسیر جنوبی است که از چین، افغانستان، پاکستان، ایران، شبه جزیره عرب، مصر و در نهایت شمال آفریقا به اروپا می­رسد . بر همین اساس، ایران مطابق واقعیات تاریخی ، نقش کلیدی در طرح یک کمربند - یک جاده چین دارد. 

ابتکار راه ابریشم جدید در نگاه چینی می­تواند در جهت ارتقاء صلح و ثبات در منطقه از طریق افزایش همکاری­های متقابل با کشورهای همسایه و نهادهای بین ­المللی مؤثر واقع شود و فضائی از همکاری­ها بر اساس منافع متقابل را به وجود بیاورد. امتیاز ابتکار چینی «یک کمربند- یک جاده» نسبت به جاده ابریشم جدید پیشنهادی آمریکا در آن است که اولاً هیچ کشوری به دلیل سیاسی از این پروژه حذف نمی ­شود. ثانیاً مسائل و مشکلات امنیتی در کشورهائی که در مسیر توسعه این پروژه قرار می­گیرند به وسیله خود کشورها و بدون دخالت خارجی حل و فصل  می­شود. 

البته روشن است که چین از طرح اَبَرپروژه جاده ابریشم جدید، اهداف خاص خود را دارد. یکی از مهم­ترین اهداف چین می­تواند دسترسی آسان­ تر به بازارهای مصرف کالاهای چین باشد. هدف دوم دسترسی سهل ­تر این کشور به دو حوزه انرژی خلیج فارس و دریای خزر است. جدا از این اهداف که چین در جهت منافع راهبردی خود در نظر دارد، یک موضوع مهم­تر هم وجود دارد و آن تشدید رقابت­های آمریکا و چین در ابعاد کلی ­تری است که فراتر از پروژه جاده ابریشم قرار می­ گیرد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که چین بر اساس اصول نظریه ثبات هژمونیک با مطرح کردن طرح بلندپروازانه «یک کمربند- یک جاده» درصدد است تا تفوق آمریکا بر اقتصاد جهان را به چالش بگیرد و نوعی نظم نوین در اقتصاد جهانی پایه­ گذاری کند. به عبارت روشن ­تر، چین در مسیر تبدیل شدن به قدرت برتر جهانی از طریق ابتکار یک کمربند- یک جاده قرار گرفته و با مطرح کردن این ایده و نشان دادن اراده جدی در تحقق آن در نظر دارد از یک سو نیازهای اقتصاد بزرگ خود را به بازار و منابع جدید تأمین کند و از سوی دیگر نظم کنونی اقتصاد جهانی را به چالش بکشد و به نوعی آمادگی خود را برای رهبری نظام اقتصادی بین ­الملل نمایش دهد.

در پروژه چینی جاده ابریشم جدید همه کشورهای منطقه­ ای و فرامنطقه به نوعی همگرائی و زیست صلح ­آمیز مشترک می­ رسند و سرمایه ­گذاری و توسعه متوازن جمعی با سهولت بیشتری امکان­ پذیر می ­شود. در مدل چینی راه ابریشم، همگرائی منطقه­ ای در چارچوب پروژه «سی پک» و «نقشه راه همکاری ایران و چین» مد نظر قرار گرفته است. پروژه یک کمربند-یک جاده ی چین سه کریدور ارتباطی از خشکی و یک خط ارتباطی دریائی به نام رشته مروارید دارد. «سی پک» یکی از راه های خشکی است که شهر کاشغر واقع درغرب چین را به بندر گوادر در ساحل پاکستانی مکران اتصال می دهد و از آن به نام کریدور اقتصادی چین و پاکستان یاد می شود. در چنین برداشتی پروژه سی پک، به عنوان بخشی از پروژه عظیم یک کمربند- یک جاده یا جاده ابریشم جدید چین با اجرای تفاهمنامه 25 ساله ایران و چین تکمیل می شود. بدین ترتیب کشورهای ایران، پاکستان و افغانستان را با چین در اتحادی راهبردی و همگرایانه اقتصادی قرار می دهد که درنتیجه آن توسعه متوازن منطقه ای تسهیل می شود.

همکاری همه جانبه ایران، پاکستان، چین و افغانستان در چارچوب «پروژه سی پک» و «تفاهمنامه 25 ساله همکاری ایران و چین» به عنوان بحشی از طرح عظیم یک کمربند - یک جاده، ازاین ظرفیت برخوردار است که حوزه فرهنگی و تمدنی اسلامی و ایرانی را به حوزه تمدنی ارتدکس روسی از یک طرف و حوزه تمدنی اسلامی - عربی غرب آسیا و شمال آفریقا را از طرف دیگر با حوزه تمدنی و فرهنگی کنفسیوس پیوند تاریخی دهد. بنابراین شکل گیری چنین همکاری هایی موجب همگرائی منطقه ای  فراتر از کشورهای ایران، پاکستان، افعانستان و چین خواهد شد. از آنجا که ایفای چنین نقشی از سوی چین و ایران ، مطلوب آمریکا  نخواهد بود، ایالات متحده  تلاش خواهد کرد که برای سنگ اندازی در مسیر اجرای چنین روندی، به واگرایی  دربین کشورها دست بزند، اما اراده همکاری جمعی کشورهای منطقه برپایه منافع مشترک اقتصادی و سیاسی،  تلاشهای امریکا را با شکست مواجه خواهد ساخت. 

آذر ۰۳, ۱۴۰۰ ۱۰:۳۱ Asia/Tehran