خطوط انتقال انرژی، آمیزه اقتصاد و سیاست (۷): نقش افغانستان،پاکستان و هند در پروژه انتقال انرژی
این بخش از مقاله را به نقش افغانستان در این پروژه، منافعی که از آن حاصل می کند و همچنین ملاحظات غیر اقتصادی که کابل در این طرح در نظر گرفته است، اختصاص داده ایم.
پروژه تاپی از معدود پروژه های منطقه ای است که برای افغانستان نیز جایگاه مهمی تعریف نموده است. افغانها به کسب میلیونها دلار از طریق عوارض عبور خط لوله از افغانستان و همچنین به افزایش اشتغال می اندیشند. ضمن آن که افغانستان از این طریق میتواند گاز مورد نیاز خود را نیز تامین نماید و تا حد زیادی مشکل کمبود انرژی خود را مرتفع سازد. «داوود شاه صبا Davood Shah Saba »، وزیر وقت معادن و نفت دولت افغانستان در نشست آغاز عملیات احداث خط لوله تاپی که این پروژه را "سرآغاز پروژه های زیربنایی افغانستان" نامید. بنا بر اظهارات وی توافق شده است که افغانستان گاز اضافه خود را بفروشد. همچنین، خط انتقال برق نیز در مسیر تاپی از ترکمنستان به پاکستان احداث میشود. با این همه افغانستان بیش از آنکه از گاز خط لوله تاپی استفاده ببرد، از تعرفه انتقال آن بهره مند میشود. دولت افغانستان امیدوار است با اجرای خط لوله تاپی بتواند اقتصاد ضعیف و شکننده این کشور را به اقتصاد منطقه پیوند بزند و از این طریق، افغانستان را از انزوای اقتصادی چندین دهه ای خارج کند. تحقق این هدف میتواند بر روابط افغانستان با همسایگان نیز تاثیر مثبتی برجای بگذارد. همچنانکه از اظهارات اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان در مراسم امضاء توافقنامه تاپی مشخص می شود این کشور امیدوار است به موازات ترانزیت گاز ترکمنستان به هند و پاکستان، برای چین نیز یک کشور ترانزیتی باشد.
با این وجود، شرایط امنیتی افغانستان، مهمترین چالش دولت این کشور در اجرای خط لوله تاپی به شمار میرود. به عنوان مثال، ولایت نا آرام هلمند از جمله مناطقی است که خط لوله گاز تاپی از آن عبور خواهد کرد. آینده خط لوله تاپی در افغانستان تا حد بسیار زیادی به روند مذاکرات صلح دولت اشرف غنی با طالبان پیوند خورده است. طالبان به طور سنتی نشان داده است در صورتی که سهم سیاسی و اقتصادی خود را از خطوط انتقال انرژی دریافت کند، مخالفتی با آن نخواهد داشت. حتی در اواخر دهه 1990 یعنی زمانی که طرح انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان مطرح گردید، هیئتی از طالبان برای رایزنی و مذاکره در این باره عازم آمریکا شد. البته تحولات بعدی، به ویژه حادثه یازده سپتامبر و حمله نظامی آمریکا به افغانستان، مانع از تحقق همکاری طالبان در زمینه احداث خط لوله گاز شد.
وحید مژده پژوهشگر و کارشناس مسایل سیاسی در افغانستان در خصوص همکاری طالبان با شرکت های انرژی امریکایی می گوید: دعوت شرکت های امریکایی از نمایندگان طالبان برای نشان دادن زیرساختها و توان مالیشان در امریکا به افراد گروه طالبان بود، طالبان نیز خواستار امتیازهای همانند ساخت همزمان جاده کابل-هرات، ساخت شهرکها در مسیر عبور خط لوله برای کارگران و محاسبه قیمت حق العبور متناسب با افزایش قیمت گاز بود.
بنابراین، در صورتی که دولت افغانستان بتواند روند مذاکرات پیچیده و دشوار صلح با گروه طالبان را با موفقیت به پیش ببرد، میتوان به تامین امنیت خط لوله تاپی امیدوار بود. البته افغانستان در این رابطه به کمک و همکاری پاکستان نیاز دارد. خواجه محمد آصف، وزیر دفاع اسبق پاکستان در زمان مذاکرات مربوطه، به صراحت وعده داده بود که پاکستان از نفوذش بر طالبان برای تامین امنیت تاپی استفاده خواهد کرد. هرچند دولت افغانستان با صدور بیانیه ای این اظهارات را مداخله غیرمسئولانه در افغانستان خواند و محکوم کرد و اعلام نمود که جلب حمایت طالبان از تاپی باید بخشی از توافق سیاسی به رهبری حکومت افغانستان باشد؛ نه معامله ای بین پاکستان و طالبان.
حضور داعش در افغانستان نیز از چالشهای نوین دولت اشرف غنی محسوب میشود. وقوع درگیری میان عناصر وابسته به داعش با نیروهای طالبان در مناطق مختلف افغانستان و انجام چند عملیات انتحاری و تروریستی توسط این گروه در مناطقی چون ننگرهار، موجب پیچیدگی هر چه بیشتر شرایط امنیتی این کشور شده است. همین موضوع به سهم خود بر نگرانیهای امنیتی دولت افغانستان در رابطه با تامین امنیت خط لوله تاپی افزوده است. در واقع دورنمای امیدوارکننده ای برای تامین امنیت خط لوله تاپی در افغانستان وجود ندارد.
سومین مقصد در پروژه خط لوله تاپی کشور پاکستان است. در این بخش از برنامه با شما درباره نقش این کشور در پروژه تاپی و ملاحظات اقتصادی سیاسی و امنیتی مربوط به آن در این کشور سخن خواهیم گفت. لطفا ما را همچنان همراهی کنید.
کشور ١٨٢ میلیون نفری پاکستان با جمعیت رو به رشد، همواره با مشکل تامین انرژی مواجه بوده است. بسیاری از شهرهای بزرگ این کشور با مشکل روزانه ساعتها قطعی برق مواجه هستند. از سال 2009 به بعد، تولید داخلی گاز دیگر کفاف نیازهای داخلی این کشور را نمیدهد و هر سال بر شکاف میان تولید داخلی و نیازهای گازی این کشور افزوده میشود. انتظار میرود تا سال 2025 میلادی نیاز به مصرف گاز پاکستان حدود 290 میلیون متر مکعب در روز ، حدود سه و نیم برابر بیشتر از تولید داخلی باشد. این واقعیت دلیل علاقه این کشور برای تامین گاز از کشورهای منطقه از جمله ایران و ترکمنستان را آشکار می کند.
با این وجود، شرایط امنیتی افغانستان، مهمترین چالش دولت این کشور در اجرای خط لوله تاپی به شمار میرود. به عنوان مثال، ولایت نا آرام هلمند از جمله مناطقی است که خط لوله گاز تاپی از آن عبور خواهد کرد. آینده خط لوله تاپی در افغانستان تا حد بسیار زیادی به روند مذاکرات صلح دولت اشرف غنی با طالبان پیوند خورده است. طالبان به طور سنتی نشان داده است در صورتی که سهم سیاسی و اقتصادی خود را از خطوط انتقال انرژی دریافت کند، مخالفتی با آن نخواهد داشت. حتی در اواخر دهه 1990 یعنی زمانی که طرح انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان مطرح گردید، هیئتی از طالبان برای رایزنی و مذاکره در این باره عازم آمریکا شد. البته تحولات بعدی، به ویژه حادثه یازده سپتامبر و حمله نظامی آمریکا به افغانستان، مانع از تحقق همکاری طالبان در زمینه احداث خط لوله گاز شد.
وحید مژده پژوهشگر و کارشناس مسایل سیاسی در افغانستان در خصوص همکاری طالبان با شرکت های انرژی امریکایی می گوید: دعوت شرکت های امریکایی از نمایندگان طالبان برای نشان دادن زیرساختها و توان مالیشان در امریکا به افراد گروه طالبان بود، طالبان نیز خواستار امتیازهای همانند ساخت همزمان جاده کابل-هرات، ساخت شهرکها در مسیر عبور خط لوله برای کارگران و محاسبه قیمت حق العبور متناسب با افزایش قیمت گاز بود.
بنابراین، در صورتی که دولت افغانستان بتواند روند مذاکرات پیچیده و دشوار صلح با گروه طالبان را با موفقیت به پیش ببرد، میتوان به تامین امنیت خط لوله تاپی امیدوار بود. البته افغانستان در این رابطه به کمک و همکاری پاکستان نیاز دارد. خواجه محمد آصف، وزیر دفاع اسبق پاکستان در زمان مذاکرات مربوطه، به صراحت وعده داده بود که پاکستان از نفوذش بر طالبان برای تامین امنیت تاپی استفاده خواهد کرد. هرچند دولت افغانستان با صدور بیانیه ای این اظهارات را مداخله غیرمسئولانه در افغانستان خواند و محکوم کرد و اعلام نمود که جلب حمایت طالبان از تاپی باید بخشی از توافق سیاسی به رهبری حکومت افغانستان باشد؛ نه معامله ای بین پاکستان و طالبان.
حضور داعش در افغانستان نیز از چالشهای نوین دولت اشرف غنی محسوب میشود. وقوع درگیری میان عناصر وابسته به داعش با نیروهای طالبان در مناطق مختلف افغانستان و انجام چند عملیات انتحاری و تروریستی توسط این گروه در مناطقی چون ننگرهار، موجب پیچیدگی هر چه بیشتر شرایط امنیتی این کشور شده است. همین موضوع به سهم خود بر نگرانیهای امنیتی دولت افغانستان در رابطه با تامین امنیت خط لوله تاپی افزوده است. در واقع دورنمای امیدوارکننده ای برای تامین امنیت خط لوله تاپی در افغانستان وجود ندارد.
سومین مقصد در پروژه خط لوله تاپی کشور پاکستان است. در این بخش از برنامه با شما درباره نقش این کشور در پروژه تاپی و ملاحظات اقتصادی سیاسی و امنیتی مربوط به آن در این کشور سخن خواهیم گفت. لطفا ما را همچنان همراهی کنید.
کشور ١٨٢ میلیون نفری پاکستان با جمعیت رو به رشد، همواره با مشکل تامین انرژی مواجه بوده است. بسیاری از شهرهای بزرگ این کشور با مشکل روزانه ساعتها قطعی برق مواجه هستند. از سال 2009 به بعد، تولید داخلی گاز دیگر کفاف نیازهای داخلی این کشور را نمیدهد و هر سال بر شکاف میان تولید داخلی و نیازهای گازی این کشور افزوده میشود. انتظار میرود تا سال 2025 میلادی نیاز به مصرف گاز پاکستان حدود 290 میلیون متر مکعب در روز ، حدود سه و نیم برابر بیشتر از تولید داخلی باشد. این واقعیت دلیل علاقه این کشور برای تامین گاز از کشورهای منطقه از جمله ایران و ترکمنستان را آشکار می کند.
با این وجود، دولت پاکستان برای عملیاتی ساختن پروژه خط لوله تاپی با مشکلات و چالشهای متعددی مواجه است. بیشترین بخش خط لوله تاپی در داخل پاکستان از ایالت بلوچستان میگذرد. جدایی طلبان منطقه بلوچستان همواره در اعتراض به توزیع ناعادلانه منابع ملی از جمله گاز طبیعی، علیه دولت مرکزی شورش کرده اند. دومین مشکل و چالش مهم پیشروی دولت پاکستان، تهدیدات ناشی از فعالیتهای تروریستی و خرابکارانه گروه طالبان است که از ظرفیت و توانایی اجرای عملیات در عمق خاک پاکستان و افغانستان برخوردار است. با این وجود، چند دستگی در بین نیروهای طالبان پس از مرگ ملاعمر و برخی اختلافات میان طالبان پاکستانی و طالبان افغانی و نیز روند نامشخص مذاکرات صلح میان گروه طالبان با دولت افغانستان موجب شده است دولت و ارتش پاکستان مسیر بسیار دشواری را در تضمین امنیت خط لوله تاپی در قبال تهدیدات گروه طالبان در پیش رو داشته باشند.
علاوه بر اختلافات سنتی و دیرپا میان هند و پاکستان در موضوع کشمیر، اختلافات افغانستان و پاکستان در مورد خط مرزی دیوراند نیز شرایط دشواری را پیشروی دولت پاکستان در اجرایی ساختن خط لوله تاپی قرار داده است. به این موارد باید اتهام ها به اسلام آباد مبنی بر استفاده ابزاری از تروریسم و افراطگرایی و همچنین موقعیت مالی ضعیف پاکستان در تامین اعتبار برای پروژههای خط لوله را نیز افزود. پروژه خط لوله تاپی برای پاکستان توجیه اقتصادی نخواهد داشت مگر آن که مقصد خط لوله کشور دیگری مانند هند باشد تا پاکستان بتواند از عواید حاصل از حق ترانزیت گاز به آن استفاده کند.
هند چهارمین و آخرین بخش از خط لوله انتقال گاز تاپی است . در منطقه جنوبی آسیا، هند از متقاضیان بزرگ انرژی محسوب میشود. جهش اقتصادی هند پس از دهه ١٩٩٠ گستردگی جغرافیایی، رشد جمعیت و افزایش سطح زندگی در دهه های اخیر، موجب افزایش سریع تقاضای انرژی در این کشور شده است و به همین دلیل، موضوع تامین انرژی و امنیت انرژی به دغدغه استراتژیکی این کشور تبدیل شده است. نفت خام ٢٤ درصد و گاز طبیعی نیز ٧ درصد از نیاز هند به انرژی را تامین می کنند. اما زغال سنگ که آلودگی زیست محیطی آن بسیار بالا است، با سهم 24 درصدی، اولین تامین کننده انرژی در هند محسوب می شود. دولت هند بر آن شده است تا به تدریج گاز طبیعی را جایگزین دیگر سوختهای مصرفی کند. هند برای تامین انرژی بلندمدت که برای تداوم رشد اقتصادی و رسیدن به نرخ رشد بالا، ضروری است، در سیاست خارجی خود به روابط با تولیدکنندگان انرژی به ویژه تولید کنندگان گاز، از جمله ترکمنستان، جایگاه خاصی داده است. از اینرو، حضور و مشارکت هند در خط لوله گازی تاپی را باید در راستای نیاز استراتژیک هند در حوزه انرژی دانست.
البته خط لوله صلح که قرار بود منابع گاز ایران را به پاکستان و بعد به هند برساند، توجیه اقتصادی قوی تری داشت اما عوامل متعددی موجب تعلل طرف پاکستانی در اجرای طرح خط لوله صلح شدند. از جمله این عوامل، اعمال تحریم های ناعادلانه شورای امنیت، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران در جریان پرونده هستهای بود. مناسبات نزدیک و راهبردی هند با ایالات متحده آمریکا، به ویژه در چهارچوب دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ Greater Central Asia » و استراتژی «راه ابریشم جدید New Silk Road » نیز در سطح منطقه آسیای مرکزی، افغانستان و آسیای جنوبی، عامل دیگری بود که مانع تحقق خط لوله صلح شد. بر اساس همین دلایل توجه هند و پاکستان به پروژه احداث خط لوله تاپی جلب کرد.
البته شرایط امنیتی نامناسب افغانستان، تهدیدات جریانهای افراطی چون طالبان، القاعده و داعش و نیز افزایش تنش میان هند و پاکستان در موضوع کشمیر، موجب نگرانی جدی هند درباره عملیاتی شدن خط لوله تاپی شده است. به همین دلیل هندوستان به موازات پروژه تاپی، با هدف کاهش وابستگی به صرفا یک گذرگاه و افزایش ضریب امنیت عرضه انرژی، بخشی از انرژی مورد نیاز خود را به صورت LNG با کشتی و بیشتر از شرکت پترونت Petronet قطر وارد می کند.