در این قسمت به بررسی ملاحظات اقتصادی و سیاسی مقصد این خط لوله انتقال گاز، یعنی هند، می پردازیم.

هند مقصد دوخط لوله مهم گاز بوده است. در خط لوله "صلح" که طرح پیشنهادی ایران بود، قرار بود گاز ایران از طریق پاکستان به هند صادر شود. این طرح علیرغم استقبال اولیه، به دلیل ملاحظات و مداخلات برخی از کشورهابویژه امریکا، هنوز به نتیجه نرسیده است. در چارچوب این طرح، ایران متعهد می شود که به مدت 25 سال به قیمت توافقی به پاکستان و هند گاز بفروشد. گفته می شد با توجه به حجم گاز صادراتی ایران و قیمت آن، اجرایی شدن طرح خط لوله صلح می توانست به انقلاب انرژی در هند منجر شود. این خط لوله اقتصادی ترین طرح انتقال گاز در این منطقه از جهان محسوب می شد. ایران نام صلح را برای این خط لوله انتخاب کرده بود زیرا می توانست با ایجاد پیوندهای اقتصادی بین پاکستان و هند و ایجاد نوعی منافع اقتصادی مشترک بین آن ها، از اختلافات دو طرف بکاهد و به برقرای صلح کامل در منطقه شبه قاره کمک کند.فریدرک ستار، رئیس موسسه قفقاز دانشگاه جان هاپکینزدر خصوص نقش خطوط انتقال انرژی در جهان گفته بود: هر کسی که بتواند مسیر پایپ لاین های (خطوط لوله) انرژی را کنترل کند، می تواند در آینده بخش وسیعی از سرنوشت جهان را نیز رقم بزند.

طرح اولیه خط لوله صلح در سال ۱۹۹۴ مطرح شد و یک سال بعد به امضای سه طرف قرارداد رسید. کارشناسان هزینه احداث خط لوله انتقال گاز صلح را 4 و نیم تا حداکثر 7 میلیارد دلار محاسبه کرده بودند. خط لوله صلح که طرح آن 1990 ارائه شد، 2700  کیلومتر طول دارد. از این میان 1100 کیلومتر آن در خاک ایران کشیده میشد. این خط لوله در فاز دوم، یعنی در پاکستان، 780 کیلومتر بود و برای این که به مراکز مصرف در هند برسد 600 کیلومتر را هم در خاک این کشور طی می کرد. اگر این طرح به انجام برسد، روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز به پاکستان و هند، صادر می شود که 90 میلیون متر مکعب آن، سهم هند بود. با توجه به مصرف روزانه 600 میلیون متر مکعب گاز در سال 2019 در هند، این خط لوله می تواند تامین حداقل 15 درصد گاز مصرف هند را به مناسب ترین نرخ تضمین کند. اما تحت فشارهای آمریکا و رقبای منطقه ای ایران مانند عربستان سعودی، این طرح که برای منطقه نه تنها به لحاظ اقتصادی بسیار سودمند بود بلکه به لحاظ سیاسی و امنیتی صلح آفرین بود، به حاشیه رانده شده است. 

طرح جایگزین خط لوله انتقال صلح، پروژه گاز تاپی بود. در منطقه جنوبی آسیا، هند از متقاضیان بزرگ انرژی محسوب می­شود. جهش اقتصادی هند پس از دهه ١٩٩٠ ، گستردگی جغرافیایی، رشد جمعیت و ارتقای سطح زندگی در دهه­ های اخیر، موجب افزایش سریع تقاضای انرژی در این کشور شده است و به همین دلیل، موضوع تامین انرژی و امنیت انرژی، به دغدغه استراتژیکی این کشور تبدیل شده است.بیش از ٤٢ درصد از انرژی مورد نیاز هند را ذغال سنگ تامین می­کند که این امر علاوه بر هزینه اقتصادی، آلودگی شدید زیست محیطی را نیز برای این کشور در پی داشته است. در این بین، سهم نفت خام ٢٤ درصد و سهم گاز طبیعی نیز در تامین نیازهای انرژی هند ٧ درصد است. هند به منظور تداوم رشد اقتصادی و رسیدن به نرخ رشد مطلوب ناگزیر به برقراری روابط با تولیدکنندگان انرژی برای تامین بلندمدت انرژی است و تولیدکنندگان اصلی حامل های انرژی، در سیاست خارجی هند از جایگاه ویژه­ای برخوردارند. به همین دلیل هند به گزینه­ های مختلف واردات گاز به عنوان مثال از بنگلادش، ایران، قطر، میانمار و ترکمنستان توجه نشان داده است. حسن محسنی فرد، پژوهشگر مسایل سیاسی در ایران در زمینه مشارکت هند در طرح تاپی اعتقاد دارد:  هند نیز همچون پاکستان از طریق عضویت در طرح تاپی، می کوشد دستاویز مناسبی برای چانه زنی و تأمین همزمان منافع خود از ایران و آمریکا بر سر خرید گاز طبیعی، چه از طریق خط لوله صلح یا خط لوله تاپی، پیدا کند. از نظر سیاسی و استراتژیک نیز، هند با مشارکت در این طرح به نوعی حضور خود را در منطقه آسیای مرکزی تثبیت و تقویت کرده است. افزون بر اینکه دسترسی این کشور به انرژی خزر از ملزومات رقابت هند در آینده با کشورهای روسیه، چین و آمریکا در این منطقه بحساب می آید.

برای کاهش وابستگی هند به ذغال سنگ که آلودگی­های زیست محیطی زیادی به همراه دارد، می بایست سوخت پاک تری جایگزین شود. گاز در مقایسه با ذغال سنگ با سیاست های حفظ محیط زیست، همخوانی بسیار بیشتری دارد. اما تولید گاز در داخل این کشور اندک است و نیاز سوختی هند را تامین نمی کند. توجه جامعه جهانی به گاز طبیعی به عنوان سوختی با آلودگی کمتر و حمل آسان تر، دولت هند را بر آن داشت تا به تدریج گاز طبیعی را جایگزین دیگر سوخت­های مصرفی کند. از این­رو، تمایل هند به حضور و مشارکت در دو طرح خط لوله گازی مهم، یعنی خط لوله صلح مربوط به ایران، پاکستان و هند و طرح خط لوله تاپی، مربوط به ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند را باید در راستای این نیاز اقتصادی و استراتژیک هند در حوزه انرژی دانست.

 پویایی و تحرک بیشتر هند در خط لوله تاپی، در قیاس با خط لوله صلح، ریشه در عوامل متعددی دارد. از جمله مهم ترین آن ها می توان به  اعمال تحریم­های ناعادلانه شورای امنیت، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران در جریان پرونده فعالیت های صلح آمیز هسته ­ای و مناسبات نزدیک و راهبردی هند با ایالات متحده آمریکا اشاره کرد. هند و آمریکا به ویژه در چهارچوب دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ»Greater Central Asia  و «استراتژی راه ابریشم جدید» New Silk Road  در سطح منطقه آسیای مرکزی، افغانستان و آسیای جنوبی، همکاری های گسترده ای را رقم زده اند. نارندرا مودی ، نخست وزیر کشور هند، در یکی از سخنرانی خود اعلام کرد که رابطه اقتصادی با آمریکا برای هند اهمیت زیادی دارد. وی گفت قرار گرفتن در برابر آمریکا در جامعه جهانی به معنای انزوای اقتصادی و سیاسی است که می‌تواند تبعات بسیار مخربی را برای اقتصاد کشور به همراه داشته باشد و هند هرگز به دنبال انزوا نیست .

یکی دیگر از عوامل جایگزینی طرح تاپی به جای خط لوله صلح، تعلل طرف پاکستانی در عملیاتی کردن این طرح بود. پاکستان علت عدم آغاز عملیات اجرایی آن را ناتوانی در تأمین هزینه‌ها عنوان کرد و از شرکت‌های ایرانی، روسی و چینی خواست به عنوان مجری ساخت خط لوله، با اسلام آباد مشارکت کنند. مشارکت مورد نظر پاکستان اعطای وام ۵۰۰ میلیون دلاری تهران به اسلام آباد بود که این پیشنهاد از سوی تهران رد شد، چرا که از عزم جدی هند برای ادامه مسیر خط لوله در خاک ایران اطمینانی وجود نداشت.

طرح اولیه ساخت خط لوله صلح که حوزه‌های گاز خلیج فارس را به کراچی، اصلی‌ترین بندر صنعتی در دریای عمان ، وصل می‌کرد، در سال ۱۹۹۵ از سوی کشورهای ایران و پاکستان به امضا رسیده بود. رویکرد هند به منابع انرژی آسیای مرکزی به عنوان جایگزین منابع انرژی منطقه غرب آسیا نیز در تغییر جهت نگاه ها از طرح خط لوله صلح به پروژه تاپی نقش داشت. همین موضوع موجب حضور جدی و فعالانه هند در خط لوله تاپی شده است.

شرایط امنیتی نامناسب افغانستان، تهدیدات طالبان، القاعده و داعش و نیز افزایش تنش میان هند و پاکستان در موضوع کشمیر، از جمله نگرانی­های جدی هندی­ها برای عملیاتی شدن خط لوله تاپی به شمار می­رود. به همین دلیل است که هند به موازات مذاکرات با پاکستان در مورد خطوط لوله صلح و تاپی، با هدف کاهش وابستگی به یک گذرگاه و همچنین برای افزایش ضریب امنیت عرضه انرژی، بخشی از انرژی مورد نیاز خود را به صورت LNG با کشتی و بیشتر از شرکت پترونت Petronet قطر وارد می کند. این امر بیانگر آن است که اگر روابط هند و پاکستان دستخوش بحران­های سیاسی شود، واردات گاز هند به صورت LNG یعنی به شکل گاز مایع، افزایش خواهد یافت. واردات گاز از طریق خط لوله مقرون به صرفه تر از وارد کردن گاز مایع است زیرا برای تبدیل گاز مایع به منظور حمل با کشتی و دوباره تبدیل همان مایع به گاز برای رساندن آن به مصرف کننده ها، نیازمند تاسیسات ویژه ای است که البته هزینه بر است.

دی ۰۹, ۱۳۹۹ ۱۲:۳۶ Asia/Tehran