خطوط انتقال انرژی، آمیزه اقتصاد و سیاست (4): انگیزه های اقتصادی و سیاسی افغانستان و پاکستان
در این قسمت به انگیزه های اقتصادی و سیاسی کشورهای افغانستان و پاکستان که در مسیر خط لوله تاپی قرار دارند می پردازیم.
پروژه تاپی از جمله معدود پروژههای منطقه ای است که برای افغانستان نیز جایگاه مهمی تعریف نموده است. افغانستانی ها به کسب میلیونها دلار از طریق عوارض عبور خط لوله از افغانستان و همچنین به افزایش اشتغال می اندیشند. ضمن آن که افغانستان از این طریق میتواند میزانی از گاز مورد نیاز خود را نیز تامین نماید. «داوود شاه صبا Davood Shah Saba»، وزیر وقت معادن و نفت دولت افغانستان، در نشست آغاز عملیات احداث خط لوله تاپی در فوریه 2018، این پروژه را سرآغاز پروژه های زیربنایی افغانستان نامید. وی گفت بخشی از گاز اختصاص داده شده به افغانستان، برای تولید برق در هرات استفاده خواهد شد و براساس یکی از توافقات صورت گرفته، افغانستان میتواند گاز اضافه خود را بفروشد. همچنین، خط انتقال برق نیز در مسیر تاپی از ترکمنستان به پاکستان احداث می شود. افغانستان امیدوار است اجرای کامل خط لوله تاپی، اقتصاد این کشور را به اقتصاد منطقه و همچنین به اقتصاد فرامنطقه ای پیوند بزند. اظهارات اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در مراسم امضاء توافقنامه تاپی گویای همین امر است. وی ابراز امیدواری کرد که افغانستان به موازات آن که گاز ترکمنستان را به هند و پاکستان ترانزیت می کند، کشورش به یک مسیر ترانزیتی برای چین نیز تبدیل شود.
با این وجود، نگرانیهای جدی که در مورد شرایط امنیتی افغانستان مطرح میشود، مهمترین چالش دولت این کشور در اجرای خط لوله تاپی به شمار میرود. به عنوان مثال، ولایت نا آرام هلمند از جمله مناطقی است که خط لوله گاز تاپی از آن عبور خواهد کرد. آینده خط لوله تاپی در افغانستان تا حد بسیار زیادی به روند مذاکرات صلح دولت اشرف غنی با طالبان پیوند خورده است. طالبان به طور سنتی نشان داده است در صورتی که سهم سیاسی و اقتصادی خود را از خطوط انتقال انرژی دریافت کند، مخالفتی با آن نخواهد داشت. حسین رحیمی کارشناس مسائل نفت و انرژی در ایران در مورد نقش طالبان در پروژه تاپی معتقد است: طالبان به پروژه تاپی به عنوان پروژه ملی می نگرد و اعلام حمایت طالبان شاخه ملا رسول از این پروژه نشان می دهد که تاپی می تواند فرصت همگرایی را در این کشور به وجود آورد.
بنابراین، در صورتی که دولت افغانستان بتواند روند مذاکرات پیچیده و دشوار صلح با گروه طالبان را با توجه به اختلافات داخلی این گروه پس از مرگ ملاعمر و نیز ملاحظات و دخالتهای پاکستان به پیش ببرد، میتوان به تامین امنیت خط لوله تاپی امیدوار بود. اما چند دستگی در داخل طالبان مانع بزرگی برای توافق با این گروه در هر زمینه ای است. باید به این معضل، حضور و نفوذ داعش در افغانستان را هم افزود که می تواند هر گونه توافق احتمالی با طالبان را بی اثر کند. مذاکره با طالبان که راهکار مطرح شده برای تامین امنیت تاپی معرفی شده است با موانع دیگری نیز روبرو است.
گرچه قرار است خط لوله تاپی بین کشورهای مسیر عبور خط لوله به نوعی پیوستگی اقتصادی بوجود آورد اما گاه به عامل تنش زا در روابط افغانستان و پاکستان تبدیل شده است. از جمله موارد آن، موضوع مذاکره با طالبان برای جلب موافقت آن ها با احداث این خط لوله است. خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، اعلام نمود که پاکستان از نفوذش بر طالبان برای تامین امنیت تاپی استفاده خواهد کرد. در مقابل، دولت افغانستان با صدور بیانیه ای این اظهارات را مداخله غیرمسئولانه در امور افغانستان معرفی و آن را محکوم کرد و اعلام نمود که «جلب حمایت طالبان از تاپی باید بخشی از توافق سیاسی به رهبری حکومت افغانستان باشد؛ نه معامله ای بین پاکستان و طالبان. فرزاد رمضانی بونش، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل منطقه ای معتقد است: گذر خط گاز تاپی از افغانستان منافع عینی و واقعی چند کشور منطقهای و جهانی را با همدیگر گره می زند و کشورهای همسود مجبورند به منافع خود توجه نمایند، در این زمینه تأمین امنیت افغانستان نیز فراهمتر میگردد. در نگاهی دیگر از دید بسیاری در کابل در واقع عبور خط لوله از افغانستان و گذر به پاکستان و هندوستان موجب کاهش انگیزه پاکستان در نقش آفرینی منفی در افغانستان خواهد شد. در این میان کابل انتظار دارد پروژه تاپی منافع کشورها را از تقابل با یکدیگر در افغانستان به سیاست تحمل پذیری تشویق خواهد کند.
پاکستان سومین کشور در مسیر خط لوله تاپی است. کشور ١٨٢ میلیون نفری پاکستان با جمعیت رو به رشد، همواره با مشکل تامین انرژی مواجه بوده است. بسیاری از شهرهای بزرگ این کشور با مشکل روزانه ساعتها قطعی برق مواجه هستند. در کنار آن، افزایش تقاضا برای گاز در صنایع را نیز باید اضافه کرد. گزارش وزارت اقتصاد پاکستان حاکی از آن است که از سال 2009 میلادی به بعد، تولید داخلی گاز دیگر کفاف نیازهای داخلی این کشور را نمیدهد و هر سال بر شکاف میان تولید داخلی و نیازهای گاز مصرفی این کشور افزوده میشود. به گونه ای که انتظار میرود تا سال 2025 نیاز پاکستان به مصرف گاز حدود 290 میلیون متر مکعب در روز باشد که در حدود سه و نیم برابر بیشتر از میزان تولید داخلی گاز در این کشور خواهد بود. در همین راستا، پیش بینی می شود پاکستان تا سال 2020 به واردات روزانه 70 میلیون متر مکعب گاز نیاز داشته باشد.
بنابراین، حجم کم گاز تولیدی در داخل پاکستان موجب علاقه این کشور برای تامین گاز از همسایگان خود از جمله ایران، از طریق خط لوله پیشنهادی موسوم به خط لوله صلح و از ترکمنستان، از طریق خط لوله تاپی شده است. اظهارات نواز شریف، نخست وزیر وقت پاکستان در سال 2015 به روشنی گویای اهمیت خط لوله تاپی برای پاکستانی ها است. وی گفت پاکستان ارزش بالایی برای خط لوله تاپی قائل است و بر انجام آن متعهد است. وی افزود با تکمیل این پروژه پاکستان قادر خواهد بود از گاز ترکمنستان استفاده نماید و بر بحرانی که این کشور در بخش انرژی با آن مواجه است، غلبه کند.
با این وجود، دولت پاکستان برای عملیاتی ساختن پروژه خط لوله تاپی با مشکلات و چالشهای متعددی مواجه است. بیشترین بخش خط لوله تاپی در داخل پاکستان، از ایالت بلوچستان میگذرد. منطقه ای که جدایی طلبان بلوچ همواره به بهانه اعتراض به توزیع ناعادلانه منابع ملی، از جمله گاز طبیعی، علیه دولت مرکزی اقدام به شورش نموده اند. ارتش پاکستان عملیات متعددی را برای سرکوب مخالفین در این منطقه انجام داده است. با این وجود همچنان بیم و نگرانی از تحرکات جدایی طلبان و ناراضیان ایالت بلوچستان هنوز به طور کامل برطرف نشده است، آنها، افتتاح مسیر غربی «کریدور اقتصادی چین- پاکستان» در 30 دسامبر 2015 را اقدامی از سوی نواز شریف برای به حاشیه بردن ایالت بلوچستان تعبیر نمودند. به همین دلیل، نواز شریف در سخنانی که در مراسم افتتاحیه پروژه تاپی در افغانستان ایراد نموده بود اظهار داشت: «ما باور داریم که بلوچستان در تمام منابعی که در این ایالت کشف شده است، حق زیادی دارد". در واقع، این اظهارات کوششی از طرف نخست وزیر وقت پاکستان برای جلب رضایت ساکنان ایالت بلوچستان برای اجرای طرح تاپی بود.
دومین مشکل و چالش مهم پیشروی دولت پاکستان، تهدیدات ناشی از فعالیتهای خرابکارانه گروه طالبان است که از ظرفیت و توانایی اجرای عملیات در عمق خاک پاکستان و افغانستان برخوردار است. به همین دلیل، «خواجه محمد آصف Khajeh Mohammad Asef»، وزیر وقت دفاع پاکستان، در دسامبر 2015 اعلام نمود که نگرانی های امنیتی که در خاک افغانستان برای حفظ امنیت خط لوله تاپی وجود دارد، باید حل شود و در اینباره با طالبان نیز مذاکره شده است. به جز چند دستگی در بین نیروهای طالبان پس از مرگ ملاعمر، برخی اختلافات میان طالبان پاکستانی و طالبان افغانی به نوبه خود مشکل ساز است. به علاوه روند نامشخص مذاکرات صلح میان گروه طالبان با دولت افغانستان نیز موجب شده است دولت و ارتش پاکستان مسیر بسیار دشواری را در تضمین امنیت خط لوله تاپی در برابر تهدیدات گروه طالبان در پیش رو داشته باشد. هر چند گروه طالبان ارتباط تنگاتنگی با ارتش و نهادهای امنیتی پاکستان دارد ولی چنددستگی در آن مانع وحدت رویه و یا هماهنگی کامل طالبان با پاکستان در پروژه خط لوله تاپی می شود.
مشکل دیگر در بخش سوم مسیر تاپی، یعنی در قلمروی پاکستان، اختلافات این کشور با مقصد تاپی، یعنی با هند است. اختلافات سنتی و دیرپایی میان هند و پاکستان در موضوع کشمیر وجود دارد که از سال 2016 افزایش یافته است. اختلافات پاکستان با افغانستان درباره خط مرزی دیوراند مزید بر علت شده است. به علاوه اتهام افغانستان به پاکستان مبنی بر حمایت ابزاری و سیاسی اسلام آباد از تروریسم و افراطگرایی نیز شرایط دشواری را پیشروی دولت پاکستان در اجرایی ساختن خط لوله تاپی قرار داده است. موقعیت مالی ضعیف پاکستان تامین اعتبار برای پروژه های خط لوله را نیز مشکل کرده است. این پروژه ها برای پاکستان توجیه اقتصادی نخواهد داشت؛ مگر آن که مقصد خط لوله کشور دیگری مانند هند باشد. بدین معنی که بتواند به عواید حاصل از حق ترانزیت آن دست یابد. در واقع، عبور خط لوله ترکمنستان به هند از خاک پاکستان، این کشور را قادر میسازد تا بخشی از نیازهای خود به انرژی را از این طریق و با نرخ ارزان تر رفع نماید که به موازات آن، موقعیت استراتژیکی پاکستان به عنوان یک کشور گذرگاهی در تجارت جهانی انرژی را نیز ارتقا خواهد بخشید.