خطوط انتقال انرژی، آمیزه اقتصاد و سیاست (10) نگاهی به خط لوله سراسری قفقاز و رویکردهای امریکا و اروپا
در این بخش از مقاله خط لوله سراسری قفقاز و رویکردهای امریکا و اروپا را بررسی می کنیم.
از مهمترین ویژگیهای بازار انرژی، فاصله جغرافیایی میان «عرضه کننده» و «مصرف کننده انرژی» است که این ویژگی به صورت طبیعی با دو مقوله «انتقال انرژی» و «امنیت انرژی» پیوند میخورد. منطقه قفقاز به لحاظ توزیع جغرافیایی منابع انرژی و موقعیت جغرافیایی خاص خود، از ترکیبی از کلیه ویژگیهای یاد شده، برخوردار است. در این منطقه، جمهوری آذربایجان، با برخورداری از منابع نفت خام و گاز طبیعی، تنها کشور برخوردار از منابع انرژی در سطح منطقه قفقاز محسوب میشود. در مقابل، ارمنستان و گرجستان، دو کشور فاقد منابع و مصرف کننده انرژی به شمار میروند. هر سه این کشورها به واسطه موقعیت جغرافیایی منطقه قفقاز که پل ارتباطی آسیا- اروپا محسوب می شود، از ظرفیت بالای انتقال انرژی برخوردار هستند. اما سایه سنگین مسائل و اختلافات سیاسی و ملاحظات ژئوپلیتیکی، به ویژه مناقشه بر سر قرا باغ، موجب شده است عملاً ارمنستان از دایره انتقال انرژی در منطقه قفقاز بیرون بماند و تنها دو کشور جمهوری آذربایجان و گرجستان در مسیر انتقال انرژی به ترکیه و اروپا قرار گیرد.
از منظری کلان تر، حذف ارمنستان از مسیرهای انتقال انرژی به موازات حذف ایران و روسیه از مسیرهای انتقال انرژی حوزه آسیای مرکزی، خزر و قفقاز، عموماً در چارچوب رویکرد امریکایی «سیاست خطوط لوله Pipeline Politics » انجام می شود. جهان غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا، در دو دهه گذشته، «سیاست خطوط لوله» را دنبال کرده اند. در چارچوب این سیاست آمریکا تلاش می کند تا کشورهای رقیب در منطقه یعنی ایران، روسیه و چین را از مسیرهای انتقال انرژی نظیر خطوط لوله تاپ و تاناپ دور نگه دارد. دکتر ولی کوزه گر کالجی پژوهشگرایرانی معتقد در این خصوص معتقد است: علت حمایت سیاسی ایالات متحده از طرح های تاپ و تاناپ کاملاً روشن بود. واشنگتن اجرای این دو طرح انتقال انرژی را به معنی حذف روسیه یا دست کم کاهش نقش این کشور در تامین انرژی اتحادیه اروپا می دانست؛ امری که می تواند قدرت مانور بیشتری را به قدرت های اروپایی در مقابل سیاست های روسیه به ویژه در رابطه با گسترش ناتو به شرق و بحران اوکراین و شبه جزیره کریمه بدهد.
جهت گیری جغرافیایی «سیاست خطوط لوله Pipeline Politics » در دهه ١٩٩٠ میلادی در جهت «شرقی- غربی» یعنی آسیای مرکزی- خزر- قفقاز بود. بر اساس همین سیاست، واشنگتن از احداث طرحهای انتقال انرژی که فاقد توجیه اقتصادی و امنیتی است دفاع می کند تا به هدف اصلی خود یعنی محروم کردن رقبا از منافع خط لوله ها دست یابد. از جمله این پروژه های خط لوله ترانس خزر، خط لوله باکو- تفلیس- جیهان ، خط لوله باکو– تفلیس – ارزروم و همچنین پروژه عظیم خط لوله نابوکو است که آمریکا از آن ها حمایت سیاسی، اقتصادی و امنیتی به عمل می آورد. البته جهت گیری جغرافیایی «سیاست خطوط لوله» در یک دهه گذشته متنوع شده است. بدین معنی که آمریکا از احداث خطوط لوله انتقال انرژی در جهت «شمالی- جنوبی» نیز به صورت گزینشی حمایت کرده و طرحهای انتقال انرژی از مسیر آسیای مرکزی- افغانستان- پاکستان- هند را مورد توجه قرار داده است.
حمایت ایالات متحده آمریکا از احداث خط لوله تاپی در چهارچوب دو طرح کلان و مهم در سطح منطقه یعنی «استراتژی راه ابریشم جدید New Silk Road Strategy » و طرح «آسیای مرکزی بزرگ Greater Central Asia » صورت میگیرد که آمریکا در آن ها به دنبال ایجاد پیوستگی ژئوپولیتیکی و همگرایی اقتصادی مناطق آسیای مرکزی و جنوبی به محوریت افغانستان است.
اروپایی ها هم سیاست مشترکی را درباره انتقال انرژی برگزیده اند که به سیاست اینوگیت مخفف عنوان "ترانزیت بین الدولی نفت و گاز به اروپا Interstate Oil and Gas Transportation to Europe (INOGATE) " خوانده می شود. در سال 1995 میلادی سیاست اینوگیت همکاری در حوزه انتقال انرژی را میان کشورهای اتحادیه اروپا، ترکیه، کشورهای ساحلی حوزه دریای سیاه و خزر به استثنای فدراسیون روسیه و کشورهای بالتیک،را شامل می شد. در چارچوب همین سیاست، طرح احداث خطوط انتقال انرژی مانند «خط لوله باکو- تفلیس- جیهان Baku–Tbilisi–Ceyhan (BTC)»، «خط لوله باکو- تفلیس- ارزروم Baku–Tbilisi–Erzurum Pipeline (BTE) »، «خط لوله نابوکو Nabucco » و خط لوله «ترانس خزر Trans-Caspian Pipeline (TCP)» برای انتقال گاز ترکمنستان و قزاقستان به جمهوری آذربایجان از بستر دریای خزر، ارائه شد. موارد یاد شده از نمونه های بارز طراحی و احداث خطوط انتقال انرژی از منطقه قفقاز است که همواره با حضور و مشارکت سه کشور جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه و با حذف سه کشور ایران، روسیه و ارمنستان همراه بوده است.
طرح ساخت خطوط لوله تاپ و تاناپ که منابع گازی میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان را از مسیر ترکیه و یونان به کشورهایی چون بلغارستان و ایتالیا منتقل میکند، از جدیدترین و مهمترین طرح های انتقال انرژی در سطح منطقه محسوب میشود. با ما همراه باشید تا به ماهیت و ابعاد مختلف پروژه های احداث خطوط تاپ و تاناپ بپردازیم.
مسیر طولانی که قرار است گاز طبیعی میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان را به اروپا متصل کند، در واقع شامل سه خط لوله مجزا است. خط لوله باکو- تفلیس – ارزروم یا همان خط لوله قفقاز جنوبی، یکی از آن ها است. خطوط لوله تاناپ و تاپ را نیز باید به آن بیافزاییم. طبق پیش بینی های صورت گرفته قرار است این خطوط لوله انتقال انرژی به یکدیگر متصل شوند. اجازه دهید به هر یک از آن ها جداگانه بپردازیم و در وهله اول برای شما از مشخصات خط لوله قفقاز جنوبی South Caucasus Pipeline (SCP) یعنی خطی که منابع انرژی در باکو را به تفلیس و ارزروم متصل میکند، بگوییم.
این خط لوله که به خط لوله «باکو- تفلیس- ارزروم» نیز شهرت دارد، به طول ٦٩٢ کیلومتر از ترمینال گازی سنگچال Sangachal در جنوب باکو جمهوری آذربایجان، آغاز می شود و با عبور از تفلیس گرجستان به ارزروم ترکیه میرسد. خط لوله قفقاز جنوبی به موازات خط لوله باکو- تفلیس- جیهان کشیده شده است. قرار است ظرفیت این خط لوله به بیش از ٧٠٠ میلیارد فوت مکعب در سال یعنی حدود ٥٤,٣ میلیون متر مکعب در روز، افزایش پیدا کند. این خط لوله گاز طبیعی، در مرز گرجستان و ترکیه به خط لوله ترانس آناتولی یعنی خط تاناپ و خط لوله ترانس آدریاتیک یعنی تاپ متصل خواهد شد. شرکت بریتیش پترولیوم انگلستان که بنوعی دولت سایه در جمهوری آذربایجان محسوب می شود در اجرای این خطوط نقش دارد .
خط لوله گازی ترانس آناتولی یا «تاناپ» Trans-Anatolian Natural Gas Pipeline (TANAP) ، به طول 1850 کیلومتر ، در ارزروم ترکیه به خط لوله باکو –تفلیس – ارزروم متصل می شود و از 21 استان این کشور عبور و به سمت یونان امتداد می یابد. طرح تاناپ نخستین بار در ١٧ نوامبر ٢٠١١ میلادی در سومین اجلاس «مجمع اقتصادی و انرژی دریای سیاه Black Sea Energy and Economic Forum » در استانبول مطرح شد. متعاقب آن، توافقنامه احداث خط لوله تاناپ توسط رجب طیب اردوغان، نخست وزیر وقت ترکیه و الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، در ٢٦ دسامبر ٢٠١١ به امضا رسید. در نهایت، در ١٧ مارس ٢٠١٥ ، اردوغان، علی اف و گئورگی مارگولاشویلی Giorgi Margvelashvili رئیس جمهوری وقت گرجستان، در شهر قارص در شرق ترکیه، در مراسم عملیات احداث خط لوله تاناپ حضور یافتند.
خط لوله تاناپ در پایان مسیر خود در ترکیه، به خط لوله تاپ وصل می شود. خط لوله تاپ یا ترانس آدریاتیک rans Adriatic Natural Gas Pipeline (TAP) به طول 800 کیلومتر از مرز ترکیه و یونان آغاز شده است و با عبور از آلبانی و گذاشتن از دریای آدریاتیک به سواحل جنوبی ایتالیا میرسد. در این بین، ٥٥٠ کیلومتر از خط لوله تاپ از یونان، ٢١٥ کیلومتر آن از آلبانی و ٨ کیلومتر دیگر آن نیز از ایتالیا می گذرد. حداکثر ظرفیت انتقال گاز خط لوله تاپ، 20 میلیارد متر مکعب خواهد بود. سه کشور یونان، آلبانی و ایتالیا یک توافقنامه برای احداث خط لوله تاپ در ٣ فوریه ٢٠١٣ در آتن امضا کردند. بنابراین از اتصال سه خط لوله قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ، یک خط سراسری ایجاد میشود که منابع گازی میدان شاه دنیز جمهوری آذربایجان را به جنوب اروپا منتقل می کند، اما این میدان گازی به اندازه کافی برای تامین گاز اروپا ، ذخیره ندارد و نیاز به خطوط لوله دیگری می باشد.