این بخش از مقاله را به بررسی ملاحظات و منافع کشورهای خارج از خط لوله تاپی، اختصاص داده ایم.

علاوه بر چهار کشور اصلی مشارکت کننده در طرح تاپی، یعنی ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند، کشورهای دیگری نیز هستند که با وجود واقع شدن در خارج از طرح تاپی، بنا به ملاحظات و منافع خاص خود ، به این طرح بزرگ اقتصادی توجه دارند. از این­رو، آگاهی از دیدگاه­ها و ملاحظات این کشورها می­تواند به درک هر چه بهتر ابعاد سیاسی و ژئوپلتیکی خط لوله تاپی منجر شود. نخستین کشوری که خارج از طرح خط لوله تاپی مورد توجه کارشناسان و رسانه­ ها قرار می­گیرد، جمهوری اسلامی ایران است. دلیل آن نیز تحت­ الشعاع قرار گرفتن خط لوله صلح است که برای اتصال منابع عظیم گاز ایران به پاکستان و از طریق این کشور به مصرف کنندگان در هند، طراحی شده است.  طول خط لوله صلح حدود 2700 کیلومتر پیش بینی شده بود.حدود 1100 کیلومتر از این خط لوله از خاک ایران می گذشت.حدود ١٠٠٠ کیلومتر از آن از پاکستان و حدود 600 کیلومتر آن نیز از هند عبور می کرد.

 اگر طرح خط لوله صلح، اجرایی و تکمیل شود  قرار است در چهارچوب یک موافقتنامه 25 ساله روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز طبیعی ایران از منطقه عسلویه در جنوب ایران به پاکستان و از آن طریق به هند صادر شود. از میزان گاز صادر شده از ایران 90 میلیون متر مکعب برای هند و 60 میلیون متر مکعب نیز برای پاکستان در نظر گرفته شده بود. خط لوله صلح که مراحل اولیه ساخت آن در سال 2002  آغاز شد، قرار بود در سال 2014 میلادی به اتمام و بهره ­برداری برسد. اما عوامل متعددی چون جنجال غرب پیرامون فعالیت های صلح آمیز هسته ایران که منجر به صدور قطعنامه­ های تحریمی از سوی شورای امنیت، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا علیه ایران شد، بر سرنوشت این طرح تاثیر گذاشت. هند و پاکستان در نتیجه فشار در فضای تحریمی ایران، و همچنین تحت تاثیر مشوق­های اقتصادی که کشورهایی چون آمریکا در اختیارشان قرار دادند، از مشارکت در خط لوله صلح عقب نشینی کردند. اختلافات هند و پاکستان و مشکلات اقتصادی پاکستان برای تکمیل خط لوله عبوری از این کشور نیز به نوبه خود موجب شد تا در عمل خط لوله صلح روند اجرایی و عملیاتی به خود نگیرد. در چنین فضایی بود که دولت ترکمنستان درصدد احیای ایده قدیمی انتقال گاز به شبه قاره برآمد که برآیند آن شکل­ گیری خط لوله تاپی بود.

محسن جان پرور، استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در ایران ، در این خصوص اعتقاد دارد: گاز یکی از منابع قدرت در جهان است. خط لوله تاپی در صورت احداث، می تواند سایر قدرت ها را به چالش بکشد.بازیگران فرامنطقه ای و در راس آنها امریکا، در صدد هستند کشورهای منطقه مانند چین، روسیه و ایران را در طرح های منطقه ای انتقال انرژی کنار بزنند،امریکا به گونه ای موضع گرفته است که می خواهد در کنار هند، از قدرت بازیگری کشورهای منطقه بکاهد. این در شرایطی است که ایران، مقرون به صرفه ترین و امن ترین مسیر و کشور برای تامین گاز مورد نیاز کشورهای منطقه محسوب می شود. 

    با این وجود، دولت پاکستان به دلیل نیاز شدید به گاز طبیعی به موازات مشارکت در خط لوله تاپی، اقدامات متعددی را برای احیای خط لوله صلح به عمل آورده است. در این راستا، دولت پاکستان درخواست اعطای 500 میلیون دلاری از ایران را نمود که دولت ایران آن را رد کرد . بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تا زمانی که هند، به عنوان دومین مصرف کننده گاز این خط لوله، اعلام آمادگی نکند، ایران تمایلی به بهره­ برداری از این مسیر انتقال نخواهد داشت. دولت پاکستان همچنین کوشش نمود موافقت روس­ها را برای مشارکت شرکت گازپروم روسیه در خط لوله صلح جلب کند که در این رابطه نیز توفیقی نیافت . روس ها با وجود ابراز علاقه مندی اولیه در نهایت از مشارکت در این طرح کنار کشیدند. کشور قطر نیز به همین روال گرچه در ابتدا مایل به همکاری در طرح خط لوله صلح بود اما در نهایت از شرکت در این پروژه انصراف داد.

    پاکستانی ­ها بعد از ناکامی در دعوت از روسیه و قطر برای سرمایه­ گذاری در این طرح، به صورت جدی با طرف چینی وارد مذاکره شدند. در این راستا، دولت پاکستان و دولت چین برای اجرای یک خط لوله انتقال گاز مایع به طول ٨٠٠ کیلومتر به توافق رسیدند که می­تواند بخشی از گاز پاکستان را به منطقه سین کیانگ در شمال غرب چین منتقل کند. دولت پاکستان همچنین از احتمال اجرای لوله ­گذاری خط لوله صلح توسط دولت چین خبر داد. شرکت خط لوله چین نیز از طرف دولت چین مأموریت اجرای خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان را بر عهده گرفت. بدین ترتیب اگر پروژه خط لوله صلح احیا و عملیاتی شود ، خط لوله گاز ایران به پاکستان می­ تواند در چشم ­انداز میان مدت، تا چین نیز کشیده شود و مسیر سنتی ١٢ هزار کیلومتری انتقال حامل­ های انرژی به چین تا دوهزار و ٣٩٥ کیلومتر کاهش یابد.

 نقش و سیاست آمریکا درباره احداث خط لوله تاپی را مورد بررسی قرار می دهیم. حمایت ایالات متحده آمریکا از خط لوله گاز تاپی به طور کلی در چهارچوب «سیاست خطوط لوله» بدون ایران ، روسهی و چین صورت می­ گیرد. آمریکا در چارچوب "سیاست خطوط  لوله" در پی حذف کشورهای رقیب ایالات متحده در منطقه یعنی ایران، روسیه و چین از مسیرهای ترانزیت انرژی است. در دهه 1990 جهت­ گیری جغرافیایی «سیاست خطوط لوله Pipeline Politics » «شرقی- غربی» یعنی مسیر آسیای مرکزی، خزر و قفقاز بود. در این راستا واشنگتن از احداث طرح­های فاقد توجیه اقتصادی و امنیتی نظیر ترانس خزر، باکو- تفلیس- جیهان ، باکو – تفلیس – ارزروم  و نابوکو، حمایت سیاسی، اقتصادی و امنیتی به عمل آورد. اما جهت­گیری جغرافیایی «سیاست خطوط لوله» در یک دهه گذشته به سمت «شمالی- جنوبی» تغییر جهت داده است و طرح­های انتقال انرژی از مسیر آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان و هند مورد توجه ایالات متحده آمریکا است. حمایت آمریکا از احداث خط لوله تاپی در چهارچوب دو طرح کلان و مهم در سطح منطقه یعنی «استراتژی راه ابریشم جدید New Silk Road Strategy » و طرح «­آسیای مرکزی بزرگ Greater Central Asia » صورت می ­گیرد. از این منظر پیوستگی ژئوپلیتیکی و همگرایی اقتصادی مناطق آسیای مرکزی و جنوبی، به محوریت افغانستان، به صورت جدی مورد توجه سیاستگذاران آمریکایی قرار دارد.

ایالات متحده به منظور پیشبرد اهداف «استراتژی راه ابریشم جدید» و «طرح آسیای مرکزی بزرگ» ، ساختار اداری و سیاسی جدیدی در وزارت امور خارجه این کشور ایجاد کرده است که از آن با عنوان «دستیار ویژه وزیر امور خارجه آمریکا در امور آسیای مرکزی و جنوبی Assistant Secretary for South and Central Asian Affairs » یاد می شود. کارویژه این ساختار نظارت بر پیشبرد هماهنگ طرح­های مختلف در دست اجرا در این منطقه از جمله خط لوله تاپی است. دستیار ویژه وزیر امور خارجه آمریکا به طور مداوم با مقامات ارشد کشورهای آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و افغانستان در تماس و رایزنی است. احداث خط لوله گاز تاپی، به موازات سایر طرح­های کلان اقتصادی، مورد توجه آمریکا قرار گرفته است. از جمله این طرح ها می توان به پروژه خط راه­ آهن ترکمنستان، افغانستان و تاجیکستان و همچنین پروژه انتقال و تجارت برق به آسیای مرکزی و جنوبی ، موسوم به «کاسا- 1000» اشاره کرد که مربوط به ترانزیت برق به تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان، پاکستان و هند است. از دیگر پروژه ­ها، احداث پل هایی در نقاط مرزی تاجیکستان و افغانستان است که شامل پل دوستی، پل ایشکاشم و پل ونج می شود.  پروژه خط راه ­آهن حیرتان میان حیرتان ازبکستان و مزار شریف افغانستان هم از زمره همین طرح ها است. این طرح ها که به پیوستگی ژئوپلیتیکی و همگرایی اقتصادی مناطق آسیای مرکزی و جنوبی به محوریت افغانستان مربوط می شود ، مورد حمایت شدید ایالات متحده آمریکا است. علیرغم این موارد، امریکا تاکنون حاضر به حمایت مالی از طرح پرچالش تاپی یا ارایه برنامه ای برای فایق آمدن به موانع امنیتی این خط لوله نشده است .

دی ۲۹, ۱۳۹۹ ۱۹:۰۰ Asia/Tehran