خطوط انتقال انرژی، آمیزه اقتصاد و سیاست (9) رویکرد روسیه به تاپی و نقاط قوت و ضعف این خط لوله (بخش دوم)
این بخش از مقاله را به بررسی رویکرد روسیه به تاپی و نقاط قوت و ضعف این خط لوله، اختصاص داده ایم.
یکی ازموضوعات مطرح درباره خط لوله تاپی، موضع روسیه می باشد؛ چرا که ترکمنستان از طریق این خط لوله ، از وابستگی سنتی اش به صادرات گاز به روسیه می کاهد و امیدوار است که از این طریق در راه شکستن انحصار گازی روسیه در آسیای مرکزی گامی بردارد. بر این اساس نیز روسیه دیدگاه مثبتی به طرح تاپی ندارد. از دید مسکو طرح تاپی در راستای اهداف امریکا و کشورهای غربی بمنظور تضعیف جایگاه روسیه در طرح های انتقال انرژی در آسیای مرکزی می باشد. احداث طرح تاپی نه تنها باعث کاهش انتقال گاز ترکمنستان ار مسیر روسیه خواهد شد بلکه باعث افزایش چانه زنی عشق آباد برای کاهش حق ترانزیت گاز انتقالی از مسیر روسیه خواهد شد .
ماه مه سال ۲۰۱۴، شرکت گازپروم روسیه و شرکت ملی نفت چین، یک قرارداد ۳۰ ساله ۴۰۰ میلیارد دلاری را بهامضا رساندند که بر اساس آن، روسیه سالانه ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را از طریق خط لوله سیبری ۲ به چین صادر خواهد کرد. این قرارداد، حاکی از تلاش روسها و چینی ها برای ایجاد نوعی ائتلاف انرژی می باشد. روسها تلاش داشتند این ائتلاف را به کشورهای آسیای مرکزی نیز تسری دهند اما پروژه تاپی بهعنوان ابزاری برای امریکا جهت مقابله با ائتلاف انرژی روسیه و چین، محسوب می شود. چرا که با احداث این خط لوله، نیازمندی ترکمنستان برای پیوستن به ائتلاف انرژی روسیه و چین از بین می رود.
اگر از زاویه افغانستان به پروژه تاپی بنگریم عبور خط لوله تاپی از افغانستان، تحول مهمی در زیرساختهای اقتصادی این کشور از بُعد فنی و تاسیسات، تامین سوخت مورد نیاز کشور، به ویژه تامین سوخت نیروگاههای برقی ایجاد خواهد. بدین ترتیب پروژه تاپی تاثیر مثبتی را در روند توسعه این کشور بحران زده ایجاد خواهد نمود. عبور خط لوله تاپی از افغانستان موجب پیوستگی اقتصادی این کشور به ترکمنستان، پاکستان و هند خواهد شد .کابل از این طریق می تواند امیدوار باشد که علاوه بر دریافت درآمدهای حاصل از تعرفه عبور گاز، زمینه را برای ورود جدیتر افغانستان به مکانیسمهای اقتصادی منطقه ای فراهم کند. امیدواری دیگر افغانی ها این است که مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان و همچنین رایزنی و فشار دولت و ارتش پاکستان با این گروه، در مورد تامین امنیت خط لوله تاپی به نتیجه برسد. اگر این مذاکرات به موفقیت برسد و این پروژه اجرا شود، مهمترین پیامدهای مثبت تحقق خط لوله تاپی، افزایش صلح و ثبات در بخش مهمی از مناطق افغانستان و پاکستان است. دولت افغانستان انتظار دارد که این پروژه روند جذب جریان طالبان در روند مذاکرات صلح دولت افغانستان را تسریع کند. سلطان احمد آریا پژوهشگر افغانستانی در خصوص منافع خط لوله تاپی برای افغانستان اعتقاد دارد: منافع اقتصادی مستقیم این پروژه برای افغانستان با توجه به آنچه تا حال بیان شده است، استفادۀ از 16 درصد از گاز انتقالی این خط لوله در ازای پرداخت پول و دریافت سالانه ۴۰۰ میلیون دلار به عنوان حق ترانزیت است. از دیگر منافع اقتصادی این پروژه برای افغانستان، میتوان از ایجاد شغل برای شهروندان این کشور در جریان کارهای عملی پروژه در داخل این کشور نام برد. از سوی دیگر، اجرایی شدن این پروژه مستلزم سیاست و عملکرد صادقانهی پاکستان است. تا زمانی که امنیت در افغانستان تأمین نشود، اجرایی شدن این پروژه غیرممکن است. پس اگر پاکستان بخواهد که از این گاز استفاده کند، باید دست از حمایت طالبان و دیگر شورشیان در افغانستان بردارد. بنابراین، استفادهی پاکستان از این پروژه موجب تأمین امنیت در افغانستان خواهد شد و این میتواند بزرگترین نفع باشد که دولت افغانستان میتواند از آن بهرهمند شود.
پاکستان نیز انتظارات زیادی از پروژه خط لوله تاپی دارد. عبور خط لوله گاز تاپی از پاکستان میتواند در بعد داخلی به بخش زیادی از بحران انرژی در این کشور و به یکی از عوامل بروز بی ثباتی در پاکستان تا حد قابل توجهی پایان دهد. اگر دولت پاکستان بتواند گاز وارداتی را در منطقه بحران خیز بلوچستان پاکستان به نحوی مناسب مدیریت کند و این منطقه فقیر را در عواید مالی انتقال گاز سهیم سازد، کمک بزرگی به توسعه اقتصادی و افزایش ضریب امنیتی منطقه بلوچستان پاکستان خواهد کرد.عبور خط لوله گاز تاپی از دو کشور افغانستان و هند که پاکستان با هر دو آنها اختلافات سنتی و دیرینه ای دارد به نوبه خود موضوع مهمی است. خط لوله تاپی از جمله نخستین و مهمترین طرحهای مشترک اقتصادی است که ورای اختلافات پاکستان و افغانستان در خط مرزی دیوراند durand که بین هند و پاکستان قراردارد ، شکل گرفته است. اگر طرح تاپی تکمیل و اجرایی شود می تواند به شکل گیری منافع و مصالح مشترک بین این سه کشور کمک کند. این نوع اشتراک ها زمینه افزایش همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان افغانستان، پاکستان و هند را در درازمدت فراهم خواهد نمود. از این رو پروژه تاپی به صلح و ثبات در سطح منطقه شبه قاره کمک خواهد کرد.
آنچه شنیدید پیامدهای مثبتی است که انتظار می رود خط لوله تاپی برای کشورهای مشارکت کننده در آن بوجود آورد. بخش دوم این برنامه را به نقاط ضعف و چالشهای طرح تاپی اختصاص داده ایم که گاه انتظارات درباره بروز پیامدهای مثبت را در هاله ای از ابهام قرار می دهد. انتظارات زیادی از طرح عظیم و پر هزینه تاپی وجود دارد. باید دید که آیا تاپی می تواند به این انتظارات پاسخ دهد و آیا پیامدهای آن به پیامدهای صرفا مثبت خلاصه می شود؟ پاسخ این سوالات را در بخش بعدی برنامه خواهید یافت.
از جمله نقاط ضعف تاپی هزینه مالی بالای اجرای این طرح است که از ٧ تا ١٠ میلیارد دلار تخمین زده میشود. موقعیت جغرافیایی و نیز شرایط امنیتی منطقه، امکان جذب سرمایه به این پروژه را دشوار نموده و هزینه ریسک بیمه در آن را افزایش داده است. در باره چالش های طرح تاپی اول از همه باید به چالش ها و تهدیدهای امنیتی افغانستان و بخش هایی از پاکستان اشاره کرد. از جمله تهدیدات امنیتی، خطر حمله نیروهای طالبان، القاعده و داعش به کارگران، تاسیسات و خطوط انتقال در داخل افغانستان است. این گروه ها مرزهای مشترک این کشور با ترکمنستان و پاکستان را نیز در خطر قرارداده اند که بی تردید مانعی جدی در تحقق طرح تاپی و یا نیل آن به اهداف از پیش تعیین شده است و خواهد بود. ضعف زیرساختهای اقتصادی، ترانزیتی و فنی در افغانستان نیز از دیگر نگرانیها و چالشهای مهم پیش ِروی خط لوله تاپی است. در واقع، خط لوله تاپی نخستین تجربه جدی عبور یک خط لوله بین المللی انتقال انرژی از مسیر افغانستان محسوب میشود.
یکی دیگر از نقاط ضعف طرح تاپی سایه سنگین اختلافات سیاسی پاکستان و افغانستان بر این طرح است. کابل اسلام آباد را به استفاده ابزاری و سیاسی از گروههای افراطی مانند طالبان و القاعده و حتی گروه ترویستی داعشعلیه افغانستان متهم می کند. این اختلافات، همکاری ها بر سر تاپی را تهدید می کند. اختلافات سنتی کابل و اسلام آباد در مورد خط مرزی دیوراند و وضعیت قبایل واقع در دو سوی مرز بین دو کشور که در موارد متعددی به تنش و درگیری هر چند محدود نظامی میان نیروهای نظامی پاکستان و افغانستان منجر شده است ، به فهرست دشواری ها در تحقق طرح تاپی باید افزوده شود. به جز مشکلات پاکستان با افغانستان ، در داخل پاکستان نیز طرح تاپی با چالش هایی روبرو است که از نوع امنیتی است. دولت مرکزی پاکستان فاقد کنترل سیاسی و امنیتی لازم بر قبایل مختلف ساکن در منطقه بلوچستان این کشور است. اسلام آباد در چند نقطه مرزی دیگر پاکستان نیز با همین چالش روبرو است. این قبایل که پیوندهای نزدیکی با جریان های افراطی نظیر طالبان و شاخه پاکستانی القاعده دارند، معمولاً از حملات به اماکن و تاسیسات دولتی و همچنین از تهدید طرحهای اقتصادی، به عنوان اهرم فشار علیه دولت مرکزی استفاده می کنند. ولی آنها اگر سهم و منافع اقتصادی مناسبی دریافت کنند، در تامین امنیت خطوط انتقال انرژی، نظیر تاپی، با دولت پاکستان همکاری خواهند کرد. این امر به نوبه خود موجب افزایش هزینه های اقتصادی اجرای خط لوله تاپی خواهد شد.
مشکل دیگر تاپی در محدوده پاکستان، ضعف زیرساختهای مالی و اقتصادی در این کشور است. ناتوانی دولت پاکستان در تامین مالی و اعتبار لازم برای اجرای پروژه هایی چون خط لوله صلح که اگر ساخته می شد بخشی از آن از خاک پاکستان می گذشت، از جمله مواردی است که می تواند در روند احداث خط لوله تاپی نیز تکرار شود. مشارکت هند درطرح خط لوله تاپی نیز عامل تحریک احتمالی گروههای سلفی دیوبندیه مانند طالبان، القاعده، سپاه صحابه، لشگر جهنگجوی، جیش محمد، خدام اسلام و جندالله خواهد شد که به دلیل موضوع کشمیر، نگاهی به شدت منفی به هندیها دارند و آنان را کافر و بت پرست می دانند. از این منظر، احتمال حمله به تاسیسات و خطوط انتقال انرژی تاپی نیز از سوی این گروههای افراطی و تروریستی وجود دارد. اختلافات دیرینه و سنتی هند و پاکستان در مورد کشمیر را میتوان دیگر چالش جدی در اجرای خط لوله تاپی دانست. ناآرامیهای سال 2016 در کشمیر که تعدادی کشته و زخمی به جای گذاشت، به روشنی نشان داد که این منطقه تا چه میزان مستعد تنش و درگیری است. در چنین شرایطی، وقوع حملات تلافی جویانه که دامنه آن حتی به مساجد و معابد مسلمانان و هندوها نیز کشیده میشود، می تواند امنیت طرحهای اقتصادی مشترک دو کشور از جمله خط لوله تاپی را با تهدید و چالشی جدی مواجه سازد.
در مجموع باید گفت تاپی برای ترکمنستان که دهه های متوالی به فروش گاز خود به روسیه وابسته بود، فرصتی طلایی محسوب می شود. هم سرمایه خارجی را جذب می کند و هم به مشتریان خود تنوع می بخشد. بدین ترتیب دیگر روسیه نمی تواند نرخ گاز را به ترکمنستان تحمیل و یا با انصراف از پرداخت و یا تعلل در آن، اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار دهد. ترکمنستان با این طرح به اردوگاه غرب و مشخصا" امریکا نزدیک شده است. گرچه انتفاع اقتصادی طرح تاپی برای ترکمنستان غیرقابل انکار است اما تجربه اوکراین و گرجستان نگرانی های جدی را بوجود می آورد. آن ها نیز در نزدیک شدن به غرب با تهدیدهای دیگری مواجه شدند. آنها یا به عرصه تقابل غرب و روسیه تبدیل شده اند و یا وجه المصالحه دو طرف قرار گرفته اند . در هر دو صورت برنده این ماجرا نیستند.
اما برای افغانستان طرح تاپی چیزی بیش از یک طرح اقتصادی مشترک منطقه ای است. تاپی به انزوای این کشور در اقتصاد منطقه پایان می دهد و علاوه بر جذب سرمایه خارجی و ایجاد اشتغال و رفع کمبود انرژی، به افغانستان جایگاهی منطقه ای می دهد و آن را کشوری معرفی می کند که می تواند طرف توافق های منطقه ای قرار گیرد. اما اگر در منطقه طرحی تنها به منافع چند کشور اختصاص یابد و مهمتر از آن، منافع سایر کشورها را تضییع کند، از آینده ای که برای آن تصور میشود، فاصله خواهد داشت.